زهرا صلواتی در یادداشتی در خصوص سریال «ساهره» نوشت: هر اثر نمایشی در هر قالب و ژانری، به سه عامل و الزام برای برخورداری از جذابیت و توانایی در برقراری ارتباط با مخاطب نیاز دارد شامل قصه، کارگردان و بازیگر. به تعبیر دیگر، این سه عامل را میتوان اضلاع مثلث موفقیت هر اثر نمایشی پنداشت و بر وجود و پررنگ بودنشان تأکید کرد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه این یادداشت آمده است: در میان این سه عامل (قصه، کارگردان، بازیگر) اولویت با قصه است و این ضلع از مثلث موفقیت بر سایر اضلاع ارجحیت دارد. به این معنا که اگر قصه یک اثر نمایشی و به طور مشخص، سریال تلویزیونی از جاذبههای لازم بهره نبرده باشد، حضور کارگردان متبحر و بازیگران مجرب هم شاید نتواند گلیم آن مجموعه را از آب بیرون بکشد و در جذب بیننده، موفق و پیروزش گرداند. برعکس، ممکن است یک مجموعه نمایشی از کارگردان و بازیگران شناخته شده سود نبرد اما قصه آنقدر جذاب و گیرا باشد که بتواند نقصانهای احتمالی را پوشش دهد و مخاطب را با خود همراه کند.
سریال «ساهره» که به کارگردانی حمیدرضا لوافی و با نقشآفرینی بازیگرانی از جمله امین زندگانی، گلنوش قهرمانی، هومن برقنورد، سیاوش طهمورث، فرهاد جم، میلاد میرزایی، سوگل طهماسبی، محمدرضا رهبری، ایرج نوذری و مهران رجبی در ایام ماه مبارک رمضان روی آنتن شبکه سه سیما میرفت، به لحاظ قصه، بیگمان یکی از بهترین مجموعههای نمایشی در سالهای اخیر بود. قصه این سریال زندگی مرد میانسالی به نام احسان را روایت میکرد که پس از درگذشت همسرش، با تماسی عجیب از دختری دانشجوی پزشکی به نام عطیههاتفی روبهرو میشود. عطیه مدعی است در زمانی دیگر زندگی میکند و از مرگ قریبالوقوع احسان خبر دارد.قصه منسجم، غیرخطی و پیچیده سریال «ساهره» یک اثر نمایشی ویژه را در معرض دید و قضاوت مخاطب قرار داده بود که میتوانست او را پس از اذان مغرب و اوقات افطار، پای تلویزیون بنشاند، آنهم به شکل پیگیرانه و مستمرگونه.
سویه معمایی و رازآلود قصه «ساهره» برگ برنده این سریال بود در برقراری ارتباط با مخاطب و تحریک و ترغیبش برای همراهی. مرضیه خدیوی در مقام نویسنده فیلمنامه سریال کوشیده و البته توانسته بود جزئیات قصه را در رفت و آمدهای متعدد به گذشته و حال به خوبی با هم جفت و جور کند و خروجی هدفمند و منسجمی را ارائه دهد. فاصله زمانی یکماهه میان زیست احسان و عطیه و اطلاع پزشک جوان از آینده و مرگ مقاطعهکار و بساز و بفروش غافل و مغرور، قصهای جذاب را در قالب نمایشی در پیش روی بینندگان تلویزیونی قرار داده بود. قصهای که در جایگاه برگ برنده و نقطه قوت، توانسته بود برخی از کاستیها و نارساییهای موجود در سایر بخشهای سریال را (هرچند که جدی و گلدرشت نبودند) جبران کند.
سریال «ساهره» ترکیبی از بازیگران مجرب و جوان اما توانا را در خود جمع کرده بود که بیش و کم همه آنها به شکل مقبولی از پس نقشهایشان برآمده بودند. حمیدرضا لوافی نیز به عنوان کارگردان توانسته بود تا حدود زیادی در طراحی میزانسنها و هدایت بازیگران موفق باشد و سکانسهای احساسی را خاصه در مورد عطیه به خوبی از آب و گل دربیاورد و در مجموع، اثری استاندارد را به مخاطب عرضه نماید.
برگ برنده و نقطه تمایز سریال «ساهره» اما قصه جذاب و برخوردارش بود که به لحاظ پیچیدگی و چندلایگی و سویه معمایی و رازآلودش یکی از بهترینهای نه فقط این سالها که چند دهه اخیر تلویزیون بهشمار میرفت، گیرم که ایده اولیه و اصلیاش حاصل تخیل و قوه خلاقه نویسنده نبود و با نگاهی به داستان یک سریال کرهای طراحی و نگارش شده بود.
روایت قصه در زیستبوم شیراز و بهرهگیری از لوکیشنهای این شهر تاریخی و مذهبی نیز میتوانست یکی دیگر از نقاط قوت و عوامل جذابیت سریال باشد که مگر در موارد معدودی (مانند حرم شاهچراغ) از این ظرفیت و فرصت آنچنان که باید و شاید بهره گرفته نشده بود. شاید طراحی بخشی از قصه در لوکیشنهای تاریخی شهر شیراز میتوانست سکانسها را چشمنوازتر کند و به غنای بصری کار بیفزاید. در هر صورت، در زمانهای که قصه به پاشنه آشیل بسیاری از مجموعههای نمایشی تبدیل شده است، سریال «ساهره» نه تنها از این موضع احساس ضعف نمیکرد که حتی توانسته بود این مقوله مهم را به نقطه قوت اصلی خود بدل سازد.
بیتردید، سریال «ساهره» از آندست آثار نمایشی تلویزیون است که در بازپخشها قدر و منزلت بیشتر خواهد دید و طیف وسیعتری از مخاطبان را به خود جذب خواهد کرد. تقارن ماه مبارک رمضان با حمله دشمنان به کشور و متأثر شدن جامعه از وقایع مربوط به آن، باعث میشود که سریال حمیدرضا لوافی آنچنان که شایسته و بایسته است دیده نشود. به طور قطع، سریال «ساهره» در بازپخشهای بعدی با اقبال بیشتر بینندگان تلویزیون مواجه خواهد شد.