فاطمه عظیمیفرد، عضو شورای تخصصی پاسداشت زبان فارسی، در یادداشتی درباره برنامهریزی زبانی در رسانه ملی نوشت: برنامهریزی زبان در سالهای اخیر به یکی از عرصههای مهم مطالعات زبانی تبدیل شده است. برنامهریزی زبان را میتوان فعالیتی سازمانیافته و روشمند دانست که برای حل مسائل زبانی جامعه، ازطریق ایجاد تغییرات آگاهانه در ساخت یا کاربرد زبان به انجام میرسد. وجود «تنوع زبانی» ازجمله واقعیتهای زندگی بشر و مزیتی فرهنگی است.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه یادداشت آمده است: ایران بهعنوان جامعهای با تنوع قومی چشمگیر و بهتبع آن، تنوع زبانی زیاد، نیازمند تدوین سیاستها و برنامههایی در ابعاد اجتماعی و فرهنگی متناسب با این تنوع است.
اهمیت نخست برنامهریزی زبانی در رسانه ملی، به «حفظ و تقویت زبان معیار» بازمیگردد. زبان معیار، سرمایه مشترک ارتباطی جامعه است؛ ابزاری که امکان فهم متقابل، تولید دانش، قانونگذاری و آموزش رسمی را فراهم میکند. رسانه ملی عملاً بزرگترین کلاس درس غیررسمی زبان معیار به شمار میآید. برنامهریزی زبانی میتواند با تدوین آییننامههای روشن برای زبان خبر، زیرنویسها و زبانگردانیها، از این سرمایه مشترک محافظت کند و آن را ارتقا دهد.
وجه دوم اهمیت برنامهریزی زبانی، به «مدیریت نظاممند تنوع زبانی» مرتبط است. در کشوری چندزبانه، نادیده گرفتن گویشها و زبانهای محلی در رسانه ملی، میتواند به تقویت احساس محرومیت زبانی و تضعیف همبستگی اجتماعی بینجامد. در مقابل، سیاستگذاری آگاهانه و هدفمند برای حضور متوازن این تنوع در قالب برنامههای محلی، نمایشی و مستند، نهتنها پیام عدالت ارتباطی را منتقل میکند، بلکه به صیانت از میراث زبانی و فرهنگی ملی نیز کمک میکند. بعد مهم دیگر، «کارکرد تربیتی و الگوسازی» رسانه ملی است. نوجوانی که ساعتها پای مجموعهها، برنامههای سرگرمی و محتوای تولیدشده در رسانه ملی مینشیند، صرفاً داستان نمیبیند؛ الگوی سخن گفتن، شوخی کردن، اعتراض کردن و حتی توهین کردن را نیز میآموزد. نبود برنامهریزی زبانی میتواند به عادی شدن زبان خشونت، تحقیر، بیادبی کلامی و نیز رواج واژگان مبتذل در سطح جامعه منجر شود. درمقابل، سیاست زبانی سنجیده، میکوشد میان حفظ جذابیت و پویایی زبان رسانهای ازیکسو و رعایت ادب گفتار و اصول اخلاقی ازسویدیگر، تعادل برقرار کند.
در عصر جهانی شدن و سیطره رسانههای فراملی، برنامهریزی زبانی در رسانه ملی همچنین، جنبهای «حفاظتی» در برابر سیل واژگان و ساختارهای بیگانه دارد. منظور از این حفاظت، انکار ارتباطات جهانی یا نفی وامواژهها نیست، بلکه مدیریت آگاهانه آنهاست. اگر رسانه ملی بدون برنامه زبانی عمل کند، زبان رسمیکشور ممکن است در مدتی نهچندان طولانی، زیر فشار ترکیبی از اصطلاحات عامیانه و واژگان خارجی، بخشی از شفافیت خود را از دست بدهد.
درنهایت، اهمیت برنامهریزی زبانی در رسانه ملی ازآنرو است که زبان، فقط ابزار ارتباط نیست، بلکه حامل هویت، حافظۀ تاریخی و ارزشهای مشترک یک ملت است. رسانه ملی، بهعنوان نهادی عمومی و متعلق به تمام شهروندان، بیش از هر نهاد دیگری نیازمند نقشه راه زبانی شفاف، منعطف و مبتنیبر منافع بلندمدت کشور است؛ نقشهای که بدون آن، هر برنامهای ساز خود را خواهد زد و درنهایت، هزینه این بینظمی را زبان و فرهنگ ملی میپردازد.