امروز پنج شنبه  ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز پنج شنبه  ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی
سرویس:گفت و گو
تاریخ خبر : یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵- ۱۱:۴۴
مستندسازان حاضر در بدرقه باشکوه رهبر شهید، اسنادی بی‌بدیل از وفاداری امت را ثبت و ماندگار کردند
دوربین‌ها شاهدان زنده تاریخ
وقتی تاریخ در تهران، قم، مشهد و عراق برای تماشای وداع پرشکوه با رهبر شهید انقلاب متوقف شده بود، تصاویر و دوربین‌های روشن، مأمورانی بودند که رسالت بزرگی بر عهده داشتند و باید در برابر فراموشی و تحریف صدای حقیقت، راوی عزتمندی شهید راه حق در مسیر خانه ابدی می‌شدند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، وداع با قائد شهید امت، برای مستندسازان حاضر در میدان، فراتر از یک فعالیت حرفه‌ای و فراتر از پوشش یک رویداد ملی، یک وظیفه اعتقادی بود. آن‌ها در گرمای طاقت‌فرسا و زیر فشار لحظه‌هایی که تکرارنشدنی به نظر می‌رسید، کوشیدند تا شکوه پیوند میان مردم و آرمان‌های انقلاب را قاب بگیرند. این گزارش، روایتی است از دریچه نگاه مستندسازان حاضر در بدرقه عظیم رهبر شهید و خانواده ایشان که راوی جزئیات گم‌شده در هیاهوی جمعیت عاشقان عزادار از ایران و جهان بودند تا ثابت کنند یک مستند، نه‌تنها بازتاب یک رویداد، که سندی برای قضاوت تاریخ است. در این گزارش تجربه مستندسازان در ایام وداع با قائد شهید امت را در ثبت آن روزهای تاریخی واکاوی کردیم. ثبت کلوزآپ مردم در وداع با امام شهید امت محسن اسلام‌زاده، تهیه‌کننده و کارگردان مستند درخصوص تجربه حضور در مراسم وداع با رهبر شهید و تولید مستند از این رویداد عظیم توضیح داد: رویدادی که در حال برگزاری بود و تشییع پیکر حضرت آقا، اتفاقی نبود که بتوان نسبت به آن بی‌توجه ماند. اگر آدم در چنین موقعیتی کاری انجام ندهد، بعدها حسرت خواهد خورد. هرچند این کار فشار زیادی داشت، اضطراب آن هم بسیار بالا بود، اما باید در مدت کوتاهی روایتی خلق می‌کردیم و درعین‌حال می‌دانستیم ده‌ها گروه دیگر نیز مشغول کار هستند و باید اثری متفاوت تولید کنیم.وی تأکید کرد: در ایام تشییع رهبر شهید برای گروه حماسه و مقاومت شبکه یک سیما، مجموعه‌ای پنج‌قسمتی با عنوان «وداع» تولید کردیم. تهیه‌کنندگی این مجموعه با من بود و با پنج کارگردان ازجمله سیدمحمدمهدی‌خالقی، حجت عدالت‌پناه، محمود شهبازی، ادریس اسلامی و محمد ثقفی همکاری داشتیم. این پنج قصه از نقاط مختلف کشور روایت می‌شوند. یک قسمت در پاوه تولید شده، یک قسمت در تهران، یک قسمت در بندرعباس و دو قسمت نیز در مشهد. فکر می‌کنم روایت‌های خاصی باشند.کارگردان مستند «تنها میان طالبان» اضافه کرد: ما در مجموعه «وداع» سراغ کسانی رفتیم که پیش‌تر قصه‌ای با رهبری داشتند. برای مثال، یکی از افراد ما کسی بود که سجاده نماز حضرت آقا به او هدیه داده شده بود. یا یک شاعر افغانستانی که در دهه ۶۰ بنا به توصیه آقا، معمم شده بود و در سال‌های مختلف دیدارهای زیادی با ایشان داشت. همچنین سراغ نخبگانی رفتیم که مدال‌هایشان را به رهبری هدیه داده بودند.وی بیان کرد: ما روایت را از قصه این افراد آغاز می‌کنیم و سپس همه این روایت‌ها به مراسم تشییع رهبر شهید می‌رسند. در خود مراسم وداع نیز تلاش کردیم روایت‌های جالبی خلق کنیم. اساساً کار ما پیدا کردن قصه و روایت‌کردن آن است، بدون اینکه در سوژه‌ها دستکاری زیادی انجام دهیم. ما به دنبال روایت خود قصه‌ها هستیم.اسلام‌زاده اضافه کرد: اتفاقی که ممکن است در آینده رخ دهد، تحریف این رویداد است؛ بنابراین، نخست باید با ثبت درست، جلو تحریف را بگیریم. از سوی دیگر، باید وارد جزئیات شویم. اطمینان داشته باشید میلیون‌ها نفری که برای تشییع در شهرهای مختلف آمده بودند، بیشترشان قصه‌های ناب و شنیدنی دارند. ما باید جزئی‌نگر باشیم و سراغ قصه این آدم‌ها برویم. من و دوستان مستندساز دیگرم، تا حد بضاعت و امکاناتمان و همچنین در بسترهایی که با آن‌ها مصاحبه کردیم یا به آن‌ها مشاوره دادیم، بر همین موضوع تأکید داشتیم که باید سراغ قصه‌های مردمی‌برویم و به کسانی بپردازیم که برای شرکت در مراسم آمده‌اند و ببینیم چطور توانسته‌اند این همه سختی را تحمل کنند و انگیزه‌شان برای حضور چه بوده است.کارگردان مستند «زندگی میان پرچم‌های رنگی» متذکر شد: در آیین وداع در تهران، اگر کسی به مصلی می‌رفت و برمی‌گشت، دست‌کم باید پنج یا شش ساعت وقت می‌گذاشت و بیشتر مسیر را نیز باید در آن گرما و اوضاع دشوار پیاده طی می‌کرد. در چنین فضایی ما باید می‌دیدیم انگیزه آنان چیست و برای چه آمده‌اند. در تهران، بسیاری از مردم نیز میزبانی زائران را پذیرفته بودند. ما به سراغ آن‌ها می‌رفتیم تا براساس قصه‌های خاص مردم، این رویداد پرشکوه و تاریخی را ثبت کنیم.اسلام‌زاده اظهار کرد: هدف فقط این نیست که بگوییم ۲۰ میلیون، ۳۰ میلیون یا ۱۴ میلیون نفر در مراسم وداع با رهبر شهیدمان شرکت کرده‌اند و صرفاً آمار و نماهای لانگ‌شات ارائه دهیم، بلکه به‌عنوان مستندساز باید قصه آدم‌هایی را که آمده‌اند، با وجود تنوع بسیارشان، ثبت کنیم؛ یعنی به‌نوعی کلوزآپ مردم را ببینیم. در یکی دیگر از کارهایی که ساخته‌ایم، فیلم‌بردارمان را به میدان آزادی فرستادیم و فقط از او خواستیم کلوزآپ مردم را بگیرد. این موضوع بسیار مهم است. مستند ما از وداع پرشکوه رهبر شهید در قالب یک سریال پنج‌قسمتی تلویزیونی ارائه می‌شود و نسخه سینمایی ندارد. احتمالاً مستند تا اواخر شهریور آماده خواهد شد و از شبکه یک سیما روی آنتن خواهد رفت. تصویربرداری وصال دو علی وحید بیوته، تهیه‌کننده و فیلم‌بردار در ایام تشییع رهبر شهید به‌عنوان تصویربردار در تهران، قم، عراق و مشهد همراه با پیکر مطهر بوده و تصاویری را برای تهیه مستندی از این وداع پرشکوه ضبط کرده است. وی در خصوص این تجربه بیان کرد: داستان همراهی من با رهبر شهید، به روزها و حتی ماه‌ها پیش از شهادت ایشان بازمی‌گردد. درواقع قرار بود در قالب یک طرح مستند، دیداری با ایشان داشته باشیم و فیلمی درباره‌شان تولید کنیم. بیش از یک سال درگیر مقدمات، هماهنگی‌ها و امور مربوط به آن طرح بودیم تا اینکه جنگ ۱۲روزه رخ داد و پس‌ازآن، ماجرا به شکل دیگری رقم خورد.وی افزود: قرار بود نخستین دیدار من با ایشان در همان طرح مستند اتفاق بیفتد، دیداری که هرگز محقق نشد. در ایام نزدیک به وداع با رهبر شهید یکی از دوستان با من تماس گرفت و گفت کد ملی‌ام را برای برخی هماهنگی‌ها ارسال کنم، اما تأکید داشت که فعلاً چیزی مطرح نشود، چون احتمال دارد اوضاع تغییر کند. درنهایت همکاری با آن دوست به نتیجه نرسید و مسیر دیگری پیش آمد. بااین‌حال ناامید نشدم و تصور می‌کردم اگر قسمت باشد، مسیر دیگری برای این اتفاق باز خواهد شد.بیوته تصریح کرد: در ادامه، دوستان انجمن و همچنین همکاران دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید، ازجمله محمود رضوی و گروهش، با من تماس گرفتند و درنهایت توفیق پیدا کردم در این مأموریت حضور داشته باشم. از همان ابتدا احساس می‌کردم قرار است در این مسیر، به شکلی خاص با رهبر شهید همراه شوم. می‌دانستم که دیگر دیدار به شکل سابق ممکن نیست، اما درعین‌حال حس می‌کردم تقدیر به‌گونه‌ای رقم خواهد خورد که در کنار پیکر ایشان حضور داشته باشم.این فیلم‌بردار اضافه کرد: در ابتدا قرار بود در بالگرد مستقر شوم، اما در یکی از جلسات گفتم که ترجیح می‌دهم در موقعیتی متفاوت حضور داشته باشم حتی اگر سخت‌تر باشد، اما امکان ثبت تصاویر نزدیک‌تر و متفاوت‌تری را فراهم کند. درنهایت تصمیم گرفته شد در کنار پیکر باشم و به‌عنوان یکی از نزدیک‌ترین تصویربرداران، در تمام مراحل همراهی کنم.بیوته تأکید کرد: سال‌ها در ذهنم بود که اگر روزی توفیق دیدار ایشان را پیدا کنم، دوست دارم یادگاری یا هدیه‌ای از رهبر شهید داشته باشم. دوستان نزدیکم نیز از این موضوع اطلاع داشتند. در یکی از مراحل مراسم، هنگامی‌که پیکر را از روی سکویی که روی آن قرار داشت جابه‌جا می‌کردند، عمامه و چفیه رهبر شهید روی سکو باقی ماند. اطراف سکو پر از گل‌ها و اشیای متبرکی بود که افراد حاضر هرکدام چیزی از آن برمی‌داشتند. از فاصله‌ای دور متوجه شدم چفیه همچنان روی سکو باقی مانده است. با توجه به تعداد زیاد افراد حاضر، تصور می‌کردم حتماً تا رسیدن من کسی آن را برداشته باشد، اما با کمال تعجب، هیچ‌کس به آن دست نزده بود.