به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ابتدای نشست، فاطمه عظیمیفرد، مشاور امور بانوان و خانواده مرکز تحقیقات، ضمن معرفی سخنران و اشاره به کتابش با عنوان «رتوریک سیاسی در ایران؛ سازوکارهای اقناع در مجلس شورای اسلامی» گفت: در جلسات ماهانه مرکز بنا داریم به موضوعاتی که در حیطه بانوان و خانواده است بپردازیم و نخستین جلسه را با موضوع نقش بانوان در شکلگیری هویت ملی و فرهنگی آغاز کردهایم. در این نشست به سؤالاتی ازجمله اینکه میدان هویت ملی از چه تشکیل شده است؟ چه نسبتی با هویت فرهنگی دارد؟ فرهنگ کجا تولید میشود؟ و نقش بانوان در شکلگیری هویت ملی و هویت فرهنگی چیست، پاسخ داده میشود.تینا چهارسوقی امین، مدرس دانشگاه و پژوهشگر تحلیل گفتمان انتقادی و رتوریک در ابتدا به سه حوزه گفتمانی تشکیلدهنده هویت ملی اشاره کرد و گفت: حوزههای گفتمانی هویت ملی از سهگانه «هویت دینی اصیل»، «هویت ملی ریشهدار» و «مقتضیات جهان مدرن» تشکیل شده است و پیوندی زنده و دیالکتیکی بین آنها برقرار است، اما همواره در وضع آرمانی قرار نداریم که برآیند مطلوبی از این سهگانه داشته باشیم. در موارد بسیاری از یکی از این سه ضلع استفاده ابزاری میشود، مثلاً در یک بزنگاه یک جنبه برجستهتر میشود و بعد از استفاده دوباره عامدانه یا غافلانه طردش میکنیم. حاکمیت باید ضمن درک درست از مفاهیم گفتمانی این سهگانه و به رسمیت شناختن آنها، تلاش کند آنها را با یکدیگر همافزا کند. آنها رقیب هم نیستند و نباید بهعنوان دیگریهای یکدیگر تعریف شوند. وقتی برآیندهای هویتی برآمده از ایران تاریخی را در برابر ایران مذهبی قرار میدهیم، رقابت درونگفتمانی کاذب ایجاد میکنیم و عناصر خودمان را از دست میدهیم. توازن این سهگانه وظیفه اصلی حاکمیت است. وی در ادامه به مفهوم امر ملی پرداخت و افزود: امر ملی محل تجلی درست و متوازن این سه حوزه گفتمانی است. امر ملی اراده مشترکی است که ما برای میل به زندگی کنار یکدیگر داریم. امر ملی از ساحتهای مختلفی تشکیل شده است، از زیست سیاسی و اقتصادی گرفته تا زیست فرهنگی. در حالت مطلوب، امر ملی به تقویت هویت ملی کمک میکند. آنچه موجب پیوند وجوه مختلف امر ملی میشود، امر فرهنگ است. اکنون در وضعیت مطلوبی نیستیم که امر فرهنگی پیونددهنده ساحتهای مختلف امر ملی باشد. امر فرهنگی ما تحتتأثیر امر سیاسی و اقتصادی شده است. مثلاً در بزنگاههای انتخاباتی از امر فرهنگی استفاده ابزاری میکنند. مخصوصاً اگر امر فرهنگی در حوزه زنان باشد. درصورتی که امر فرهنگ باید نسبت به امر سیاسی و اقتصادی پیشینی باشد، چراکه تبیین امر اقتصادی هم از مسیر فرهنگ باید اتفاق بیفتد، مثلاً تشویق اقتصاد خانواده به استفاده از کالای ایرانی، باید از مسیر فرهنگ و فضای کل خانواده و بهویژه زن خانواده شکل بگیرد. همه آموزشها از مسیر فرهنگ است؛ فرهنگی که قدرت داشته باشد برای امر سیاسی و اقتصادی نسخهپیچی کند. وی همچنین به اهمیت تصویرسازی فرهنگی برای جامعه پرداخت و افزود: ما باید ایماژ آینده را بسازیم، نه توهم آن را. باید بتوانیم رؤیای ایرانی آینده را برای نسل جوان بسازیم و برای رؤیا روایت تولید کنیم و بعد در مدتزمانی کوتاه روایت را به رؤیت برسانیم. ابزار این کار هم رسانه است. باید این رؤیا همدلانه باشد. رؤیای پیشرفتهای علمی رؤیای درستی است، اما چقدر همدلی ایجاد میکند؟ اینها برای کلانروایت پیشرفت قطعاً لازم است، ولی بخش همدلی آنرا باید پیوستش کرد تا تمام جامعه با آن احساس غرور کند. باید کنار آن ادب و هنر و موسیقی و سریال هم ببینیم. هنر را باید به خدمت همدل شدن روایت فرهنگی درآوریم. هم باید چهرههای فرهنگی بسازیم و هم خانه فرهنگ را حفظ کنیم. فرهنگ، نخست داخل خانواده ساخته میشود، بعد در جامعه توزیع میشود. اگر خانواده را تهی از عرصه فرهنگی کنیم، نمیتوانیم انتظار بازتولید عناصر فرهنگی در محیط جامعه را داشته باشیم. فرهنگ، عنصری است که باید همهجانبه و در همه لایهها دیده شود، از والدین گرفته تا فرزندان و عامل اصلی آن زن است.