حمیدرضا بهمرد، خبرنگار و پژوهشگر حوزه سینما و تلویزیون در یادداشتی در خصوص برنامه «هزار و یک» نوشت:
در دنیای سینما و تلویزیون، مثالهای متعددی را میتوان برای این قضیه بیان کرد به طوری که با وجود تلاش فراوان سازندگان برای ارائه یک تجربه ماندگار حسی مانند اثر نخستین، این زحمات به ثمر ننشسته و مخاطب مایوس و دلزده، سالن سینما را ترک یا شبکه را عوض میکند. البته در این میان، فیلمها، سریالها و برنامههایی نیز وجود دارند که عبارت ابتدایی این یادداشت را رد میکنند. برنامه «هزار و یک» یکی از این مثالهای نقض است.
با وجود موفقیت چشمگیر برنامه خندوانه در فصول مختلف، شاید کمتر کسی فکر میکرد که «هزار و یک» پس از حدود دو سال و اندی، با وجود تغییراتی ساختاری که مهمترین آنها عدم حضور رامبد جوان به عنوان مجری و کارگردان است، بتواند میراثدار خوبی برای خندوانه باشد. «هزار و یک» با اجرای محسن کیایی به وسیله افزودن بخشهای جذاب و متنوع جدیدی همچون توجه به فعالان موسیقی در استانهای مختلف و یا پرداختن به قصه اعداد در هر قسمت و برقراری تعامل و ارتباطی بیشتر و موثرتر با مردم و افراد حاضر در استودیو، به گونهای عمل کرده است که حتی میتوان آن را به عنوان برنامهای مستقل تماشا کرد و به بحث پیرامون آن پرداخت.
شاید مهمترین بخش برنامه «هزار و یک» همان شعاری است که کیایی هر بار هنگام آغاز برنامه بیان میکند. «برنامهای برای تمام مردم ایران». «هزار و یک» در کنار گپ و گفت با میهمانان شناخته شده مثل بازیگران سینما و تلویزیون، به طرق مختلف با دعوت از میهمانانی از شهرهای گوناگون کشور یا معرفی خوانندگان محلی، سعی در ترویج و تکریم فرهنگ و آداب و رسوم اقوام مختلف ایرانی داشته و به شعار برنامه جامه عمل میپوشاند. این روزها که مجموعههای مختلف برای جذب بیشتر مخاطب اغلب تنها به سراغ گفتوگو با چهرههای مشهور میروند، چنین اقدام ارزشمندی قابل تحسین است.
یکی دیگر از نکات قابل توجه، ایجاد ارتباطی موثر میان برنامه و مردم است. تماشاچیان حاضر در استودیو در ابتدای هر قسمت با اعلام نظر در مورد قصه عدد خاصی که قرار است راجع به آن صحبت شود، در روند برنامه مشارکت میکنند. این تعامل و کنش در قسمتهای مختلف ادامه مییابد.
از اجرای محسن کیایی - که خود از بازیگران توانمند سینمای کمدی به شمار میرود - میتوان ایراداتی گرفت و در برخی بخشها، عدم تسلط کامل او بر اجرای تلویزیونی مشهود است که البته طبیعی به نظر میرسد اما نکته جالب توجه اینجا است که همین نقطه ضعف به واسطه هوش و نبوغ محمد بحرانی – صداپیشه «شخصیت جنابخان» – در شوخی با همین اشتباهات و تپقهای کلامی و البته پذیرش و همراهی صمیمانه کیایی نه تنها آزار دهنده نیست بلکه به نقطه قوتی تبدیل شده و خود دستمایه طنزی برای «هزار و یک» است.
در بند قبل، از لغت «شخصیت» به جای «عروسک» برای جنابخان استفاده شد. معرفی کامل جنابخان از شغل او گرفته تا ماجراهای با مزه ازدواج و فعالیتش در فوتبال، این عروسک جنوبی را به «شخصیت» شدن نزدیک کرده بود اما چیزی که به زعم نگارنده او را به یک «شخصیت ایرانی» بدل کرده و به او جان بخشیده است، استفاده به جا و مناسب بحرانی از ظرفیت جنابخان برای بیان دغدغهها و مشکلات مردم و کمک به رفع آنها است. امری که گواه آن، برگزاری پویش «1001 امید» و آزادی 1254 نفر از زندانیان جرایم غیرعمد توسط برنامه «هزار و یک» و جنابخان با همیاری ستاد مردمی دیه کشور است.
برنامه «هزار و یک» به سنت خندوانه به میهمانان خود هدیهای اهدا میکند با این تفاوت که شاید نظیر آن را در هیچ برنامه دیگری مشاهده نکرده باشیم. پیشکشی بسیار ارزشمند و سرشار از خلاقیت که میبایست به سبب این ایده به تیم طراحان «هزار و یک» آفرین گفت. میهمانان در پایان گفتوگو، یک آینه ظاهرا ساده که در قسمت پایینی آن رمزینهای (QR Code) قرار گرفته، دریافت میکنند. آینهای که به هر مهمان یادآوری میکند که خود را بی کم و کاست با تمام کمالات و نقصهایش ببیند و رمزینهای که محتوای آن، صدای ضبط شده یک یا چند نفر از کسانی است که از صمیم قلب، میهمان برنامه را دوست دارند و پیامیبه یادگار گذاشتهاند تا در لحظات سخت، مرهمیبرایش باشد. البته، گاهی هم تنها یک موسیقی یا آوایی است که میهمان برنامه با شنیدنش آرام میگیرد.
پس از گذشت چند ماه از پخش برنامه، میتوان گفت «هزار و یک» موفق شده است با نگاهی ویژه و درست به فرهنگ ایرانی و تولید برنامهای با طراوت متناسب با سلیقه مردم، توجه مخاطبین را به خود جلب کرده و خانوادهها را برای ساعاتی در مقابل جعبه جادویی تلویزیون بنشاند. با ملاحظه میزان توزیع و نشر قسمتهای گوناگون «هزار و یک» در فضای مجازی میتوان به استقبال گرم مردم از آن بیشتر پیبرد.