تصویردار فیلم «ساختمان شماره ۱۳» یادآوری کرد: آرام به سمت سکو رفتم. آقای غلامعلی حدادعادل نیز در همان نزدیکی حضور داشت. چفیه را برداشتم، به آن نگاه کردم و در همان لحظه احساس کردم پاسخ سال‌ها آرزویم را گرفته‌ام. آنجا بود که برای من روشن شد دلیل حضورم در این مسیر چه بوده است. از آن لحظه به بعد، نوع نگاه و تجربه‌ای که در کنار پیکر داشتم، برای خودم نیز باورکردنی نبود.این هنرمند اضافه کرد: برای من، تشییع رهبر شهید غم بزرگی بود. حتی شخصاً نیز حسرت دیداری را داشتم که هرگز اتفاق نیفتاد، اما در میان جمعیت، افرادی را می‌دیدم که شاید هیچ‌گاه ایشان را از نزدیک ندیده بودند. از عراق، از شهرهای مختلف و از کشورهای گوناگون آمده بودند. در نگاه آن‌ها نوعی التماس و اشتیاق دیده می‌شد و درعین‌حال احساس می‌کردم به آن ارتباط معنوی که می‌خواستند، رسیده‌اند.تصویربردار فیلم «پرسوک» اظهار کرد: از تهران تا قم، از قم تا نجف، از نجف تا کربلا و سپس تا مشهد، تقریباً بدون استراحت در حال کار بودیم. شخصاً در تمام این مسیرها نخوابیدم. گرچه فشار جسمی‌بسیار زیاد بود، اما هیچ‌گاه احساس خستگی نمی‌کردم. تنها زمانی که مأموریت به پایان رسید و به هتل بازگشتم، از شدت خستگی عملاً بی‌هوش شدم. بااین‌حال در تمام طول مسیر، انرژی عجیبی وجود داشت که اجازه نمی‌داد متوقف شویم.وی اضافه کرد: این تجربه برای من به‌عنوان فیلم‌بردار بیش از آنکه یک حس بصری باشد، یک مفهوم بود که فراتر از توصیف‌های معمول قرار می‌گیرد. آن را در معنای عشق، وفاداری و پیوندی عمیق می‌بینم. مفاهیمی‌که فراتر از جهان مادی هستند.بیوته در مورد قلب سفر با پیکر رهبر شهید و تأثیرگذارترین لحظه آن گفت: دو نقطه برای من برجسته‌تر از همه بود یکی در حرم امیرالمؤمنین (ع) در نجف و دیگری در کربلا. بارها به دوستانم گفته‌ام که در آن لحظه، احساس می‌کردم دو سیدعلی به یکدیگر رسیده‌اند. این تعبیر شاید بهترین توصیفی باشد که می‌توانم از آن لحظه ارائه دهم. برای من، آن دیدار معنوی میان امیرالمؤمنین (ع) و رهبر شهید، زیباترین و اثرگذارترین بخش این سفر بود.بیوته با تأکید به اینکه تجربه تصویربرداری از وداع با رهبر شهید نگاهش را تغییر داده است، بیان کرد: امروز یقین دارم دیگر آن آدم سابق نیستم. نگاه من به کار، به زندگی و حتی به مسئولیت حرفه‌ای‌ام تغییر کرده است. سال‌ها به دلیل علاقه و ارادتی که نسبت به ایشان داشتم، گاهی مورد قضاوت قرار می‌گرفتم. بعضی افراد حتی می‌گفتند این علاقه از روی ریا یا برای رسیدن به منافع شخصی است، اما واقعیت این بود که من واقعا آرزو داشتم ایشان را ببینم. اتفاقاً همین اظهار علاقه باعث می‌شد در برخی موارد کمتر به من کار سپرده شود. بااین‌حال هیچ‌گاه از بیان این علاقه پشیمان نبودم و امروز نیز چنین حسی ندارم.وی افزود: تصاویری که در این مأموریت ثبت شد، متعلق به دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید است و قرار است مستند ویژه‌ای بر اساس آن‌ها تولید شود. برنامه‌ریزی شده است که این اثر از تلویزیون پخش شود. این طرح با حضور حدود ۲۰۰ نفر از عوامل تولید و تصویربرداری به‌عنوان مجموعه‌ای گسترده برای ثبت این رویداد تاریخی در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا سندی ماندگار برای آینده به جا بگذارند، تهیه و تولید شده است. جمع‌آوری و پخش ۱۳۲ کلاکت مستند برای رهبر شهید حسین زارع‌زاده، مدیر شبکه مستند درباره مستندهایی که درخصوص قائد شهید امت از قبل و در آیین بدرقه ایشان ساخته شده است، توضیح داد: درباره رهبر شهیدمان مستندهای محدودی ساخته شده است. ما با همه دشواری‌ها مجموعه‌مستندی برای چهلم رهبر شهید به نام «روایت آقا» ساختیم که روایت زندگی ایشان از زبان خودشان بود. وی افزود: ما این مستند را به چهار قسمت رساندیم که در ایام تشییع رهبر شهید به آنتن رسید و یک قسمت از این مجموعه به مراسم تشییع ایشان اختصاص داده شد. همچنین یک مجموعه‌ سه‌قسمتی برای ایام بدرقه تاریخی رهبر شهید انقلاب تولید کردیم. وی افزود: در ایام تشییع رهبر شهید مسئولیتی به شبکه مستند محول شد که در قالب کمیته تأمین و پخش مستند برای کل سازمان صداوسیما عمل کرد و سایر شبکه‌ها را از نظر محتوای مستند تأمین کردیم. به این منظور نیروهایمان به دو دسته برای استان‌ها و سایر شبکه‌های سیما و بیرون از سازمان تقسیم شدند. زارع‌زاده تصریح کرد: بر اساس مأموریت محول شده، ما تمام مستندهای مربوط به رهبر شهید را جمع‌آوری کردیم. ایشان سفرهایی به استان‌های گوناگون داشتند و هر مرکز استانی، مستندی از سفر حضرت آقا ساخته بود. همه این آثار را دریافت کردیم و درمجموع ۱۳۲ کلاکت مستند به دست ما رسید که برای ایام تشییع رهبر شهید در اختیار همه شبکه‌ها قرار گرفت. در بین این مستندها تولیدات جدید از جمله «روایت آقا» هم وجود داشت.  آمدیم تا حقیقت بدرقه تاریخی رهبر شهید تحریف نشود امیر مهریزدان، تهیه‌کننده، کارگردان و مستندساز پیرامون تولید مستند از آیین پرشکوه وداع با امام مجاهد شهید انقلاب چنین توضیح داد: رویکرد ما این بود که حضور مردم با چهره‌ها و ظواهر مختلف را ثبت کنیم. همیشه در مراسم اصلی، به‌اندازه کافی دوربین و امکانات وجود دارد تا جزئیات مراسم ثبت شود، اما در حاشیه‌ها شاید کمتر کسی حضور پیدا کند که بخواهد موضوعی را ثبت کند.این فیلم‌ساز افزود: در ایام وداع به نظرم تکثر مردم موضوعیت بسیار زیادی داشت. حضرت آقا، چه پیش از شهادت و چه پس‌ازآن، متعلق به یک تیپ یا قشر خاص نبودند و نوعی فراگیری در ارتباط ایشان با مردم وجود داشت که ما آن را به‌وضوح در بدرقه ایشان می‌دیدیم. در بین افراد مختلفی که برای شرکت در مراسم تشییع رهبر شهید آمده بودند، افراد خارجی بسیاری به چشم می‌خورد. به یاد دارم فردی از الجزایر آمده بود و می‌گفت نقشی که رهبر شهید در بیداری اسلامی داشته، برایش جذاب است. او آمده بود تا از نزدیک ببیند این رهبر چگونه چنین نقشی را ایفا کرده و احساس می‌کرد اگر در این مراسم شرکت نکند، از یک اتفاق مهم جا مانده است.مهریزدان ادامه داد: با فردی از پاکستان نیز گفت‌وگو کردیم که به‌راحتی فارسی صحبت می‌کرد و وقتی از او پرسیدیم چگونه فارسی را یاد گرفته، توضیح داد که هیچ‌وقت در ایران زندگی نکرده، اما برای اینکه بفهمد رهبر شهید ایران در سخنرانی‌هایش چه نکاتی را مطرح می‌کند، زبان فارسی را یاد گرفته تا بتواند مستقیماً با ایشان ارتباط برقرار کند.وی بیان کرد: فرد دیگری نیز از ترکیه آمده بود. او در ابتدا با نگاهی شبیه به یک جهانگرد در مراسم حاضر شده و می‌گفت: هدفش این بوده که جمعیت را ببیند، اما وقتی حال‌وهوای مردم را در مصلی مشاهده کرده بود، به‌شدت تحت‌تأثیر قرار گرفته بود. می‌گفت دیگر آن رویکرد توریستی را ندارد و برایش عجیب است که حضرت آقا تا این اندازه طرفدار و دوستدار دارند.تهیه‌کننده فیلم سینمایی «جهان مبهم هاتف» اضافه کرد: ما همیشه با رسانه‌های معاندی مواجهیم که تلاش می‌کنند تاریخ را آن‌گونه که خودشان می‌خواهند به مخاطب ارائه کنند. بعید نیست که در آینده، بسیار ظریف و نامحسوس، وقایع و اصل ماجرا را تحریف کنند. ثبت بدرقه پرشکوه رهبر شهید ازاین‌جهت اهمیت دارد که نسل جوان در آینده بداند عظمت این اتفاق چه اندازه بوده است. از همین حالا نیز اخباری درباره تعداد افراد حاضر در مراسم منتشر می‌شود و برخی افراد مطالبی را مطرح می‌کنند که با واقعیت فاصله دارد. اگر حقیقت با مستندسازی ثبت نشود، در آینده اصل ماجرا و شکوه اتفاقی که رخ داده، کتمان خواهد شد.مهر یزدان اضافه کرد: به نظرم، نباید به ساخت یکی دو مستند بسنده کنیم. این موضوع از جنبه‌ها و زاویه‌های مختلف ظرفیت تولید آثار مستند متعدد را دارد و هرچه درباره آن مستند ساخته شود، باز هم جای کار هست.مدیر پیشین مرکز مستند سوره حوزه هنری درخصوص انگیزه مستندسازان از پوشش گسترده بدرقه رهبر شهید گفت: وقتی درباره دستمزد و مسائل مالی با دوستانی که برای این مراسم آمده بودند صحبت می‌کردیم، می‌گفتند اصل ماجرا حضور در این اتفاق عظیم است. به نظرم کسی که دلش با این ماجرا نبود، اصلاً نمی‌توانست جلو بیاید و در این کار مشارکت کند.وی ادامه داد: وقتی تصاویری که ضبط کردیم را مرور می‌کنم، فیلم‌بردار را می‌بینم که در موج جمعیت همراه مردم حرکت می‌کند و با آن‌ها پیش می‌رود و بازمی‌گردد، اما حتی یک بار هم ندیدم کسی بگوید شرایط نامناسب بود یا اذیت شدم. در لحظه‌هایی که همکاران با مواجهه مردم با پیکر حضرت آقا روبه‌رو شدند، تصاویر ناب زیادی ثبت شد. این تصاویر آن‌قدر زیبا هستند که درنهایت همه سختی‌ها و دشواری‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.تهیه‌کننده مستند «پشت کوه‌های بلند» درخصوص مسیر نمایش مستند وداع با رهبر شهید بیان کرد: ما در حال پیگیری هر دو مسیر هستیم. حتماً چند مستند تلویزیونی از این تصاویر تولید خواهد شد. برای تولید نسخه‌های سینمایی نیز در حال پیگیری هستیم و تلاش می‌کنیم تا موازی‌کاری نشود. مستندهای وداع منبع اصلی پژوهشگران آینده است محمدمهدی خالقی، مستندساز درباره تولید مستند از مراسم وداع تاریخی با امام مجاهد شهید انقلاب توضیح داد: ما در جریان وداع با رهبر شهید مشغول تولید طرحی بودیم که محوریت آن، ثبت خاطرات و حال‌وهوای یکی از همسایگان قدیمی امام شهید انقلاب بود. این فرایند، شامل چند روز حضور در فضای خاطره‌انگیز محل سکونت پیشین ایشان و بازخوانی خاطرات سال‌های دور بود که با حس‌وحال ایشان نسبت به شهادت رهبر انقلاب و خانواده‌اش گره خورده بود. وی در این مسیر ما را همراهی کرد و ما این شخص را به فضاهایی بردیم که با زندگی رهبر انقلاب پیوند داشت و درنهایت، ایشان را در مراسم تشییع پیکر در مشهد همراهی کردیم تا لحظات وداع این همسایه قدیمی‌با رهبر شهید را به تصویر بکشیم.وی در پاسخ به پرسشی پیرامون اهمیت و تأثیر ثبت مستند رویداد وداع با رهبر شهید توسط مستندسازان عنوان کرد: ثبت این رویداد عظیم، نخستین گام برای ماندگار کردن آن برای نسل‌های آینده است که احتمالاً رهبر شهید را ندیده‌اند. این اهمیت کار مستندساز را نشان می‌دهد. برخلاف گزارش‌های خبری که خصلتی زودگذر دارند و پس از مدتی به دست فراموشی سپرده می‌شوند که البته جایگاه خود را دارند و به‌درستی انجام می‌گیرند، اما مستند، منبع اصلی رجوع هنرمندان و پژوهشگران در سال‌های آینده خواهد بود.خالقی اضافه کرد: اگر قرار باشد در آینده درباره این وداع میلیونی، اثری هنری خلق شود، قاعدتاً همه به راش‌ها و مستندات ضبط ‌شده توسط مستندسازان رجوع خواهند کرد. همکاران ما در تهران، مشهد، سایر شهرها و حتی در عراق، حضور حماسی و هوشمندانه‌ای داشتند و عکاسان مستند نیز در کنار عکاسان خبری، نقش بسزایی در ثبت دقیق این تاریخ ایفا کردند.وی تصریح کرد: من در طول سالیان حضورم در مشهد، در تمام رویدادهای مهم از تشییع شهدای گران‌قدر گرفته تا مراسم تشییع شهید رئیسی و شهید حاج‌ قاسم سلیمانی و راه‌پیمایی‌ها حضور داشته‌ام، اما حقیقت این است که مشهد در تاریخ خود، هرگز چنین جمعیتی را به خود ندیده بود. آنچه در مراسم وداع امام شهید انقلاب توجه من را بیش از همه جلب کرد، تکثر و تنوع لایه‌های اجتماعی بود.کارگردان مستند «ایوان» ادامه داد: مستندسازی از وقایعی نظیر جنگ، سیل، زلزله یا چنین مراسمی، در زمره مستند بحران قرار می‌گیرد. در این‌گونه موقعیت‌ها، مجالی برای آزمون‌وخطا یا کسب تجربه وجود ندارد، بلکه مستندساز باید از تجربه‌های اندوخته خود بهره بگیرد. مستندساز باتجربه در چنین شرایطی شلوغ‌کاری نمی‌کند و انرژی خود را هدر نمی‌دهد. او می‌داند در چه زمانی و در چه نقطه‌ای حاضر شود تا راش‌های مطلوب را ضبط کند. به اعتقاد من، اگر کسی این مدیریت انرژی را داشته باشد، پیروز است وگرنه کسانی که با رفتارهای غیرحرفه‌ای خود را در معرض حوادث پیش‌بینی‌نشده قرار می‌دهند، نه‌تنها نتیجه نمی‌گیرند، بلکه به کارشان لطمه وارد می‌شود.وی عنوان کرد: ما با پیش‌بینی دقیق و اتکا به تجربیات گذشته، سعی کردیم در نقاط کلیدی مستقر شویم. البته نمی‌توانم بگویم همه‌چیز با تدبیر ما بود. بدون شک، لطف خدا و عنایت امام رضا (ع) و مدد رهبر شهید بود که باعث شد تصاویر مطلوب، یعنی آن رابطه دوطرفه احساسی بین مردم و پیکر، به‌خوبی ثبت شود.این مستندساز درباره تولید مستند از مراسم بدرقه رهبر شهید به‌عنوان یک طرح حرفه‌ای یا تلاش برای عمل به ریشه‌های اعتقادی گفت: من همواره سعی کرده‌ام فعالیت‌های هنری‌ام همسو با ایدئولوژی و باورهایم باشد و هرگز طرحی را که با اعتقاداتم در تضاد بوده، نپذیرفته‌ام. حتی اگر بین دو طرح که هر دو مطابق با اعتقاداتم بوده اولویتی وجود داشته، سعی کرده‌ام کاری را انتخاب کنم که در آن زمان و مکان، اثرگذارتر باشد. این مراسم، بزرگ‌ترین واقعه انسانی تاریخ معاصر بود که با حضور بیش از ۴۰ میلیون نفر در دو کشور رخ داد. لذا ساخت مستند از چنین رویداد بی‌نظیر و تکرارنشدنی، یک ضرورت حرفه‌ای و یک وظیفه اعتقادی است. عظمت مراسم وداع با رهبر شهید ارزش‌ها را زنده کرد وحید فرجی، مستندساز و تهیه‌کننده که به تولید مستند از بدرقه تاریخی رهبر شهید پرداخته است، درخصوص این تجربه توضیح داد: وداع با رهبر شهید واقعاً یک اتفاق بسیار مهم و تکرارنشدنی است که در تاریخ معاصر ایران و جهان ماندگار خواهد شد. از طرف دیگر، علاقه، عشق و محبتی که میان بسیاری از مستندسازان با رهبر شهید وجود دارد در این موضوع مؤثر بود.فرجی ادامه داد: همه مستندسازان تلاش می‌کردند حداقل بخشی از این مراسم وداع عظیم را ثبت کنند. با توجه به گستردگی این رویداد، لازم بود تعداد بالایی از فعالان رسانه و مستندساز حاضر شوند. این مراسم از نظر جغرافیایی منطقه بسیار وسیعی را پوشش می‌داد و در شهرهای مختلف برگزار می‌شد. علاوه بر این، هرکدام از شهرها، ازجمله تهران و قم، وسعت زیادی داشتند و پوشش آن‌ها به تعداد بسیار زیادی مستندساز نیازمند بود. همین موضوع باعث شد مستندسازان همت کنند و در این ماجرا درگیر شوند.کارگردان مستند «جنگ کریدورها» گفت: ما معمولاً مراسم و تجمع‌های انسانی مختلفی مانند روز جهانی قدس، یوم الله ۲۲ بهمن، عاشورا و رویدادهایی از این دست داریم، اما این ماجرا از نظر ابعاد، گستردگی بسیار زیادی داشت. در مراسم وداع، با حجمی عظیم از انسان‌ها مواجه بودیم که اختلاف سلیقه‌هایشان حتی در ظاهر هم پیدا بود و از نقاط مختلف ایران و خارج از کشور آمده بودند. برای بسیاری از مردم شاید امکان رفتن به مشهد یا قم فراهم نبود، اما چون تهران پایتخت بود، امکان حضور مردم از سراسر کشور در مراسم وجود داشت. ما مثلاً با مردمی از بوشهر مواجه شدیم که یکی از دورترین نقاطی بود که در میان حاضران دیدیم.وی تأکید کرد: تنوع حضار، با توجه به دشواری حضور در چنین مراسمی، بسیار درخور توجه بود. هرچقدر هم امکانات فراهم شود، باز هم چنین اتفاقی سخت است. مراسم در اواسط تیرماه برگزار شد که به‌اصطلاح می‌گویند موقع خرماپزان است و در آن گرما و شرایط دشوار، ما به میدان آزادی رفته بودیم که فضای بازتری برای تصویربرداری داشت، هرچند همان‌جا هم هوا بسیار گرم و طاقت‌فرسا بود، اما باز هم جمعیت به‌شدت متراکم بود.این مستندساز بیان کرد: در همان روزها در اخبار می‌دیدیم که در اروپا در گرمایی بسیار کمتر از ایران بیش از ۱۰ هزار نفر جان باخته‌اند، اما مردم ما در تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا که اتفاقاً شهرهای گرمی هستند، حضور بسیار چشمگیری داشتند. این حضور، جز با عشق و علاقه و ارتباط عاطفی با خود حضرت آقا واقعاً امکان‌پذیر نیست. این مسئله فراتر از یک حرکت فرمایشی است. هرچند برای عده‌ای که همه‌چیز را مادی می‌بینند، قابل‌درک نیست. آن‌ها تصور می‌کنند چطور ممکن است عده‌ای از آن‌سوی ایران یا از نقاط دیگر، دو یا سه روز در راه باشند، با گرما و امکانات کم مواجه شوند و بااین‌حال خودشان را به مراسم برسانند.کارگردان مستند «تولید در زمین سوخته» اضافه کرد: به نظر من، عظمت مراسم وداع با رهبر شهید نوعی بازنگری یا زنده‌شدن دوباره برخی مفاهیم و ارزش‌ها بود. مردم می‌دیدند عده‌ای با وجود همه مسائل و فضای جنگ روانی، با چنین جدیت و استقامتی در این گرما و سختی حضور پیدا کرده‌اند. این منظره واقعاً جالب بود. مهم‌ترین وجه این ماجرا، از سوی مستندسازان، عکاسان و فعالان رسانه‌ای، ثبت این اتفاق بود. به نظرم نخستین و مهم‌ترین قدم این است که حادثه‌ای به این بزرگی ثبت شود. طبیعتاً آثار و محصولات فرهنگی و رسانه‌ای مختلفی از این رویداد تولید خواهد شد و این اتفاق قطعاً در تاریخ باقی خواهد ماند.وی ادامه داد: اهمیت دیگر این بود که این رویداد بزرگ از منظرها، سلیقه‌ها و ذهنیت‌های مختلف ثبت شود. بسیاری از دوستانی را که می‌شناختم، همت کردند و به ثبت این ماجرا پرداختند. سوژه‌ای که من دنبال می‌کردم، تعدادی از شیعیان جنوب لبنان بودند که در این مراسم شرکت داشتند. آن‌ها در خط مقدم مقاومت در برابر اسرائیل حضور دارند. من با آن‌ها همراه شدم و در طول این همراهی، خاطرات جنگ را با آن‌ها مرور می‌کردیم. شب‌ها همراهشان به تجمعات می‌رفتیم و از مناطقی که در تهران بمباران شده بود نیز بازدید کردیم؛ بنابراین کار ما فقط به مراسم تشییع محدود نبود، بلکه گستره وسیع‌تری داشت و هم تشییع حضرت آقا و هم اتفاقات جنگ را پوشش دادیم.