امروز پنج شنبه  ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز پنج شنبه  ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی
سرویس:یادداشت‌ها
تاریخ خبر : جمعه ۲۸ شهریور ۱۴۰۴- ۱۴:۲۶
به بهانه پخش مجدد مجموعه نمایشی «روزی روزگاری» از آی‌فیلم:
بررسی نگاه امرالله احمدجو در آثار ماندگارش
در مورد ویژگی‌های هنری و ساختاری روزی روزگاری و سایر آثار امرالله احمدجو در وهله اول باید به جایگزینی «شخصیت‌محوری» با «قصه­‌محوری» اشاره کرد، خصوصیتی که در «شاخه‌­های بید» و «روزی روزگاری» آغاز شده و در «تفنگ سرپر» و «پشت کوه‌های بلند» به اوج می­‌رسد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، محمد­مهدی زمانی جمشیدی، روزنامه‌نگار به بهانه پخش مجدد مجموعه نمایشی روزی روزگاری از شبکه آی‌فیلم در یادداشتی اختصاصی، نگاهی به آثار امرالله احمدجو و دیدگاه وی به گذشته ایران داشته است. کارگردان و نویسنده باسابقه‌ای که این روزها در کنار داوود میرباقری در پروژه الف ویژه «سلمان فارسی» حضور دارد:  داستان روزی روزگاری با شخصیتی به نام آدم آغاز می‌­شود که خوش­طینت و درستکار و زحمتکش است. این آغاز سه­‌گانه­ تلویزیونی امرالله احمدجو (تاکنون) و پس از فیلم سینمایی شاخه­‌های بید است. شروع مسیر جدیدی که ابعاد فراموش‌شده‌­ای از هویت ایرانی واقعی و نوع متفاوتی از سریال­‌سازی را ارائه داد؛ هویت و اصالت ما که گاه سهوا و حتی گاهی عمدا (توسط برخی جریانهای روشنفکری یا شبه‌روشنفکری) نادیده گرفته شده بود. احمدجو به­‌جای آنکه مردم نسل‌های پیشین ایران (مثلا در اواخر عصر قاجاریه) را مخدوش، منگ، جاهل، عقب‌­مانده و بی‌­قابلیت نشان دهد، اهل زحمت و کار و تلاش به تصویر کشیده، چنانچه واقعا بوده‌­اند (حتی راهزن­‌ها نیز در تلاش و زحمتند، اگرچه در مسیری نادرست)، و صاحب خرد که همواره در تاروپود فرهنگ کهن ما بوده است. مردمی را که در جایگاه قدرت سیاسی و اجتماعی نیستند به‌­جای آنکه مطلقا مقهور، مغلوب و منکوب قدرت دست‌های پشت‌پرده مرموز، خوفناک، بی­‌رقیب و شکست­‌ناپذیر نشان دهد، در حد خود و بنا به شان و عزت‌نفس­شان ایستاده در برابر زورگویی به تصویر کشیده است. هویت ایرانی را به‌­جای آنکه مانند خاطرات قدیمی افراد سال‌ها دور از وطن، صرفا با یادآوری نمادهای شهری متجدد تهران قدیم (مانند بازارها و میادین و خیابان‌ها و محله­‌های قدیمی و اولین هتل­‌ها و بستنی فروشی­‌ها) معرفی کند، در یک وطن واقعی و آشنا برای عموم مردم بازتعریف کرده؛ نگاهی متعهد و اخلاق‌گرا که هم‌راستا با این واقعیت است که محبوبیت و دیده شدن آثار این کارگردان و نویسنده ارزشمند بنا به خواست و علاقه عموم مردم بوده است. اما در مورد ویژگی‌های هنری و ساختاری روزی روزگاری و سایر آثار امرالله احمدجو در وهله اول باید به جایگزینی «شخصیت‌محوری» با «قصه­‌محوری» اشاره کرد، خصوصیتی که در «شاخه‌­های بید» و «روزی روزگاری» آغاز شده و در «تفنگ سرپر» و «پشت کوه‌های بلند» به اوج می‌­ر‌سد. فرمی داستان‌محور که همراه با افزایش اهمیت و تعدد داستانک‌­ها و داستان­‌های فرعی است و گاه در قاب‌های زیبایی شبیه تابلوهای نقاشی روایت می‌­شوند. بنابراین، مثلا «کل‌کل و تعقیب و گریز شعبان با پسرش گل‌آقا در روزی روزگاری»، «ماجرای دزدی و جابه‌جایی اسب خان و غیبیش و یا شوخی شازده پادشاه با غیبیش و یا قصه سند دره آسیاب و دعوای مالکیت آن