تجاوز وحشیانه تروریستهای امریکایی و اسرائیلی و متحدان ذلیل منطقهای آنها به کشور عزیزمان ایران، آزمونی سخت و درعینحال، غرورآفرین را برای همه ایرانیان رقم زده است. امروز افکارعمومی دنیا از شجاعت، مقاومت و بزرگی مردم ایران سخن میگویند و این روحیه ملی و استقلالخواهی ایرانیان را تحسین میکنند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، رسانهها و خبرنگاران بینالمللی در چنین فضایی، وظایفی مهم و حیاتی دارند. شناخت دقیق میدان نبرد، همراه با تحلیلهای فنی، سیاسی، نظامی و امنیتی، برای خبرنگارانی که میخواهند در عرصه نظامی و جنگی فعالیت داشته باشند، ملزومات و عناصر ضروری هستند. این درک عمیق از شرایط، به آنان امکان میدهد تا بهدرستی واقعیتها را منعکس کنند و در عرصه آگاهیبخشی به جامعه مؤثر باشند.
در همین زمینه و برای درک بهتر وضعیت خبرنگاری بینالمللی در بحران، بهسراغ سمانه کچویی، خبرنگار، مترجم، گوینده و تهیهکننده شبکه بینالمللی هیسپان تیوی رفتهایم. کچویی از سال 1385 فعالیتش را در سازمان از معاونت برونمرزی آغاز کرده و از آن زمان در تلاش بوده تا حقیقت را به بهترین شکل ممکن به مخاطبان منتقل کند. او نهتنها در زمینههای داخلی، بلکه در مأموریتهای برونمرزی نیز تجربیات زیادی را کسب کرده است.
فعالیتهای رسانهای و تلاش برای انعکاس حقیقت
کچویی ابتدا درخصوص سوابق کاری و حرفه ای خود گفت: فعالیت حرفهای خودم را از سال 1385 با همکاری با خبرگزاری شبستان آغاز کردم. از سال 1386 در رادیو اسپانیایی برونمرزی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران بهعنوان خبرنگار، مترجم و گوینده همکاری داشتم و همزمان از سال 1389 با راهاندازی شبکه هیسپن تیوی بهعنوان خبرنگار مشغول به کار شدم. در این مدت، علاوهبر اخبار داخل ایران، در سفرهای دورهای مقامات در دولتهای مختلف درخصوص روابط ایران با کشورهای امریکای لاتین، آفریقا و اروپا گزارشهای متعددی تهیه کردهام. همچنین بهعنوان تهیهکننده، نویسنده، مجری و مترجم برخی برنامههای تولیدی و مستند نیز با شبکه همکاری داشتهام. در مقطعی نیز بهعنوان مترجم، سردبیر و گوینده رادیو پرتغالی فعالیت کردهام.
تحصیلات من در مقطع دکتری در رشته مدیریت رسانه از دانشگاه تهران است و بهدلیل اینکه در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل زبان اسپانیایی هستم، از همان ابتدای ورود به دنیا رسانه، در فضای اسپانیاییزبان کار کردهام. از افتخارات حرفهایام نیز میتوانم به کسب جوایزی در جشنوارههایی مانند جشنواره نانو و رسانه و همچنین کسب عنوان خبرنگار برتر برونمرزی اشاره کنم. همچنین بهعنوان استاد مدعو در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران در رشته مطالعات امریکای لاتین و در دانشگاه آزاد اسلامی در رشته زبان اسپانیایی فعالیت و همکاری دارم.
اثرگذاری فرامرزی و دیپلماسی رسانهای
خبرنگار شبکه بینالمللی هیسپان تیوی با اشاره به تجارب متفاوت خبرنگاری و اجرا در یک رسانه بینالمللی افزود: صادقانه بگویم، کار در یک رسانه بینالمللی، هم سختیهایش جدی است، هم جذابیتهایش کم نیست.
