به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، انبوه خبرها و تحلیلهایی که در فضای مجازی منتشر میشوند، گاه تصویری متناقض از واقعیت ارائه میدهند و مخاطبان را میان روایتهای مختلف سرگردان میکنند. در چنین فضایی، برخی برنامههای رسانه ملی تلاش کردهاند با روایتهای مردمی، بررسی تناقضهای رسانههای معاند و بازخوانی واقعیتهای کمتر دیدهشده، تصویری متفاوت از جامعه ایران و واکنش مردم به تحولات اخیر ارائه دهند. در این میان، توجه به افزایش سواد رسانهای مخاطبان و شناخت شیوههای روایتسازی در رسانهها، بهعنوان ابزاری برای تشخیص روایتهای معتبر از روایتهای جهتدار اهمیت بیشتری پیدا کرده است. در این گزارش، رویکرد تبیینگر تولیدات صداوسیما و نقش آن در تقویت سواد رسانهای در جریان جنگ تحمیلی سوم بررسی شده است.
یونس محمدی، مجری برنامه «مکث»:دشمن در زمین رسانه با واژهها بازی میکند
یونس محمدی، تهیهکننده و مجری تلویزیون که با برنامه «مکث» شناخته میشود، با بیان اهمیت توجه به جنگ نرم و سواد رسانهای در این نبرد توضیح داد: ازآنجاکه جنگ نرم دیده نمیشود و محسوس نیست، ممکن است اهالی جامعه متوجه آن نشوند، اما این جنگ بسیار جلوتر و مهمتر از جنگ سخت است و سواد رسانهای در این میان میتواند اثر زیادی داشته باشد.وی تأکید کرد: من در برنامه «مکث» تلاش کردم به این جنگ، تمدنیتر نگاه کنم و بگویم اصلاً برای چه میجنگیم و ریشههای آن چیست. برخی میگویند اگر مرگ بر امریکا نمیگفتیم، جنگی به وجود نمیآمد، درحالیکه مردم ایران بیدلیل این شعار را نمیدهند و باید اصل ماجرا روشن شود.این برنامهساز اظهار کرد: اگر مردم از این مسائل آگاه شوند، نقش و رسالت خود را در میان شایعات و خبرسازیهای جریان مقابل بهتر پیدا میکنند و این آگاهی منجر به سواد رسانهای و درنتیجه تابآوری میشود. امروز بخش بزرگی از میدان جنگ در رسانههاست و دشمن از ابزارهای رسانهای برای بازی با واژهها بهره میگیرد.این مجری یادآوری کرد: اگر بتوانیم افکار را روشن کنیم که پشت این پیامها چیست و چه نتیجهای دنبال میشود، اثرگذار خواهد بود. این هدف با افزایش سواد رسانهای مخاطبان محقق میشود. رفتارهای بیقاعده سیاستمدارانی مانند ترامپ نمونهای است که نشان میدهد این جریان برای برهمزدن تعادل فکری مخاطبان خود هزینه زیادی کرده و حالا عصبانی است که به اهدافش نرسیده است.محمدی با بیان اینکه مردم ایران از هوش و فهم برخوردارند، افزود: کسانی که شاید قبل از این جنگ شعارهای دیگری میدادند، وقتی در متن واقعیت قرار میگیرند و پردهها کنار میرود، فطرت و عقلشان کار میکند. رسانه ما کار تبلیغی صرف نمیکند و برنامهها با نیت روشنسازی تولید میشوند و درنهایت تصمیم با مخاطب است.وی اضافه کرد: مخاطب ایرانی چون آگاه است، پیامهای رسانه ملی بر جانش مینشیند و او را در میدان نگه میدارد. این اثرگذاری حاصل تجربههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی چهار دهه اخیر است که در حافظه جمعی ما شکل گرفته است.محمدی متذکر شد: مخاطبی که آمادگی شنیدن حرف حق را دارد، محصول امسال یا ۶۰ روز اخیر نیست. سالها فعالیت مبلغان، معلمان، روحانیون و فعالان رسانهای، حقیقتطلبی را در جان مردم گسترش داده است و امروز همین سرمایه موجب اتکای آنها به منطق مقاومت میشود.محمدی با تأکید بر اینکه این جنگ ریشهای تاریخی دارد، گفت: این جنگ صرفاً نزاع میان چند کشور نیست، بلکه رویارویی خیر و شر است و این نبرد در طول تاریخ ادامه داشته است. رسانهها باید بیش از گذشته بر شکسته شدن هیمنه دشمنان و افول استعمارگران تمرکز کنند، چراکه این اتفاق نقطهای تعیینکننده در جبهه حق است و نیاز به سوادافزایی دارد.وی گفت: امروز فردی در بحرین، دیگری در امریکا و شاید کسی در اروپا یار این جبهه میشود. این یارکشی باید جهانی باشد و رسانهها باید آنقدر دقیق تبیین کنند که از یوتیوبرهای معمولی تا رسانههای رسمیبه ترجمه و بازنشر محتوا بپردازند. همانطور که گفته شده طرفداران حق در غرب نیز حضور دارند و باید برای جذب افراد، تلاش بیشتری کرد.این تهیهکننده اظهار کرد: بهعنوان نمونه در بازی ایران و امریکا در جام جهانی سال ۱۳۹۸ وقتی ایران گل زد، مردم لبنان و سوریه هم خوشحال شدند، چون همجبههای هستند. همین احساس امروز هم در میدانهای سخت تکرار میشود و برای همین زمانی که ما در خلیجفارس ناو امریکایی را به آتش میکشیم و مواضع آنها را بمباران میکنیم، میبینیم که مردمی در سایر نقاط دنیا از این اتفاق خوشحال میشوند. انگار ایران بار دیگر توانسته دروازه امریکا را باز کند و گل بزند. این همان صدور انقلاب است که باید در تولیدات رسانه پررنگتر شود.
قاسم عوضبیگی، تهیهکننده تلویزیون:هر شایعهای ارزشِ پرداخت ندارد
قاسم عوضبیگی، برنامهساز و تهیهکننده تلویزیون با اشاره به ساخت و تولید برنامههایی که موجب افزایش سواد رسانهای مخاطب میشوند، بر نقش خلاقیت در تولید این آثار تأکید کرد و گفت: آگاهی، خلاقیت و اشراف عوامل میتواند در میزان توان برنامه در مواجهه با رسانههای معاند و تبیین مسائل و افزایش آگاهی مخاطبان اثر بگذارد؛ بنابراین اصلِ اثرگذاری چنین برنامههایی انکارناپذیر است.وی تصریح کرد: برنامههای رسانه ملی در اوضاع فعلی با توجه به امکانات و محدودیتهایشان، تمام تلاش خود را برای افزایش آگاهی مخاطب از محتوایی که تماشا میکنند، به کار میگیرند. این برنامهها بیتردید اثرگذارند، اما همچنان این پرسش مطرح است که آیا میزان اثرگذاری آنها در حد مطلوب است یا میتواند گستردهتر و محکمتر باشد.عوضبیگی با تأکید بر اهمیت توجه رسانه به تابآوری برآمده از آگاهی در مخاطبان نیز عنوان کرد: در رسانه اساس کار بر آگاهی استوار است. برنامههای رسانهای با افزایش آگاهی عمومی میتوانند به تقویت تابآوری اجتماعی کمک کنند. البته امروز فضای رسانه محدود به تلویزیون نیست و فضای مجازی نیز در کنار آن نقش درخور توجهی ایفا میکند. اگر خوشبینانه به موضوع بنگریم، میتوان گفت این فضاها در بسیاری موارد همسو با یکدیگر حرکت میکنند. درنتیجه، آگاهیبخشیای که از طریق رسانهها صورت میگیرد، میتواند به افزایش میزان تابآوری جامعه کمک کند.این برنامهساز بیان کرد: قالب برنامه برای اثرگذاری بیشتر، بسیار مهم است. از نظر محتوا، بسیاری از برنامهها در مسیر افزایش آگاهی و تقویت تابآوری حرکت میکنند و این مسئله طبیعی است، اما اینکه قالب برنامهها تا چه اندازه میتواند این هدف را به سطح بالاتری برساند، جای تأمل دارد. حتی استفاده از برخی قالبهای سادهتر برنامهسازی که متناسب با امکانات موجود هستند، میتواند در برخی موارد به انتقال پیام و افزایش اثرگذاری کمک بیشتری کند.وی اظهار کرد: در تولید برنامه اصل این است که حقیقت را خودمان بیان کنیم. صرفاً واکنشی عمل کردن و اینکه بگوییم فلان موضوع شایعه است، آن حرف دروغ است و... رویکرد چندان مناسبی نیست. رویکرد درست این است که حقیقت و اصول و باورهای اساسی خود را بهصورت روشن، صحیح و جذاب بیان کنیم. اگر این کار بهدرستی انجام گیرد، بسیاری از شایعات، تحریفها و دروغپردازیها خودبهخود خنثی میشوند و مخاطب نیز درمییابد که بسیاری از این ادعاها ارزش توجه ندارند.تهیهکننده فصول قبلی برنامه «نوسان» و مجری برنامه «نقش» تأکید کرد: اگر اصول و مبانی بهصورت جذاب برای مخاطب بیان شود، بسیاری از انحرافها خودبهخود کمرنگ میشوند. بااینحال، در صورت بروز انحرافهای اعتقادی یا سیاسیِ بنیادی، لازم است بدون توجه به گوینده آن، بهطور جدی به آن بپردازیم و پاسخ دهیم.عوضبیگی افزود: در مقابل، گاهی برخی سخنان یا شایعات در سطحی بسیار ساده و حتی خندهدار مطرح میشوند که اساساً تأثیر زیادی در جامعه ندارند. در چنین مواردی اگر رسانهها به آنها بپردازند، عملاً به آنها اهمیت میدهند و باعث پررنگ شدنشان میشوند؛ بنابراین باید میان انحرافهای اساسی و شایعات سطحی تفاوت قائل شد. انحرافهای مهم اگر در ابتدا کوچک به نظر برسند لازم است موردتوجه و پاسخ قرار گیرند تا اصل موضوع دچار فراموشی یا تحریف نشود، اما شایعات سطحی که اثر جدی در جامعه ندارند، اگر بیشازحد موردتوجه قرار گیرند، عملاً به تقویت همان اتفاقی کمک میکنند که در حال شکلگیری است.
نادر سهرابی، سردبیر و مجری برنامه «سروستان»:روایت ایران مقاوم از قاب مجازی
برنامه «سروستان» به تهیهکنندگی محمدعلی محمددوست که با آغاز نبرد رمضان از شبکه افق روانه آنتن شد، یکی از تولیداتی بود که تلاش کرد با به تصویر کشیدن واقعیت مردم ایران و قیاس آن با آنچه در فضای مجازی و رسانههای وابسته به جریانهای سلطه ارائه میشود، روایتی واقعیتر از جامعه و فضای آن ارائه کند. نادر سهرابی که سردبیری، نویسندگی و اجرای «سروستان» را برعهده دارد، درباره اهداف این برنامه توضیح داد: ما فکر کردیم میتوانیم از رهگذر فضای مجازی، فضای اجتماعی را روایتگری کنیم. مسئله این بود که در فضای مجازی، قابهای متعددی از مردم را میدیدیم که شگفتانگیز بود، اما روی این محتواها کار نمیشد، درحالیکه زیرمتن بسیار مهمی داشت. حضور مردم در نبرد رمضان از قاب محتواهای فضای مجازی هم سرریز شده بود و ما فکر کردیم میتوانیم با کنار هم قرار دادن این قابها و افزودن یک روایت به هرکدام از آنها توسط مجری، ارزش آن را دوچندان کنیم.سهرابی در ادامه تأکید کرد: محتواهایی که از فضای مجازی انتخاب میکردیم، بر این اساس بود که میتوانستیم از آن بهعنوان یک امر واقع بهره ببریم. برای نمونه زمانی که گزارش نفیسه کوهنورد، خبرنگار ارشد شبکه BBC در خاورمیانه را پخش میکردیم که با شعف خاصی درباره دست برتر و پیروزی ایران مقابل رژیم صهیونیستی سخن میگفت، باز هم به مخاطب یادآوری میکردیم که این محتوا با اینکه امری واقع است، اما همچنان نباید به BBC اعتماد داشت.در ادامه، این نویسنده و مجری تلویزیون اظهار کرد: بسیاری از محتواهایی که در فضای مجازی پخش میشد، نشان میداد که برخلاف آنچه شبکههایی مانند ایران اینترنشنال میگویند، واقعیت مردم ایران نادیده گرفته میشود. جمعیت مذهبی زیادی در ایران وجود دارند که حاضرند فدای رهبر شوند و کار به جایی رسیده که همان شبکههای خارجی نیز دیگر نمیتوانند این واقعیت را نادیده بگیرند و ما تلاش کردیم این حقیقت را به مردم بگوییم که در نوع خوب موجب افزایش سواد رسانهای آنان هم میشد.وی با اشاره به اینکه «سروستان» بازخوردهای بسیاری از مخاطبان خارج از کشور، دینناباور، بیحجاب و… گرفته است، اظهار کرد: برای من واکنشهای مثبت قشر غیرمذهبی بسیار جالب بود. آنان بارها به ما پیام میدادند که «سروستان» صدای آنها هم شده است و تشکر میکردند که پای وطن ایستادهایم.مجری برنامه «سروستان» افزود: تا پیش از جنگ رمضان برخی خجالت میکشیدند که تصویر پرچم ایران را در فضای مجازی خود منتشر کنند یا بگویند که رهبری را قبول دارند و… این تعارفها در جنگ رمضان کنار رفت و بسیاری از افرادی که فکرش را نمیکردیم، به پای کار ایران بودن خود اعتراف کردند. درواقع به نظرم میرسد در این دوره آگاهی و سواد مردم نسبت به واقعیت و آنچه رسانههای مقابل القا میکنند بالاتر رفته است. سهرابی با تأکید بر اینکه روایت واقعیتها و ایستادن مقابل آنچه به دروغ از سوی رسانهها عنوان میشود باید ادامه پیدا کند، گفت: بعد از اینکه کشور، به امید خدا، به پیروزی قطعی رسید، ما میخواهیم در طراحی محتوای «سروستان» به این سمت برویم که تبار وطنفروشی کجاست و چطور افراد به اینجا میرسند که پس از حمله به کشورشان، برقصند؟!این نویسنده اضافه کرد: تا زمان رسیدن به پیروزی نیز همچنان بر روایت تابآوری مردم و مقاومت و حضور آنها تمرکز داریم. ما میدانیم که وضع معیشت خوب نیست، اما همه با هم در این راه هستیم و آغازگر این جنگ نیز نبودهایم، اما با مقاومت و توکل به خدا این جنگ را به پایان میرسانیم.وی گفت: هرچند متخصص سواد رسانهای نیستم و در حوزه کتاب و نویسندگی فعالیت میکنم، اما با توجه به پیوند روایت با رسانه تلاش کردیم در «سروستان» شیوههایی را که دشمن برای تحمیل روایتهای خود به کار میگیرد، به مخاطبان نشان دهند.سهرابی گفت: رسانههای معاند با تظاهر به رسانههای رسمی و ایجاد هیجان در فضای خبری تلاش میکنند روایتهای خود را معتبر جلوه دهند، درحالیکه بسیاری از مخاطبان منبع این خبرها را راستیآزمایی نمیکنند. به همین دلیل در «سروستان» سعی کردهایم با یادآوری این جزئیات، به افزایش سواد رسانهای مخاطبان کمک کنیم.
محمد لسانی، مدرس دانشگاه و کارشناس سواد رسانه:رسانه باید زمانِ مداخله را بشناسد
محمد لسانی، کارشناس سواد رسانه و مدرس، درباره نقش رسانهها در ارتقای سواد رسانهای مخاطبان گفت: وقتی ما مصادیق جنگ شناختی، جنگ رسانهای، تحریفها، دروغها و اخبار جعلی را در رسانهها ببینیم، نسبت به موارد مشابه حساسیت پیدا میکنیم. به همین دلیل، گام نخست، حساسسازی است که خود منجر به آگاهسازی میشود.وی تصریح کرد: مواجهه مخاطبان با نمونههای واقعی عملیات رسانهای و تحریفها، باعث میشود قدرت تشخیص آنها در برابر پیامهای مشابه افزایش یابد و این موضوع یکی از پایههای اصلی تقویت سواد رسانهای در جامعه به شمار میرود.لسانی با اشاره به شیوههای آموزش سواد رسانهای اظهار کرد: برخی افراد تلاش میکنند از طریق آموزشهای درسمحور، مخاطبان را با فنون رسانهای آشنا کنند، اما معمولاً موفق نمیشوند، زیرا ماهیت فنون رسانهای از نوع کلاس درس نیست، بلکه در بسیاری از مواقع، از طریق لمس کردن، مشاهده کردن و آگاه شدن از مصادیق واقعی بهدست میآید. همچنین نمایش مصادیق واقعی در برنامههای رسانهای میتواند به درک بهتر مخاطبان از سازوکارهای رسانهای کمک کند.این مدرس رسانه بر ضرورت طراحی برنامههای مشخص در حوزه سواد رسانهای تأکید کرد و گفت: برای حساسسازی و ملموس کردن فنون رسانهای، حتماً باید برنامههای مجزا و متمرکزی وجود داشته باشد. مفاهیمی مانند سواد رسانهای و سواد خبری باید از طریق بخشهای تبلیغاتی و ترویجی، همراه با هشتگها و کلیدواژههای مشخص، به جامعه منتقل شوند تا این مفاهیم در ذهن مخاطبان تثبیت و به گفتمانی عمومی تبدیل شوند.وی در ادامه با اشاره به تفاوت آگاهسازی و توانمندسازی مخاطبان توضیح داد: ما در طولانیمدت باید از برنامههای ترویجی و آموزشی فاصله بگیریم و به سمت برنامههایی برویم که مخاطب را درگیر میکند. این سیاست توانمندسازی است و با آگاهسازی صرف تفاوت دارد. در آگاهسازی تنها اطلاعات در اختیار مردم قرار میگیرد، اما در توانمندسازی مهارتهایی مانند راستیآزمایی، منبعشناسی و تأیید چندکاناله اطلاعات به مخاطبان آموزش داده میشود تا بتوانند در مواجهه با پیامهای رسانهای تحلیل دقیقتری داشته باشند.این کارشناس سواد رسانهای همچنین درباره مواجهه با اخبار جعلی بیان کرد: در بحث اخبار جعلی ما از شناخت آستانه و سطح اخبار جعلی صحبت میکنیم. مثل اینکه چه زمانی باید وارد مداخله شویم. گاهی یک خبر جعلی هنوز به سطح مسئله اجتماعی نرسیده و نباید به آن پرداخت، اما زمانی که از یک آستانه مشخص عبور کند و به مسئلهای اجتماعی تبدیل شود، لازم است رسانهها وارد عمل شوند. لسانی تأکید کرد که استفاده از روشهای دادهکاوی و ابزارهای تحلیل داده میتواند در تشخیص این آستانهها و مدیریت مؤثر اخبار جعلی به رسانهها کمک کند.وی تولیدات رسانه ملی را از مهمترین ابزارهای افزایش سواد رسانهای مردم دانست و گفت: انسانها گاهی قدر داشتههای خود را نمیدانند. امروزه بالاترین گستره مخاطب، بالاترین پوشش رسانهای، بیشترین تعداد افراد درگیر در تولید و پخش محتوا، و نخستین سنگر رسانهای کشور در سازمان صداوسیما قرار دارد. ازاینرو، صداوسیما یک سرمایه و دارایی ملی است.
محمدرضا شهبازی، مجری برنامه «پاورقی»:تناقضهای دشمن را به رخ میکشیم
محمدرضا شهبازی، مجری برنامه «پاورقی» درخصوص چگونگی انتخاب روایتها و محتواهای رسانهای و فضای مجازی که در این برنامه به کار گرفته میشود، بهخصوص در روزهایی که کشور با جنگ درگیر است و مخاطبان در مواجهه با محتوای فضای مجازی و رسانههای معاند نیاز به سواد رسانهای دارند، گفت: همواره روایت متناقض در جبهه معاند و مخالف با جمهوری اسلامیبسیار است و این برنامه سعی میکند در محتواهایی که انتخاب میکند، مواردی را موردنظر قرار دهد که مشکل مبنایی و تناقض و بیاطلاعی مهم را نشان میدهد. وی تصریح کرد: صرف اینکه رسانههای معاند ابتدا موضوعی را مطرح میکنند و بعد سخن دیگری میگویند یا تناقضات رفتاری و گفتاری دارند، کافی نیست. البته همین تناقضها جذاب است و میتوان از آنها برنامه تولید کرد، ولی برخی از مواردی که در رسانههای معاند منتشر میشود، ناشی از یک دروغگویی ساده نیست، بلکه برخاسته از یک اشکال و ضعف مبنایی و کمبود اطلاعات تاریخی و اساسی است. ما میکوشیم در انتخاب محورهای برنامه، بیشتر چنین موضوعاتی را از رسانههای جبهه مقابل بررسی کنیم. شهبازی ادامه داد: باید توجه داشت که هر برنامه با توجه به نوع مخاطب و انتظارات آنها و همچنین فضایی که در قسمتهای پیشین ایجاد کرده است، تفاوتهای خود را دارد. لذا هر برنامهای باید بتواند چارچوب و هویت خود را تعیین و تعریف کند.وی اظهار کرد: نکتهای که ما مدنظر قرار میدهیم، ایجاد آرامشی است که از حس پیروزی، امنیت ناشی از پایداری ساختار حکومتی و ثبات جامعه نشئت میگیرد. همچنین، ما در پی نمایش تفوق اجتماعی ایرانیان در برابر دشمن هستیم. هدف ما این است که نشان دهیم جامعهای روبهجلو، متحد و پیروز داریم و ادعاهای دشمن مبنی بر پیروزی در جنگ را ابطال کنیم و معتقدیم از این طریق میتوان به آرامش دست یافت.مجری «پاورقی» متذکر شد: مهمترین عاملی که میتواند آرامش فردی و خانوادگی هر شخص را از بین ببرد، احساس شکست، بیپناهی، بیرؤیا بودن و ترس از وقوع اتفاقات ناگوار در آینده است. ما تلاش میکنیم تا این حس ناامیدی را از جامعه بزداییم و آرامش را بازگردانیم.وی در ادامه گفت: برخلاف تصور ما که گمان میکنیم فضای مجازی و شبکههای اجتماعی موجب افزایش اطلاعات مردم میشوند، اتفاقات فراوانی چون محتواهای روزمره و درگیر شدن جامعه با چنین سطحی از دادهها، میتواند مردم را از تأمل و تحلیل دقیق و مطالعه اتفاقات تاریخی و مبنایی بازدارد؛ بنابراین باید از آنچه در فضای مجازی وجود دارد، استفاده کنیم تا اطلاعات مردم را افزایش دهیم. کاری که در «پاورقی تاریخ» انجام دادیم و با معرفی کتابها سعی کردیم در کنار پرداختن به محتوای فضای مجازی، با افزایش قدرت تحلیل مردم در مواجهه با این محتواها سواد رسانهای آنها را تقویت کنیم.