بین خان روستای غیبیش و کدخدای کولیباد در تفنگ سرپر»، «داستان امانت پیرمرد متوفا نزد پهلوان ریزه و وسوسه شدن او در پشت کوه‌های بلند»، از اهمیت روایی و نمایشی ویژه ­و متفاوتی در مقایسه با آثار شخصیت‌محور برخوردارند. و این حالت‌ها همراه بوده‌­اند با شوخ طبعی‌­های خاصی مثل شوخی بازرگان روزی روزگاری با تصویر ماه در آب. و این شوخی­‌ها همراهند با فضاسازی‌­های خاصی مثل «برخورد خالو شعبان (قلی‌خان) و کاروانیان غارت‌زده همراهش با شکارچی پوست‌فروش چشم‌شور اما خوش قلب و با­معرفت» و نیز «داستان کشته‌شدن شوهر خاله لیلا به دست دزدها از زبان شعبان چوپان» در روزی روزگاری، و یا «روایت‌های چندگانه واقعیت و خیال و یا صحنه­‌های دیدن دوردست توسط غیبیش و خان از دوربین چشمی‌شازده پادشاه» در تفنگ سرپر، و نیز صحنه­‌هایی جالب از «وهم و خیال سام‌شاه و نیز شیر­خان راهزن در پشت کوه‌های بلند». خلاقیت‌های بدیعی نیز در این آثار موج می‌­زنند، مانند «صحنه­‌سازی صفربیگ در روزی روزگاری برای تظاهر به اینکه تیراندازی از طرف عده‌­ای تفنگچی است نه خودش به تنهایی» و یا صحنه‌­های میخکوب شدن افراد در روزی روزگاری و تنفگ سرپر که در واقع در حال توجه و دقت به چیزی هستند»، یا «گاری عجیب کدخدای روستای مجاور در تفنگ سرپر». خصوصیت ممتاز دیگر روزی روزگاری و سایر آثار امرالله احمدجو، نوع دیالوگ‌ها و گفت‌وگوهاست که بیشتر از جنس تصویرند تا از جنس واژه، و مکمل و همراستا با قصه‌­محوری، شوخ‌طبعی­‌ها و موقعیت‌های داستانی و همراه با یادآوری اصطلاحات بومی قدیمی مانند «قاچانک، تون به تون، جیمبو، خون تو ماه». نگاه به هویت و اصالت ایرانی در آثار احمدجو همیشه در پیوندی عمیق با آموزه­‌های اخلاقی است که ریشه در فرهنگ و آداب این مرز و بوم از دیرباز دارد. چنانچه قلی‌خان (خالو شعبان) نادم از جوانی پر اشتباه خود، مرادبیگ را در کشمکش با نیروهای اصلاح‌کننده آموزه‌­هایی چون احترام به نان و نمک و قول و قرار و دوستی وارد می­‌کند و راهی را که به سوی خاله لیلا می­‌رود به او نشان می­‌دهد؛ و خاله لیلا، این بانوی انسان‌­ساز و مقتدر که تفاوت اقتدار او با اقتدار حسام بیگ و مرادبیگ نشان‌دهنده تفاوت مهم راهبری با دیکتاتوری است، از این مرد خو گرفته به زندگی راهزنی، یک مرد شریف و زحمتکش می­‌سازد. این هویت و اصالت مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی، همچنین آمیخته با اعتقادات دینی و مذهبی نیز بوده، همانطور که در تاریخ و فرهنگ ما این آمیختگی وجود دارد؛ چنانچه مرادبیگ توبه‌کرده را در مرحله بعدی زندگی باغداری در حال نماز خواندن می­‌بینیم، و صفرعلی در تفنگ سرپر و پشت کوه‌های بلند دائما یادآوری می­‌کند که «اون دنیا نزدیکه و قیومت نزدیک‌تر»، و پیرمرد در آغاز قسمت‌هایی از پشت کوه‌های بلند متذکر می­‌شود که: «غصبی است.» روزی روزگاری را باید مبدا یک مسیر قصه‌­محور خلاقانه دانست که در ادامه این مسیر رو به تعالی و کمال، به خلق تفنگ سرپر و پشت کوه‌های بلند منجر می­‌شود؛ چنانچه می‌­توان تصور کرد که قلی خان در لحظه آخر زندگی به «پشت کوه‌های بلند» خیره مانده و از طرف دیگر آنهایی که در اواخر داستان به مبارزه با راهزنان صحرا و قشون ظالم می‌­پردازند، در حال آماده کردن «تفنگ‌های سرپر» خود هستند.  
© 2019- pr.irib.ir - Contact us :pr@irib.ir

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما