به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، همزمان با آغاز پخش این سریال ۳۰ قسمتی، سیروس حسنپور، کارگردان این اثر در گفتوگویی اختصاصی با خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی سازمان صداوسیما از پشتپرده تولید این مجموعه میگوید. بادار، سفری است به عمق ظرفیتهای بومی و فرهنگی استان سیستان و بلوچستان، که در قالب داستانی انسانی و خانوادهمحور روایت میشود. حسنپور در این گفتوگو ضمن تشریح رویکردهای بصری و روایی خود برای نمایش اصالت این منطقه، از چالشهای ساخت، انتخاب بازیگران و پیامهای پنهان در دل داستان سخن میگوید و از امیدش برای احیایهامون پرآب پرده برمیدارد.
عنوان این مجموعه بر چه اساسی انتخاب شده است؟ «بادار» به چه معنایی است؟
ریشه معنایی و لغوی بادار در دو بخش خراسانی و سیستان و بلوچستانی، متفاوت است. در برخی مناطق خراسان جنوبی، مانند روستای اسفاد، بادار به معنی "ارباب" یا "رئیس خانواده" و "محل کار" است که این معنی صحیح است. در سیستان نیز بادار به معنی "مشرف"، "پیشکار"، "سرپرست"، یا "نماینده خان" به کار میرود. این نام به مرور زمان و با توجه به شخصیت جوان بادار در مجموعه انتخاب شد تا مخاطبان بیشتر با آن آشنا شوند، ارتباط بیشتری بگیرند و عنوان مجموعه معنای بیشتری پیدا کند. این واژه، نمادی از مسئولیت، سرپرستی و تلاش برای حفظ و اداره زندگی است که با داستان و پیام اصلی سریال ما همخوانی کامل دارد. برای به تصویر کشیدن ظرفیتهای بومی و فرهنگی سیستان و بلوچستان، چه رویکرد بصری و روایی خاصی را در نظر گرفتید؟ آیا از نمادها یا تکنیکهای خاصی برای نمایش این فرهنگ استفاده کردید؟
وقتی کسی برای اولین بار با فیلمنامهای مربوط به استان سیستان و بلوچستان روبرو میشود، واقعاً نیاز است که در زمینه فیلمسازی و تولید، با تحقیق و پژوهش عمیق پیش برود. من همیشه این رویکرد را در کارهای قبلیام داشتم و درباره مجموعه «بادار» هم همینگونه بود. روز و شبی نبود که نگذرد و من همچنان تلاش نکنم تا بتوانم با تمام خصوصیات و ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی منطقه بیشتر آشنا شوم و آنها را در کار لحاظ کنم تا مخاطب همذاتپنداری بیشتری با مجموعه داشته باشد.
چگونه توانستید زندگی، فرهنگ و دغدغههای مردم این منطقه را با زبانی داستانی و انسانی در هم آمیزید که برای مخاطب عام نیز قابل لمس و جذاب باشد؟
در وهله اول باید بگویم که تجربه چنین کاری را در کارهای قبلیام داشتم اما این کار به دلیل برخی فاکتورها کمی متفاوت و سختتر شد. با این حال، با توجه به شناختی که از منطقه داشتم و شرایط موجود، تلاشم این بود که کار را به واقعیت نزدیک کنم تا جذابیت بیشتری برای مخاطب داشته باشد و مردم بیشتر با مجموعه ارتباط برقرار کنند. این کار یک جور آشنایی و گفتوگو با اقوام و تمدنهاست. مردمانی که در شمال کشور زندگی میکنند، حالا میتوانند با جنس زندگی مردم سیستان و بلوچستان، با فرهنگ، ارزشها و آداب و رسوم بسیار زیبا و درخور توجهشان آشنا شوند. خودم هم این اشتیاق را داشتم و تلاشم این بود که زندگی و مردمان این دیار را به تصویر بکشیم.
انتخاب بازیگران، به خصوص بازیگران شناختهشده در کنار هنرمندان کمتر شناختهشده، چگونه صورت گرفت و چقدر در رسیدن به فضاسازی مورد نظر شما کمک کرد؟
بازیگران کارهای استانی معمولاً در درجه اول هنرمندان بسیار با استعدادی را در خود جای دادهاند و واقعاً کم از هنرمندان و بازیگران حرفهای در تهران ندارند اما متأسفانه، تعداد بازیگرانی که در استانها هستند با توجه به این که این سریال بازیگران زیادی دارد، از نظر کمیت محدودیت وجود داشت. تلاش کردیم با توجه به اشرافی که به فیلمنامه و شخصیتها داشتیم، از همان منطقه استفاده کنیم. بخش اعظم بازیگران از زابل، منطقه زاهدان و حتی چابهار که فیلمبرداری داشتیم، انتخاب شدند. از هر منطقهای از سیستان و بلوچستان که فیلمبرداری داشتیم، از بازیگران محلی استفاده کردیم.
