امروز سه شنبه  ۷ مهر ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز سه شنبه  ۷ مهر ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی
به‌یاد سیدفرهاد تقدسی، تصویربردار شهید شبکه پرس‌تی‌وی در افغانستان
به‌یاد سیدفرهاد تقدسی، تصویربردار شهید شبکه پرس‌تی‌وی در افغانستان

خون‌بهای روایت حقیقت

مشاهده ۶۲
۱۴۰۵/۰۶/۳۱- ۰۹:۱۲

محمد روحی، مدیر اسبق دفتر نمایندگی سازمان صداوسیما در کابل در یادداشتی به‌یاد سیدفرهاد تقدسی نوشت: در سپهر پرغبار کابل سال ۱۳۹۰، شهری که زیر چکمه‌های اشغالگران، طعم تلخ جنگ و تجاوز را می‌چشید، ساختمانی در قلب پایتخت افغانستان فراتر از یک دفتر رسانه‌ای بود.

به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه یادداشت آمده: آنجا در دفتر شبکه پرس‌تی‌وی حقیقتی نفس می‌کشید که برای صاحبان قدرت در واشنگتن و ناتو، تاب‌آوردنی نبود. روایت سیاست و موشک‌ آن روزها هم بر هر حرکتی خلاف تبلیغات رسانه‌های جریان اصلی سایه می‌افکند؛ مثل حالا که در تجاوز امریکایی‌صهیونی بارها صداوسیما را هدف کینه‌توزی دشمنان قرار داد. آنجا موشک به میان آمد تا صدای حقیقت را خاموش کند، اینجا هم.
سال 1390، در کابل، داستان زندگی جوانی به سرمنزل شهادت رسید که دوربین را به چشم بصیرت بدل کرده بود تا پرده بر چهره حقیقت نکشند؛ سیدفرهاد تقدسی، جوانی که در اوج بهار زندگی، نامش را در تاریخ رسانه‌های مقاومت و مبارزه مردم افغانستان با غارت و اشغالگری ثبت کرد.
فرهاد تنها یک تصویربردار نبود. او میراث‌دار نسلی بود که مفهوم «جهاد» را با گوشت و پوست خود لمس کرده بودند. او فرزند و برادرزاده فرماندهانی بود که روزگاری در برابر ماشین جنگی شوروی ایستاده بودند. وقتی در سی‌ام اردیبهشت سال ۱۳۸۹، در 23 سالگی پشت دوربین پرس‌تی‌وی قرار گرفت، شاید خودش هم نمی‌دانست که این قاب، قرار است قاب ابدیت او باشد. او با آن نگاه محجوب و سربه‌زیری نجیبانه‌اش گویی همیشه چیزی را در افق می‌دید که دیگران از دیدنش عاجز بودند و سرانجام نیز به بخشی جدایی‌ناپذیر از روح آن دفتر و آن حرکت شگفت تبدیل شد.
دفتر پرس‌تی‌وی در کابل آن روزها مجموعه‌ای از جوانان پرشور بود که شب‌ها را نه به تفریح، که به مناجات و نماز شب می‌گذراندند. در دنیایی که هیاهو و جنجال جوانی، سکه‌ رایج بود، فرهاد و دوستانش سکوتی غریب و مقدس داشتند و گاه تا نماز صبح در دفتر مشغول کار بودند و اخبار تحولات افغانستان را لحظه‌ای و گسترده مخابره می‌کردند تا دنیا از واقعیت آنچه در سایه اشغال آن دیار توسط امریکا بر مردم مظلوم افغانستان می‌گذشت، باخبر شود.
