امروز پنج شنبه  ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز پنج شنبه  ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی
سرویس:گفت و گو
تاریخ خبر : جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵- ۱۰:۰۰
فاتحان دیروز، خادمان امروز
تاریخ پرافتخار رسانه ملی با نام کسانی گره‌ خورده است که پیش‌از آنکه ردای خدمت در رسانه ملی را بر تن کنند، در سال‌های حماسه و خون، مشق ایثار و مقاومت کرده‌اند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در این گزارش پای صحبت دو تن از همکاران پیش‌کسوت و ایثارگر سازمان نشسته‌ایم؛ بزرگوارانی که امروز تخصص هنری خود را با تجربه گران‌بهای ایستادگی درآمیخته‌اند و از دیروز جبهه‌ها برای امروز ما درس‌هایی از جنس بصیرت و ولایت‌مداری به ارمغان آورده‌اند.  از سنگرهای کردستان تا راهروهای رسانه مهدی فرقانی‌پور، چهره‌ای آشنا در فضای مدیریتی و تولیدی سازمان است. او که مقطع کارشناسی‌ارشد هنر خود را در دانشگاه تهران گذرانده، از نورپردازی و تصویربرداری گرفته تا مدیریت پخش جهانی شبکه سحر و مدیریت گروه مستند شبکه دو را در کارنامه دارد. وقتی صحبت از ایثارگری می‌شود، با فروتنی می‌گوید: در مقابل سرداران و جانبازان، ما در حد صفر و همیشه بدهکار جامعه و سازمان هستیم.  می‌توانم تصور کنم مسیر کاری‌تان در سازمان صداوسیما با فرازوفرودهای بسیاری مواجه بوده.  بله. من ورودی بهمن ۱۳۶۶ دانشکده صداوسیما در رشته فیلم‌برداری و نورپردازی هستم. از سال ۱۳۷۱ وارد شبکه دو شدم و هم‌زمان تحصیلات ارشد هنر را در دانشگاه تهران ادامه دادم. در طول این سال‌ها از نورپردازی و تصویربرداری تا مدیریت پخش جهانی شبکه سحر، مدیریت تأمین برنامه شبکه چهار و قائم‌مقامی‌گروه اجتماعی شبکه دو را تجربه کردم. آخرین سمتم هم مدیریت گروه مستند شبکه دو بود و بعداز بازنشستگی در شورای مستند استان‌ها و ارزیابی برنامه‌های شبکه سه و چهار سیما فعالیت دارم و هیچ‌وقت از پا ننشسته‌ام؛ اما این‌ها چرخش شغلی است و واقعیت ماجرا آن است که همیشه معتقدم ما در مقابل ایثارگری‌های واقعی سرداران و جانبازان، در حد صفر و همیشه بدهکار جامعه هستیم. اما شما در جنگ تحمیلی اول هم حضور داشتید. از تجربیات دوران دفاع مقدس بگویید؛ چه زمانی عازم شدید و در چه عملیات‌هایی حضور داشتید؟ حضور بنده به قبل از سال ۱۳۶۶ برمی‌گردد. از سال 1361 تا سال 1363 در کردستان بودم و درمجموع حدود ۳۰ ماه در خط مقدم و مناطق جنگی حضور داشتم. آخرین حضورم در عملیات موفق کربلای 1 در منطقه مهران بود که حدود ۴۵ روز در خط پدافندی آنجا مستقر بودیم. به‌عنوان کسی که آن دوران را درک کرده، چه تفاوتی میان دفاع مقدس و نبردهای اخیر (جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم) می‌بینید؟ تفاوت اصلی در فناوری است. دشمن امروز بر لبه فناوری دنیا ایستاده؛ ولی ما هم به‌همت نیروهای مخلص سپاه و ارتش، شانه‌به‌شانه آن‌ها پیش رفته‌ایم. تفاوت دیگر در محتواست. در دفاع مقدس با یک کشور به‌ظاهر مسلمان طرف بودیم که دنیا پشتش بود؛ اما امروز رودررو با استکبار جهانی و غده سرطانی منطقه می‌جنگیم.  شهادت رهبر معظم انقلاب چه تأثیری بر اتحاد ملت‌ها و تقویت روحیه مقاومت دارد؟ ما هرچه داریم از نعمت ولایت است. اگر شهدای ما را با کشورهایی مثل عراق مقایسه کنید که میلیون‌ها کشته دادند، متوجه برکت وجود ولی‌فقیه می‌شوید. دشمن همیشه سعی کرده با ترس و دروغ مردم را از رهبری جدا کند؛ اما شهادت حماسی رهبر عزیزمان در میدان، تمام این نقشه‌ها را نقش بر آب کرد. شهادت حق ایشان بود. واقعاً آیت‌الله خامنه‌ای برکتی بود برای ما. خدا خواست رهبر ما در سن 8۶سالگی با عاقبت‌به‌خیری کامل برود. حیات و شهادتش مایه برکت بود برای همه و خوشحال شدیم که در عرض یک هفته هم الحمدلله کسی آمد که بهترین گزینه بود برای ادامه این مسیر. امیدوارم همه ما تابع این ولی‌فقیه باشیم. شهادت رهبرمان در جهان اسلام هم خیلی تأثیر داشت. همه داشتند از زندگی اشرافی رهبر و اینکه در پناهگاهی زندگی می‌کند و دروغ‌هایی بستند به رهبری که این باعث شد که رهبر فرمودند حالا که مردم پناهگاه ندارند، من هم نباید داشته باشم و این‌طور به شهادت رسیدند. این باعث شد نگاه‌ها و دیدگاه‌ها خیلی عوض شود. با شهادت رهبری چنین حرکتی شد و هیچ‌گاه خون شهید هدر نمی‌رود، به‌خصوص شهیدی که یک عالم بزرگوار هم باشد و الحمدلله خدا را شاکریم برای وجود چنین چیزی و خود رهبری هم دوست داشتند به شهادت برسند و می‌گفتند قلبم به درد می‌آید وقتی فکر می‌کنم قرار است در بستر بمیرم. شهادت حق ایشان بود و ایشان لایق شهادت بودند. اگر بخواهید یک‌عمر خدمت را در یک جمله به جوانان بگویید، آن جمله چیست؟ سعی کنید کارهایتان برای رضای خدا و خدمت به خلق خدا باشد تا برکت وارد زندگی‌تان شود. همان‌طور که امام(ره) فرمودند: پشتیبان ولایت‌فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد، عاقبت‌به‌خیری در همین مسیر است. این پیش‌کسوت رسانه این روزها نیز دست از تلاش برنداشته و در کارهای خیریه، محیط‌زیست و فعالیت‌های فرهنگی پیشتاز است تا به‌قول خودش، به مسئولیت اجتماعی‌اش عمل کرده باشد. از قاب «حقیقت» تا میدان «مقاومت» قاب‌های ماندگار، امضای مردانی است که هنر را نه در استودیوهای آرام، بلکه در میانه میدان و زیر باران ترکش‌ها آموختند. مصطفی دالایی، پیش‌کسوت فیلم‌برداری و کارگردانی سازمان، از نسل همان هنرمندان مخلصی است که پابه‌پای شهید مرتضی آوینی، حماسه‌های دفاع مقدس را جاودانه کردند. او که جراحت جبهه‌های ایران و بمباران‌های لبنان را بر تن دارد، در گفت‌وگویی صمیمانه از روزهای سخت دوربین‌های سنگین آنالوگ، تفاوت جنگ‌های هوشمند امروز با دیروز و برکت خون‌های شهدا می‌گوید.