به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، گرچه تحولخواهی به زمان نیاز دارد و نمیتوان بدون صرف هزینه مادی و غیرمادی انتظار تحققش را داشت؛ با این حال مسیری که جبلی برای تحول پیش گرفته در سه حوزه محتوایی، رویکردی و سازوکاری طراحی شده و با برنامهریزی دقیق و حمایتهای مقام معظم رهبری در مسیر تحقق این اهداف گام برمیدارد. تحول بهمثابه فرایندی آمیخته با ذات رسانه که موظف است با مقتضیات روز، ویژگیهای مخاطب و پیشرفت جریان رسانه همگام باشد، اکنون در همه ارکان سازمان صداوسیما مسیری روبهجلو میپیماید تا در جنبههای مختلف برونداد آنتن قابلمشاهده باشد. بدینسان، رئیس رسانهملی در پی عمل به مأموریتهای معینشده در حکم انتصابش برآمده و طی چهار سال گذشته تلاش کرده است با ابتکارات مدیریتی و راهبردهای شفاف و روزآمد، منویات تحولی را عینیت ببخشد. در گزارش پیش رو مهمترین سیاستها، مأموریتها و اقدامات انجامشده در دوره تحول که حدود 1460 بازخوانی میشود.
صداوسیما؛ محور رسانهای تمدن نوین اسلامی
رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در حکم انتصاب دکتر جبلی، رسانه ملی را «دانشگاهی» برای ارتقای سطح آگاهی و معرفت عمومی، «آوردگاهی» برای مقابله با امواج خصمانه تحریف و تفتین، «آسایشگاهی» برای بهرهمندی چشم و دل همگان از جلوههای زیبایی و هنر و «قرارگاهی» برای پراکندن امید و نشاط در فضای عمومیکشور توصیف کردهاند؛ بنابر این جامه عمل پوشیدن به تمام مأموریتهای مورد نظر، مسئولیتی مضاعف و پراهمیت در این دوره مدیریتی برای صداوسیما محسوب میشود و طبیعتاً به ثمر نشستن این مطالبات، زیر سایه شدت یافتن حملات رسانههای معاند و جریانهای معارض، بحرانهای منطقهای، رخدادهای غیرمنتظره در سطح ملی و بینالمللی نظیر جنگ، تحریمها و تهدیدات امنیتی، به همگرایی و برنامهریزی منسجمی نیاز دارد.
با در نظر داشتن حکم انتصاب هشتمین رئیس صداوسیما باید گفت که مأموریت و رسالت رسانه ملی با توجه به سه رکن اصلی «هویتمحوری»، «عدالتگستری» و «شتابدهی به پیشرفت» قابل تعریف و توصیف است. همچنین راهبردهای کلان 9گانهای نیز برای عمل به رسالت تحولی در سند تحول رسانه ملی ذکر شده که تقویت عدالت رسانهای و توجه به ظرفیتهای بومی، تقویت نگرش و هویت جهانی مخاطبان با نگاه به ظرفیتهای منطقهای، امتی و بینالمللی انقلاب اسلامی، احیای نقش روایتگری و تسهیلگری رسانه در مسیر پیشرفت مادی و معنوی و… ازجمله آنهاست و راهبرد کلان نهم به بازپیرایی سازمانی در خدمت تحقق راهبردهای فوق اشاره کرده است.
از قرارگاهی دانشگاهی تا آسایشگاهی برای دل و دیده
معنای نخستین مأموریت جبلی در صداوسیما توجه به نقش «دانشگاهی» این سازمان است که ارتقای سطح آگاهی و معرفت عمومی را به دنبال دارد. نقش «دانشگاهی» رسانه ملی یعنی رهبری انتظار دارند که این سازمان فراتر از انتقال اخبار و برنامههای معمول، به یک نهاد آموزشی غیررسمیبرای جامعه بدل شود. رسانه ملی باید در زمینههای مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی مهارتهای زندگی، محتوای آموزشی جذاب و قابل فهم تولید کند. همچنین به جای گزارش سطحی وقایع، رسانه ملی باید به تحلیل ریشهها و پیامدهای رویدادها بپردازد تا مردم درک عمیقتری از آنچه در کشور و جهان میگذرد، پیدا کنند و وجود این تولیدات در آنتن به معنای پرورش تفکر تحلیلی در مخاطب است. از دیگر آثار مأموریت «دانشگاهی» بودن صداوسیما گسترش فرهنگ پژوهش و نوآوری است. همچنین این مأموریت موجب ارتقای سواد رسانهای مخاطبان میشود. در این مسیر صداوسیمای دوران تحول، برنامههای متعددی را در قالبهای گوناگون روی آنتن برده است. از سریالها تا میزگردهای سیاسی و اقتصادی گرفته تا برنامههای ترکیبی خلاقانه که هرکدام در زیرمتن، نقش دانشگاهی صداوسیما را در نظر دارند.