فرجی درخصوص چگونگی عرضه مستندی که از مراسم تشییع رهبر شهید ساخته است، عنوان کرد: این مستند، اثری تک‌قسمتی است و پخش آن از تلویزیون برای من اولویت دارد. از تسلای سوگ تا پاسداشت رهبر شهید حامد شکیبانیا، مستندساز و تهیه‌کننده، یکی از فیلم‌سازانی بود که در ایام بدرقه تاریخی رهبر شهید، دست به تولید اثر زد. وی در خصوص این تجربه گفت: ما در کنار تعداد زیادی از گروه‌های مستندسازی که در ایام تشییع رهبر شهید مشغول فعالیت بودند، گروهی بودیم که بیشتر با نگاه مشاهده‌گر کار را دنبال می‌کردیم. با تعدادی از فیلم‌بردارها در مراسم‌ مختلف تهران، قم، عراق و مشهد تلاش کردیم رویداد و حواشی آن را ببینیم.وی تصریح کرد: این مستند، یک مستند مشاهده‌گر است و تا حدی با رویکرد لانگ‌شات ساخته شده؛ یعنی سعی کرده‌ایم از فاصله‌ای مناسب به ماجرا نگاه کنیم و در روند آنچه اتفاق می‌افتد، دخالت نداشته باشیم. اگر آدم‌ها کاری انجام می‌دادند، حرفی می‌زدند یا ایده‌ای داشتند، تلاش کردیم همان‌گونه که در برابرمان رخ می‌دهد، آن را ضبط و نگاه مشاهده‌گر را حفظ کنیم.تهیه‌کننده مستند «ایران و غرب» افزود: مردمی‌که در مراسم بدرقه رهبر شهید شرکت کردند، از دو سطح قابل‌مشاهده بودند. یک سطح، سطح عاطفی و احساسی بود؛ یعنی مردمی را مشاهده کردیم که در مراسم تشییع، پیکر و تکریم شرکت داشتند، اما چیزی که به نظرم مهم‌تر بود، وظیفه‌ای بود که بسیاری از مردم برای خودشان قائل بودند. آن‌ها فقط  و پاسداشت و بزرگداشت یک ایده آمدند و این ایده را مردی مطرح کرده و زندگی‌اش را برای آن گذاشته بود.شکیبانیا اضافه کرد: این لایه دوم، به‌هرحال لایه مهم‌تری است. ما تلاش می‌کردیم در خلال آنچه جلوی دوربین اتفاق می‌افتد که عمدتاً ظاهر و سطح اول ماجرا، یعنی احساسات، عواطف، عزاداری و سوگواری است، نشانه‌هایی برای راه یافتن به لایه دوم پیدا کنیم و آن لایه به پاسداشت و بزرگداشت آرمان‌ها مربوط می‌شود.وی با اشاره به اینکه مستندسازها نسبت به رویدادهایی که در اطرافشان اتفاق می‌افتد، واکنش دارند، اضافه کرد: رویداد عظیمی مانند بدرقه رهبر شهید شاید در طول عمر یک مستندساز فقط یک بار اتفاق بیفتد. یک بار چنین امکانی فراهم می‌شود که مستندساز با تشییع جنازه‌ای با این ابعاد مواجه شود؛ بنابراین هر کسی به اندازه خودش و با امکاناتی که توانسته فراهم کند، تلاش کرد این ماجرا را ضبط و ثبت کند.تهیه‌کننده مستند «جنگ به شیوه آمریکایی» یادآوری کرد: کار مستندساز این است که در هر رویدادی که کل جامعه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، تلاش کند کاری انجام دهد. به نظرم بدرقه رهبر شهید به‌گونه‌ای بود که ابعادش همه را وامی‌داشت از آن چشم‌پوشی نکنند. در کنار این موضوع، بسیاری از مستندسازها مانند بقیه مردم، از سر دین و برای ادای فهم خودشان وارد ماجرا شدند. آن‌ها فقط با عنوان شغلی خود نیامده بودند و فکر کردند شاید کاری که در این شرایط از دستشان برمی‌آید، برای یک قدم جلوتر رفتن یا برای برخاستن.شکیبانیا درخصوص خروجی تصاویری که از بدرقه رهبر شهید تهیه شده نیز اظهار کرد: تمرکز ما بر این بود که مستند بلندی برای مخاطبان شبکه پرس ‌تی‌وی آماده کنیم. به همین دلیل، در کنار فیلم‌برداری با سبک مشاهده‌گر، با تعداد زیادی از شرکت‌کنندگان از قشرها، ملیت‌ها و تیپ‌های گوناگون نیز گفت‌وگو کردیم تا صدای آن‌ها در این مستند منعکس شود.این مستندساز متذکر شد: به نظرم می‌توان با کمک همه مستندسازها، نه‌فقط با تصاویری که ما ضبط کرده‌ایم، بلکه با تصاویر برگزیده‌ای که همه به‌نوعی در ثبت آن‌ها سهیم بوده‌اند، یک مستند بلند سینمایی مشاهده‌گر ساخت. چنین اثری می‌تواند به حافظه رسانه‌ای و بایگانی تاریخی کشور اضافه شود و سندی باشد برای کسانی که در آینده می‌خواهند درباره مردم این روزگار قضاوت کنند.وی ضمن اشاره بر برگزاری امن و مدیریت جمعیت عظیم شرکت‌کنندگان در مراسم رهبری تأکید کرد: بسیاری از مردم صبح زود یا حتی نیمه‌شب حرکت کرده بودند و در جایی که فکر می‌کردند می‌توانند تابوت را زیارت کنند، ایستادند، اما موفق نشدند. این موضوع ناراحت‌کننده بود. در کنار امتیازی که به دست آمد، یعنی برقراری امنیت به بهترین شکل ممکن، متأسفانه این اتفاق ناخوشایند هم رخ داد و به نظرم باید هر دو جنبه ماجرا، یعنی هم موفقیت امنیتی و هم دشواری‌هایی که برای مردم ایجاد شد، به اندازه کافی دیده شود. حضور در آیین تشییع احترام به انسانیت بود میثم کریمی، تهیه‌کننده مستند «حال خونین‌دلان: پهلوان جهان» به کارگردانی بهروز افخمی درخصوص این مستند عنوان کرد: با رویکردی مشاهده‌گرانه و تحلیلی، تلاش کردیم ابعاد بین‌المللی و تفاوت‌های بنیادین مراسم تشییع رهبر معظم انقلاب را به تصویر بکشیم. ایده اولیه این مستند، با بازخوانی آثار آرشیوی سال ۱۳۶۸ و مستند «حال خونین‌دلان» به کارگردانی بهروز افخمی‌شکل گرفت. آن مستند، روایتگر حضور عاشقانه ایرانیانی بود که از اقصی‌نقاط کشور برای وداع با حضرت امام خمینی (ره) به تهران و مصلی آمده بودند.