به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، حامد حجتی تصریح کرد: نکته دوم این است که در رسانه باید حتماً وجوه مختلف زندگی مهدوی، زندگی در عصر ظهور و نیز زندگی در دوران غیبت تشریح شود. در تاریخ نیز نمونههایی داریم و خود حضرات معصومین(ع) این مسئله را برای ما تبیین کردهاند. برای مثال، پس از آغاز غیبت صغری و در دورهای که حضرت ولیعصر(عج) به امامت رسیدند، عناصری در تاریخ شکل گرفتند که به نام نواب حضرت ولیعصر(عج) شناخته میشوند. به نظر من، همین شکلگیری نواب، مسئله بسیار مهمی است و میتواند برای تمام تاریخ، الگو و نمونه باشد.
حجتی ادامه داد: در آیات و روایات ما نیز آمده است که در دوره غیبت باید به سراغ کسانی رفت مثل علما و جریانهایی که فهم درست و عمیقی از دین دارند و نگهبان حدیث و معارف دینیاند. در این دوره امام خمینی(ره) با نظریه مترقی ولایتفقیه، صورت اجتماعی و مدنی تمسک به نواب حضرت ولیعصر(عج) را تبیین کردند و ما در حکومتی زندگی میکنیم که در رأس آن، یک عالم دینی جامعالشرایط قرار دارد و میتوان در مسائل مختلف به این طرز تفکر مراجعه کرد.
مدیرکل پژوهشهای اسلامی رسانه یادآوری کرد: یک بخش از جریان مهدویت به انسانها و اعتقاد شخصی آنان بازمیگردد. شیعیان باور دارند امام معصوم(ع)، حتی اگر به دلایل مختلف در میان ما حضور ظاهری نداشته باشند، باید بتوانیم از ظرفیت هدایت و ویژگیهای ایشان بهرهمند شویم. دنیای مهدوی، بدون نقش نواب حضرت ولیعصر(عج)، چه نواب خاص و چه نواب عام، دنیای درستی نیست. کسانی که در موضوع مهدویت دچار انحراف میشوند یا به کجراهه میروند، معمولاً به همین نکته اول توجه نمیکنند یا در فهم آن دچار اختلال هستند.
وی درخصوص چگونگی مواجهه رسانه ملی با شبهات مرتبط با مهدویت و تطبیق نشانههای روز به علائم ظهور نیز گفت: اهلبیت(ع) در کلامشان تکلیف ما را روشن کردهاند و گفتهاند هر کسی از زمان ظهور خبر قطعی بدهد، سخن او قابلاتکا نیست. اصل بررسی پیشگوییها، شواهد تاریخی و آنچه در اسناد و متون آمده، به نظر من فینفسه اشکالی ندارد. مسئله از جایی آغاز میشود که بخواهیم تعیین تکلیف قطعی کنیم و برای زمان ظهور نسخه بدهیم. اینجاست که اختلال ایجاد میشود و به نظر من، این کار درست نیست.
حجتی تأکید کرد: اگر قرار است جریان مهدویت درست در رسانه طرح شود، باید قواعد اصلی که در فضای مهدوی مطرح است، موردتوجه قرار گیرد. مثلاً هرچه به انتهای تاریخ نزدیکتر میشویم، میبینیم موج خونخواهی حضرت سیدالشهدا(ع) جدیتر میشود. اینها ازجمله شواهدی است که در متون اصلی، متقن و دقیق ما آمده و باید به آنها توجه کرد. اما تطبیق زمانبندیشده این شواهد، کار درستی نیست.
در ادامه مدیرکل پژوهشهای اسلامی رسانه بیان کرد: ما اکنون در دورهای قرار داریم که هدایت بهسوی حضرت ولیعصر(عج) اهمیتی دوچندان دارد. در شرایطی کنونی و با شهادت رهبر انقلاب، عنایت حضرت ولیعصر(عج) میتواند در بسیاری از معادلات حتی در مواردی که در محاسبات ظاهری و مادی قابل توضیح نیست، اثرگذار باشد. در کنار همه مسائل روزمرهای که مردم عادی جهان با آن درگیرند، یک قدرت دیگر نیز وجود دارد و آن، توجه به حضرت ولیعصر(عج) است.
حجتی تأکید کرد: شاید جمهوری اسلامی و صداوسیما از معدود رسانههایی در جهان باشد که پرچم برنامهسازی برای حضرت ولیعصر(عج) را برافراشتهاند. اما اینکه اکنون در چه نقطهای قرار داریم، به نظر من هنوز با کار اصلی و نقطه مطلوب فاصله زیادی داریم. برنامهریزی مهدوی، بهویژه در برنامههای مذهبی، باید مانند خون در همه اجزای برنامهسازی جریان داشته باشد، نه اینکه صرفاً بهصورت یک ایستگاه یا یک موضوع مقطعی دیده شود.
مدیرکل پژوهشهای اسلامی رسانه با بیان اینکه پردازش و ایده خوب لازمه تولید برنامه مهدوی است، اظهار کرد: ایدهپردازی دقیق دو رکن اساسی دارد، یکی منابع موثق و دیگری نگاه خلاقانه. برنامهسازان باید به منابع دستاول و اصیل در موضوع مهدویت و همچنین به عناصر انسانی خلاق دسترسی داشته باشند تا بتوانند این منابع را به ایدههای برنامهسازی تبدیل کنند. برای مثال، شورای معارف سیما باید ابلاغی داشته باشد که بر اساس آن، همه برنامههای مذهبی یا برنامههای اذانگاهی همراه با تعیین مسیر، معرفی منابع و شناسایی گروههای خلاقی که میتوانند در این زمینه کمک کنند، با پیرنگ مهدویت تولید شوند.
حجتی متذکر شد: طبیعتاً در فضای رسانهای دنیا، اتاقهای فکر یا ساختارهای مشابه، نقش اصلی را در جریانسازی ایفا میکنند. به نظر من، ما در این بخش با یک ضعف جدی مواجهیم. گاهی سلایق افراد، یا مطالعات برخی تأییدکنندگان، نویسندگان، گویندگان و حتی بعضی مدیران شبکهها اثر میگذارد، اما این همه کار نیست. با توجه به اینکه مهدویت میتواند یک کلانپروژه و کلانموضوع اصلی در سازمان صداوسیما باشد، به یک اتاق فکر نیاز داریم که کارش تبدیل منابع معتبر به ایدههای برنامهسازی باشد.