اولین و مهمترین مشکل، تفاوتهای زبانی و فرهنگی است. برای نمونه، یک کلمه در اسپانیاییِ اسپانیا معنایی دارد و در مکزیک معنایی دیگر. باید همیشه مراقب از دست ندادن تعادل و دقت بود. مشکل دیگر، نبود بازخورد فوری از مخاطب است. گاهی نمیدانی حرفت شنیده شده یا نه، تأثیر داشته یا نه. در کنار این، فشار هماهنگی با گروههای بینالمللی در زمانهای مختلف و مسئولیت سنگین «تصویرسازی از کشورت» هم هست؛ چراکه اشتباه تو فقط اشتباه شخصی تو نیست و میتواند به برداشت یک ملت از تو و کشورت آسیب بزند.
اما جذابیتها: اولین جذابیت، پل بودن میان دو فرهنگ است. وقتی خبری را به اسپانیایی تولید میکنم، فقط ترجمه نمیکنم؛ درواقع روایتی را از ایران به جهان اسپانیاییزبان منتقل میکنم. جذابیت دوم، رشد مداوم و سریع است. در محیط بینالمللی، هر روز با موضوع جدید، اصطلاحات تخصصی تازه و نگاههای متفاوت روبهرو میشویم. پس مجبوریم همیشه از خودمان جلوتر باشیم. جذابیت سوم، اثرگذاری فرامرزی است. سخن یک خبرنگار ممکن است در قاره دیگر دیده شود و تصویر یک کشور را در اذهان مخاطبان اصلاح کند. این برای من، یعنی دیپلماسی رسانهای.
تجربیاتی که خاطرهانگیز شدند
مجری شبکه اسپانیایی زبان معاونت برونمرزی، درباره خاطرهانگیزترین مأموریت خود نیز گفت: شاید بشود گفت: اولینها همیشه خاطرهانگیزترین هستند. اولین مأموریتم به کشورهای منطقه امریکای لاتین، ونزوئلا و اکوادور در سال 1390، زمانی بود که شبکه ما تازه بهصورت رسمیشروع به کار کرده بود. در این سفر، ضمن صحبت با رؤسای جمهور این دو کشور، هوگو چاوز و رافائل کوررآ، از استقبال این دو شخصیت از راهاندازی یک شبکه اسپانیاییزبان در ایران شگفتزده شدم، واکنشهای مردم و خبرنگاران در برخورد با ما نیز برایم جالب بود. سالها بعد، همراه شهید امیرعبداللهیان در سفر دورهای ایشان به امریکای لاتین، به ونزوئلا رفتیم. در این سفر نیز، واکنش مردم وقتی میفهمیدند از ایران آمدهایم، بسیار جالب و اثرگذار بود.
حضور میدانی در قلب جنگ
کچویی با اشاره به سختیهای کار اجرا و خبرنگاری در موقعیت جنگی نیز یادآور شد: ما در یک سال، شاهد دو جنگ بودیم که اولی در خرداد ۱۴۰۴ اتفاق افتاد و فضای بسیار ناشناختهای برایمان پیش آمد. آن دوره پر از اتفاقات و تجربیات بسیار مهم بود. ما همزمان سه کار میکردیم: خبر کار میکردیم، با جبهه رسانهای دشمن مبارزه میکردیم و درعینحال، تجربیات تازه به دست میآوردیم. درباره جنگ رمضان هم، باتوجهبه تحلیلها و بررسیها، میدانستیم جنگ دیگری خواهیم داشت. شروعش برای ما خیلی شوکهکننده نبود؛ اما روز دوم جنگ، با واقعه تلخ شهادت رهبرمان مواجه شدیم. در آن روزها، شاید ترس بسیاری در جامعه ما این بود که اگر رهبر نباشد، چه اتفاقی میافتد؛ اما بعداز اعلام این خبر، مردم به خیابانها آمدند، هم برای عزاداری، هم برای دفاع از نظام. ما همزمان با پوشش جنگ، شروع کردیم به انتشار فعالیتهای مردمی و آن جبهه داخلی که علیه دشمنان تشکیل شده بود. واکنشهای مردمی را در سطح جهان منتشر کردیم. درواقع، برای خبرنگاران حوزه بینالملل کار پیچیدهتر بود، چون همزمان باید هم اخبار جنگی را پوشش میدادیم، هم جریانی را که در دل مردم ایران ایجاد شده بود، به دنیا نشان میدادیم. این یکی از تجربیاتی است که به نظر من خیلی خوب بود.
خبرنگار و تهیهکننده هیسپان تی وی درخصوص رسالت خبری خود در جنگ رمضان افزود: من در این جنگ، احساس کردم که باید خودم در دل جنگ باشم. اتفاقات را با گوشت و خون خود حس کنم و دقیقاً همان را منتقل کنم؛ هم به مردم جهان، هم به مردم خودم که بیرون از این داستان و خارج از کشور بودند. به همین خاطر، وقتی مدتی از جنگ گذشت و ما حوادث داخل تهران را پوشش میدادیم - از بمبارانها گرفته تا تشییع شهدا و فرماندهان و تجمعات مردمی - من به این نتیجه رسیدم که باید به دل جنگ بروم.
پیام به مردم ایران
خبرنگار شبکه بینالمللی هیسپان تیوی در پایان و خطاب به مردم ایران افزود: پیام من برای مردم ایران این است که شما قویترین هستید. من در بوشهر و دیلم و خلیجفارس مردمی را دیدم که با کمترین ابزار، بیشترین ایستادگی را نشان دادند. من بهعنوان یک خبرنگار بینالمللی، سعی کردم این صدا را بدون تغییر و بدون تحریف، به گوش جهانیان برسانم. شما تنها نیستید.
سفر به جنوب و روایت اقتدار ایران
کچویی با اشاره به مأموریتهای خبری در شهرهای مختلف ایران، بیان کرد: ما به جنوب کشور رفتیم. همان جایی که دقیقاً مرز بین ایران و کشورهای متخاصم بود. همان جایی که از پایگاههای آنطرف به ما حمله میکردند. در جزیره خارک، آبهای خلیجفارس و تنگه هرمز حاضر شدیم و حملات به عسلویه را از نزدیک دیدیم. زمانی که به خلیجفارس رفتم، هنوز جنگ ادامه داشت و تازه داستان تنگه هرمز داغ شده بود. ایران تنگه را بسته بود و کشتیهای زیادی هم از بندرعباس دیده میشدند، طوریکه محلیها هم میگفتند تا حالا این تعداد کشتی را در اینجا ندیده بودند.
سپس با خانواده شهید نادر مهدوی در شهرستان دشتی گفتوگو کردیم، به تنگستان و خانه رئیسعلی دلواری و محل مبارزاتشان با انگلیسیها رفتیم. پوشش خبری جنایت میناب و درد خانوادههای شهدا هم که داستان خودش را دارد.
با مردمیکه تاریخساز شدند
مجری شبکه اسپانیاییزبان معاونت برونمرزی درباره حضور در تجمعات مردمی نیز گفت: در بوشهر، قبلاز آتشبس، یک عده نگران بودند و البته حق هم داشتند که بترسند. نیروگاه اتمی در بوشهر بود. دشمن، کاملاً غیرقابلپیشبینی و غیرانسانی رفتار میکرد. به مدرسه میناب هم که در روز اول جنگ حمله کرده بود؛ پس همه انتظار هر چیزی را داشتند، اما وارد بخشهای مختلف شهر که میشدی، همه در میدان اصلی شهر دور هم جمع شده بودند. انگار نگران چیزی نبودند. فکر میکردند وقتی همه باهم هستند، اتفاقی نمیافتد و اگر هم بیفتد، وقتی همه باهم هستند، آن ترس از دلشان میرود. آنجا انسان دست خدا را کاملاً حس میکرد. جایی که من عمیقاً حس کردم مردم واقعاً باهم هستند، همانجا بود. حس کردم یک دستی، یک ارادهای، یک نیروهای الهی دارد این کشور و این مردم را اینطور حفظ میکند و کمک میکند که جمع شوند.