ندا حاجیاسماعیلی، تهیهکننده شبکه رادیویی ایران در یادداشتی از احوال این روزهای پر التهاب وطن، از دید یک مادر برنامهساز رادیو میگوید.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، ندا حاجیاسماعیلی، تهیهکننده شبکه رادیویی ایران گفت: من یک مادرم و یک برنامهساز رادیو که احساساتِ درونم در این روزها مدام در حال تغییر است. گاهی خودم هم میشوم یک کودک درست مثل کیان هشت سالهام، با کوچکترین صدا بهم میریزم، گاهی میشوم یک مادر مضطرب از آینده که اگر نباشم چه میشود پاره تنم و گاه رسانهای میشوم، کولهام را برمیدارم، کودکم را میبوسم و راهی میشوم آخر این تنها کاریست که از دستم بر میآید.
به خاطر کودکان و فرزندان ایران عزیز به دیدار عمه مریم میروم، عمه مریم را شما هم میشناسید، همه او را میشناسند. مریم نشیبا را میگویم قصهگوی رادیو و البته رفیق شفیق دوستداشتنی خودم که این روزها تنهاتر از قبل شده و به خاطر نزدیکی منزلش به بیت بیشتر از بقیه روح همچون گلش پژمرده شده. خانههایمان از هم دور است، اما دلهایمان نزدیکِ نزدیک. هر روز حالش را میپرسم با هم به دکتر میرویم. انگارنهانگار پای جنگی درمیان است. بلاخره ضبط چند قصه کوتاه و صحبتهای پروانهایش که خود مرا هم آرام میکند.
پیش خودم میگویم خوش به حال عمه مریم گویی خدا حنجرهاش را بوسیده است که این چنین صدای آسمانیش قلبها را آرام میسازد. دست پر و خوشحال به سمت خانه میروم. احساسی که این روزها بیش از هر چیز در درونم جریان دارد امید است، اما نمیتوانم انکار کنم با خبرهای دوستان ایرانیارم از گوشهگوشه ایران جان اندوهگین و بغضآلود نمیشوم. ولی باز در من امید جوانه میزند.
همیشه دغدغهام در سختترین روزهای زندگی خودم و حالا روزهای سخت ایران جانمان این بوده که بتوانم قدمی هر چند کوچک برای روشن کردن حقیقت و رساندن صدای مردمم به رسانه خودشان بردارم. به مدد برنامه «با ایرانیاران»، دوستان زیادی در شهرها و روستاهای مختلف پیدا کردم. دوستانی که با هر خبر از موشکپرانی دشمن در پایتخت جویای حال من و کوثر سنجریان دستیارم در این برنامه میشوند. به راستی باید بگویم ما یک خانواده شدیم در این برنامه. از گیلان تا بوشهر از سیستان تا یزد و اصفهان و شیراز مرا به مهر به خانههایشان دعوت کردند. این حس همدلی در برنامهسازی به دادم میرسد، اینکه ما ایرانیها در قلبهایمان عشق جاریست حتی در شرایط سخت و جنگی. ایمان دارم به لطف خدا و اتحاد دشمن را شکست خواهیم داد و از هیچ چیز نمیهراسیم.
اینجا ایران است جایی که پرواز رهبرمان و فرشتگان مینابی و صدها انسان پاک را به چشم دیده است، ولی ما با چشم خونبار برای دفاع از ایران عزیزمان میایستیم.
امضا از طرف سرباز رسانه ندا حاجیاسماعیلی