آتش خشم اشغالگران اما این عزم راسخ را بی‌پاسخ نگذاشت. گزارش‌های مستند پرس‌تی‌وی از جنایات ناتو در ولایات شرقی ننگرهار، نورستان و کنر، چنان پرده از روی جنایات پنهان سرویس‌های جاسوسی برداشته بود که دولت‌های غربی را به تکاپویِ عذرخواهی واداشت. وقتی هیلاری کلینتون و باراک اوباما ناچار شدند در برابر فشار افکارعمومی‌که توسط همین تصاویر افشاگرانه تهییج شده بود، سر فرود آورند، کینه‌ بدخواهان به اوج رسید. آن‌ها دیگر نمی‌توانستند برق صاعقه‌آسای «چشم حقیقت‌بین» پرس تی‌وی را تحمل کنند.
سه‌شنبه ۲۲ شهریور سال ۱۳۹۰، ساعت 12:30 ظهر زمانی که شهر در آرامشی موقت فرورفته بود، موشک مینی‌کاتیوشای ارتش امریکا حریم این دفتر را شکست. ضربه سهمگین و ناگهانی بود. در آن لحظه آشوب، سیدفرهاد تقدسی در قلب حادثه قرار داشت. جوانی که در تمام مأموریت‌های پرخطر، همراه با خبرنگار وقت شبکه، فائز خورشید، پیش‌قدم گروه بود، این‌بار قربانی کینه‌ای شد که از هراس امریکایی‌ها از افشای حقیقت نشئت می‌گرفت. او درحالی‌که دوربینش هنوز در دستانش بود، زخم‌هایی برداشت که خون‌بهای ایستادگی‌اش در این مسیر بود.
یک هفته در بیمارستان گذشت؛ هفت روز پر از التهاب و امید و دعا. سیدفرهاد اما گویی پیمانش را پیش‌تر با خدا بسته بود. در تاریخ ۲۹ شهریور، وقتی خورشید در کابل غروب می‌کرد، روح بی‌قرار او نیز از کالبد رنجورش جدا شد و به فیض شهادت نائل آمد.
اما شاید عجیب‌ترین بخش این روایت، نه در شهادت او، که در نگاه خانواده‌اش نهفته باشد. پدر و عموی او، که خود کهنه‌سربازان میدان‌های جهاد بودند، وقتی با پیکر غرق در خون عزیزشان روبه‌رو شدند، نه ضجه زدند و نه کمر خم کردند. در نگاه آن‌ها نوعی آرامش برآمده از ایمان موج می‌زد. آن‌ها که دهه‌ها برای شهادت خودشان دعا کرده بودند، حالا شاهد قربانی‌ای بودند که از دامانشان برخاسته بود و با قلبی مطمئن و صدایی که لرزشی در آن نبود، این مرگ را نه یک پایان، که یک پاداش می‌دانستند. آن‌ها به خود و به اطرافیان می‌گفتند: «ما سال‌ها در جنگ بودیم، اما خدا ما را برای این روز، برای این قربانی اسماعیل‌وار، حفظ کرده بود تا امروز مزد صبرمان را بگیریم.»
سیدفرهاد رفت، اما در آن مدت همکاری با شبکه، نه‌تنها گزارشگر تاریخ، که بخشی از تاریخ شد. او نشان داد که گاهی برای ثبت یک واقعه، کافی نیست دوربین در دست داشته باشی؛ گاهی باید جانت را قاب انعکاس آن واقعه کنی. خون او بر دیوارهای دفتر کابل خشکید، اما صدای مظلومیت مردم افغانستان که او و دوستانش با جان‌ودل آن را ضبط کرده بودند، تا ابد در گوش تاریخ باقی ماند. هنوز هم هرگاه نامی از «پرس ‌تی‌وی» در افغانستان برده می‌شود، نام سیدفرهاد تقدسی و دیگر تصویربردار شهید شبکه پرس تی‌وی در افغانستان، یعنی حبیب‌الله حسین‌زاده، چون ستاره‌ای در آن آسمان می‌درخشد.

امتیاز شما

آبادان
مجموعه مستند «کوهستان شرقی» با روایتی از طبیعت گردی در ایران روی آنتن شبکه مستند می رود.

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما