به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، تلویزیون تلاش کرده با سریالهای محبوبش، تصویر مادران فداکار و صبور را بهطور ملموسی به نمایش بگذارد. بسیاری از ما هنوز شخصیتهای مادری را به یاد داریم که با مشکلات زندگی دستوپنجه نرم میکردند، اما هیچگاه عشق و مهربانی خود را نسبت به خانواده از دست نمیدادند. روز مادر علاوهبر جشن و قدردانی، فرصتی است برای مرور تأثیرات فرهنگی و اجتماعی مادران در جامعه و در عرصه هنر. گفتوگو با بازیگران، گویندگان رادیو و مجریان تلویزیون درباره تجربههای شخصی و حرفهای آنها از مواجهه با نقشهای مادرانه، دریچهای تازه به اثرگذاری این نقشها بر زندگی مخاطبان و هنرهای نمایشی باز میکند. این گفتوگوها نشان میدهد که مادران، چه در دنیای واقعی و چه در قاب تلویزیون، همواره منبع عشق، الهام و قوت قلب هستند و نقش آنها فراتر از قاب تلویزیون، در زندگی واقعی ما نیز ماندگار است.
نقشهای مادرانه را زندگی میکنم
رابعه مدنی، بازیگر پیشکسوت تلویزیون درباره روز مادر گفت: روز مادر فرصتی برای قدردانی و تشکر از همه مادران است.وی ادامه داد: مادر من سراسر عاطفه و احساس بود. آن سالها در همدان و در کوچهای که زندگی میکردیم همه او را میشناختند، چون خیرش به آدمها میرسید. بقچهای پارچهای داشت و هرکس از همسایهها که دخترش باردار بود و وضع مالی خوبی نداشت، از این بقچهای پارچهای انتخاب میکرد و با چرخ خیاطی که پدرم برایش گرفته بود برایشان لباس میدوخت، یا برای دخترانی که جهیزیه نداشتند، وسایلی کوچک میخرید و از خوشحال شدن مردم شاد بود. در این کارها ما بچههایش را هم همراه میکرد تا در دیدن برق شادی در چشمان مردم همراهش باشیم و این اخلاق را یاد بگیریم.این بازیگر پیشکسوت در پاسخ به این سؤال که کدام بخش از بازی کردن در نقش مادر سخت است، تصریح کرد: برای من سختیای وجود ندارد، چون خودم را جای آن مادری که در فیلمنامه نوشته شده است میگذارم و جای او بازی و زندگی میکنم.مدنی با اشاره به بازنمایی نقش مادر در سریالهای تلویزیونی عنوان کرد: بعضی از مادران در برخی از قصهها منفعل هستند و آن گونه که باید واکنش ندارند؛ برای مثال در قبال شنیدن خبر عروسی و عزا که باید از خودشان احساسات متفاوتی نشان دهند، بیتوجه هستند. توصیهام این است که برای بازی بهتر خودشان را جای آن مادر در آن قصه بگذارند. باید حالوهوای واقعی یک مادر را دربیاوریم و قرار نیست مردم را بهاصطلاح رنگ کنیم. این بازیگر گفت: همیشه در بین مردم بودهام و در زمان بمباران همدان در دوران دفاع مقدس مادران شهید بسیاری را در همدان دیدهام؛ مادرانی که صورتهای زیبایشان را چنگ میانداختند. آن زمان جوان بودم، اما با آنها حرف میزدم که این کار را نکنید، چراکه شما با خدا معامله کردهاید و فرزندان شما فقط از زندگی این دنیا رفتهاند و اینگونه آرامشان میکردم. امروز هم به مادران شهید میگویم که «بپذیرید که این هدیه که برای خدا فرستادهاید پیش او محفوظ است و فقط امروزتان را نبینید».
