در هیاهوی زندگی مدرن امروز و چالشهای گاهوبیگاه، گاهی قصهها میتوانند چراغ راه شوند و تلنگری بزنند به مهمترین دغدغههایمان. سریال «رؤیای ریحانه» که این شبها مهمان خانههای ما از شبکه دو سیما است، نه فقط یک درام تلویزیونی، بلکه روایتی است از دلِ دغدغه امروز جامعه، یعنی همان مسئله مهم فرزندآوری که بیشتر افراد جامعه را درگیر کرده است.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، این سریال با نگاهی چندلایه به دو دوره زمانی متفاوت و با همراهی چهرههای خلاق، داستانی را روایت میکند که شاید قصه خیلی از افراد جامعه باشد. با احمد نوجوان، تهیهکننده جوان و پرتلاش این اثر، گفتوگو کردیم تا از پشت پرده ساخت سریال «رؤیای ریحانه» و پیامی که در دل آن نهفته است، بیشتر بدانیم. تلاش بر این بود که تا حد امکان، جزئیات ساخت، چالشها و دلایل انتخابهای هنری و فنی این سریال بادقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.
سریال «رؤیای ریحانه» یک پروژه جسورانه و موفق در حوزه درام اجتماعی است که نشان میدهد چگونه میتوان با وفاداری به سوژههای واقعی و استفاده از فرمهای نوین کارگردانی، یک پیام ملی و فرهنگی را به شیوهای شیرین، تأثیرگذار و غیرکلیشهای منتقل کرد. این سریال، دعوتی است به بازنگری در ارزش خانواده و اهمیت فرزندآوری در عین پرهیز از تحمیل مستقیم پیام. «رؤیای ریحانه» ثابت میکند که درام اجتماعی میتواند سرگرمکننده و در عینحال تاثیرگذار باشد. .
- چطور شد که عنوان «رؤیای ریحانه» را برای این سریال انتخاب کردید؟
انتخاب عنوان «رؤیای ریحانه» ریشه در معنای عمیق واژه «ریحانه» دارد. «ریحانه» در لغت به معنای یک گل خوشبو و معطر است. ما این واژه را بهصورت تمثیلی به فرزند یا نوزاد اطلاق کردیم. در دنیای امروز، متأسفانه مفهوم فرزندآوری که پیش از این امری طبیعی و سرشار از شور و شوق بود، برای بسیاری از خانوادهها تبدیل به یک رؤیا شده است؛ رؤیایی دستنیافتنی و آرزویی دور. این نگاه از دلِ چالشهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی امروز جامعه نشئت گرفته است؛ بنابراین، عنوان «رؤیای ریحانه» به شکلی هنرمندانه و تأثیرگذار، شکاف میان آرزو و واقعیت را در حوزه فرزندآوری به تصویر میکشد و مخاطب را با این دغدغه مهم درگیر میسازد.
- ایده تقسیم داستان به دو دوره زمانی مجزا (قبل و بعد از بازسازی زایشگاه) با دو کارگردان، از کجا نشئت گرفت و هدف اصلی شما از این رویکرد چه بود؟
ایده تقسیم داستان به دو دوره زمانی مجزا، از بارزترین نقاط قوت سریال «رؤیای ریحانه» محسوب میشود. در این سریال، ما با دو فضای کاملاً متفاوت در یک مکان مواجه بودیم؛ زایشگاهی که قبل از بازسازی، نشاندهنده شرایط و حالوهوای گذشته است و زایشگاهی که بعد از بازسازی، نمادی از نو شدن، پیشرفت و امید است. باتوجه به این دوگانگی، پس از مشورتهای فراوان با مدیران خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ، به این جمعبندی رسیدیم که برای حفظ انسجام بصری و روایی و همچنین بهرهمندی از نگاههای تخصصی و خلاقانه در این سریال، دو کارگردان داشته باشیم. و اینطور شد که کارگردانی فصل اول (قسمت یک تا ۱۱) را به میثم حسنزاده و فصل دوم (قسمت ۱۲ تا ۲۶) را به مسعود دهنوی سپردیم. هدف اصلی از این رویکرد، خلق تجربهای جدید و جذاب در فرم روایت درام تلویزیونی بود. این تقسیمبندی به ما این امکان را داد که هر دوره زمانی را با ظرافتها و ویژگیهای خاص خود به تصویر بکشیم و از تخصص دو کارگردان در خلق فضاهای متمایز بهرهمند شویم. این یک تجربه عملی در ساختار روایی بود که ما در این پروژه آن را با موفقیت تجربه کردیم.
- معیار شما برای انتخاب میثم حسنزاده و مسعود دهنوی برای کارگردانی هر کدام از این دو دوره چه بود؟
مسلماً در انتخاب این دو کارگردان معیارهای متعددی را مدنظر قرار دادیم. اولاً، هر دو از کارگردانان جوان و بااستعداد خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ هستند که پیش از این با تلاش و پشتکار، تجربههای ارزشمندی کسب کرده و آزمون و خطاهای لازم را پشت سر گذاشتهبودند. در نتیجه ما به دنبال خلاقیت و نگاه نو در این سریال بودیم ازاینرو میثم حسنزاده و مسعود دهنوی را برای کارگردانی این اثر انتخاب کردیم.
ثانیاً، در جلساتی که با آن دو داشتیم، به تواناییها، نگاه حرفهای و تخصصی آنها نسبت به ژانر درام اجتماعی و موضوع حساس فرزندآوری پی بردیم. احساس کردیم که هر دو قادرند با دقت و ظرافتی که این موضوع نیازمند آن است، کار را پیش ببرند. تواناییهای آنها در مدیریت صحنه، هدایت بازیگران و خلق اتمسفر مناسب، دلایل اصلی انتخابشان بود. درواقع، ما به دنبال افرادی بودیم که بتوانند با نگاهی نوآورانه و حرفهای، به غنای کار کمک کنند.
- مدیریت تولید یک سریال که به لحاظ زمانی و کارگردانی به دو بخش تقسیم شده، چه چالشهای منحصربهفردی دارد؟ چگونه هماهنگی بین دو کارگردان و حفظ یکپارچگی کلی اثر را مدیریت کردید؟
مدیریت تولید یک پروژه تلویزیونی که به لحاظ زمانی و کارگردانی به دو بخش مجزا تقسیم شده، قطعاً چالشهای منحصربهفردی را به همراه دارد؛ اما با برنامهریزی دقیق و رویکرد مبتنی بر همکاری، این چالشها مدیریت شدند. جدیترین چالش ما به مبحث دکور و فضاسازی بازمیگشت. با توجه به قصه اصلی که حول محور زایشگاه میچرخید، ما نیاز داشتیم که زایشگاه را هم در دوره قبل و هم بعد از بازسازی به شکلی باورپذیر و هنرمندانه بسازیم. این امر نیازمند هماهنگی بسیار دقیق بین تیم طراحی صحنه، کارگردانان و مدیران تولید بود تا تفاوت زمانی و بصری بهدرستی منتقل شود.
برای حفظ هماهنگی بین دو کارگردان و اطمینان از یکپارچگی کلی اثر، ما بر فضای کاملاً دوستانه و راحتی که در خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ حاکم بود، تکیه کردیم. مدیران نیز همواره حامی و راهنمای ما بودند. جلسات مشترک منظم بین دو کارگردان، مدیر هنری، مدیر صحنه و... برگزار میشد. ما در راستای پیشبرد اثر هیچوقت «مجادله» نداشتیم، بلکه «مباحثه» داشتیم؛ تبادل نظرها حول محور پیشبرد اهداف سریال شکل میگرفت و همواره تمرکز بر حفظ انسجام بصری و روایی اثر بود. در واقع، همین بحثهای سازنده به حفظ یکپارچگی اثر کمک شایانی کرد. ما تلاش کردیم تا خط روایی و شخصیتپردازیها در هر دو فصل، به طور کامل حفظ شوند.
- سریال به موضوع حساس و مهم فرزندآوری میپردازد. چگونه اطمینان حاصل کردید که درام، ضمن تأکید بر اهمیت فرزندآوری، از افتادن به دام کلیشهها یا فشار روانی مضاعف بر مخاطبانی که با چالشهای باروری مواجه هستند، پرهیز کند؟
پرداختن به موضوع حساس فرزندآوری، نیازمند دقت و ظرافتی ویژه بود تا هم پیام موردنظر منتقل شود و هم به اقشار مختلف جامعه، بهویژه کسانی که با چالشهای باروری روبهرو هستند، آسیبی نرسد. رویکرد اصلی ما در این زمینه، واقعگرایی و پرهیز از شعارزدگی بود. زمانی که قصد ساخت این سریال را داشتیم، فکر کردیم که چه کارهایی میتوانیم در فضای زایشگاه انجام دهیم که فراتر از یک روایت صرف باشد. با اتکا به تحقیق و پژوهش میدانی گسترده، ما به سراغ سوژههایی رفتیم که از دل مردم و جامعه بیرون آمده بودند. این سوژهها، بکر، واقعی و تأثیرگذار بودند و بازتابدهنده دغدغههای واقعی خانوادهها.
برای اطمینان از پرداخت صحیح این موضوع، تیم تحقیق و پژوهش ما با مشاوران و متخصصان مختلفی در حوزههای خانواده، روانپزشکی و مامایی همکاری تنگاتنگی داشت. ما اطلاعات و تجربیات آنها را جمعآوری کردیم تا در فیلمنامه گنجانده شود. در طول نگارش فیلمنامه، همواره دغدغه این بود که داستانها نهتنها بر اهمیت فرزندآوری تأکید کنند، بلکه با نشان دادن واقعیتها، به مخاطب امید دهند و از ایجاد حس ناامیدی یا فشار روانی جلوگیری کنند. ما تلاش کردیم تا با نمایش چالشها و راهکارهای موجود، فضایی همدلانه و حمایتگرانه ایجاد کنیم.
- تا چه اندازه در هر دو دوره، به سوژههای واقعی خانوادههای اصیل ایرانی وفادار ماندید و چگونه این وفاداری را در روند تولید، از انتخاب بازیگر تا جزئیات صحنه، لحاظ کردید؟
وفاداری به سوژههای واقعی در خانوادههای اصیل ایرانی، یکی از اصول بنیادین در ساخت سریال «رؤیای ریحانه» بود. وقتی سوژهها از دل همین مردم و جامعه بیرون آمدهاند و بازتابدهنده تجربیات و دغدغههای واقعی آنها هستند، ما را راضی میکند که به اصالت و ریشههای خانواده ایرانی وفادار باشیم. در تمام داستانکها و خرده روایتهایی که در سریال مشاهده میکنید، سوژههای واقعی در جامعه امروز، محور اصلی داستان را تشکیل میدهند. این وفاداری در تمام مراحل تولید، از نگارش فیلمنامه گرفته تا اجرای صحنه، مدنظر قرار گرفت.
در انتخاب بازیگر نیز با وسواس خاصی عمل کردیم. برای هر شخصیت، پس از بررسیهای اولیه، تقریباً به چهار گزینه اصلی رسیدیم. بعد با همکاری کارگردانها، به این نتیجه رسیدیم که کدام بازیگر با تواناییها و ویژگیهای خود، بیشترین نزدیکی را به نقش موردنظر دارد. ما به دنبال بازیگرانی بودیم که بتوانند حسوحال خانوادههای ایرانی را بهدرستی منتقل کنند. در جزئیات صحنه نیز، تلاش بر این بود که فضایی واقعی و ملموس خلق شود. از نوع پوشش، چیدمان، تا وسایل و تزئینات، سعی شد تا نمایانگر زندگی خانوادههای اصیل ایرانی در دو دوره زمانی موردنظر باشد. این دقت در جزئیات، به باورپذیری هرچه بیشتر داستان کمک کرد.
- واکنش اولیه به این رویکرد (دو کارگردان برای دو دوره زمانی) چگونه بود و آیا بازخوردهای حاصل از پخش بر روند ساخت فصل دوم تأثیر گذاشت؟
رویکرد استفاده از دو کارگردان برای دو دوره زمانی مجزا، در ابتدا با کنجکاوی و هیجان همراه بود. این یک تجربه جدید و جذاب در فرم بود که در تلویزیون کمتر سابقه داشت.
بازخوردهای حاصل از پخش، تا اینجای کار، خوب و امیدوارکننده بوده است. مخاطبان از این فرم جدید استقبال کرده و آن را عاملی برای جذابیت بیشتر سریال دانستهاند. این بازخوردهای مثبت، قطعاً بر روحیه و انگیزه تیم تأثیر گذاشته و به ما اطمینان داده است که در مسیر درستی حرکت میکنیم. این انرژی مثبت، پشتوانهای برای ادامه کار و تلاش برای ارتقای کیفیت در صورت ساخت فصلهای بعدی خواهد بود.
-همکاری با وزارت بهداشت در هر دو فاز تولید چه اهمیتی داشت و چگونه به اعتبار و واقعگرایانه شدن سریال کمک کرد؟
همکاری با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در هر دو فاز تولید سریال «رؤیای ریحانه» از اهمیت بالایی برخوردار بود و نقشی کلیدی در اعتبار و واقعگرایانه شدن سریال ایفا کرد. از یک سو، دریافت مجوزها و هماهنگیهای لازم برای فیلمبرداری در محیطهای درمانی، بدون همکاری این نهاد ممکن نبود. از سوی دیگر، مشاوره با کارشناسان و متخصصان وزارت بهداشت، به ما در ارائه اطلاعات صحیح و دقیق در حوزه پزشکی و بهداشت کمک شایانی کرد.
ضمن تشکر از مدیران وزارت بهداشت که با مشارکت خود، به پیشبرد این پروژه کمک کردند، باید بگویم که در بحث نگارش فیلمنامه و ساخت، ما به این نتیجه رسیدیم که باتوجه به موضوع فرزندآوری و مخاطب گسترده سریال که عموم مردم هستند، تلاش کنیم تا از اصطلاحات تخصصی پزشکی فاصله بگیریم. هدف ما ساخت یک مستند پزشکی نبود، بلکه خلق یک درام داستانی بود که پیام خود را به زبانی ساده و قابلفهم منتقل کند. ما در حد نیاز و ضرورت از اصطلاحات پزشکی استفاده کردیم تا به شیرینی قصه کمک کنیم و از پیچیدگیهای غیرضروری پرهیز کردیم. در واقع، همکاری با وزارت بهداشت به ما کمک کرد تا ضمن حفظ اعتبار علمی، بر جنبه فرهنگسازی و ارائه پیام اصلی تمرکز کنیم.
- وجه تمایز این سریال را در چه چیزهایی میبینید که توانسته مخاطب را جذب کند؟
به نظرم، بزرگترین وجه تمایز سریال «رؤیای ریحانه» و عاملی که توانسته مخاطب را جذب کند، در دو نکته کلیدی خلاصه میشود؛ اول، واقعی بودن سوژهها. همانطور که پیشتر هم تأکید کردم، داستانهای سریال از دل مردم و جامعه بیرون آمدهاند. این واقعی بودن، باعث ایجاد ارتباط عمیقتر و همدلانهتر مخاطب با شخصیتها و موقعیتهای داستانی میشود. وقتی مخاطب، قصهای را میبیند که شباهت زیادی به زندگی خود یا اطرافیانش دارد، به طور طبیعی بیشتر با آن همذاتپنداری میکند.
دوم، لحظه ناب تولد و امید. در طول سریال، ما شاهد حدود ۲۶ مورد تولد بودیم. هر کدام از این لحظات، سرشار از احساس، امید و معجزه است. لحظه تولد، لحظهای است که تمام سختیها، دردها و نگرانیها فراموش میشود و جای خود را به عشق و شور نوزادی تازه میدهد. این لحظه، تجربهای ناب و جهانی است که با هیچچیز قابلقیاس نیست. مخاطب با دیدن این لحظات، حس امیدواری و شادی را تجربه میکند و این حس، نیروی محرکه اصلی جذب مخاطب است. این سریال، به راحتی امید و معجزه را در دل سختی به تصویر میکشد.
- در پایان شما به عنوان تهیه کننده سریال «رویای ریحانه» چه صحبتی با مخاطبان دارید؟
باتوجهبه این که قصهها از دل جامعه بیرون آمده و بسیار به زندگی روزمره مردم نزدیک است، امیدوارم این سریال را از ما بپذیرند و با دیدن آن، ضمن لذت بردن از یک درام جذاب، به اهمیت موضوع فرزندآوری و ارزش خانواده نیز بیندیشند. ما از نظرات و نقدهای سازنده شما استقبال میکنیم.