جنگ رسانهای یکی از برجستهترین جنبههای جنگ نرم و نبردهای جدید بینالمللی است. جنگ رسانهای به معنی استفاده نظامیافته از رسانهها برای تضعیف کشور هدف و بهرهگیری از تمام ظرفیتهای ارتباطی (اعم از مطبوعات، خبرگزاریها، رادیو، تلویزیون، اینترنت و شبکههای پیامرسان مجازی) و اصول تبلیغات بهمنظور دفاع از منافع ملی و اثرگذاری بر افکار عمومی است. با این تعریف، جنگ رسانهای تنها جنگی است که حتی در شرایط صلح نیز بین کشورها بهصورت پیوسته و غیررسمی ادامه دارد و هر کشوری از حداکثر توان خود برای پیشبرد اهداف سیاسی و ایدئولوژیک از طریق رسانهها بهره میبرد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین ابعاد این جنگ تأکید کردهاند: «براساس اطلاعاتی که در اختیار داریم، دستگاههای جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی با حمایت مالی قارونهای منطقه اطراف کشور ما، تشکیلاتی را برای این جنگ رسانهای راهاندازی کردهاند و بهطور جدی در حال برنامهریزی و تلاش برای آلوده کردن فضای تبلیغاتی و فکری جامعه هستند.» (مقام معظم رهبری، شهریور ۱۳۹۷)
در این میدان نبرد نامرئی اما بسیار اثرگذار، معاونت توسعه و فناوری رسانه ملی بهعنوان ستون فقرات دفاعی و عامل بقا و اثرگذاری پیام عمل میکند. در گفتوگوی پیشرو، سیدمحسن بلادیان، مدیرکل ارتباطات زمینی و ماهوارهای، با تشریح ابعاد فنی جنگ رسانهای، به تحلیل رخدادهای اخیر همچون اختلالات ماهوارهای، مشکلات ناشی از تحریمها، راهبردهای کاهش وابستگی و اقدامات حوزه فنی برای حفظ پایداری و امنیت پخش در هنگام بحران میپردازد. این گفتوگو درکی عمیقتر از جنگ پیچیدهای ارائه میدهد که در آن، «قطع یک سیگنال میتواند به اندازه یک حمله نظامی اثرگذار باشد».
کاربرد جنگ رسانهای
بلادیان در ابتدا با بیان اینکه اختلال در شبکههای ماهوارهای صداوسیما را باید در چارچوب گستردهتر و پیچیدهتر جنگ رسانهای تحلیل کرد، گفت: همانطور که میدانیم، کاربرد جنگ رسانهای هنگامی است که دشمن از جنگ سخت قبلی نتیجه نگرفته و توان مقابله نظامی مجدد را نیز نداشته باشد. حیطه کارکرد این جنگ، مهندسی افکار عمومی ملتها و ابزار اصلی آن، رسانهها هستند، اما باید به این درک برسیم که جنگ رسانهای فقط «اختلاف روایت» نیست، بلکه یک نبرد چندبعدی شامل جنگ روایت و معنا، جنگ سرعت (در تثبیت روایت)، جنگ اعتماد (اعتبار رسانه) و بهطور ویژه، جنگ زیرساخت است. این جنگ، جنگی برای «تصرف ذهنها» است، نه تصرف زمینها. سلاحهای آن ترکیبی از رسانه و فناوری هستند: از ماهواره و اینترنت گرفته تا الگوریتم و هوش مصنوعی. در این میدان، گاهی قطع یک سیگنال به اندازه یک حمله نظامی اثر راهبردی دارد. با توجه به اینکه پیامرسانها، ماهوارهها، سرورها و الگوریتمها زیرساختهای این نبرد هستند، حوزه فنی مستقیماً وارد قلب جنگ میشود و عامل تعیینکننده بقا و اقتدار است. اقتدار یک رسانه فقط محتوایی نیست؛ فنی نیز هست.