وی تصریح کرد: با توجه به جایگاه شهید آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان رهبر شیعیان جهان و نماد عدالت‌خواهی در عرصه بین‌الملل، ما از همان ابتدا پیش‌بینی می‌کردیم که این مراسم شاهد حضور گسترده شرکت‌کنندگان خارجی باشد. در همین راستا، با همکاری سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی‌که مستند به سفارش این سازمان است، رایزنان فرهنگی ما در سفارت‌خانه‌ها، افرادی را معرفی کردند که برای شرکت در مراسم تشییع از کشورهای مختلف عازم ایران شده بودند. در این مستند زاویه نگاه ما بر ابعاد بین‌المللی شخصیت رهبر شهید و میزان شناخت جهان از ایشان متمرکز است. درواقع، عنوان فرعی این مستند، یعنی «پهلوان جهان»، برگرفته از همین نگاه فرامرزی به شخصیت رهبر انقلاب است.کریمی در پاسخ به این پرسش که تفاوت جوهره مردمی تشییع امام (ره) با تشییع رهبر شهید انقلاب چیست، گفت: مردم همان مردم عاشق هستند که در سال ۱۳۶۸ نیز حضور داشتند. بااین‌حال، تفاوت‌های معناداری میان این دو مقطع تاریخی وجود دارد. در سال ۱۳۶۸، کشور پس از هشت سال دفاع مقدس، شاهد ارتحال بنیان‌گذار انقلاب بود، اما شرایط تشییع شهید آیت‌الله خامنه‌ای متفاوت بود. ایشان در روزهای نخست جنگ ۴۰ روزه و پس از سپری کردن حجمی‌بی‌سابقه از تبلیغات منفی رسانه‌های معاند، به همراه خانواده‌شان در دفتر کار به شهادت رسیدند.کریمی یادآوری کرد: نوع خاص از شهادت و فاصله‌ای که از زمان شهادت تا تشییع حدود صدوچند روز وجود داشت، موجب شد تا خون مردم به جوش بیاید. بسیاری از افرادی که در این مراسم حضور یافتند، کسانی بودند که شاید پیش‌ازاین شهادت، نگاه متفاوتی به رهبری داشتند، اما پس از این رخداد، شناخت عمیق‌تری پیدا کردند. اگرچه روح حاکم بر مردم و استمرار راه انقلاب و امام راحل توسط رهبر شهید، نقطه اشتراک بنیادین هر دو دوره و دیدگاه مردم مبعوث به انقلاب اسلامی و ولایت‌فقیه محسوب می‌شود.وی بیان کرد: یکی از نکات جذاب این مستند، تمرکز بر سوژه‌های غیرایرانی است. برای نمونه، ما با فردی در فرانسه مصاحبه کردیم که از طریق مسئله فلسطین با انقلاب اسلامی آشنا شده بود. او از مشاهدات خود از اینکه یک رهبر در ایران، به‌تنهایی و در برابر قدرت‌های جهانی، سر عقاید خود ایستاده و سکوت مرگبار دنیا در قبال جنایات علیه مردم فلسطین را شکسته است، می‌گفت. این سوژه فرانسوی عنوان می‌کرد که وقتی دیدم رهبر شهید علی‌رغم تمام فشارهای قدرت‌های بزرگ، در برابر ظلم ایستادگی می‌کند، برایم پرسش‌برانگیز شد که ایشان چه شخصیتی است؟کریمی اضافه کرد: این فرد فرانسوی معتقد بود که ایستادگی، احترامی‌به انسانیت است. جالب آنکه با وجود تمام محدودیت‌ها و کارشکنی‌های دولت فرانسه برای عدم حضور او در ایران، وی با پیگیری‌های شخصی خود را به مراسم تشییع رساند. بسیاری از افراد غیرایرانی ما در مستند، کسانی هستند که به دلیل احترام به روح حقیقت‌جوی انقلاب، در این مراسم حضور یافتند.این مجری و تهیه‌کننده درخصوص برنامه‌ریزی پخش مستند از وداع با قائد شهید امت بیان کرد: از نظر فنی، تمام تصاویر این مستند با دوربین‌های سینمایی ضبط شده و هدف گروه تولید، ارائه اثری در سطح استانداردهای سینمایی است. براساس برنامه‌ریزی‌های انجام گرفته، قصد داریم این اثر را به جشنواره «سینماحقیقت» برسانیم و در صورت فراهم بودن امکانات، در اکران‌های «هنر و تجربه» نیز شرکت دهیم. اولویت نهایی ما این است که پس از نمایش‌های سینمایی، امکان پخش مستند از شبکه‌های تلویزیونی نیز فراهم شود تا عموم مردم بتوانند این روایت را مشاهده کنند.
© 2019- pr.irib.ir - Contact us :pr@irib.ir

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما