گوینده شبکه رادیویی ایران گفت: من فرزند روزهای جنگ و دوران سازندگی هستم، شاید خاطرات کمی از روزهای دفاع مقدس هشت ساله داشته باشم، اما با حالوهوای آن دوران آشنا هستم؛ حداقل تا قبل از جنگ دوازده روزه تصورم این بود.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، خاطره ارج گفت: با شروع جنگ تحمیلی و دوازده روزه و تجاوز رژیم غاصب صهیونیستی به نقاط مختلف خاک پاکم و روزی که ساختمان شیشهای مورد حمله قرار گرفت و من با چشمای خودم حرکت موشک، انفجار و سوختن آنجا را دیدم، ادبیات حماسی برای من شکل دیگری پیدا کرد.
گوینده شبکه رادیویی ایران افزود: من در آن دوازده روز نخواستم تهران را ترک کنم و با هر واژهای که بر زبانم جاری میشد یا هر جملهای که مینوشتم سعی میکردم تمام توان و عشقم رو بذارم.
خاطره ارج خاطر نشان کرد: بیشتر از همیشه نه فقط من که تمام همکاران عزیز، تلاشگر و مومنم شبانهروز کوشش داشتیم که صدای ایران باشیم تا بلندتر از همیشه باشد.
وی گفت: اما از روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ کار و خدمت در رسانه به عنوان گوینده برای من رنگ و حال و هواش عوض شد. نه ترس، نه نگرانی و نه اضطراب، دیگه واژههای مستمر یه آدم نبود. دنیای همه ما فرق کرد این جنگ، یه جنگ تمام عیار علیه تمامیت ارضی، باورها، اتحاد، ایمان و پرچمدار این سرزمین رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و پیر زمانه بود.
گوینده شبکه رادیویی ایران افزود: این جنگ، هجوم استثمار به سرزمین آزادگی بود خشم، خشم خشم و عشق به وطن، باورها و یاور این گنجینههای بیزوال تمام وجودمون را در برگرفته است و با هیچ واژهای نمیتوانم این حس و حال درونی را توصیف کنم، حتی برای من که کار و حرفهای که دارم با واژه و جمله معنا پیدا میکنه، بسیار سخت است.
خاطره ارج در پایان گفتوگو تاکید کرد: رادیو باز هم در میدان رسانه بود، نه خاموش شد نه خاموشی پذیرفت. صدای ایران محکم تر، رساتر و بی پرواتر به گوش رسید. مردم ایران زمین بدانید که ما در سنگر رسانه و رادیو، بیشتر از پیش و عاشقتر از هر عاشق و با دلهایی مملو از سوگ رهبر شهیدمان و با گامهایی امیدوارتر و با صلابتتر به پشتیبانی رهبر جوان و مقتدرمان، نه خسته میشویم نه پا پس میکشیم که ما نه در آسمان و سنگرهای مرزی، که در خاکریز صدا، خدمتگزار شما ملت شریف هستیم.