وی با تأکید بر نقش محوری حوزه فنی در این نبرد افزود: در جنگ رسانهای، کسی برنده است که زودتر بگوید، بیشتر تکرار کند، معتبرتر به نظر برسد و مهمتر از همه، «قطع نشود». حوزه فنی صداوسیما در این جنگ، نقش ستون فقرات را ایفا میکند. همانقدر که تولید محتوای قوی و مناسب، حیاتی است، انتقال مطمئن، باکیفیت و پایدار آن پیام به مخاطب نیز حیاتی است. این حوزه فنی است که تعیین میکند پیام چگونه، با چه کیفیتی و با چه قابلیت اطمینانی به دست مخاطب میرسد. یکی از اهداف اصلی دشمن در این جنگ، ایجاد اختلال در جریان اطلاعرسانی است؛ بنابراین، وظیفه حوزه فنی، حفظ پخش شبکهها حتی در هنگامه سخت حمله سایبری، تحریم یا بحران امنیتی است. این امر مستلزم داشتن زیرساختهای پشتیبان، مراکز جایگزین پخش و لینکهای امن ارتباطی است. اگر پخش قطع شود، حتی قدرتمندترین پیام نیز بیاثر خواهد شد.
جنگ رسانهای به محتوا محدود نمیشود
مدیر کل ارتباطات زمینی و ماهوارهای با اشاره به گستردهشدن عرصه نبرد اظهار داشت: جنگ رسانهای امروز تنها به محتوا محدود نمیشود، بلکه بعد سایبری و فنی آن بسیار برجسته شده است. مقابله با تهدیداتی مانند هک، نفوذ، دستکاری سیگنال، جعل پیام و همچنین حفاظت فیزیکی و سایبری از فرستندهها، ماهوارهها، سرورها و شبکههای داخلی، همه بر عهده حوزه فنی است. به همین دلیل میتوان گفت که این حوزه امروز در خط مقدم است، نه پشت صحنه. از طرف دیگر، مخاطب امروز بهشدت نسبت به کیفیت حساس است. کیفیت تصویر (مثل HD و 4K)، صدای شفاف، پخش بدون قطعی (استریم پایدار) و گرافیک باکیفیت، برای جذب و حفظ مخاطب ضروری است. اگر کیفیت فنی پایین باشد، حتی با وجود محتوای درست، مخاطب بهصورت ناخودآگاه آن را پس میزند. همچنین عرصه جنگ رسانهای، دیگر تنها به تلویزیون محدود نمیشود. اکنون IPTV، پیامرسانهای برخط، نرمافزارهای اختصاصی، پخش زنده در شبکههای اجتماعی و توزیع محتوا از طریق موبایل، وب و فضای مجازی گسترده شده است. در چنین مواقعی، حوزه فنی موظف است اطمینان حاصل کند که پیام رسانه ملی در هر نقطهای که مخاطب حضور دارد، با حضوری پایدار، باکیفیت و بدون وقفه ارائه شود.
بلادیان سپس به تشریح تهدیدات و محدودیتهای خارجی پرداخت و گفت: همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، حضور در صحنه جنگ نیازمند شناخت و هوشیاری نسبت به دشمن است. حوزه فنی باید بهطور مستمر نقاط ضعف و قوت خود و نیز توانمندیها و اقدامات دشمن را پایش کند. در این مسیر، تحریمهای بینالمللی یکی از عمدهترین چالشهاست. این تحریمها با قطع زنجیره پشتیبانی و خدمات پس از فروش (مانند عدم ارسال قطعات یدکی و بهروزرسانیهای نرمافزاری) سیستمها را بهتدریج ناپایدار و ناامن میکنند. حتی اگر تجهیزات با سختی تهیه شوند، نبود پشتیبانی در درازمدت آسیبزا است. همچنین، تحریمهای ثانویه باعث خروج یا محدودیت شدید همکاری شرکتهای واسط و خارجی میشوند. گاهی ممکن است قراردادی وجود داشته باشد، اما شرکت تأمینکننده در زمان بحران به دلیل ترس از تحریمهای ثانویه قادر به پاسخگویی نباشد. این عوامل، علاوه بر افزایش هزینهها (به دلیل خرید از طریق واسطههای متعدد) و کاهش کیفیت (تحویل نسخههای قدیمی یا غیراستاندارد)، تابآوری فنی سازمان را کاهش میدهد و ضرورت تلاش برای خودکفایی و توسعه راهحلهای بومی را بیش از پیش آشکار میسازد.
وی تصریح کرد: حادثه اختلال در پخش از طریق ماهواره اینتلست در ۲۸ دی امسال جاری، نمونهای از اینگونه اقدامات خصمانه بود که خوشبختانه با واکنش سریع و فنی همکاران ما رفع شد. بررسیها نشان میدهد این رخداد به احتمال قوی ناشی از دخالت عمدی در مسیر پخش ماهوارهای بوده است. این نخستین بار نیست که صداوسیما در سالهای اخیر هدف حملات فنی و دستکاریهای برنامهای قرار میگیرد. این موارد نشان میدهد که اگرچه توان واکنش سریع وجود دارد، اما هنوز در بخش پیشبینی و کشف پیشدستانه حملات بهویژه با توجه به برتری فناورانه طرف مقابل، با مشکل مواجهیم و بسیاری از اقدامات ما واکنشی و پس از وقوع حادثه است. این وابستگی فناورانه خود یک تهدید ساختاری است که از سوی کشورهای صاحب فناوری تحمیل میشود.
آسیبپذیری زیرساختهای انتقال سیگنال
وی با اشاره به آسیبپذیری زیرساختهای انتقال سیگنال توضیح داد: حوزه فنی سازمان برای انتقال پیام از بسترهای متنوعی استفاده میکند که هر یک تهدیدات خاص خود را دارند. این تهدیدات پویا و مبتنی بر فناوری هستند و نیاز به پایش مستمر و مصونسازی با رعایت اصول پدافند غیرعامل دارند. به عنوان مثال، فیبرهای نوری در معرض قطعیهای عمدی یا اتفاقی قرار دارند. وابستگی به اپراتورهای ارتباطی غیررسانهای برای انتقال زمینی سیگنال نیز یک نقطه آسیبپذیر است، اما یکی از حساسترین نقاط، وابستگی به اپراتورهای ماهوارهای خارجی است. این اپراتورها شرکتهایی تجاری هستند که تابع قوانین و فشارهای سیاسی کشور میزبان خود میباشند. آنها میتوانند تحت تأثیر این فشارها، اقداماتی مانند ارسال نویز عمدی روی فرکانس، محدود کردن پوشش جغرافیایی، کاهش قدرت سیگنال، قطع ترانسپوندر یا عدم تمدید قرارداد را انجام دهند.
مدیرکل ارتباطات زمینی و ماهوارهای به راهبردها و اقدامات اعمالشده برای کاهش این وابستگی اشاره کرد و گفت: در سالهای گذشته، همزمان با تشدید تحریمها و نگرانی از قطع خدمات در بحران، سیاست کلان سازمان به سمت کاهش وابستگی به خدمات و فناوریهای خارجی حرکت کرده است. یکی از بزرگترین و ملموسترین پروژهها در این مسیر، توسعه شبکه ملی سیگنالرسانی زمینی است. هدف این طرح، ایجاد یک زیرساخت مستقل و امن برای انتقال تصویر و صدا از طریق فیبر نوری اختصاصی و لینکهای مایکروویو است تا در صورت هرگونه اختلال یا عدم دسترسی به ماهوارههای خارجی، پخش برنامههای رسانه ملی با حداقل وقفه ادامه یابد. در کنار این، توسعه پخش غیرسنتی از طریق بسترهای اینترنتی و پلتفرمهای داخلی مانند اپلیکیشن تلوبیون، بخشی از راهحل برای کاهش وابستگی در عرصه توزیع محتوا بوده است. با این حال، بخش عمدهای از پخش بینالمللی و دسترسی جهانی هنوز وابسته به فناوریها و اپراتورهای خارجی بوده و جایگزینی کامل این بخشها نیازمند زمان، سرمایهگذاری کلان و توسعه بیشتر فناوری داخلی است.
بلادیان در پایان تأکید کرد: با توجه به اینکه صداوسیما، رسانه رسمی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران است، همواره در کانون حملات دشمنان قرار داشته است. در این شرایط، حوزه فنی، سرباز خط مقدم جنگ رسانهای است. ترکیب محتوا و فناوری است که اثرگذاری نهایی را میسازد. اقدامات همکاران معاونت توسعه و فناوری رسانه در هنگامه سخت تحریم، از جمله تلاش برای بومیسازی تجهیزات، توسعه نرمافزارهای داخلی، افزایش خودکفایی و کاهش آسیبپذیری، نه تنها به امنیت رسانهای کشور کمک کرده، بلکه به ایجاد قدرت نرم و استقلال فناورانه منجر شده است. برای آینده، باید از حالت واکنشی صرف خارج شویم. رصد مستمر روندهای فناوری جهان، ارتقای توان تشخیص و پایش تهدیدات سایبری، شناسایی پیشدستانه آسیبپذیریها و تقویت زیرساختها بر اساس اصول پدافند غیرعامل، اولویتهای دانشمحور و ضروری ما هستند.