در کارگردانی صحنهها و هدایت بازیگران برای ایفای نقشهایشان، چه نکاتی را مد نظر داشتید تا اصالت و واقعگرایی داستان حفظ شود؟
بر مطالعه و همزیستی بازیگران با فرهنگ منطقه تاکید داشتم، با توجه به این سالهایی که تجربه کسب کردهام و این تجربه کمکم حاصل شده و همچین با توجه به اشرافی که پیدا میکنم، سعی میکنم نقشهایی که وجود دارد را بگردم و کاراکتر مناسب آن را انتخاب کنم. باید از پتانسیل همه اعضا برای بهتر شدن کار استفاده کرد. هدف این مجموعه نمایش زندگی خانوادگی واقعی است که توام با گرما و صمیمت؛ فرهنگ، ظرفیتها و دغدغههای مردم سیستان و بلوچستان را به تصویر میکشد. جمعی از بازیگران توانمند همچون کاوه خداشناس، مهدی میامی، فرشته سرابندی، محمد رشنو، حسین شریفی، رضا خدادادبیگی، آزیتا ترکاشوند، شیوا خسرومهر، فهیمه مؤمنی، هومن برقنورد، نیلوفر کوخانی، بیتا سحرخیز، محمد حسین صفری، امیرسام موسوی، عبدالرضا نصاری، مهدی شیخعیسی و دیگر هنرمندان، در این اثر به ایفای نقش پرداختهاند تا بادار به زبانی داستانی و انسانی، پلی میان فرهنگ غنی این دیار و مخاطبان عام باشد.
مهمترین پیامی که سریال بادار به مخاطبان منتقل میکند چیست و چه تأثیری میتواند بر دیدگاه جامعه نسبت به استان سیستان و بلوچستان بگذارد؟
پیام این مجموعه یک وجه داستانی دارد، یک نگاه ماجراجویانه و یک نگاه فرهنگی به داستان. به نظرم آشنا شدن مخاطب با این داستانها و با توجه به موقعیتهایی که در منطقه سیستان و بلوچستان وجود دارد، میتواند حائز اهمیت باشد. نکته بعدی دربارههامون پر آب است که دچار خشکسالی شده و به دلایل مختلف راه آب بسته شده و منشأ زندگی مردم دچار مشکل شده است. بخشی از داستان دربارههامون و مشکلات مردم است که در این منطقه دست و پنجه نرم میکنند. به نظرم مسئولان میتوانند برایهامون چارهای بیندیشند و راهکارهایی را ارائه دهند تا هامون پر آب شود و زندگی مردم رنگ و بوی دیگری پیدا کند.
با توجه به این که خود شما سریال ترکمنی (بازی نقابها) را با پرداختن به آیینها، خردهفرهنگها و اقوام کار کردید، آیا فکر میکنید این سریال میتواند شروعی برای ساخت آثار بیشتر با تمرکز بر خردهفرهنگها و مناطق کمتر دیده شده ایران باشد؟
اعتقادم این است که بله، میتواند تأثیرگذار باشد و مردم کشورمان با اکثر نقاط کشورمان مانوس و با اقلیمها و اقوام مختلف آشنا شوند. این کار قطعاً تأثیرگذار است. به نظرم باید بیشتر از مرکزگرایی و تهران، فراتر پیش برویم و فیلمها و سریالها ساخته شود؛ به قدری داستانهای خوب و جذابی در اقصی نقاط کشور وجود دارد که میتواند هم مخاطب را راضی کند و هم گنجینههای فرهنگی ما را به نمایش بگذارد. ما تلاش کردیم کار قابل قبولی ارائه دهیم. این در سایه درایت همه عوامل پروژه اتفاق افتاد. رشید حاجتمند تهیهکننده برنامه، بسیار تلاش کرد تا بهترین شرایط را برای ما فراهم کند. تلاش همه عوامل این بود که کاری اثرگذار تهیه شود و ما به هدفمان رسیدیم. این اتفاق در مورد عوامل تولید هم افتاد؛ کسانی که با آنها کار کردیم، از طراحی صحنه، طراح لباس، گریم و… همه دوستان تلاش کردند کار به بهترین شکل ارائه شود. از همینجا از همه دوستانی که دستی در این کار داشتند، مدیرتصویربرداری و همه عوامل سریال تشکر میکنم.
مریم کریمی - خبرنگار