امروز پنج شنبه  ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز پنج شنبه  ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی
سرویس:یادداشت‌ها
تاریخ خبر : یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۵- ۱۹:۰۰
«من ایرانم» و ایران می‌مانم
شیدا اسلامی، کارشناس رسانه در یادداشتی در خصوص « رسانه ملی در خط مقدم استمرار خبر و روایت هویت» نوشت: در روزهایی که سایه جنگ بر سر کشورمان است و با فشارهای امنیتی و حملات هدفمند به زیرساخت‌ها مواجه بوده و در آینده نیز احتمالاً روبه‌روییم، میدان اصلی تنها در جغرافیای نبرد خلاصه نمی‌شود.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه این یادداشت آمده است: عرصه رسانه نیز به همان اندازه حساس و تعیین‌کننده است؛ زیرا نخستین خط ارتباط مردم با واقعیت‌های میدان و نخستین سد دفاعی در برابر آشفتگی ذهنی و اضطراب جمعی محسوب می‌شود. امروز رسانه وسیله‌ای منحصر به مخابره صدا و تصویر نیست، بلکه عنصری کلیدی در حفظ نظم اجتماعی، مدیریت هیجانات عمومی و تثبیت آرامش روان جامعه و تاب‌آوری اجتماعی است؛ نقشی که اگر به‌درستی ایفا نشود، خلأ آن بلافاصله با شایعه، روایت‌های متناقض و ترس‌های پراکنده که گاه لطماتی جبران‌ناپذیر وارد می‌کنند، پر خواهد شد.در چنین بزنگاهی، استمرار اطلاع‌رسانی، ارائه روایت‌های منسجم و حضور میدانی خبرنگاران معنا و کارکردی فراتر از گزارشگری پیدا می‌کند؛ به ابزاری برای حفظ پیوستگی جامعه و جلوگیری از گسست‌های عاطفی و فکری تبدیل می‌شود. روزهای اخیر نشان داده است که رسانه ملی تلاش کرده این نقش چندلایه را به‌صورت همزمان دنبال کند؛ از اطلاع‌رسانی لحظه‌ای و تحلیل‌های روشن‌کننده گرفته تا برنامه‌سازی آرام‌بخش و هویت‌محور. این حرکت ترکیبی، در اصل تلاشی برای ایجاد یک منظومه رسانه‌ای است که بتواند هم پاسخگوی نیاز مردم به فهم وضعیت باشد، هم بار روانی جنگ را قابل تحمل‌تر سازد و هم روایت‌های ریشه‌دار و اطمینان‌بخش از زندگی در دل بحران ارائه دهد. تحکیم ستون‌های نظم ارتباطی جامعه با استمرار خبر و تحلیل در هر بحران امنیتی، جنگ و منازعه فیزیکی، نخستین هدف حملات روانی ایجاد اختلال در جریان اطلاعات رسمی است؛ وضعیتی که باعث می‌شود جامعه در معرض هجوم خبرهای ناهمگون، تحلیل‌های سودجویانه و برداشت‌های بدون سند قرار گیرد. استمرار آنتن و حضور در میدان، در چنین لحظاتی نه یک اقدام عادی، بلکه بخشی از دفاع ارتباطی کشور است. وقتی مخاطب می‌بیند شبکه‌های خبری همچنان در حال پخش زنده‌اند، خبرنگاران در نقاط هدف حضور دارند و تحلیلگران ابعاد تحولات را توضیح می‌دهند، احساس قطع ارتباط با واقعیت از میان می‌رود و نوعی اعتماد ابتدایی به ثبات روایت‌ها شکل می‌گیرد.