مصطفی دالایی، متولد سال ۱۳۳۸ در تهران، مسیر هنری خود را از ابتدای انقلاب و با ورود به دانشکده صداوسیما آغاز کرد. او که در رشته فیلم‌برداری تحصیل ‌کرده بود، از سال ۱۳۵۹ و در بحبوحه جنگ، به گروه تلویزیونی جهاد سازندگی پیوست. دالایی از روزهایی یاد می‌کند که فیلم‌سازی مستند، با دوربین‌های سنگین نگاتیوی و محدودیت‌های فنی فراوان همراه بود؛ جایی که برای ضبط تنها چند ساعت تصویر، دستیاران باید تجهیزات را با کوله‌پشتی در مناطق صعب‌العبور حمل می‌کردند. او در همان ماه‌های اول نبرد، به مجموعه ماندگار «حقیقت» پیوست و به‌عنوان تصویربردار و کارگردان، بخش‌های مهمی از تاریخ دفاع مقدس را ثبت کرد که بعداً با تدوین و روایت شهید آوینی، در قالب مجموعه «روایت فتح» به گوش و چشم مردم رسید.کارنامه ایثارگری دالایی، تنها به مرزهای ایران محدود نمی‌شود. او که در اکثر عملیات‌های سرنوشت‌ساز ازجمله خیبر، بدر، والفجر ۸، کربلای ۵ و مرصاد حضور داشته و چندین بار به‌شدت مجروح و شیمیایی شده است، پس‌از جنگ نیز رسالت خود را رها نکرد. در سال ۱۳۷۱، راهی لبنان شد تا مجموعه «سه نسل آواره» را کارگردانی کند. در همان سفر بود که در منطقه بعلبلک، هدف بمباران هوایی قرار گرفت؛ واقعه‌ای که منجر به شهادت فیلم‌بردار همراهش و مجروحیت دوباره خودش شد.این پیش‌کسوت رسانه، با نگاهی تحلیلی به تفاوت‌های دفاع مقدس و نبردهای اخیر در سال ۱۴۰۴ می‌پردازد. او معتقد است نبردهای جدید، عرصه لبه فناوری و هوش مصنوعی است؛ جایی‌که دشمن با ابزارهای پیشرفته جاسوسی و ردیابی، فرماندهان و شخصیت‌های برجسته را هدف قرار می‌دهد. دالایی با ابراز تأسف از اینکه به‌دلیل مسائل امنیتی، امکان ثبت تصویریِ مستقیم از بسیاری از صحنه‌های نبرد امروز وجود ندارد، بر اهمیت «گزارش‌های شفاهی و قلمی» تأکید می‌کند. دالایی بزرگ‌ترین نقطه قوت امروز را حضور آگاهانه مردم درصحنه می‌داند. او معتقد است تجمعات و حمایت‌های مردمی در شهرها، پیامی قدرتمند به رزمندگان پای پدافندها و روی ناوها مخابره می‌کند و دست سیاستمداران را در میز مذاکره پر می‌کند تا دشمن نتواند با فشار دیپلماسی، امتیازاتی را که در میدان جنگ نگرفته، به دست آورد.این ایثارگر پیش‌کسوت، شهادت رهبر معظم انقلاب و یارانشان را نقطه‌عطفی در خودآگاهی مردم توصیف می‌کند. او تأکید دارد که امروز مردم به‌خوبی دریافته‌اند که باید با تمام توان پشت‌سر آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای بایستند تا از نفوذ و ضربات دشمن جلوگیری کنند. به‌گفته او، قدرت شعارهای مردم در این شب‌ها، هم‌وزن و حتی فراتر از ضربات موشکی به قلب دشمن بوده است.مصطفی دالایی در پایان، عصاره تجربه‌اش را در عشق به خاک و فرهنگ ایران خلاصه می‌کند. او خطاب به جوانان می‌گوید: حب وطن نباید زبانی باشد؛ باید کشور و تمدنمان را با گوشت و پوست دوست داشته باشیم. در کنار آن، توجه به حضرت حق و درس‌های عاشوراست که به انسان انگیزه می‌دهد تا در مسیر درست بماند و صادقانه به وطنش خدمت کند.
© 2019- pr.irib.ir - Contact us :pr@irib.ir

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما