آرزو جعفرپور، از مجریان باسابقه رادیو جوان، از تجربهای متفاوت در سالهای فعالیت رسانهای خود سخن میگوید؛ روزهایی که فضای کشور تحت تأثیر شرایط جنگی و نگرانیهای عمومی قرار داشت و صدای رادیو برای بسیاری از مردم به منبعی برای آرامش و امید تبدیل شده بود.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، او از اضطرابهایی میگوید که پیش از آغاز برنامهها وجود داشت، اما پشت میکروفن جای خود را به حس مسئولیت و آرامش میداد. به گفته جعفرپور، در آن روزها رادیو تنها یک رسانه نبود، بلکه تکیهگاهی برای همدلی با مردم، تقویت روحیه جمعی و کاستن از نگرانیها محسوب میشد. در این گفتوگو، او از تجربه اجرای برنامه در فضای بحران، تلاش برای حفظ امید در میان مخاطبان و نقشی که رادیو در همراهی با مردم در روزهای دشوار ایفا کرد، روایت میکند
در چند دهه فعالیت حرفهای، تجربه شما از اجرای برنامه در موقعیت جنگی چه بود؟
در طول ۳۰ سال کار، هیچگاه تجربه جنگ را به این شکل مستقیم نداشتیم. صادقانه بگویم، شخصاً میترسیدم و در ابتدا مسلط شدن بر این ترس دشوار بود؛ اما نکته عجیب اینجاست که بهمحض نشستن پشت میکروفن، گویی نترس میشدم. خانوادهام تعجب میکردند که چطور با وجود نگرانیهای شخصی، فردای روزهای پُر از اضطراب، برای برنامه آماده میشوم. حقیقت این است که پشت میکروفن، هم نگران کشور و هموطنانت هستی و هم باید با حفظ آرامش، برنامه را پیش ببری؛ این یک وضعیت روانی خاص است.
رسالت رادیو جوان در آن روزها چه بود؟
نخستین اولویت ما «امیدبخشی» و «تقویت غرور ملی» بود؛ اینکه به مردم یادآوری کنیم اهالی کشوری قدرتمندیم و از پسِ دشمن برمیآییم. در کنار آن، تلاش میکردیم مرهمیبر زخم کسانی باشیم که عزیزانشان را از دست داده بودند. ما از حضور مدافعان جانبرکف، بهویژه عزیزان نیروی انتظامیکه علیرغم هدف قرار گرفتن مقرهایشان، همچنان پای کار بودند، سخن میگفتیم تا دلگرمیبخش مردم باشیم.
باتوجهبه همزمانی با روزهای پایانی سال، فضای برنامهها چطور مدیریت میشد؟
بسیار تلاش کردیم فضای بینابینی را حفظ کنیم. درحالیکه به مسائل روز و حملات دشمن با حضور کارشناسان میپرداختیم، از رویکرد اجتماعی و خانوادگی شبکه فاصله نگرفتیم. همزمان با ایام عید، بسیاری از هموطنان ما در حالت اضطرار بودند و ما سعی میکردیم با تحلیلهای دقیق و آرامبخش، از دامنه نگرانیهایی که دشمن سعی در گسترش آن داشت، بکاهیم.
پساز جنگ، حالوهوای برنامهها تغییر کرد؟
بعداز جنگ، موضوع افزایش بیرویه قیمتها و گرانیها همچنان سایهای از نگرانی درباره جنگ، باعث شد رویکرد ما بیشتر بهسمت همدلی با مردم پیش برود؛ یعنی همان مأموریتی که در زمان جنگ داشتیم، این بار در قالبی تازه ادامه پیدا کرد.
مثلاً درباره گرانیها، گاهی از تجربههای شخصی خودمان میگفتیم؛ از خریدهایی که داشتیم، از فشار مالیای که حس میشد و از اینکه واقعاً بعضی چیزها خیلی گران شدهاند. مثلاً میگفتیم فلان ماده غذایی را نمیتوانیم تهیه کنیم؛ چون واقعاً گران است. این صراحت و همدلی کمک میکرد فضای مشترکی بین ما و مخاطب شکل بگیرد.
سخن پایانیتان با جوانان چیست؟
پیام من به جوانان این است که ریشههایمان را فراموش نکنیم. ما در رادیو میکوشیم با انرژی و دلی حرف زدن ثابت کنیم که در کنار مردمیم. با وجود همه مشکلات، شادی و امید را نباید گم کرد؛ چراکه با ایستادگی و همبستگی، از این دوران نیز سربلند عبور خواهیم کرد.