سالروز ۸۶ سالگی رادیو، بهانهای شد برای جاری شدن حس قدردانی؛ جایی که سادگی یک شاخه گل و گرمای یک فنجان چای دلها را به هم نزدیکتر کرد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، امروز، رادیو فقط یک رسانه نبود؛ یک حس بود، یک خاطره زنده که در راهروهای معاونت صدا جریان داشت. از همان لحظهای که شاخههای گل رز میان دستان همکاران جای گرفت، فضا رنگ دیگری به خود گرفت؛ رنگی از توجه، دیدن و قدر دانستن.
عطر گلها با بخار آرام چای در هم آمیخته بود و شیرینی لحظهها، فراتر از طعم شیرینیها، در دلها نشست. خندهها بیتکلف بودند و نگاهها پر از صمیمیتی که شاید در هیاهوی روزمره کمتر مجال بروز پیدا میکند. این یک قرار ساده و صمیمی میان دلهایی بود که سالها با صدا زندگی کردهاند.
دلهایی که میدانند پشت هر برنامه، هر کلمه و هر موج، چه عشق و تلاشی نهفته است. در میان این حالوهوای گرم، خوشامدگویی ابوذر ابراهیم، مدیر روابط عمومی معاونت صدا و همراهی همکاران روابط عمومی و پشتیبانی معاونت صدا به این جمع حس یک خانواده را بخشیده بود؛ خانوادهای که با یک شاخه گل و یک فنجان چای، به یاد آورد چقدر به هم نزدیک است. در گوشهوکنار این جمع صمیمی، گفتوگوهایی شکل میگرفت که هرکدام روایتگر سالها تجربه، خاطره و تلاش بود.
از روزهای سخت پخش زنده تا لحظات شیرین موفقیت، همه در میان لبخندها و نگاههای مهربان مرور میشدند. گویی هر شاخه گل، یادآور مسیری بود که با هم طی شده و هر فنجان چای، فرصتی برای مکث و قدردانی از این همراهیها. برخی آرام ایستاده بودند و صحنه را تماشا میکردند؛ برخی دیگر با شور بیشتری در میان جمع میچرخیدند و شادی را تقسیم میکردند. اما در یک چیز همه مشترک بودند، احساسی عمیق از تعلق. احساسی که نشان میداد رادیو فقط یک محل کار نیست، بلکه بخشی از زندگی است.