امروز چهارشنبه  ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز چهارشنبه  ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی
سرویس:یادداشت‌ها
تاریخ خبر : یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵- ۰۹:۰۰
«سرخدار»؛ وقتی جنگل به کاراکتر اصلی درام تلویزیون تبدیل می‌شود
مهدی مقاری در یادداشتی در خصوص سریال «سرخدار» نوشت: در روزگاری که انبوه سریال‌های داخلی غالباً به حاشیه‌های شهری و دغدغه‌های فردی محدود می‌شوند، ناگهان اثری از عمق جنگل‌های هیرکانی سر برمی‌آورد تا به مخاطب یادآوری کند تلویزیون هنوز هم می‌تواند رسالتی فراتر از سرگرمی‌سازی داشته باشد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه این یادداشت آمده: «سرخدار» به کارگردانی مسعود فرخنده، نه‌تنها یک مجموعهٔ ماجراجویانه، بلکه بیانیه‌ای تصویری دربارهٔ بحران هویتِ انسانِ مدرن در مواجهه با طبیعت است؛ جایی که درختانِ کهنسال، نقشی هم‌پای بازیگران پیدا می‌کنند و نفس‌های قطع‌شدهٔ جنگل، موتور محرک تعلیق درام می‌شود. لایه‌های پنهان در جدال خیر و شر برخلاف بسیاری از آثار مشابه که تقابل «جنگلبان خوب» و «قاچاقچی بد» را به شکلی کلیشه‌ای روایت می‌کنند، «سرخدار» با ظرافتی روان‌شناختی، این دوگانه را به چالش می‌کشد. شخصیت مازیار با بازی عمار تفتی، صرفاً یک قهرمان یک‌بُعدی نیست؛ او انسانی است میانِ عشق به خانواده و دلبستگی به جنگل سرگردان شده و این کشمکش درونی، او را از قالبی شعاری خارج می‌کند. در سوی مقابل، مجید پتکی در نقش قاچاقچیِ چوب، نه یک شریر مطلق، که نمادِ طمعی ساختاریافته است که ریشه در فقرِ اقتصادی و غفلتِ نهادهای نظارتی دارد. این پیچیدگی در شخصیت‌پردازی، امتیازی است که فیلمنامهٔ اکبر روح و سارا رشیدی را از سطح یک قصهٔ سادهٔ پلیسی، به روایتی جامعه‌شناسانه ارتقا می‌دهد. برگ برندهٔ روایت، حضورِ برادرِ مازیار (فرهاد) به‌عنوان حلقهٔ گم‌شدهٔ این معادله است. او نه در اردوگاهِ سفید مطلق قرار دارد و نه کاملاً تیره؛ این خاکستری‌نویسیِ ظریف، به مخاطب اجازه می‌دهد تا قضاوت را به تعویق بیندازد و با لایه‌های پنهانِ فساد و وسوسه، بیش از پیش درگیر شود. «سرخدار» با تکیه بر این تضادهای درونی، بحرانِ زیست‌محیطی را به بحرانِ اخلاقیِ جامعهٔ امروز پیوند می‌زند و نشان می‌دهد که نجاتِ جنگل، پیش از هر اقدامی، نیازمندِ نجاتِ وجدانِ آدمی است. ساختار بصری؛ روایتی موازی از سرسبزی و زوال از منظر فنی، این مجموعه به‌درستی از بکرترین قاب‌های طبیعی مازندران بهره برده است. فیلمبرداری آرش سیفی و هادی شلالوند، جنگل را به مثابهٔ یک موجودِ زنده به تصویر می‌کشد؛ جایی که نورهای طلاییِ صبحگاه با سایه‌های سنگینِ شبِ قاچاقچیان، تقابلِ دراماتیکِ نبرد را تداعی می‌کند. دوربینِ سیال، گاه بر فرازِ درختانِ سرخدار به پرواز درمی‌آید و گاه در عمقِ تاریکیِ بیشه‌زاری خزنده می‌شود که جایِ پاهایِ سوداگران را نشانه رفته است. این هم‌نشینیِ زیبایی‌شناختی با ریتمِ تعلیق، کارگردانی فرخنده را به سطحی حرفه‌ای ارتقا داده که کمتر در تولیدات استانی شاهد آن بوده‌ایم. موسیقیِ مرتضی شفیع نیز در همین راستا عمل می‌کند؛ نُت‌هایِ اسفناکِ نی‌انبانِ محلی، در سکانس‌هایِ هیجانی جای خود را به ضرب‌آهنگ‌های تند و مدرن می‌دهند که ضربانِ قلبِ مخاطب را با تبرِ قاچاقچیان هم‌گام می‌کند. جایگاه اجتماعی؛ از فراقِ جنگل تا اقبالِ مخاطب «سرخدار» با وجودِ تمامِ جذابیت‌هایِ دراماتیک، هرگز از کارکردِ آموزشی و هشداردهندهٔ خود غافل نمی‌شود. سریال، با زبانی مستندگونه، به معضلِ زمین‌خواری و قاچاقِ چوب در شمالِ کشور می‌پردازد و نشان می‌دهد که تخریبِ محیط‌زیست، هزینه‌هایی فراتر از یک منطقهٔ خاص را به کلِ نظامِ طبیعیِ ایران تحمیل می‌کند. این رویکردِ خبری-تحلیلیِ توأم با درام، کارِ سریال را برای مخاطبِ روشنفکر و عامیِ تلویزیون، توأمان جذاب و تأمل‌برانگیز ساخته است. حضورِ بازیگرانِ بومیِ مازندران در کنارِ چهره‌های ملی، به باورپذیریِ گویش‌ها و آیین‌هایِ محلی عمقِ ویژه‌ای بخشیده و ثابت کرده که تکیه بر ظرفیت‌هایِ بومی، نه‌تنها کیفیت را کاهش نمی‌دهد، بلکه به هویت‌بخشیِ فرهنگیِ یک اثرِ ملی منجر می‌شود. امتیازی برای تلویزیونِ مسئول اگر «سرخدار» را در قیاس با آثارِ مشابه ارزیابی کنیم، باید اذعان کرد که این مجموعه، باوجودِ اشکالاتِ جزئیِ ریتم در میانهٔ روایت، گامی‌بلند در جهتِ تولیدِ سریال‌هایِ دغدغه‌مند برمی‌دارد. این اثر به مخاطب احترام می‌گذارد و او را به‌جایِ مصرفِ منفعلانه، به یک سوژهٔ منتقد و اندیشنده تبدیل می‌کند. شبکهٔ اول سیما با پخشِ این مجموعه نشان داد که هنوز می‌توان بر رویِ وجوهِ مغفولِ اجتماعی سرمایه‌گذاری فرهنگی کرد. «سرخدار» فقط یک سریال نیست؛ منشوری است که مسائلِ بغرنجِ امروز را در متنِ یک قصهٔ پرشور بازتاب می‌دهد و بیننده را به سفری دعوت می‌کند که پایانِ آن، شاید نه در کشفِ رازِ قاچاقچیان، که در کشفِ مسئولیتِ فردیِ هر یک از ما نسبت به این کرهٔ خاکی نهفته باشد. چنین اثری، سزاوارِ تمجید و تماشاست؛ چراکه نفسِ وجودِ آن در جدولِ پخشِ تلویزیون، خود پیروزیِ بزرگی برایِ اندیشهٔ نقاد و هنرِ متعهد محسوب می‌شود.
© 2019- pr.irib.ir - Contact us :pr@irib.ir

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما