به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، نیشابوری افزود: این زن پیش از آن معلم مدرسه بوده است، اما به دلیل بروز مشکلات، امروز در رختشورخانه است و امور آنجا را برعهده دارد. او نقطه اتصال رختشورخانه و آدمهایش با جبهه است.وی در پاسخ به این پرسش که آیا این شخصیت مابهازای واقعی داشته است، گفت: تقریباً مابهازای واقعی دارد. در حین تولید سریال، آقای سبحانی مدیر فیلمبرداری برای من توضیح داد که قبلاً مستندی را درباره کسی ساخته بودند که در رختشورخانه کار میکرده و آنقدر در آنجا کار و تجربه کسب کرده که شخصیت بسیار مهمیشده و حتی دشمن خواهان حذف او بوده، چراکه قدرت تشکیل گروه و جمعکردن آدمها و کارهای جمعی و اموری ازایندست را داشته است. برایناساس میتوان گفت این شخصیت مابهازای حقیقی دارد. درنهایت، طبق روال همیشگی خودم کار کردم و بر اساس توضیحاتی که به من داده شد شخصیت را اجرا نمودم. من شخصیت را برای خودم میسازم، با آن زندگی میکنم و تلاشم بر این است که مختصات او را از آن خودم کنم. بههرحال روال اینگونه است که جزءبهجزء روحیات و جلوه آن شخصیت را برای خودم میسازم و خدا را شکر تاکنون در این مسیر موفق بودهام.
نیشابوری یادآور شد: بهجز زمانی که فیلمبرداری میکردیم مشکل خاصی نداشتم؛ مشکل بزرگ زمان فیلمبرداری این بود که در جنگ ۱۲روزه و نزدیک فرودگاه بودیم و خطرات و صداها بسیار نزدیک بود. درحقیقت ما داشتیم در جنگ فیلم جنگی میساختیم. وی تأکید کرد: قصه سریال را دوست دارم، به این دلیل که بهجز در مرکزیت جنگ بودن به حاشیههای زندگی آدمها میپردازد. من همیشه دوست داشتم در آثاری ازایندست، تصویری از خانوادهها هم داشته باشیم و مطلع شویم که در خانواده چه اتفاقی رخ میداده است. همیشه محوریت قصهها بمباران و زخمیها و رزمندگان بودند، اما در این سریال روال اینگونه نیست و داستان آدمها اهمیت دارد. چنانکه این خردهداستانها را در میان آدمهای بیمارستان صحرایی هم میبینیم یا در رختشورخانه خانمهایی کار میکنند که هرکدام قصه زندگی مجزای خودشان را دارند. از سوی دیگر، اتفاقات بین شخصیتها را دوست دارم.