رسانه ملی؛ آوردگاهی در نبرد تمدنها
در گام و مأموریت دوم، رهبری از نقش «آوردگاهی» برای مقابله با امواج خصمانه تحریف و تفتین سخن گفتهاند. این بخش از مأموریت، رسانه ملی را در خط مقدم یک نبرد فکری و رسانهای قرار میدهد. «آوردگاه» به معنی میدان نبرد است و این نبرد علیه تحریف و فتنهانگیزی صورت میگیرد و در دنیای امروز که رسانههای بیگانه و شبکههای اجتماعی نقش پررنگی در شکلدهی به افکار عمومی دارند، این مأموریت حیاتی است. نتیجه حرکت در مسیر آوردگاهی، تقویت انسجام ملی و افزایش سواد رسانهای در مواجهه با جنگ روانی خواهد بود و نمود تلاش صداوسیما برای محقق ساختن این مأموریت را میتوان در نسبت صداوسیما و جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و تخصیص آنتن به همه جناحها و اندیشهها در جهت تحکیم انسجام در کشور مشاهده کرد.
چشم و دلمان به هنر روشن میشود
نقش «آسایشگاهی» صداوسیما سومین مأموریت است. مطابق فرمایش رهبری، صداوسیما باید موجب بهرهمندی چشم و دل همگان از جلوههای زیبایی و هنر شود. «آسایشگاه» محلی برای آرامش و استراحت است. این مأموریت بر بُعد هنری و روحی رسانه ملی تأکید دارد و میخواهد که رسانه نهتنها به عقل، بلکه به قلب و روح مخاطبان نیز بپردازد. تولید محتوای فاخر شامل فیلم، سریال، تلهتئاتر، موسیقی، پویانمایی و حمایت از تولیدات نمایشی باکیفیت در مراکز استانها و روایت زندگی بزرگان و مشاهیر کشور، نشان دادن زیباییها و غنای فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی و معرفی هنرمندان و آثار برجسته، ایجاد فضایی آرامشبخش و امیدآفرین و پرهیز از محتوای خشن، یأسآور و مبتذل از ضرورتهای دستیابی به نقش «آسایشگاهی» رسانه ملی است.
تابش امید در قرارگاه رسانه ملی
نقش «قرارگاهی» بهعنوان مأموریت چهارم نیز رسانه ملی را به مرکزی برای مدیریت و گسترش امید و نشاط در جامعه تبدیل میکند. «قرارگاه» محلی است که نیروها جمع میشوند و برای هدفی بزرگ برنامهریزی میکنند. این هدف بزرگ، پراکندن امید و نشاط است که لازمه پویایی و پیشرفت هر جامعهای است. مأموریت قرارگاهی صداوسیما میتواند موجب بازتاب توفیقات و دستاوردها، معرفی الگوهای امیدبخش، ترویج روحیه کار و تلاش و مسئولیتپذیری، ایجاد فضایی از اعتماد و همبستگی و پرهیز از بزرگنمایی مشکلات و ایجاد یأس شود و بهعنوان دالّ مرکزی با عملیاتهای رسانهای ویژه، در نقش قرارگاه، افکار عمومی را در موقعیتهای گوناگون ساماندهی کند.