بخش مهمی از این اعتماد، نتیجه تمهیدات فنی است؛ مسیرهای پشتیبان سیگنال، ایستگاه‌های سیار، سازوکارهای دائمی‌برای جلوگیری از توقف تولید و پخش خبر و برنامه‌ها. این زیرساخت‌های پنهان باعث می‌شود نظام اطلاع‌رسانی کشور، حتی در شرایطی که زیرساخت‌ها هدف حمله قرار می‌گیرند، به فعالیت خود ادامه دهد و ذهن مخاطب دچار خلأ اطلاعاتی نشود. هم‌زمان، شبکه خبر و بخش‌های تحلیلی با ارائه روایت‌هایی مانند «روایت اقتدار»، «روایت همدلی» و «روایت خدمت»، تصویری چندبعدی از وضعیت کشور ارائه می‌کنند؛ تصویری که علاوه بر بیان واقعیت‌های میدانی، جلوه‌هایی از تلاش برای حفظ نظم اجتماعی، خدمات‌رسانی، و همبستگی انسانی را نیز دربرمی‌گیرد.این رویکرد چندسطحی یعنی خبر دقیق، تحلیل روشن‌کننده و روایت اجتماعی، به مخاطب کمک می‌کند تا در میان انبوه داده‌ها و شایعات، جایگاهی امن برای فهم بحران پیدا کند. اما این‌ها همه ماجرا نیست. لایه‌ای دیگر نیز لازم است تا جامعه را از نظر روانی در میانه بحران نگه دارد: لایه‌ای که نه خبر است و نه تحلیل، بلکه قلمرو بازنمایی تجربه انسانی و تداوم زندگی است. درست در همین لایه است که برنامه‌ای مانند «من ایرانم» معنا پیدا می‌کند؛ برنامه‌ای که جای خالی یک فضای تنفس عمومی را در جدول‌پخش بحران پر می‌کند. پشت دیوار بلند اخبار «من ایرانم» از آن دسته برنامه‌هایی است که اهمیت آن نه فقط در مضمون و ساختار، بلکه در «زمان پخش» خود نیز نهفته است. در میان موجی از خبرهای فوری، تحلیل‌های لحظه‌به‌لحظه و تصاویر سنگین از میدان بحران، این برنامه نقطه‌ای برای مکث است؛ مکانی برای مرور تجربه‌های انسانی، لمس روایت‌های واقعی و شنیدن صداهایی که معمولاً زیر آوار خبرهای سخت شنیده نمی‌شوند. این برنامه نه در رقابت با بخش‌های خبری است و نه قصد دارد بار تحلیلی شبکه را بر دوش بکشد؛ بلکه در نقش مکملی حیاتی ظاهر می‌شود: برنامه‌ای روایی و آرامش‌بخش که به مخاطب امکان می‌دهد دوباره با «عادی بودن زندگی» ارتباط برقرار کند.یکی از تمایزهای مهم «من ایرانم» پرهیز آشکار آن از سلبریتی‌محوری است. در بسیاری از برنامه‌های گفت‌وگومحور، چهره‌های شناخته‌شده محور اصلی جذب مخاطب‌اند، اما این برنامه آگاهانه به سراغ افراد اثرگذار اما گمنام‌تر می‌رود: معلمان، پرستاران، متخصصان فنی، امدادگران، کارآفرینان محلی، فعالان اجتماعی و شهروندانی از نقاط مختلف کشور که هر کدام روایت منحصربه‌فردی از زیستن در همین روزها دارند. این انتخاب هوشمندانه، برنامه را از سطح یک گفت‌وگوی تلویزیونی معمولی فراتر می‌برد و آن را به آینه‌ای از تجربه جمعی ایرانیان در بحبوحه بحران و یادآوری خاطرات ماندگار مقاومت ملی بدل می‌کند.