به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه یادداشت آمده است: در سپهر اندیشه سیاسی اسلام، «ولایت» نه یک قرارداد اعتباری و لرزان میان حاکم و شهروند برای تدبیر امور معاش، بلکه رکنی استوار از حقیقتِ وجودی و فیضی جاری است که کالبدِ رنجورِ جامعه را به سرچشمه هدایتِ غیبی پیوند میزند. این نوشتار بر آن است تا پیوندِ استوار میان عقلانیتِ غدیری و تابآوریِ شگفتآورِ نظام اسلامی را در مواجهه با ابتلائات سهمگین و تاریخی اواخر سال ۱۴۰۴ واکاوی نماید؛ واقعهای که بار دیگر ثابت کرد غدیر، نه یک حادثه در گذشته، بلکه حقیقتی مستمر برای تضمین آینده است.۱. در نظامِ امامت «بنبست» معنا ندارد: بنیاد نظری و کلامی نظام ولایی بر اصلِ تخلفناپذیرِ «قاعده لطف» استوار است؛ که بر اساس آن، حکمت الهی ایجاب میکند امت مومن هیچگاه در حیرت و خلاء هدایت رها نشود. در الهیات سیاسی غدیر، رهبری نه یک «امتیاز شخصی» برای تصاحب و تفاخر، بلکه یک «تکلیفِ الهی» و منصبی قدسی برای اقامه عدل و صیانت از حدودالله است.برخلاف الگوهای حکمرانی سکولار و مدلهای مادی که بر پایه فردمحوری بنا شده و با حذفِ فیزیکیِ راسِ هرم دچار فروپاشی ساختاری یا بحرانهای خونینِ مشروعیت میشوند، نظام امامت از یک «هویتِ نهادی و استمراری» برخوردار است. دالِ مرکزیِ غدیر، انتقالِ کانونِ توجه از «شخص» به «شاخص» بود؛ شاخصی که در عصر غیبت، در قامتِ رفیع ولایتفقیه تجلی یافته و ضامنِ عدم گسست حاکمیتِ الهی بر زمین میگردد. از این منظر، در هندسه سیاسی اسلام، چیزی به نام «انسداد قدرت» یا «بنبست سیاسی» معنا ندارد؛ چراکه ولایت، جوهرهای فراتر از کالبدها دارد و با عروج شخص، فیضِ هدایت در قالبی دیگر استمرار مییابد.۲. از میقاتِ سرخ ۱۴۰۴ تا تثبیتِ مقتدرانه تابآوری ملی: آنچه در اواخر سال ۱۴۰۴ در مامِ میهن به وقوع پیوست، فصلی زرین، حماسی و درعینحال دردناک در کتابِ تابآوریِ تمدنی ماست. شوکِ ناشی از تجاوز خصمانه دشمن و عروجِ ملکوتیِ رهبر حکیم و مجاهدِ امت، اگرچه زخمی عمیق بر روانِ جمعیِ ملت نهاد و جهان را در بهت فرو برد، اما بهسرعت در ساختارِ مستحکم و منعطفِ نظامِ ولایی هضم شد. تثبیتِ حکیمانه رهبری جدید در ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، نشان داد که نظام امامت، پاسخی پیشدستانه، عقلانی و وحیانی برای هر وضعیتِ اضطراری در آستین دارد. این انتقالِ قدرت در کمالِ آرامشِ ساختاری، برهانی قاطع بر این مدعاست که قدرت در جمهوری اسلامی، نه در «کالبدِ شخص»، بلکه در «جوهره صلاحیتها و شاخصها» نهادینه شده است. این ثباتِ پولادین، ضربهای ویرانگر به اتاقهای فکرِ دشمن بود و ثابت کرد که در پارادایمِ امامت، «خونِ ولیّ» بیش از حیاتِ ظاهری او تولیدِ اقتدار، مشروعیت و انسجامِ ملی میکند.۳. ماموریت رسانه در عصرِ تبیین: دهه امامت و ولایتِ سال ۱۴۰۵، ماموریتی فراتر از جشنهای مرسوم بر عهده دارد. امروز وظیفه نخبگان و گروههای مرجع، گره زدنِ «علقه عاطفیِ ناگسستنیِ امت با رهبر شهید» به «میثاق معرفتی و عملی با رهبریِ جدید» است. در مکتب امامت، شهادت نه یک پایانِ راه، بلکه مُهر تائیدی بر حقانیت و موتور محرک تمدنسازی است.در دنیای پرآشوب معاصر که جبهه باطل با تمام توان رسانهای خود به دنبال القای ناامیدی، بیثباتی و تزلزل پس از واقعه شهادت بود، نظام ولایی بهعنوان «لنگرگاه امنیت روانی» جامعه عمل کرد. استراتژیِ رسانهای و تبیینی ما در این برهه باید بر اصلِ «اقناعِ فطری» و بازنمایی دکترینِ «شهادت بهمثابه فتح» استوار شود؛ تا همگان دریابند که در امتداد غدیر، پرچم هدایت هرگز بر زمین نمیماند و هر شهادتی، طلوعی دوباره برای جبهه حق در مسیر رسیدن به افقِ ظهور خورشیدِ عظما (ارواحنا فداه) است. ۴. ولایت بهمثابه پناهگاهِ امنیتِ ملی: واقعیتهای میدانی و آرامش حاکم بر فضای کشور در بهار ۱۴۰۵، گواهی روشن بر این حقیقت است که امنیت روانی و ثبات راهبردی جامعه، ریشه در پناهگاهی نفوذناپذیر به نام ولایت دارد. در دنیایی که با حذف یک رهبر، مرزهای سیاسی، جغرافیایی و حتی ثبات اقتصادی کشورها به لرزه میافتد، ایران اسلامی در سایه «حبلالمتینِ ولایت»، آرامشی را تجربه کرد که برای تحلیلگران مادی، غیرقابلهضم است.این ثباتِ مثالزدنی، محصول «مواسات و همدلیِ اجتماعی» و پیوندِ ارگانیکِ میان امام و امت است که ریشه در آموزههای غدیر دارد؛ همان روحیهای که در ماههای اخیر، تودههای عظیم مردم را در پسِ آن ابتلائات سهمگین، یکپارچه، هوشیار و امیدوار نگاه داشت. پناهگاه ولایت، شوک ناشی از شهادت رهبری را به انرژی متراکم برای جهش تمدنی مبدل ساخت و نشان داد که این نظام از سرچشمه ولایت سیراب میشود.نهایت آنکه، عبور سرافرازانه و باوقارِ ملت ایران از گردنه سختِ اسفند ۱۴۰۴ و استقبال از غدیر ۱۴۰۵ با چنین ترازِ بالایی از اقتدار، ثابت کرد که نظام ولایتفقیه، تجلی عینی و کارآمد تابآوری تمدنی در جهان معاصر است. ما با خونِ مطهر رهبر شهید و تدبیر حکیمانه و قاطعانه جانشین ایشان، به جهانیان ثابت کردیم که «ولایت» حقیقتی است که با کینه خصم زایل نمیشود. دهه ولایت امسال، نهتنها یک عید مذهبی، بلکه مانورِ عظیمِ «اقتدارِ پایدار» و جشنِ شکستناپذیریِ آرمانی است که از خُمِ غدیر آغاز شده است. امروز، قطار تمدنساز ایران اسلامیبا سوختی مضاعف از خونِ شهید و تدبیر جانشین، پرشتابتر از هر زمان بهسوی افقهای روشنِ تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی(عج) در حرکت است.