شهبازی ادامه داد: طنز و کمدی، قالب برنامه است و محتوای برنامه هم به بخش محتوایی مرتبط است. یعنی با قالب طنز یک برنامه میتوان هم محتوای عمیق ارائه داد، هم محتوای سطحی. جمع کردن قالب و محتوای متفاوت در یک ظرف کار عجیبی نیست و دشمن سالهاست از این روش استفاده کرده است.این مجری تأکید کرد: واضح است که ما باید به این سمت میآمدیم و شاید کمی غفلت کردهایم یا به اندازهای که لازم بوده است به این قضیه دقت نکردهایم. ما سعی میکنیم از قالب طنز برای حرفهای نسبتاً جدی استفاده کنیم. در انتخاب موضوعات نیز اینگونه برخورد میکنیم که تنها یک شوخی روزمره ارائه نکرده باشیم، بلکه پشت شوخی، حرفی مهم و نگاهی عمیق باشد. وی با اشاره به واکنش رسانههای معاند نسبت به «پاورقی» ادامه داد: طبیعتاً هنگامیکه بهعنوان برنامهساز با صراحت درباره رسانههای خارجی سخن میگویید و نکاتی را درباره آنها مطرح میکنید، نگاه دیگران نسبت به آنها تغییر مییابد. این امر موجب واکنش آنها نیز میشود. برای نمونه، همین اواخر شاهد بودیم که آنها دچار خطا شدند و رسماً اذعان کردند که این موضوع باعث شده است در برنامههایی مورد تمسخر قرار گیرند. اینها واکنشهایی هستند که کاملاً طبیعی به نظر میرسند.شهبازی درخصوص هجمهها، تهدیدات و فشارهایی که به خودش و برنامه «پاورقی» وارد میشود نیز عنوان کرد: باید توجه داشت که موضوع فشار و هجمه، تنها محدود به مجری یا بخش «پاورقی» نیست، بلکه این مسئله شامل هر کسی میشود که موضعی مشخص داشته باشد و آن را با صراحت اعلام کند. هر برنامهای که ماهیتی صریح داشته باشد، ناگزیر با فشارها و هجمهها روبهرو خواهد شد.وی یادآوری کرد: «پاورقی» نیز از همین روال پیروی کرده است. چراکه ما از ابتدا این مسیر را انتخاب کردیم و میدانستیم که صراحت در بیان، موجب اعتراض بسیاری خواهد شد، زیرا بسیاری توان تحمل چنین رویکردی را ندارند. این برنامه بهنوعی برخلاف عرف و عادتهای معمول است و همین امر برای برخی ناخوشایند خواهد بود، اما این مسئله برای ما نکته مهمی نیست و به مسیر خود ادامه میدهیم. درواقع، شدت این فشارها خود نشاندهنده اثربخشی و میزان مخاطب برنامه و گواه این است که این اقدامات، موجب رنج و آزردگی کسانی م
عباس مریدی، تهیهکننده برنامه «نوسان»:جامعه روایتِ نزدیک به واقعیت میخواهد
عباس مریدی، تهیهکننده برنامه «نوسان» درباره این برنامه و آگاهیبخشی در باب محتوای شبکههای اجتماعی و ماهوارهای در جنگ رمضان توضیح داد: بنیاد برنامه «نوسان» بر پایه ذائقه مخاطب فضای مجازی طراحی شده است. برنامه «نوسان» ۱۵ دقیقهای است و بخشهایی که پخش میکنیم نهایتاً به دو دقیقه میرسند. از هفتم اکتبر تاکنون با این قالب برنامهسازی به نظرم تا حدی توانستیم پلی بین فضای مجازی و تلویزیون باشیم. مریدی افزود: ما تولیدات پربازدید فضای مجازی را به تلویزیون میآوریم و محتواهای تلویزیونی پرمخاطب و پربازدید را در فضای مجازی بازنشر میکنیم و همه این اقدامات با هدف افزایش اطلاعات و تسلط مردم بر روایتگری انواع رسانهها صورت گرفته است.وی در ادامه تأکید کرد: از ۹ اسفند و محدودیت در دسترسی به اینترنت بینالملل در کشور، برنامه «نوسان» که تلاش میکند نزدیکترین حالت را به ذائقه مخاطبان فضای مجازی داشته باشد، مسئولیت بیشتری برای خودش قائل شد. در این برنامه ویژگیهای تولید محتوا در فضای مجازی مانند قلاب در ۳۰ ثانیه اول، مختصر و مفید بودن، تنوع بصری و… لحاظ میشود و از این حیث مخاطبان بازخورد خوبی به ما دادهاند.تهیهکننده «نوسان» افزود: پیامکهایی که مردم در جریان جنگ برای ما میفرستادند و نظرات آنها نشان داد که جامعه خواهان شنیدن روایتهایی نزدیک به واقعیت است و میخواهد سواد رسانهای خود را در نبرد رسانهها بالا ببرد. زمانی که وارد فضای جنگ شدیم، طبیعتاً اطلاعرسانی ویژه یک ضرورت و مأموریت حیاتی شد. از این منظر ما ضمن اطلاعرسانی از جنگ، روی افکار عمومیکه ارتباطش با خارج از کشور قطع شده بود و اطلاعی نداشت که جهان چه تصوری نسبت به ایران دارد، کار کردیم.مریدی تصریح کرد: ما سعی کردیم در این زمینه با خارج از کشور مصاحبهها و تماسهای تصویری در قالبهای گوناگون داشته باشیم. این کار نوعی درونریزی از فضای رسانهای جهان به مردم ایران ارائه میکرد. همین کار باعث شد که مردم ایران دریابند جهان چه تصویری از آنها دارد. وی ادامه داد: ما قبل از جنگ رمضان، پویشی به نام «از ایران بگو» را آغاز کرده بودیم و در فراخوانی از زباندانانی که به معرفی جهادی ایران تمایل دارند، دعوت به همکاری کردیم. به این واسطه ظرفیتی به زبانهای انگلیسی، چینی، اسپانیایی، آلمانی، فرانسوی و… فراهم شد. با شروع جنگ رمضان و کمک این زباندانان نظرات شخصیتهای فرهنگی و سیاسی و انسانرسانهها را به داخل کشور انتقال دادیم و از سوی دیگر تولیدات خودمان را هم به چند زبان ترجمه کردیم.مریدی افزود: بهعنوان نمونه آزادی مهدیه اسفندیاری که نزدیک به اواخر جنگ رمضان محقق شد، محتوایی بود که به زبان فرانسوی ترجمه و به رسانههای خارجی گوناگون و اینفلوئنسرها ارسال شد. به موازات تبیین داخل، با کمک کسانی که در پویش «از ایران بگو» مشارکت داشتند و داوطلب بودند، به زبانهای خارجی نیز تبیینگری کردیم.مریدی در ادامه با بیان اینکه افزایش سواد رسانهای به آرامش جمعی و تابآوری اجتماعی کمک میکند، گفت: زمانی که دشمنان افکار عمومی را تحتالشعاع قرار میدهند، بیشتر از حمله فیزیکی، آثار روانی حملات روی مردم تأثیر میگذارد. در ایام جنگ مردم میگفتند اخبار را ابتدا از شبکه خبر صحتسنجی میکنند و بعد سراغ سایر رسانهها میروند. رسیدن به چنین مرجعیت بالایی در بین مخاطبان، دستاورد صداوسیما در جنگ نرم بود. این تهیهکننده عنوان کرد: ترامپ بارها به توان رسانهای جمهوری اسلامی ایران و تأثیری که بر مردم داشته اذعان کرد. قدارهکشهای رسانهای امروز از هیچ دروغی ابا ندارند. آنها به هر قیمتی دنبال سردرگم کردن مخاطبان هستند و اگر ما در رسانه سمتوسوی درستی را نشان دهیم، آنها نیز یقیناً کمتر گول میخورند و اگر در برخی زمانها ضرباتی از بازی رسانهای دشمن خوردهایم، با تبیینگریهای کنونی رسانه بهویژه رسانه ملی جلو این آسیبها گرفته میشود.
هانیه سمندری، کارگردان برنامه «اشاره»:نوجوانها باید بتوانند به روایت آماده، «نه» بگویند
هانیه سمندری، کارگردان برنامه «اشاره» از تولیدات شبکه امید که در جنگ رمضان درزمینه سواد رسانهای و آگاهی مخاطب نسبت به محتوای فضای مجازی و ماهواره تلاش کرده است، درخصوص این نوع برنامهها توضیح داد: با توجه به اینکه مخاطب اصلی برنامه «اشاره» نوجوانها هستند، میخواهیم به نوجوان یاد بدهیم که روایت خودش را از اتفاقهای اطراف بسازد، نه اینکه صرفاً تکرارکننده روایتهایی باشد که از رسانههای دیگر میشنود. نوجوان باید بتواند عمق نگاه و قدرت تحلیل و سواد رسانهای داشته باشد و تشخیص بدهد کدام روایت به حقیقت نزدیکتر است و از مجموع خبرهایی که دریافت میکند، برای خودش روایتی تازه بسازد. وی تصریح کرد: ما به محتواهای سواد رسانهای بهویژه در موقعیت خاصی مثل جنگ بهشدت نیاز داریم. متأسفانه نوجوانهای امروز بیشتر مصرفکننده رسانهاند. محتوایی که چندینبار دستبهدست و براساس راهبرد رسانههای دیگر بازتولید شده، به مخاطب ما میرسد و او هم خیلی وقتها آن را به اشتباه بازنشر میکند. یکی از مهمترین اتفاقها، بهخصوص در روزهایی مثل روزهای جنگ، این است که بچهها بتوانند این چرخه را بشکنند؛ یعنی بتوانند به روایتهای آماده، «نه» بگویند، سؤال کنند، زیر سؤال ببرند و خودشان ابزارهایی داشته باشند که با آن روایت درستتر را پیدا کنند.سمندری با بیان اینکه رسانه در نوع خود میدان جنگ است، گفت: همانطور که در میدانهای نظامی تمرین و آمادگی اهمیت دارد، برای ما هم برنامه «اشاره» در جنگ 12روزه یک تمرین اولیه بود و نخستین مواجهه جدی ما با یک جنگ واقعی در ایران همان زمان اتفاق افتاد. ما در جنگ رمضان تلاش کردیم آن تجربه را کاملتر کنیم. برنامه روی آنتن شبکه بود و هرچند هر شب روی آنتن نمیرفت، اما آمادگی گروه حفظ شده بود تا هر لحظه بتواند پاسخ درست و مناسب ارائه دهد. ایدهها و راهبردها را هم در جنگ 12روزه آزموده بودیم. برنامه نزدیک به دو سال سابقه دارد و بعد از شهادت سیدحسن نصرالله آن را بهعنوان یک برنامه تربیتی به شبکه آوردیم. از همان ابتدا هم در طراحی مهمانها و ساختار برنامه، نگاه ما این بود که گروه همیشه در حالت آمادهباش باشد.وی ادامه داد: برنامه «اشاره» سه بخش اصلی دارد. بخش نخست مرور اخبار است و تلاش میکند روایت درست را بسازد تا بچهها خبر و تحلیلش را بشنوند و بعد خودشان تصمیم بگیرند با آن خبر چه کنند. در این بخش، اتفاقات روز مرور میشود و روایتهای مختلف، ازجمله روایتهای اینترنشنال، بیبیسی و حتی روزنامههای خارجی، بررسی میشوند تا بچهها خودشان امکان تحلیل و بررسی درست را پیدا کنند.این کارگردان تلویزیون عنوان کرد: بخش دوم برنامه با حضور مهمان برگزار میشود و مبتنی بر سؤالها و درگیریهای ذهنی نوجوانهاست. ما یک سامانه پیامکی برخط داریم و پیامهای بچهها همان لحظه روی آنتن نمایش داده میشود. این ویژگی برای نوجوانها بسیار جذاب است، چون به خواندن کامنت و مشارکت در لایوها و استریمها عادت دارند.سمندری اظهار کرد: همین موضوع باعث شد برنامه برای نوجوانان جذابتر شود و هم ما دسترسی مستقیمتری به سؤالهای واقعی آنها پیدا کنیم. خیلی وقتها از اینکه بچهها اصلاً به چیز دیگری فکر میکنند و مسائل متفاوتی دارند، شگفتزده میشویم. سؤالهایی که ما تصور میکنیم برایشان حل شده، اصلاً دغدغهشان نیست و آنها پرسشهای دیگری دارند.وی اظهار کرد: بخش سوم هم به جنگ رسانهای اختصاص دارد. در این بخش، اتفاقات درخشانی را که بچههای ایران در این جنگ رقم زدهاند و ویدئوها و موشکنگارهها تا بحثهای توییتری سفارتخانهها و مواضع مقامات را بررسی میکنیم. هدف این است که به بچهها نشان بدهیم رسانه واقعاً میدان جنگ است و روایتها آنجا تغییر میکنند و نگاه مردم به پیروز و بازنده جنگ عوض میشود. همچنین آفند و پدافندمان را توضیح میدهیم و تصویر واقعیتری را که خارجیها از ایران امروز دارند به مخاطبان ارائه میکنیم.