نکته مهم‌تر، رویکرد محتوایی برنامه است. عنوان «من ایرانم» به‌راحتی می‌توانست در دام شعارهای احساساتی و کلیشه‌های غرورآفرینی بیفتد، اما مسیر دیگری انتخاب شده است. گفت‌وگوها به‌جای تکرار جملات بزرگ و انتزاعی درباره وطن، حول تجربه واقعی افراد شکل می‌گیرد: اینکه ایران برای آنان چه معنایی دارد، چگونه در شرایط ملتهب امروز میان ترس و امید تعادل برقرار می‌کنند و چگونه انجام مسئولیت‌های روزمره‌شان را در دل این وضعیت ادامه می‌دهند. این انتقال از «شعار» به «تجربه» مهم‌ترین نقطه‌قوت برنامه است؛ زیرا وطن‌دوستی را به سطحی انسانی‌تر، ملموس‌تر و قابل‌زیست منتقل می‌کند.در این میان، نقش محمدرضا شهیدی‌فرد نیز قابل‌چشم‌پوشی نیست. او با تسلط بر احوال و اطلاعات مهمان و ریتم گفت‌وگو، پرهیز از هیجان‌زدگی، احترام به مهمان و توانایی در هدایت آرام بحث، فضای برنامه را قوام می‌بخشد. در روزهایی که گفتار عمومی‌پر از تنش، اضطراب و تحلیل‌های تند است، لحن آرام و سنجیده شهیدی‌فرد به نوعی آرام‌بخش روانی تبدیل می‌شود؛ افق‌دیدی نو که اجازه می‌دهد مخاطب برای چند دقیقه از شدت روزمره جنگ فاصله بگیرد و از زاویه‌ای انسانی‌تر به وضعیت پیرامون خود نگاه کند. سادگی دکور و پرهیز از آیتم‌های غیرضروری نیز تمرکز را کاملاً بر «انسان و روایت» قرار می‌دهد؛ امری که در این روزها بیش از هر زمان دیگری ارزشمند است. مأموریت مهم ترمیم روان جمعی اگر سه وظیفه اصلی رسانه در روزهای بحران را «خبر»، «تحلیل» و «ترمیم روان جمعی» بدانیم، «من ایرانم» بی‌تردید ستون سوم این منظومه است. در حالی که بخش‌های خبری جریان واقعیت را زنده نگه می‌دارند و برنامه‌های تحلیلی به فهم دقیق‌تر تحولات کمک می‌کنند، «من ایرانم» خلأیی را پر می‌کند که کمتر برنامه‌ای توانسته به آن وارد شود: روایت هویت، تداوم زندگی روزمره و تجربه‌های انسانی در میانه بحرانی که همه ابعاد زندگی را تحت‌تأثیر قرار داده است. این برنامه به مخاطب یادآوری می‌کند که جامعه تنها در حال تحمل بحران نیست، بلکه در دل همین شرایط همچنان کار می‌کند، زندگی می‌کند، می‌کوشد و معنا می‌سازد.درنهایت، ارزش «من ایرانم» دقیقاً در همین ترکیب ساده اما کارآمد نهفته است: گفت‌وگوی آرام، روایت‌های واقعی، چهره‌های غیرسلبریتی و اجرای سنجیده. این عناصر در کنار یکدیگر برنامه را به نقطه‌ای از تعادل و تأمل در جدول‌پخش رسانه‌ای روزهای جنگ تبدیل کرده‌اند. در فضایی که هر لحظه با خبرهای فوری و تحلیل‌های پیچیده پر می‌شود، این برنامه فرصتی است برای بازنگری، برای تثبیت هویت و برای بازسازی پیوندهای عاطفی جامعه با خود.«من ایرانم» در نهایت بر این واقعیت تأکید می‌کند که حتی در میانه جنگ هم‌ زندگی ادامه دارد، انسان‌ها همچنان روایت دارند، امید دارند و در جست‌وجوی معنایی برای بودنشان هستند. شاید در نهایت، مهم‌ترین کارکرد رسانه در چنین روزهایی همین باشد: روایت زندگی در دل طوفان و یادآوری اینکه ما هنوز ایستاده‌ایم.
© 2019- pr.irib.ir - Contact us :pr@irib.ir

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما