به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، حسین جلالی افزود: یک قومیت و مؤلفههای قوامبخشش، این ظرفیت را دارد که آن قوم خودش را در یک چارچوب کلی در نظر بگیرد و برای خودش هویت خاصی قائل باشد. ما در تولید سریال «سنجرخان» به مسئله هویت از همین منظر نگاه کردهایم. هدف این بود که قهرمانی از یک قوم را به مخاطبان معرفی کنیم؛ قهرمانی که نهتنها در قوم و اقلیم خودش قهرمان است، بلکه ابعاد قهرمانی او برای ملت نیز اهمیت والایی دارد.
وی میافزاید: با نمایش «سنجرخان» مخاطبان کُرد دیدند که رسانه ملی به آنها توجه کرده است. البته باید مسئولان رسانهای درک درستی از اهمیت چنین مسئلهای داشته باشند. در غیراینصورت اگر صداوسیما به عوامل تولید یک سریال هویتمحور توجه کافی نداشته باشد، همه انگیزهها از بین میرود و نشان میدهد که نگاه مدیران هنوز با هویتمحوری همراه نیست.
این تهیهکننده یادآوری میکند: گاهی مجموعههای نمایشی در خصوص برخی اقوام و هویتهای بومی میتواند موجب دلخوریهایی شود و فکر میکنم باید برای این دست تولیدات، سازندگان از همان قوم باشند تا ظرافتهای فرهنگی و خلقوخوی مردم آن زیستبوم را بشناسند و سریالی تولید کنند که رضایت مخاطب را در پی داشته باشد. در هر قومی خصوصیات هویتی و اخلاقی خاص و خطوط قرمزی وجود دارد که نباید به آن بیاحترامیشود. سریالهای هویتی معمولاً قهرمانمحور هستند و تاریخ را روایت میکنند. در این نوع سریالها باید بعدی از قهرمان را که میتواند پیونددهنده باشد، برجسته کنیم و از سایر حواشی بگذریم تا مشکلی پیش نیاید.
جلالی متذکر میشود: اگر قرار باشد تولیدات رسانهای هویتمحور باشند و به بازنمایی اقوام و خردهفرهنگهای گوناگون بپردازند، باید بهصورتی طراحی شوند که مخاطبان هر قومی از دیدن خودشان روی آنتن صداوسیما احساس غرور کنند.
وی با بیان اینکه الگوها و قهرمانانی ناشناخته از اقوام مختلف میتوانند برای جوانان امروزی جذاب باشند و هویتسازی کنند، میافزاید: وقتی یک جوان کُرد، بلوچ، عرب و… قهرمان جوانی را در سریالی در قاب تلویزیون مشاهده میکند، حتماً این نکته از خاطرش میگذرد که با چنین قهرمانانی تاریخ و آبوخاک و هویتی مشترک دارد و دلش برای این سرگذشت مشترک میتپد و بهتر میتواند با قصه همذاتپنداری کند. ازاینرو، صداوسیما برای حرکت در مسیر هویتمحوری میتواند بر سریالهای استانی باکیفیت تکیه کند و با حمایت از آنها به تقویت هویت ملی بپردازد.
این فیلمساز ضمن تأکید بر اینکه آثار نمایشی در تمام دنیا میتوانند فرهنگ و درنتیجه هویت مخاطبان را تحتتأثیر قرار دهند، عنوان میکند: مردم به دلیل سبک زندگی جدید کمتر مطالعه میکنند و شاید یک مجموعه نمایشی جذاب بتواند نکات بسیار مهمی را در زمینههای مختلف تاریخی، روانشناختی، اجتماعی و… به مخاطبان منتقل کند. شاید مخاطب حوصله نداشته باشد زندگی چند صد صفحهای یک اندیشمند یا قهرمان ملی را بخواند، اما احتمال اینکه سریال زندگینامه او را تماشا و به هویت غنی خودش افتخار کند، بیشتر است.
جلالی در ادامه اضافه میکند: انتخاب زبان روایت نیز در بیان قصههای هویتمحور بسیار مهم است. گاهی یک فیلمساز میخواهد برای جشنوارههای خارجی فیلم بسازد و با نمایش نیمه خالی لیوان سیاهنمایی میکند، اما زمانی که نسبت به هویت ملی دغدغه دارد و میخواهد به اصلاح اشکالات بپردازد، نیمه پر لیوان را میبیند، مثلاً وقتی از فرهنگ و هویت قوم بلوچ قصه میگوید، به تاریخ غنی و افتخارآمیز مردم سیستان و بلوچستان نگاه میکند. اگر هنرمند صرفاً از قاچاق و سایر مشکلات این استان بگوید در حق مردم منطقه ظلم کرده است، به این دلیل که اذهان عمومی را نسبت به هموطنان سیستان و بلوچستان خراب میکند.
وی به اهمیت ظرفیت بازارهای فرهنگی منطقه برای عرضه تولیداتی برآمده از هویت ایرانی نیز اشاره میکند و میگوید: مثلاً سریال «جومونگ» برای مخاطبان جذاب شد، چون اصولاً هر قومی دوست دارد با سایر اقوام آشنا شود. ترکیه در همسایگی ایران در سال بیش از ۵۰۰ میلیون دلار سریال میفروشد و یک میلیارد مخاطب دارد و با این کار تنها بازار را در دست نمیگیرد، بلکه فرهنگش را هم صادر میکند و فیلم و سریالهایش تبدیل به سفرای ترکیه میشوند و میتوانند گردشگران را به این کشور دعوت کنند. ما نیز میتوانیم در رنگینکمان قومی و فرهنگی ایران از چنین بازاری بهرهمند باشیم و برای تحقق آن نیاز داریم که تولیدات هویتمحور بیشتری تولید کنیم و تبادلات منطقهای قویتری داشته باشیم.
*گفتگو از فاطمه رستمی