عباس مریدی، تهیهکننده برنامه «نوسان»:جامعه روایتِ نزدیک به واقعیت میخواهد
عباس مریدی، تهیهکننده برنامه «نوسان» درباره این برنامه و آگاهیبخشی در باب محتوای شبکههای اجتماعی و ماهوارهای در جنگ رمضان توضیح داد: بنیاد برنامه «نوسان» بر پایه ذائقه مخاطب فضای مجازی طراحی شده است. برنامه «نوسان» ۱۵ دقیقهای است و بخشهایی که پخش میکنیم نهایتاً به دو دقیقه میرسند. از هفتم اکتبر تاکنون با این قالب برنامهسازی به نظرم تا حدی توانستیم پلی بین فضای مجازی و تلویزیون باشیم. مریدی افزود: ما تولیدات پربازدید فضای مجازی را به تلویزیون میآوریم و محتواهای تلویزیونی پرمخاطب و پربازدید را در فضای مجازی بازنشر میکنیم و همه این اقدامات با هدف افزایش اطلاعات و تسلط مردم بر روایتگری انواع رسانهها صورت گرفته است.وی در ادامه تأکید کرد: از ۹ اسفند و محدودیت در دسترسی به اینترنت بینالملل در کشور، برنامه «نوسان» که تلاش میکند نزدیکترین حالت را به ذائقه مخاطبان فضای مجازی داشته باشد، مسئولیت بیشتری برای خودش قائل شد. در این برنامه ویژگیهای تولید محتوا در فضای مجازی مانند قلاب در ۳۰ ثانیه اول، مختصر و مفید بودن، تنوع بصری و… لحاظ میشود و از این حیث مخاطبان بازخورد خوبی به ما دادهاند.تهیهکننده «نوسان» افزود: پیامکهایی که مردم در جریان جنگ برای ما میفرستادند و نظرات آنها نشان داد که جامعه خواهان شنیدن روایتهایی نزدیک به واقعیت است و میخواهد سواد رسانهای خود را در نبرد رسانهها بالا ببرد. زمانی که وارد فضای جنگ شدیم، طبیعتاً اطلاعرسانی ویژه یک ضرورت و مأموریت حیاتی شد. از این منظر ما ضمن اطلاعرسانی از جنگ، روی افکار عمومیکه ارتباطش با خارج از کشور قطع شده بود و اطلاعی نداشت که جهان چه تصوری نسبت به ایران دارد، کار کردیم.مریدی تصریح کرد: ما سعی کردیم در این زمینه با خارج از کشور مصاحبهها و تماسهای تصویری در قالبهای گوناگون داشته باشیم. این کار نوعی درونریزی از فضای رسانهای جهان به مردم ایران ارائه میکرد. همین کار باعث شد که مردم ایران دریابند جهان چه تصویری از آنها دارد. وی ادامه داد: ما قبل از جنگ رمضان، پویشی به نام «از ایران بگو» را آغاز کرده بودیم و در فراخوانی از زباندانانی که به معرفی جهادی ایران تمایل دارند، دعوت به همکاری کردیم. به این واسطه ظرفیتی به زبانهای انگلیسی، چینی، اسپانیایی، آلمانی، فرانسوی و… فراهم شد. با شروع جنگ رمضان و کمک این زباندانان نظرات شخصیتهای فرهنگی و سیاسی و انسانرسانهها را به داخل کشور انتقال دادیم و از سوی دیگر تولیدات خودمان را هم به چند زبان ترجمه کردیم.مریدی افزود: بهعنوان نمونه آزادی مهدیه اسفندیاری که نزدیک به اواخر جنگ رمضان محقق شد، محتوایی بود که به زبان فرانسوی ترجمه و به رسانههای خارجی گوناگون و اینفلوئنسرها ارسال شد. به موازات تبیین داخل، با کمک کسانی که در پویش «از ایران بگو» مشارکت داشتند و داوطلب بودند، به زبانهای خارجی نیز تبیینگری کردیم.مریدی در ادامه با بیان اینکه افزایش سواد رسانهای به آرامش جمعی و تابآوری اجتماعی کمک میکند، گفت: زمانی که دشمنان افکار عمومی را تحتالشعاع قرار میدهند، بیشتر از حمله فیزیکی، آثار روانی حملات روی مردم تأثیر میگذارد. در ایام جنگ مردم میگفتند اخبار را ابتدا از شبکه خبر صحتسنجی میکنند و بعد سراغ سایر رسانهها میروند. رسیدن به چنین مرجعیت بالایی در بین مخاطبان، دستاورد صداوسیما در جنگ نرم بود. این تهیهکننده عنوان کرد: ترامپ بارها به توان رسانهای جمهوری اسلامی ایران و تأثیری که بر مردم داشته اذعان کرد. قدارهکشهای رسانهای امروز از هیچ دروغی ابا ندارند. آنها به هر قیمتی دنبال سردرگم کردن مخاطبان هستند و اگر ما در رسانه سمتوسوی درستی را نشان دهیم، آنها نیز یقیناً کمتر گول میخورند و اگر در برخی زمانها ضرباتی از بازی رسانهای دشمن خوردهایم، با تبیینگریهای کنونی رسانه بهویژه رسانه ملی جلو این آسیبها گرفته میشود.