12 گام تا تحول
صداوسیما در دوره تحول، اولویت را به سرفصلهای تحولی در حوزه محتوا اختصاص داد و برای اینکه به تحول در محتوا برسد، به تحول رویکردی و تحول در سازوکارها نیاز داشت؛ بنابراین بهمنظور تحولآفرینی، سند تحول در محتوا با ۱۲ محور اصلی طراحی شده که عبارتاند از: عدالتگستری، روایت پیشرفت همهجانبه جامعه ایرانی، ایثار، مقاومت، شهادت و توسعه سبک زندگی ایثارگرانه، سبک زندگی و خانواده با محوریت سبک زندگی انقلابی، هنر انقلاب با معرفی شایسته آثار برجسته، نقد غرب و هجو غربزدگی، تقویت هویت جهانی امتی با بازنمایی قدرت نرم ایران اسلامی در جهان، روایت جوان مؤمن انقلابی با نگاه پیشرفت آینده، الگوی زن انقلاب اسلامی، مقابله با جریان ارتجاع و تطهیر پهلوی، روایت هوشمندانه و صحیح تاریخ اسلام و ایران، بسط الگوی حکمرانی مردمیبا بازخوانی نهادهای مردمی انقلابی. در گامهای بعدی کارگروههایی نیز در ستاد تحول شکل گرفت. هرکدام از کارگروهها در همکاری و هماهنگی با مدیران شبکهها و برنامهسازان به طراحی آنتنی میپردازند که رسانه ملی و به تبع آن مردمی را که مخاطبش هستند، با پاسخگویی همسو با مأموریتها و نیازهایشان جهتدهی میکند. این کارگروهها دخالت مستقیمی در تولید برنامهها ندارند، بلکه نتیجه نهایی عملکرد کارگروهها، نزدیکی و همسویی بیشتر رسانه ملی به ذائقه ملت و عمل به مسئولیت اجتماعی صداوسیماست.
«ایرانِ جان» برای همه ایرانیان
رسانه ملی در این دوره با نگاهی مبتنیبر طراحی زیرساختها با تکیهبر شعار هویت و عدالت، سعی کرده ظرفیتهای واقعی در گوشهوکنار کشور را به نمایش بگذارد و زمینه بهرهمندی از آنها را فراهم کند. رویداد ملی «ایرانِ جان» تجلی این اراده جدی و یکی از دستاوردهای تحولی جبلی و برآمده از سند تحول است. این رویداد یادآوری میکند که ایران در رسانه ملی فقط منحصر به تهران نیست و با سفر به تمام استانها یادآوری میکند که عدالتگستری تنها شعاری مدیریتی در این دوره محسوب نمیشود. ایرانِ ما، ایران همه مردم کشور است و این نکته از سال ۱۴۰۰ یعنی آغاز دوره تحول با برجستهسازی هویت بومی و مردممحوری تولیدات در قالبهای گوناگون مورد تأکید قرار گرفته تا اینکه تجلی و بروز پرفروغ آن در رویداد ملی «ایرانِ جان» نمود یابد. هدف این رویدادهای استانی جلب رضایت مردم و اصلاح ذهنیت آنها نسبت به همه استانها و حل مسئلههای آنهاست.
شبکههای استانی HD شدند
تا پیش از سال ۱۴۰۰، کمتر از ۱۰ شبکه استانی HD شده بود، اما در این دوره مدیریتی تعداد شبکههای HD بهصورت محسوس ارتقا یافتهاند. علاوهبر HDسازی شبکههای استانی، راهاندازی ایستگاه تلویزیونی در روستاهای کمبرخوردار، استودیوهای جدیدHD و فرستندههای FM نیز ازجمله دستاوردهای این دوره است. این پیشرفتها در حالی حاصل شده که در سالهای اخیر منطقه و کشور ما با مشکلات اقتصادی و زیرساختی متعددی مواجه بوده است و صداوسیما در جدال تمدنی و رسانهای و تحت فشار جنگ نرم رسانههای معاند قرار دارد. با این حال عینیت بخشیدن به رسانهای ملی، هویتمحور و عدالتگستر در چهار سال مدیریت جدید صداوسیما موجب طراحی ۲۰۰ کانال تلویزیونی در دوازدهمین انتخابات مجلس شورای اسلامیشد که برای رسانه ملی یک گام رو به جلو در جهت عدالتگستری بود و نتایج مثبت این اقدام در دفاع مقدس ۱۲ روزه نیز به کشور کمک کرد.
شکوه مردم در قاب رسانه ملی از نمای نزدیک
از همین زاویه دید، صداوسیما به جای قاببندی کلی از مردم، تلاش کرد در رویدادها و مناسبتهای گوناگون تصاویری شفاف و واقعی از مردم کشور و باورها و مقاومت آنها ارائه کند. کلوزآپهایی خلاقانه که نمود آن را در انعکاس راهپیماییهای پرفروغ ۲۲ بهمن، مراسم و آیینهای مذهبی ازجمله تاسوعا و عاشورای حسینی، اعیاد و آدابورسوم ملی، انتخابات و… در روستاها و مناطق محروم تا شهرهای بزرگ در آنتن صداوسیما مشاهده کردهایم. در این نگاه تازه، رسانه ملی به جای تمرکز صرف بر شهرهای بزرگ، اهتمام ویژهای به روستاها و شهرستانها داشته تا مردم این مناطق که بخش مهمی از انقلاب و کشور هستند، واقعیتر از قبل دیده شوند.
بازنمایی هویت و عدالت در «مرکز کودک و نوجوان سیما»
در این بین، رسانه ملی سهم کودکان از برنامههای تحولآفرین، هویتمحور و عدالتگستر را از یاد نبرد و حتی با تشکیل «مرکز کودک و نوجوان سیما» و حمایت از تولیدات پر مخاطبی مانند «منم بچه مسلمان»، «ماجراهای نوید»، «مهمانی»، «عروسکخونه» و… با زبان تازهتری مخاطبان کودک و نوجوان را خطاب قرار داد. درحالیکه این گروه سنی حساس با فشارهای رسانهای و تحریف ارزشها از سمت برخی جریانات مواجه هستند، تولیدات صداوسیما روی سبک زندگی بومی، هویت اصیل ایرانی - اسلامی و ارزشهای خودمان در برنامههای کودک و نوجوان تأکید میکند. علاوه بر این صداوسیما با حمایت از تولیدات ارزشمند و اثرگذار در قالب کمک به بازارپردازی فرهنگی، تبلیغ نمایش فیلمهای سینمایی یا کتاب داستان آموزنده و... طی این چند سال در فروش محصولات هنری کودک و نوجوان اثرگذار بوده است.
تحولات ساختاری؛ از سیمرغ تا تجمیع واحدهای خبری
مرکز سیمرغ نیز زاییده دوران تحول و سرآغاز تفکیک نظامهای تولید و پخش است. افزایش ظرفیت رسانه ملی در گونههای مغفولمانده ازجمله مجموعههای سیتکام، تلهتئاتر، داکیودرام یا مستند داستانی و کارهای عروسکی، به تولید رساندن طرحهای مصوب در قرارگاه طراحی سازمان در بخش غیرنمایشی، کشف، هدایت و توانمندسازی نیروهای جدید و جوان در همه عناوین شغلی مورد نیاز سازمان به شکلی ساختارمند در مجموعه «خانه تولیدات جوان» ازجمله مأموریتهای این مرکز است. همچنین تجمیع شبکه خبر و باشگاه خبرنگاران جوان و خبرگزاری صداوسیما در معاونت سیاسی، یکپارچه شدن و ادغام گروههای فیلم و سریال در مرکز سیمافیلم ازجمله تغییرات ساختاری دوره تحول محسوب میشوند.
نهضت فصل دومسازی از پایههای اساسی تحول
از دیگر ویژگیهای دوران تحول صداوسیما این بوده که رسانه ملی عزم خود را برای بازنمایی ظرفیتهای مناطق کمتر دیدهشده در گوشهوکنار میهن اسلامی و توجه ویژه به ارتقای تولیدات نمایشی و غیرنمایشی استانها، جزم کرده است و در همین سالهای اخیر برخی سریالها نه تنها دنبالهدار شدند و نهضت فصل دومسازی را پدید آوردند، بلکه حالا از ویژندهای هر شبکه محسوب میشوند. نهضت فصل دومسازی یکی از پایههای اساسی طرح تحول صداوسیماست به این معناست که اگر تولیدات نمایشی و غیرنمایشی با اقبال مخاطبان مواجه شدند، این آثار مورد حمایت ویژهتری قرار میگیرند و بهعنوان ارزش و ویژند صداوسیما از آنها بهرهبرداری میشود و فصول بعدی چنین مجموعههایی روی آنتن میروند. البته به این شرط که همچنان خاصیت ویژندی داشته باشند؛ یعنی جذابیت خود را از دست ندهند، توسعه و پیشرفت داشته باشند و در جذب مخاطب موفق عمل کنند.
