به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، محمدجواد میری ادامه داد: از مرحله پژوهش و سوژهیابی گرفته تا ایدهپردازی، نگارش و ویرایش متن، اعضای تیم با یکدیگر همکاری داشتند و بسیاری از متنهایی که به نتیجه رسید، حاصل کار جمعی و مشارکت همه اعضای گروه بود.وی افزود: غیر از اتاق نویسندگان، تهیهکننده، طراح، کارگردان و سایر عوامل اصلی تولید هم در فرایند رفتوبرگشت ایدهها حضور داشتند و کمکهای بسیار خوبی برای به قوام رسیدن ایدهها و سوژهها ارائه کردند؛ بنابراین شکلگیری موقعیتها حاصل یک فرایند جمعی بود که در مراحل مختلف روی آن کار میشد تا ایدهها به موقعیتهای نهایی برسند.میری ادامه داد: برای این کار نیاز بود موقعیتهایی خلق شود که بتوان در آنها درباره مسائل عمومی و اجتماعی صحبت کرد؛ بنابراین برخی از موقعیتها، موقعیتهایی بودند که کموبیش پیشازاین نیز در کارهای طنز آیتمی و غیرآیتمیبه آنها پرداخته شده بود؛ مثل موقعیت مدرسه یا موقعیت مکانی شب.نویسنده مجموعه «با عرض معذرت» افزود: برای فصل دوم طبیعتاً نیاز بود موقعیتهای ابتکاری و جدید هم ایجاد شود. برای مثال، موقعیت انجمن معتادان یا تیمارستان با دید بررسی و نقد آسیبهای اجتماعی طراحی شد؛ آسیبهایی که گاهی تا سرحد اعتیاد یا جنون فرد را درگیر خودشان میکنند یا به یک معضل جدی تبدیل میشوند.وی ادامه داد: موقعیت بازجویی و همچنین موقعیت اتاق بیضی کاخ سفید نیز براساس فضای سیاسی و رسانهای روز طراحی شدند. درمجموع تلاش شد از جنبههای مختلف، درباره مسائل فردی، اجتماعی و سیاسی ایدهپردازی شود و این ایدهها به شکلهای مختلف به موقعیتهای نهایی برسند و ذیل آنها ایدهپردازی صورت بگیرد.میری درباره تبدیل یک موضوع اجتماعی جدی به موقعیت طنز نیز اظهار کرد: در اغلب موضوعات جدی، اتفاقاً زمینههای ایجاد طنز را میتوان پیدا کرد. بسیاری از موضوعات جدی یا حتی تأسفبار و موضوعاتی که مایه ناراحتی ما هستند، در درون خودشان ریشه در تضادها و تناقضهایی دارند که طنز میتواند روی آنها دست بگذارد. گاهی مشکلات یا مسائل جدی را میشود با یک بزرگنمایی هنرمندانه و یک اغراق ظریف به جایی رساند که موقعیت را کمیک کند و نسبت به یک موضوع جدی خنده ایجاد شود.میری در ادامه درباره تفاوت زبان هجو و نقد در طنز سیاسی گفت: وقتی با دشمن بیرونی مواجه هستیم، اتفاقاً نیاز به هجو داریم. زمانی که میخواهیم دشمن را رسوا کنیم، هیمنه او را بشکنیم و ادعاهای پوچش را زیر سؤال ببریم، حتماً به زبان هجو نیاز داریم؛ بنابراین در نقد امریکا و متحدانش در آیتمهای این سریال، در بسیاری از جاها تلاش شد زبان هجو داشته باشیم.وی افزود: اما نقد کجا لازم است؟ زمانی که داریم درباره خودمان و خودیها حرف میزنیم؛ وقتی درباره فرهنگ عمومی خودمان، مدیران خودمان یا آسیبشناسی اجتماعی صحبت میکنیم و مسائل داخلیمان را مورد بررسی قرار میدهیم. اینجا باید با بیان مطالبهگر، با یک اغراق ظریف و با یک بیان لطیف بتوانیم عیبهای خودمان را آینهوار جلوی چشممان بیاوریم. طبیعتاً در اینجا میشود از زبان نقد استفاده کرد.این نویسنده در پایان درباره مرز میان هجو، نقد و شعار نیز گفت: در هر دوی این موارد، چه هجو و چه نقد، برای اینکه گرفتار شعارزدگی به معنای غلطش نشویم، کافی است از واقعیت درست تغذیه کنیم. در بیان هنریمان هم باید آن واقعیتها را بهخوبی در دل موقعیتها و فضاهای نمایشی باز کنیم و تشریح کنیم.