به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، وی در توضیح مجلسی بودن شیوه پرداخت تلویزیون و رادیو به شب چله اظهار کرد: منظورم این است که آنچه تحت عنوان شب چله در تلویزیون دیدهایم، رسمیشهریشده است؛ درصورتیکه رسانه باید نگاه کند و ببیند رسم شب چله متعلق به کجا بوده و چرا و چگونه برگزار میشده است. عمدتاً این رسم بهجز تعدادی محدود در شعر شاعران دیده نمیشود، اما شب یلدا چیزی است و شب چله در کشاورزی چیزی دیگر. در حقیقت شب چله مخصوص کشاورزان و شبانانی بود که بهمناسبت آغاز زمستان، سه ماه استراحت فصلی برایشان فرا میرسیده است. آن دوران مشاغل کاری اجازه نمیداد که این کشاورزان و شبانان از بزرگترها دیدار کنند، اما درست همان شبی که کارشان تمام و استراحتشان آغاز میشد، شروع به این بازدید میکردند و به دیدار بزرگان میشتافتند. بنیاد این جشن اینگونه گذاشته شده است و شبچله، خوردن هم براساس همین اصل، رسم بود که محصولات و مغزهایی مثل گردو و پسته را که در تمام سال پرورانده بودند یا برگه میوههایی چون آلو و هلو را همراه خود برای بزرگترها هدیه میبردند. بزرگان هم بهعنوان پذیرایی غذایی ساده چون آش ترش درست میکردند که مواد گیاهی و حبوباتش نوعی درمان پیشگیرانه از بیماریهای فصلی بود. در این بازدید تا دیروقت میگفتند و میخندیدند و هرکسی هر هنری داشت، ارائه میکرد و درنتیجه بازیهای پای کرسی و رفتارهایی هم شکل میگرفت که همراه این آیین منتقل شدند.این پژوهشگر در پاسخ به این سؤال که رسانهها برای جذابتر و درعینحال واقعیتر کردن آیین یلدا چه اقداماتی میتوانند انجام دهند، تصریح کرد: سازمان صداوسیما تشکیلات بزرگی به اسم مرکز تحقیقات دارد که این مرکز خود بخشی به اسم «فرهنگ مردم» دارد که کارهای بسیار عظیمی درزمینه نشر و انتشارات و تحقیقات انجام داده است و گنجینهای مبتنیبر این دادهها دارد، اما تهیهکنندگان سازمان به آن شکل که باید ارتباط علمی در مورد اینگونه مناسبات با این بخش ندارند. درصورتیکه مدیر این مرکز و پژوهشگران آن میتوانند بهخوبی به این مراسم یاری رسانند و از تخصص و دادههای ایشان بهتر استفاده شود.وی ادامه داد: مثلاً قبلاً رسم قصهگویی زمستان و نقل قصه پای کرسی داشتیم، اما در هیچ شبکهای چنین برنامهای را تا آخر زمستان نداریم، درصورتیکه اگر بهخوبی اجرا شود، مردم هم استقبال خواهند کرد. قصههای شب چله مثل ننه سرما و قصههای حماسی شاهنامه قصههای زمستانی هستند.این پژوهشگر با تأکید بر نقش شعر، ادبیات و روایتهای شفاهی در هویتبخشی به یلدا تأکید کرد: در فرهنگ شفاهی و آیین شب چله، ادبیات زمستان جایگاه خاصی دارد. آن دوران رسمیبه اسم «برفی کردن» داشتیم. درحقیقت مردم از زمانی که برف میبارید، دنبال بهانهای برای گرد هم آمدن بودند و پارچهای را به بچهای تندپا میدادند و شعری را لای آن میگذاشتند که «برفی ما از شما» که یعنی باید ما را دعوت کنید؛ این پارچه را به بچه میدادند و آن را به سراغ میزبان بالقوهشان میفرستادند و این بچه باید بهمحض تحویل دادن پا به فرار میگذاشت. در غیر این صورت و اگر بچه را میگرفتند، جای مهمان و میزبان عوض میشد. در این مهمانیها شاهنامهخوانی بود و حافظ و سعدی و مولوی میخواندند و نسلهای گذشته که با ادبیات آشنا شدهاند به مدد همین شبهای چله بوده است؛ در این آیین، سعدی خواندن به دلیل پندیاتش مهم بود. موضوعی که در برنامههای رادیو و تلویزیون امروز کمتر میبینیم.وی تأکید کرد: من شب چله را بسیار دوست دارم، چون بنیادی مردمی است که از دل مردم برای تقویت همدلی و وحدت جوشیده است؛ برای بهتر همدیگر را شناختن. در این آیینها موضوعات بسیاری چون انتخاب همسر و جنبههای دیگری از مراودات رقم میخورد، چراکه شناختشان نسبت به همدیگر بیشتر میشد؛ بنابراین شب چله بسیار مهم بود و گرچه جشن جدی ماست، اما با آیین یلدا که مخصوص درباریها بوده است و بهمرور با این آیین مردمی ترکیب شده، فرق دارد. به همین دلیل بسیاری از استادان معتقدند که واژه چله درستتر است و باید از این واژه بهجای یلدا استفاده کرد.