سمیرا اردستانی در یادداشتی در خصوص سریال «در و تخته» نوشت: سریال در و تخته چهارمین اثر خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ در جنگ رمضان است. شروع سریال با سالروز ازدواج امیرالمؤمنین و همسر وفادارشان، زهرای نازنین، رقم میخورد. با موضوعی که، به قول کاراکترهای خود سریال، نخنما شده و مال توی فیلمهاست!!!
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه یادداشت آمده است: اما این بار نویسنده این تلهسریال کوتاه تمام تلاشش را میکند در ۱۱ قسمت از این سوژه نخنما برسد به موضوعی جدید، هم سرگرمکننده باشد، هم معناگرا بشود! ماجرا از ۱۷ سال پیش شروع میشود؛ جابهجایی دو نوزاد در بیمارستان که زلزله سبب شد پرستار مرتکب همچین اشتباه سهویای شود. حالا داستان چطور پیش برود که متفاوت بشود؟ دختر خانواده، چون شیر مادری که بزرگش کرده نخورده، به پدری که بزرگش کرده نامحرم میشود. پدرهای این دو نوجوان چقدر شیریناند. علی صالحی در نقش محمود، مدرس شیمی است و شاگردانش به او شیر برنج میگویند؛ چرا؟ چون نه اهل تنبه است، نه اهل غیبت. معلمیست ساده و بسیار نجیب. محمودی که از یک سوسک حمام میترسد، در جمع زنانه خانوادهاش، همیشه حسرت داشتن پسر داشته… محمود انزوای اجتماعی گرفته و با وجود اینکه جایی نمیرود، اما بسیار حرف مردم برایش مهم است. دختری را که بزرگ کرده، چنان مادر خانواده میبیند؛ چراکه هم درس میخواند، هم رفتارش با کوچکترهای خانواده مهربانانه است، هم به جهت کسالت مادر، آشپزی هم میکند. از آن طرف، نادر فلاح در نقش صادق، تعمیرکاری است که بسیار ریز جذابیتهای طنزش را به رخ میکشد؛ چه در بستر خانواده، چه در محیط کار و حتی زمان آزمایش دادن… بیاعتنا به قضاوت مردم، با خواهر همسرش که در سطح دکترا تحصیل میکند ازدواج کرده و سه پسر دارد و همیشه غصه نداشتن دختر را داشته… هر دو پدر بسیار مقید به مسائل مذهبی، نماز اول وقتاند…
خط اصلی سریال زیرکانه موضوعات مذهبی را بسیار لطیف نشان میدهد. طنز اینجا آنقدر ظریف نمایش داده میشود که وقتی پای مسائل غریزی وسط کشیده میشود، تابو دیگر نیست، بلکه صرفاً به دنبال داروی آن، خط اصلی داستان روایت میشود، تا مخاطب از هر تیپ و سنی و سلیقهای که هست باور کند و کانال را عوض نکند.
خوشبختانه محسن امانی نگاهش به این روایت قصه را بلد است. صادق، پدر خانواده، که با لیلی دخترانه صبح، طلوعنشده، با نان تازه به خانه میآید، به پسر نوجوانش که قبل از نماز صبح میخواهد استحمام کند میفهماند که او را میفهمد. این نگاه در تلویزیون در قالب فیلم بسیار ستودنیست.
خانواده نباید نوجوان خود را سرکوب کند. بیانات رهبر شهید انقلاب در سالهای اخیر در تأکید ایشان بر چالشهای نوجوانان در مواجهه با نیازهای غریزی سبب شده تا صاحبان هنر سینما به چنین موضوعاتی جدیتر نگاه کنند. این نگاه ایجابی میتواند فرهنگسازی شده و راهحلهای درست را پیش روی خانوادههای که نوجوان و جوان در این ردههای سنی دارند قرار دهد.
پدرهای این سریال از زمانی که متوجه جابهجایی نوزادانشان میشوند، یکی به دلیل کسالت همسرش و دیگری ترس از بههم خوردن نظم زندگی، ماجرا را پیش خودشان نگه میدارند… بهعوض این راز، با هم رفیق میشوند و قرارمدارهایی میگذارند…
واقعاً راهحل چیست؟ روحانی مسجد میگوید: محرمیت موقت! پدر واقعی دختر نمیپذیرد. البته این خود بسیار شگفتانگیز است که پدر، صیغه موقت را مطلوب دخترش نمیداند.
در ادامه این طرز تفکر، منتقدانی هم هستند که ازدواج نوجوانان زیر سن قانونی را مناسب بستر امروزی جامعه نمیدانند. درست است که مسائل معیشتی، مالی، حس مسئولیتپذیری بسیار مهمتر از کنترل غرایز است. اما ازدواج در سن پایین هم مشکلاتی دارد که باید به همه آنها موشکافانه بررسی شود.
باید برای نگارش این سریال به نویسنده تبریک گفت: ریش و قیچی اگر دست مردان باشد بهتر کار پیش میرود. کاش در جامعه امروزی ما، ما زنان اینقدر احساسات را غالب نمیکردیم.
درست است که این روزها ازدواج سخت شده و همه آنهایی که سالهاست در صف ازدواجاند هزار دلیل میآورند که نمیشود… درست است که ازدواج پرخرج شده و جداییها پرخرجتر!!!
اما این را بهخاطر داشته باشیم خیلیها در سن پایین ازدواج کردند و خوشبخت شدند و خیلیها هم شکست خوردند.
مسئولیت شکست و پیروزی ما آدمها انتخابهای پیش رویمان است، نه راه رفته و نرفته…
ازدواج باید جور باشد، در و تخته به هم بخورد. از قدیم گفتهاند کبوتر با کبوتر، باز با باز.