حالوهوای ایفای نقش مادری برای یک مادر
ناهید مسلمی، بازیگر تلویزیون درباره احساسش نسبت به مقام مادر گفت: فکر کردن به مقام و روز بزرگداشت مادر یک حس درونی است که احساسات آدم را برمیانگیزد، چراکه مادر موجودی بهشتی و آسمانی است. حتی میتوانم آن را قدسی قلمداد کنم که احساسش به زبان آوردنی نیست.وی ادامه داد: من یک بار مادر شدهام و یک فرزند بیشتر ندارم، ولی همان را روی چشمهایم نگه میدارم. مادر من شش فرزند دارد و همواره مانند پروانه دور بچههایش چرخیده است. مادران قدیمیبه دلیل شرایط و امکانات بسیار کم در مقایسه با ما بسیار سختتر بچه بزرگ میکردند. خداراشکر مادرم زنده و ۹۰ساله است و هنوز هم نگران ماست. مسلمی در توضیح آنچه از مادرش در زندگی آموخته است، بیان کرد: محبت بسیار و بیچشمداشت مهمترین چیزهایی بود که از مادرم یاد گرفتم. این بسیار جالب است که مادر از جنسی است که هیچ انتظاری از فرزندش ندارد. فرزند ممکن است از مادر انتظار داشته باشد، ولی مادر اینگونه نیست. مادر نمیتواند بدجنس باشد.وی در پاسخ به این سؤال که سختی ایفای نقش مادر در قصهها را چه میداند، عنوان کرد: بازی نقش مادر بهخصوص برای من که مادر هستم، بسیار راحت است. شاید اگر مادر نباشی بازی کردن آن احساسات و رابطهای که باید برقرار کنی سخت باشد، اما وقتی مادر هستی کار راحت میشود، بهخصوص در تئاترهایی که نقش مادر بازی کردهام و ارتباط مستقیم با تماشاچیان داشتم بارها و بارها مردم میآمدند و در پشتصحنه میگفتند چقدر شبیه مادر خودمان هستی و این نقش را باور میکردند و این موضوع برای خودم لذتبخش بود، چراکه نشان میداد نقش درست اجرا شده که این باورپذیری رقم خورده است.مسلمی در پاسخ به این سؤال که کدام نقش مادری در کارنامه کاری خود را بیش از دیگر آثار دوست دارد، گفت: در رادیو نقشی داشتم و مادر پسری بودم که دکه داشت و این دو با هم آن دکه را میچرخاندند. این نقش خاصی بود. اینکه کسی را نداشتیم و با هم آن دکه را میچرخاندیم، اما پسرم رفت و شهید شد و شهادتش بسیار برایم تلخ بود. اینکه من را تنها گذاشت و این نقش در ذهنم ماندگار شده است.
مادری؛ قدرت و عشق در یک قاب
آزیتا ترکاشوند، بازیگر تلویزیون درباره روز مادر به خبرنگار هفتهنامه صداوسیما گفت: روز مادر امسال برای من بسیار متفاوتتر از سالهای دیگر است. مادرم بروجرد زندگی میکند و همیشه در این روز و این ایام سال تلفن میزدم و صدایش را میشنیدم و خدمتش میرسیدم، اما چندی پیش و از بد روزگار، مادرم دچار حملهای مغزی شد و حالا یک زندگی نباتیگونه دارد. تنها چشمهایش باز است، اما دیگر قدرت تکلم ندارد. البته ضریب هوشیاریاش بالاست و چشمهایش را تکان میدهد و گاهی از حرفهای احساسی ما اشکی از گوشه چشمش سرازیر میشود.وی ادامه داد: بسیار تلخ و سخت است، بااینهمه مادرم نعمت است و ما را دور هم جمع میکند. مادر موجودی بسیار عجیب و عظیم است؛ تنها آغوشی که در هر شرایطی به روی تو گشوده است. بعضی انسانها فرشته میشوند که اسمشان مادر است.این بازیگر در توضیح آنچه از مادر خویش آموخته است بیان کرد: صبر، عشق، ایثار و فداکاری آن چیزهایی بود که من از مادرم آموختم. اینکه خداوند صفت خلق کردن و خالق بودن را در زن نهاد و نام آن را مادر گذاشت.ترکاشوند در پاسخ به این سؤال که مهمترین دشواری در بازی کردن نقش مادری چیست، تصریح کرد: دو بُعد را باید همزمان داشت: بُعد قدرت درونی که حاکم قلمرو باشی و یک عشق ناب الهی که اینها تضاد دارند و باید در درونت با آنها بازی کنی. من نقشهای مادرانه زیادی بازی کردهام، اما خیلی سال پیش فیلمی سینمایی به اسم «دا آنا مادر» را بازی کردم که قصه سه مادر را از سه قوم بختیاری، ترک قشقایی و فارس روایت میکرد که در پایان فیلم، داستان این سه مادر به هم پیوند میخورد. این قصه برایم جذاب بود و مادر این قصه شخصیتی شبیه به خودم داشت. زنی که برای فرزندانش میجنگید. وی با اشاره به بازنمایی نقش مادر در تولیدات تلویزیونی عنوان کرد: باید این نقش را از کلیشه دربیاوریم و به ابعاد دیگر مادران هم نگاه کنیم. اینکه تولیدات تلویزیونی همیشه مادر را از بُعد عشق و فداکاری نشان میدهند خوب است، اما باید ببینیم که یک مادر چه مشکلاتی دارد و این از خودگذشتگیها چه فشاری به او میآورد. در حقیقت درد مادر را نشنیدهایم. باید زبان مادران شویم و درباره دغدغههایشان حرف بزنیم. کلیشه بزرگ در سریالها این است که عمدتاً یک زندگی خوب برای مادر فراهم است، اما بسیاری ذره ذره آن را ساختهاند و ما این را نشان نمیدهیم.ترکاشوند خطاب به مادران ایران گفت: دستتان را میبوسم. رسالت شما سنگین است، چراکه خداوند بزرگترین صفت خلقت یعنی خلق و زایش را به شما داده و عشق، ایثار و فداکاری یکجا در شما جمع شده است و شما انسانهایی فرشتهخو هستید. به شکرانه مهربانی تکتک مادران سرزمینم پیشانیام به خاک است.
پس از مادر شدن خداوند ستارههایی رو شانهام گذاشت
محیا اسناوندی، مجری تلویزیون و گوینده رادیو درباره روز مادر گفت: روز مادر، میلاد حضرت زهرا (س) است و ایشان برای همه ما مادری میکنند؛ پس این عیدی باشکوه است که هر سال منتظر برکت گرفتن از آن هستیم. بهواسطه اجرای برنامه «از مامان بگو» این افتخار و فرصت را داشتم که از مادران بگویم و به دلیل قصههای زیادی که از مادران شنیدهام، ارزش این روز برای من بیشتر شده است، بهخصوص مادرانی که خارج از هر شعار روزهای عجیبوغریب و سختی را گذرانده بودند و میگفتند این صبر و محکم بودن را از حضرت زهرا(س) داریم. وی ادامه داد: به نظر من، مادری میراث است و از هر مادر به دخترش منتقل میشود و نسلهای مختلف مادران ویژگیهای مختلف اخلاقی و رفتاری پررنگی دارند، تاجایی که این ضربالمثل را بسیار میشنویم که «مادر را ببین و دختر را بگیر»، این همان اشاره به ویژگیهای ظاهری و باطنی و اخلاقی است که از مادران به دختران به ارث میرسد. من از مادرم صبر را یاد گرفتهام و اینکه آدمها را همیشه دوست داشته باشم.این مجری تلویزیون با تأکید بر اهمیت تجربه مادری در زندگی خود اظهار کرد: مادر شدنم برکت مادی و معنوی را به زندگی شخصی و کاریام سرازیر کرد و پس از مادر شدن احساس کردم که خداوند ستارههای بسیاری رو شانهام گذاشت و نگاهی ویژه به من داشت. پس از مادر شدن قطعاً انسان بزرگتری میشوی و همه وجودت را برای تربیت فرزندت میگذاری.وی با اشاره به بازنمایی مادر در سریالها و تولیدات تلویزیونی بیان کرد: ما عمدتاً در سریالها مادر را غمزده و ناراحت نشان میدهیم؛ البته مهر مادری، غم دارد، چون مادر ذاتاً قلبش بیرون از بدنش است، اما جدای از این بُعد باید از شجاعت و استقلال مادران در تربیت فرزندان و ایثارشان در زندگی خانوادگی بگوییم. اینکه ابعاد بسیاری در وجود مادران هست که بازگو نشده است.
