در روزگاری که عددها، فقط در قبض و قسط و قیمت دلار معنا دارند، برنامهای آمده و دست گذاشته روی دلِ فراموششدهشان. «هزار و یک»، برنامهای به قامت شبکه نسیم، که انگار با دل مردم کار دارد، نه فقط با چشمشان.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، محمدمهدی قاسمی، خبرنگار در یادداشتی در خصوص برنامه «هزار و یک» نوشته:
از اول هم معلوم بود این یکی، با بقیه مدلهای کپیشده شکستخورده فرق دارد. نه فقط چون جنابخان برگشته و با همان زبان تند و تیزش نشسته کنار محسن کیایی. نه فقط چون خنده میآورد و ترانه پخش میکند. بلکه چون یادش مانده که هر عددی، یک قصه دارد.و هیچچیز، به اندازه قصه، مردم را پای تلویزیون نمینشاند.
در «هزار و یک»، هر شب یک عدد را برمیدارند، گردگیریاش میکنند، و مثل شیشه پنجرهای که خاک گرفته، آنقدر رویش نفس میکشند تا تصویری از زندگی از پشتش پیدا شود. عدد ۸ را گرفتهاند؟ میروی سراغ امام رضا. عدد ۲۴ آمده؟ بهانهای برای حرفزدن از کارگرانی که شبانهروز جان میکَنند. برنامه بلد است با یک عدد ساده، بزند به دل اجتماع. مثل کسی که با یک نخ نازک، چراغ یک شهر را روشن کند.
نکتهاش همین است. در این برنامه، عددها خشک و ریاضیوار نیستند. عددها داستان شدهاند. خاطرهاند. درد و شادیاند. و آنقدر این پیوند قشنگ برقرار شده که گاهی خودت را وسط یک افسانه میبینی. افسانهای که راویاش نه شهرزاد قصهگوست، که مردم و هنرمندانند. با صدای خسته، دل گرم، و امیدی که به راحتی از پا نمیافتد.
محسن کیایی، با همان لحن مهربانش، از مجریهاییست که بیشتر به درد شنیدن میخورد تا گفتن. و این، امتیاز است. چون مجریای که بلد است گوش کند، اجازه میدهد مهمان بدرخشد. و جنابخان؟ همان پیرمرد هزار چهرهایست که در کالبد یک عروسک گیر کرده؛ گاهی شاعر، گاهی منتقد، گاهی عاشق. گاهی هم فقط مردم. سرمایهای اجتماعی بزرگ برای تاریخ تلویزیون که حفظ شد.
اما آنچه این برنامه را از بقیه جدا میکند، نگاه عددی آن به زندگیست.
ما سالها عددها را فقط شمردهایم: چند تومان؟ چند سال؟ چند روز مانده؟ اما این برنامه، عددها را شنیده و چه حرفهایی که در عددها بوده؛ چه اشکی، چه لبخندی، چه بغضی.
مردمیکه پای «هزار و یک» مینشینند، شاید نیایند برای درس گرفتن. ولی اگر حواسشان باشد، میفهمند چطور میشود از یک عدد، به یک انسان یا قصه رسیدند.
این برنامه، اگرچه ساده است، اما یک جور کلاس سواد زندگیست. یادمان میدهد پشت هر چیزِ بهظاهر بیاهمیت، قصهای هست. پشت هر عدد، یک آدم، یک قصه.
«هزار و یک»، فقط یک برنامه نیست.
یک رسم فراموششده است.
رسمِ قصهگویی با اعداد.