در شرایطی که روایت رسانههای جریان اصلی غربی از اعتراضات و کنشگریهای ضدصهیونیستی در اروپا اغلب به چارچوبهای امنیتی، حاشیههای سیاسی یا برچسبهای افراطگرایانه محدود میشود، برخی رسانهها تلاش میکنند با تغییر زاویه دید، روایتهای متفاوتی را وارد میدان عمومیکنند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، برنامه «با صدای خودم» (In My Own Voice) در شبکه پرس تیوی را میتوان یکی از نمونههای شاخص این رویکرد دانست؛ برنامهای که با تکیه بر روایت اولشخص فعالان مدنی در بریتانیا، سعی دارد شکاف موجود در بازنمایی رسانهای کنشگری سیاسی منتقد رژیم صهیونیستی را پر کند.
این برنامه نهتنها به دنبال معرفی افراد، بلکه در پی بازتعریف مفاهیمی چون آزادی بیان، سرکوب سیاسی و مشروعیت اعتراض در جوامع غربی است؛ مفاهیمیکه در منازعه روایتها، نقشی کلیدی ایفا میکنند.
روایت اولشخص بهمثابه راهبرد رسانهای
«با صدای خودم» از الگویی استفاده میکند که در آن فرد کنشگر به مرکز روایت تبدیل و تجربه زیسته او جایگزین تحلیلهای رسمی و ساختاری میشود. انتخاب عنوان برنامه نیز در همین راستا معنا پیدا میکند: تأکید بر «صدای خود» بهمثابه صدایی که یا در رسانههای جریان اصلی شنیده نمیشود یا دچار تقلیل و بازنمایی گزینشی شده است.
در این چارچوب، هر قسمت برنامه به گفتوگو با یک مهمان اختصاص دارد و مسیر روایت معمولاً از زندگی شخصی آغازشده و به فعالیت سیاسی و پیامدهای آن ختم میشود. این شیوه به برنامه اجازه میدهد تا پیام خود را از طریق تجربه فردی منتقل کند؛ تجربهای که برای مخاطب، ملموستر و همدلانهتر است.
مهمانان برنامه؛ از پزشک تا کنشگر خیابانی
یکی از ویژگیهای «با صدای خودم»، تنوع مهمانان آن است؛ تنوعی که البته در سطح گفتمانی به یک پیام مشترک ختم میشود. در یکی از قسمتها، برنامه به سراغ دکتر رحمه العدون، پزشک بریتانیایی - فلسطینی میرود؛ فردی که به دلیل مواضع علنیاش در حمایت از فلسطین و انتقاد از سیاستهای رژیم صهیونیستی، با فشارهای گسترده و تهدیدهای حقوقی مواجه شده است.
برنامه با برجستهسازی جایگاه اجتماعی و حرفهای العدون، این پیام را منتقل میکند که هزینه اعتراض، حتی شامل افراد حاضر در ساختارهای رسمی و تخصصی جامعه نیز میشود.
در قسمت دیگر، تمرکز بر یک کنشگر زن جوان به نام Any Says است که در اعتراضات ضدصهیونیستی و فعالیتهای میدانی نقش فعالی دارد. این قسمت با برجستهسازی شجاعت فردی و مواجهه با فشارهای امنیتی، تلاش میکند تصویری متفاوت از کنشگری زنان حامی فلسطین در غرب ارائه دهد؛ تصویری که با کلیشههای رسانهای فاصله دارد.
همچنین در قسمتی با حضور یکی دیگر از چهرههای حامی فلسطین، به پیوند میان ایمان، هویت و مقاومت سیاسی پرداخته و نشان داده میشود که چگونه باورهای مذهبی، بهجای آنکه صرفاً مسئلهای شخصی باشند، به موتور کنشگری اجتماعی تبدیل میشوند. در این روایتها، ایمان نه عامل افراط، بلکه منبع معنا و پایداری معرفی میشود.
بریتانیا؛ میدان تناقضهای لیبرال
در «با صدای خودم»، بریتانیا نه صرفاً یک بستر جغرافیایی، بلکه بهمثابه یک سوژه گفتمانی بازنمایی میشود؛ سوژهای که هویت خود را بر پایه لیبرالیسم، آزادی بیان و تساهل سیاسی بنا کرده، اما در مواجهه با برخی اشکال خاص اعتراض، بهویژه اعتراضاتی که سیاست خارجی یا متحدان راهبردیاش را به چالش میکشند، منطق متفاوتی را بهکار میگیرد.
در این چارچوب، انتقاد از رژیم صهیونیستی در فضای عمومیبریتانیا، بهتدریج از یک موضع سیاسی مشروع، به مسئلهای امنیتی بازتعریف میشود؛ فرایندی که از طریق زبان رسانهای، مداخلات پلیسی، چارچوبهای حقوقی و برچسبگذاریهای گفتمانی نظیر «افراطگرایی»، «نفرتپراکنی» یا «اخلال در نظم عمومی» صورت میگیرد.
«با صدای خودم» با کنار هم نشاندن روایتهای فردی، از یکسو تجربه سرکوب یا محدودسازی را عینی و ملموس میکند و ازسویدیگر نشان میدهد که چگونه این کشور، مرزهای آزادی بیان را به شکلی گزینشی بازتعریف میکند.
پرس تیوی و روایت جایگزین
«با صدای خودم» را میتوان نمونهای شاخص از راهبرد رسانهای پرس تیوی در تولید روایت جایگزین در برابر هژمونی رسانههای جریان اصلی غربی دانست. این شبکه با تمرکز بر سوژههایی چون معترضان ضدجنگ، منتقدان سیاستهای غربی و فعالان حقوق فلسطین، آگاهانه میدان دید خود را به سمت صداهایی میبرد که در رسانههای جریان اصلی، کمتر مجال بروز دارند. از این منظر، پرس تیوی خود را در جایگاه «رسانه صداهای حذف شده» تعریف میکند.
در سطحی کلانتر، این رویکرد را میتوان تلاشی برای شکستن انحصار معنا دانست؛ انحصاری که در آن، قدرتهای سیاسی و رسانهای غرب، نهتنها تعیین میکنند «چه چیزی خبر است»، بلکه مشخص میسازند «چگونه باید فهمیده شود». پرس تیوی اما با ارائه روایتهای جایگزین، میکوشد این نظم معنایی را مختل کند و نشان دهد که آنچه بهعنوان روایت غالب عرضه میشود، تنها یکی از امکانهای ممکن برای فهم واقعیت است، نه حقیقتی بیچونوچرا.
درنهایت، «با صدای خودم» در منظومه رسانهای پرس تیوی، بخشی از پروژهای گستردهتر برای بازتعریف نسبت میان قدرت، رسانه و حقیقت است؛ پروژهای که در آن، روایت جایگزین نه در حاشیه، بلکه در مقام ابزار اصلی نقد نظم رسانهای مسلط و افشای سازوکارهای حذف، سکوت و بازنمایی گزینشی قرار میگیرد.