در دوران تحول، عملکرد صداوسیما نشان میدهد که حامی ویژندهاست و در همین سالهای اخیر مجموعههای تلویزیونی «پایتخت» در هفت فصل، «نون خ» در پنج فصل و «زیرخاکی» در چهار فصل با سیاست نهضت فصل دومسازی و حمایت از ویژندها در قاب تلویزیون نشستهاند. درواقع ساخت سریالهای ویژند و در ادامه آن نهضت فصل دومسازی، چرخهای پیوسته در دوران تحول است که رضایت مخاطبان حداکثری را نیز به دنبال داشته است.
در فرایند حمایت از سریالهای محبوب و تولید فصلهای مختلف از چنین آثاری، سیتکامها نیز این ظرفیت را دارند که تبدیل به ویژند شبکهها شوند و حتی مخاطبان چشمگیری را هم پای تلویزیون بیاورند. به عنوان نمونه «آقای قاضی» به کارگردانی سجاد مهرگان از تولیدات راهبردی صداوسیماست که با نگاهی واقعگرایانه به پروندههای حقوقی، مشکلات دستگاه قضا و پیچیدگیهای انسانی و اخلاقی در صدور احکام پرداخت و در فصل دوم بالغ بر ۳۰ میلیون بیننده داشت و با کسب شمارگان ۵۰۰ میلیون بازدید در فضای مجازی، در نوع خود رکوردشکنی کرد.
ویژندسازی؛ با طعم خاطره و کیفیت
در این دوره اقدام دیگری که درزمینه بسترسازی برای عملی شدن اهداف تحولی دنبال شد، ویژندسازی بود. با مروریبر تولیدات رسانه ملی در سالهای اخیر و پس از اجراییسازی سند تحول صداوسیما، میبینیم که توجه بیشتری به ساخت برنامههایی شده که از ظرفیتهای ویژندی و قالبهای متنوعی برخوردارند. اسامی این ویژندهای محبوب فهرست بلند و متنوعی است و از تولیدات مذهبی تا سریالهای طنز و برنامههای گفتوگومحور و ترکیبی را در برمیگیرد که توانستهاند جمع زیادی از مخاطبان را جذب رسانه ملی کنند. از تولیدات مذهبی شاخص تحولی میتوان به «محفل» و «حسینیه معلی» اشاره کرد. هر کدام از این برنامهها توانستند با خلاقیت و ایدهپردازی متفاوت در ارائه محتوا گام بلندی در مسیر تحول بردارند. در قالبهای دیگر برنامهسازی نیز آثاری مانند «برمودا»، «به افق فلسطین»، «جامجم»، «شیوه»، «قرارگاه»، «از مامان بگو»، «هزار و یک» و… فضای گفتمانی تازهای را در تلویزیون رقم زدند.
ترسیم اقالیم رنگارنگ کشور در سریالهای استانی
تولید سریالهای استانی در دوره تحول نیز درزمینه عدالتگستری و هویتمحوری توانسته بخش بزرگی از مخاطبان علاقهمند به تماشای تنوع فرهنگی و اقلیمیکشور را پای تلویزیون بیاورد. بر این اساس حدود هفت مجموعه استانی برای پخش از شبکههای سراسری در مراحل مختلف ارائه طرح، پیشتولید و تولید هستند؛ سریالهای «دامون» یا «سرخدار» در استان مازندران، «ملکآباد» در سیستان و بلوچستان، مجموعه «امیدوارها» در یزد، «حزب بلوط» در چهارمحال و بختیاری، «تیم آزادی» در سمنان و «خانواده بهبودی» در قزوین و «بادار» که هم اکنون روی آنتن است ازجمله تلاشهای دوره تحول برای به تصویر کشیدن ظرفیتهای تمام ایران در رسانه ملی محسوب میشود. پیش از این نیز سریالهایی چون «سوجان» و «سنجرخان» از تولیدات شبکههای استانی روانه آنتن سراسری شدند.