با وجود اهمیت بنیادین کتاب و مطالعه در توسعه فردی و اجتماعی، آمارها از سرانه پایین مطالعه در ایران حکایت دارند. اگرچه آمار دقیقی در دسترس نیست و آخرین پژوهشهای معتبر (مانند تحقیق سال ۹۸ با سرانه حدود ۱۳ درصد) نیز نتوانستهاند تغییرات ناشی از کتابهای الکترونیک و صوتی را کاملاً پوشش دهند، اما سؤال اصلی همچنان پابرجاست: چرا این شکاف بین نیاز به دانایی و عمل به مطالعه وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، باید فراتر از کمبود وقت رفت و عوامل کارکردگرایانه، رسانهای، اقتصادی و حتی ظرفیتهای شناختی ذهن را در مواجهه با جریان بیپایان اطلاعات روزانه مورد بررسی قرار داد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، محمود اکرامی فر، شاعر و نویسنده در یادداشتی به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی آورده است: باید در نظر داشت تعریفی که در اینجا از مطالعه کتاب مطرح است یک تعریف سنتی است، در حالی که با پیشرفت علم و پدید آمدن کتابهای صوتی و الکترونیک این تعریف دچار تغییر و تحولاتی شده است.
نکته دیگری که باید در نظر گرفت اینکه چرا سرانه مطالعه پایین است؟ در اینجاست که باید برگردیم به اینکه هدف ما از خواندن کتاب چیست؟ از نظر مکتب کارکردگرایی، کتاب باید برای خانوارها کارکرد داشته باشد، به عبارتی باید بتواند جایگاه اجتماعی آنها را بالا ببرد یا سرمایه اجتماعی و اقتصادی برایشان به ارمغان بیاورد. سوالی که مطرح میشود این است که آیا کتاب میتواند چنین کاری برای مردم انجام دهد؟ اینجاست که نقش رسانه ملی پررنگ میشود و اگر این رسانه بتواند به مخاطبین خود بگوید که چرا باید کتاب بخوانند، میتواند نقش پررنگی در بالا بردن آمار مطالعه داشته باشد. صداوسیما باید به جای اینکه بگوید چرا مردم کتاب نمیخوانند، باید این سوال را مطرح کند که چرا مردم باید کتاب بخوانند؟
موضوع مهم دیگر اینکه باید ارزش دانایی برای مردم مشخص شود. اگر مردم بدانند دانایی، ارزشمند است به سراغ آن خواهند رفت و رسانه ملی میتواند با معرفی دانشمندان و افراد دانا ارزش این موضوع را برای مردم مشخص کند. وقتی ارزش دانایی و ارزش دانشمندان بیشتر به مردم معرفی شود، آنگاه مسیر دانایی که همان دانشگاه است و ابزار دانایی که درواقع همان کتاب است، برای مردم نیز ارزشمند خواهد شد.
صداوسیما میتواند با مهمانهای دانا و دانشمند و معرفی کتابهایی که دانشمندی و دانایی را افزایش دهد، مردم را به سمت خواندن کتاب بکشاند و در ترویج فرهنگ کتابخوانی نقش موثری ایفا کند.
موضوع دیگری که شاید مردم را از خواندن کتاب منصرف کند، قیمت کتاب است. البته باید گفت کتاب گران نیست، اما در حال حاضر در اولویت مردم قرار ندارد. با توجه به وضعیت اقتصادی که در آن بهسر میبریم، نیازهای دیگری هستند که بیشتر در پی برآورده کردن آنها هستیم و در نتیجه، خرید کتاب در اولویتهای بعدی قرار میگیرد.
کتاب خواندن یک نیاز اجتماعی است، اما خوردن و آشامیدن جزو نیازهای زیستی است و تا نیازهای زیستی برآورده نشود، کسی سراغ نیازهای اجتماعی نخواهد رفت.
موضوع دیگر اینکه ما ظرفیت خاصی برای دریافت داده و اطلاعات داریم. در طول روز در مکانهای مختلف، در اتوبوس، مترو و... با بمباران اطلاعاتی روبهرو میشویم و آنقدر شبه داده و شبه اطلاعات به مغزمان راه مییابد که ذهنمان گنجایش پذیرش هیچ اطلاعات جدیدی را در خود ندارد و به همین دلیل کمتر سراغ مطالعه کتاب میرویم. اینها دلایلی است که شاید سرانه مطالعه در کشور را پایین آورده باشد.