راضیه زند، پژوهشگر دین و رسانه، ادارهکل پژوهشهای اسلامی رسانه، در یادداشتی در خصوص زنان عاشورایی نوشت: بعضی حوادث در تقویم نمیمانند؛ در وجدان بشر ریشه میدوانند. برخی واقعهها با گذر زمان کوچک نمیشوند، بلکه هر نسل، در آینه آنها معنای تازهای از حقیقت، ایستادگی و انسانیت مییابد. کربلا از همین جنس است. راز ماندگاری عاشورا را باید در پیوند شگفت خون و پیام جستوجو کرد؛ نهضتی که با زنده ماندن روایت، امتداد یافت.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ادامه یادداشت آمده است: کربلا، صحنه رویارویی سپاه حق و باطل بود. اما نبرد بزرگتر، پس از خاموشی شمشیرها آغاز شد؛ نبردی بر سر اینکه حقیقت در حافظه تاریخ باقی بماند یا در غبار تحریف دفن شود. در آن هنگامه، بانویی برخاست که عظمت رسالتش کمتر از عظمت مصیبتی نبود که بر جانش نشسته بود. حضرت زینب کبری(س)، وارث داغهای بیشمار، حامل امانت پاسداری از حقیقتی شد که با خون شهیدان عاشورا پیوند خورده بود. آنگاهکه میدان از حضور یاران حق خالی شد، کلام زینبی برخاست؛ کلامیکه پرده از حقیقت برداشت و اجازه نداد عاشورا در غبار تحریف گرفتار بماند. عقیله بنیهاشم به تاریخ آموخت که گاهی بزرگترین رسالت، پس از پایان نبرد آغاز میشود؛ پاسداری از حقیقتی که برای آن خون داده شده است. اگر امروز نام عاشورا همچنان در قلب انسانها زنده است، به برکت همان روایت روشنی است که از دل مصیبت برخاست و پیام شهادت را به بلندای تاریخ رساند.
در بیان قرآن، شهادت پایان حضور انسان نیست: «وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتاً»(آل عمران:169). «هرگز کسانى را که در راه خدا کشته شدهاند، مرده مپندار، بلکه زندهاند که نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند»، شهیدان زندهاند؛ حیاتشان در تداوم راه و روایتی که از فداکاریشان باقی میماند، جاری است. و چه کسانی مانند زنان مؤمن و مقاوم، بار سنگین حفظ این روایت را بر دوش کشیدند؟
قرنها پس از عاشورا، در روزهای دفاع مقدس، زنان ایرانی در امتداد همان راه زینبی ایستادند؛ زنانی که در پشت جبهه، جبههای از صبر و استواری برپا کردند. آنها از دل میدان جنگ تحمیلی تا قله شهادت، راهی را پیمودند که در آن، ایمان تعیینکننده بود.
زن عاشورایی، روایت ایستادن در بلندترین قلههای رسالت است. این ایستادگی، ریشه در حقیقتی دارد که قرآن از نشانههای بندگان مؤمن میداند: «إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا»(فصلت:30) «در حقیقت، کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداست»؛ سپس ایستادگى کردند»، ویژگی بارز این زنان در آن است که پس از داغ، پرچم حقیقت را بر زمین نگذاشتند؛ رنج را به پیام و فقدان را به حماسه تبدیل کردند. آنان ادامه همان رسالتیاند که زینب کبری آغاز کرد؛ پاسداری از حقیقت در بلندای قله شهادت.
در روزگاری که تصویر زن ایرانی در میدان روایتهای رسانههای معاند محل مناقشه است، بازنمایی محرم در قاب رسانه ملی، فرصتی است برای بازخوانی این میراث. همانگونه که زینب نگذاشت پیام عاشورا گم شود، قاب رسانه نیز باید جایی باشد برای دیده شدن زنانی که تاریخ را با ایمان خود ساختند؛ زنانی که پشتصحنه نبودند، بلکه متن و صاحب معنای مقاومت بودند.
ازاینروست که رسانه ملی باید به سراغ صداهایی برود که سالها در سکوت ماندهاند؛ مادران و همسرانی که با یک قاب عکس، جهانی از ایمان را حفظ کردند و پس از شهادت عزیزانشان، راوی راهی شدند که هنوز ادامه دارد. آنها از دل میدان جنگ تحمیلی، جنگ رمضان، جنگ 12روزه و عملیات وعده صادق گذشتند و در قله شهادت، با روایت خود، تاریخ را فتح کردند. زنانی که در دل سختیها، با لبخند، بچهها را آرام کردند؛ در بحران تدارکات، آشپزخانههای محلی را به سنگر تبدیل کردند و در فضای مجازی، روایت دروغ دشمن را خنثی ساختند. آنها ستونهای پشت جبهه بودند؛ همانگونه که زنان کربلا، کاروان را در دل تشنگی سرپا نگه داشتند.
محرم، یادآور این حقیقت است که همه پیروزیها در فتح میدان نیست؛ گاهی پیروزی بزرگ، آن لحظهای است که حقیقت از میان غبار عبور میکند و روایت ایثار به دست نسلهای بعد میرسد. زنان عاشورایی، از کربلا تا دفاع مقدس، از جنگ رمضان تا وعده صادق، حاملان همین حقیقتاند؛ زنانی که از میان آتش گذشتند، اما نگذاشتند چراغ روایت خاموش شود. آنها از دل میدان بلا به قله شهادت رسیدند؛ قلهای که در آن، صبر، ایمان و روایت تعیینکننده است. و این، همان تصویری است که قاب رسانه میتواند به تاریخ بسپارد؛ تصویری از زنانی که اسلام را از دل آتش، به دست نسلهای بعد رساندند.