عشق بدهید و عشق بگیرید
مریم کاظمی، بازیگر تئاتر و تلویزیون در پاسخ به این سؤال که روز مادر برای شما چه معنایی دارد، بیان کرد: روز مادر برای من یادآور عمیقترین بخش از احساسات و عواطف درونیام است؛ همان بخشهایی که گاهی آنقدر حضورشان بدیهی و پررنگ است که متوجه نمیشوم چقدر وجودشان برایم حیاتیست. این روز مرا به سرچشمه آرامشی وصل میکند که شاید در هیاهوی زندگی فراموش شود؛ آرامشی که ریشه در عشق مادرانه، مهربانی بیمنت و امنیتی دارد که مادر در تمام لحظات زندگی به ما هدیه میدهد. در حقیقت روز مادر برایم فرصتیست برای بازگشت به خصوصیترین و لطیفترین جنبههای روح و یادآوری اینکه چقدر این پیوند عاطفی درونی ارزشمند و اثرگذار است.وی با اشاره به مهمترین درسی که از مادر خویش آموخته است اظهار کرد: از مادرم درسهای بزرگی گرفتهام؛ صبوری در لحظاتی که زندگی دشوار میشود، شجاعت در موقعیتهایی که نیاز به ایستادگی و تصمیمگیری دارد و زودرنج نبودن در برابر ناملایمات. این سه ویژگی نهفقط در زندگی شخصیام بلکه در کار هنری و ارتباطم با مخاطب همیشه همراه من بوده است.بازیگر سریال «سوران» با اشاره به سختترین بخشِ ایفای نقش «مادر» بهعنوان یک بازیگر گفت: نقش مادر، برخلاف تصور رایج، یک قالب تیپیک و از پیشساخته نیست که بتوان آن را ساده اجرا کرد. هر مادر در داستان، شخصیت، پیشینه، موقعیت و اثر خودش را دارد و باید از دل روایت شکل بگیرد. پس سختتر از نقشهای دیگر نیست؛ اما چالشی که وجود دارد فشار نگاه جمعی و انتظارات کلیشهای است؛ جایی که نویسندگان یا کارگردانان گاهی نقش مادر را بیش از حد احساسی میکنند و آن را به سمت تصنع و اغراق میبرند. برای من سختترین بخش، مقابله با این سطحینگری و تلاش برای واقعی نگهداشتن نقش است؛ اینکه مادر را بهعنوان یک انسان کامل و چندبُعدی نشان دهم، نه صرفاً نمادی احساسی.کاظمی در پاسخ به این سؤال که کدام نقشِ مادرانهای که بازی کردهاید به شخصیت واقعی شما نزدیکتر بوده است گفت: نقش «نرگس» در سریال «مزه خوب کودکی» به روحیات و واقعیات شخصیتی خودم بسیار نزدیکتر است. این نقش برایم فضایی طبیعیتر داشت و جهانبینیاش با نگاه خودم به مفهوم مادری همخوانی بیشتری پیدا میکرد.کاظمی خطاب به همه مادران ایران تأکید کرد: به مادران میگویم که عشق بدهید و عشق بگیرید؛ این چرخه مقدس، زندگی را زیباتر و روشنتر میکند؛ اما در این مسیر، لطفاً خودتان را فراموش نکنید. هویت و خواستههای شما به همان اندازه مهم است که عشقورزیتان.
دست همه مادران ایرانی را از راه دور میبوسم
مریم واعظپور، گوینده رادیو درباره احساسش به مادر و مادری گفت: امروز سالگرد درگذشت مادرم است و از صبح کنار عکسش شمع روشن کردهام و گل گذاشتهام و با او حرف میزنم. مادر موجودی است که روز ندارد و هر لحظه و هر ثانیه روز اوست. اگرچه روز مادر بهصورت نمادین روزی است که از این مقام درخشان قدردانی میشود، اما هر روز باید از مادر قدردانی کرد، زیرا تنها کسی است که بدون توقع عشق میدهد و بدون هیچ بخل و کینه و حسادتی فرزندانش را بزرگ میکند. تنها از دید مادر است که اوج گرفتن فرزند نهتنها حسادت ندارد، بلکه غرورآمیز است. مادر موجودی عجیب است و محبتی خاص دارد که مختص اوست. وی ادامه داد: مادر من زنی بسیار بیتوقع و مردمدار بود و همه بهخصوص اطرافیان همسرش دوستش داشتند. اگرچه پدرم را خیلی سال قبل از فوت مادرم از دست دادیم و مادر من ۳۵ سال بعد از فوت ایشان درگذشت، اما تمام این مدت عاشقانه اقوام همسرش را دوست داشت. این موضوع برای من درس بزرگی بود؛ اینکه به خانواده همسرم توجه کنم و این را به دخترم هم یاد بدهم. اینها چیزهایی بود که سعی کردهام از او یاد بگیرم. واعظپور تأکید کرد: از سوی دیگر مادر بودن خودم به من گوشزد کرد که چقدر خوشبختم و از خدا ممنونم که من را لایق مادر شدن دانست. من یک فرزند دارم، نمیدانم چقدر مادری کردهام، اما در این مسیر هر کاری را با عشق انجام دادهام.این گوینده رادیو خطاب به مادران ایران گفت: دستتان را از راه دور میبوسم. از مادر بودنتان و از اینکه مادرانه عشق میورزید خوشحال باشید.