محمدامین میمندیان، طنزپرداز و نویسنده برنامه «پاورقی»:افشاگری رسانهای آرامش میآورد
محمدامین میمندیان، طنزپرداز و نویسنده برنامه «پاورقی» درخصوص افزایش سواد رسانهای مخاطب بهواسطه تولیداتی که در ایام جنگ رمضان با همین هدف در قالبهای گوناگون روانه آنتن شد، اظهار کرد: افشاگری درباره آنچه به دروغ از سوی رسانههای غربی منتشر میشود و آگاهی از جایگاه ایران در معادلات منطقهای میتواند موجب رشد تابآوری اجتماعی شود. ما باید به کمک رسانه به مخاطبان یادآوری کنیم که نبرد امروز، نبرد تابآوری است. وی افزود: ما اکنون دست پری داریم و میتوانیم روی تبیین رسانهای موضوعات مرتبط با جنگ بهخوبی عمل کنیم. موجی از تحلیلگران و اهالی رسانه جوامع غربی نیز در فضای مجازی، همسو با اهداف ایران تولید محتوا میکنند و شکست امریکا را به نمایش میگذارند. این دادهها فقط به بستهبندی دقیق نیاز دارند و باید با هنری مناسب، آنها را به مخاطب عرضه کرد تا حقیقت جایگاه کشور و هیمنه فروریخته غرب بهتر درک شود. این نویسنده یادآوری کرد: وقتی ذهن مخاطب نسبت به دست برتر کشور در برابر امریکا و غرب آمادگی پیدا کند که حقیقت هم هست بهمرور قدرت تحلیل به دست میآورد. همانطورکه در حوزههای هنری، فرد با دیدن آثار متعدد قدرت تشخیص پیدا میکند، در رسانه نیز باید مخاطب را در معرض تحلیل و تبیین درست قرار داد تا به جای دادن ماهی به او، کمک کنیم تا ماهیگیری یاد بگیرد. میمندیان اضافه کرد: ما در برنامه «پاورقی» که بالغبر ۸۰۰ قسمت آن روی آنتن رفته، مخاطب را مدام با محتوای تحلیلی و رسانههای غربی مواجه میکنیم تا به توان راستیآزمایی دست یابد و با تفکر انتقادی آشنا شود. وی عنوان کرد: ما در «پاورقی» روی مرز شوخی و جدی حرکت میکنیم و هرجا لازم بوده حرف جدی هم زدهایم و تلاش کردیم تعادل طنز و تبیینگری حفظ شود. در جنگ هم باید تحلیل کرد و هم میتوان ابعاد طنز ماجرا را نشان داد. هجو و طنز در جنگ مهم است و میتواند ابهت حریف را بشکند. ما با زبان طنز به مردم یادآوری میکنیم تحت تأثیر هیمنه دشمن قرار نگیرند. مجری برنامه «کشیده» اظهار کرد: نفس وطنفروشی در جامعه ما مذموم است و با وجود تبلیغات دشمنان، مردم ایران همچنان نسبت به آن حساساند. هرچند تلاش میکنند این عمل را بزک کنند، اما نمایش زشتی وطنفروشی مخاطب را آگاهتر میکند و رسانه باید روی این شکل از تبیینگری تمرکز کند. این نویسنده با اشاره به دست خالی دشمن در جنگ رمضان برای حمله رسانهای به ایران متذکر شد: رسانههای غربی باید مفهوم زشتی مانند وطنفروشی را بزک کنند و به خورد مخاطب بدهند، درحالیکه مخاطب ایرانی میداند این مفهوم بزککردنی نیست. رسانههای معاند این روزها بیشتر حالت دفاعی دارند. در این مدت فهمیدیم «پاورقی» گفتمانی ساخته که حتی در تماس برخی مخاطبان با شبکههای خارجی دیده میشود. میمندیان گفت: یکی از مخاطبان هنگام تماس با شبکههای خارجی گفته بود میخواهید ما را عصبانی کنید که شهبازی در «پاورقی» دستمان بیندازد؟ همین ترس از تحقیر شدن نشان میدهد تولیدات ما اثرگذار بودهاند. حتی سخنگوی فارسیزبان اسرائیل نیز مجری برنامه را تهدید کرده است. امروز به نقطهای رسیدهایم که دشمن نمیتواند بگوید ما بازندهایم و افزایش سواد رسانهای مردم در جنگ رمضان آرامش خاطر ایجاد کرده است. وی به ضرورت تنوع در برنامههایی که سطح سواد و آگاهی مخاطبان را مدنظر قرار میدهند، تأکید کرد و گفت: این تنوع باید متناسب با گروههای مختلف جامعه از کودکان و سالمندان تا افراد با تحصیلات گوناگون و افراد دارای نفوذ اجتماعی باشد. میمندیان بیان کرد: اگر فقط به برنامههای گفتوگومحور بسنده کنیم، تنها بخشی خاص از مخاطبان را پوشش میدهیم. ما به قالبهای دیگری نیز نیاز داریم. برای نمونه «پاورقی» که با رویکرد عوامشمولی، امکان درک تحلیلهای پیچیده را برای قشرهای وسیعتری از مردم فراهم میکند. گاهی حجم زیادی از برنامههای گفتوگومحور تولید میشود، اما پرسش این است که چه میزان از جامعه را پوشش میدهند؟ ما باید به دنبال ایجاد تناسب باشیم و برنامههای عامهپسند داشته باشیم تا مردم را همراه و آگاه کنند.