فریده دریامج، بازیگر سریال سرخدار، معتقد است این مجموعه تنها یک روایت داستانی نیست، بلکه تلاشی برای یادآوری مسئولیت انسان در قبال طبیعت است. او تأکید میکند که فرهنگ حفاظت از محیطزیست باید از خانواده آغاز شود و آثار نمایشی نیز میتوانند در تغییر نگاه جامعه نسبت به طبیعت نقش مؤثری داشته باشند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، گاهی یک سریال، تنها روایت یک قصه نیست؛ بلکه تلاشی است برای یادآوری مسئولیتی که در هیاهوی زندگی روزمره فراموش شده است. سرخدار از همین دست آثار است؛ مجموعهای که با تکیه بر جنگلهای هیرکانی و دغدغههای محیطزیستی، تلاش میکند مخاطب را به تأمل درباره نسبت انسان و طبیعت وادارد. فریده دریامج، بازیگر باسابقه سینما، تلویزیون و تئاتر که در این مجموعه نقش مادر شخصیت اصلی را برعهده دارد، معتقد است اگر فرهنگ احترام به طبیعت از خانواده آغاز شود، میتوان آیندهای متفاوت برای محیطزیست رقم زد.
از گویش گیلکی تا لهجه مازندرانی
فریده دریامج دریامج در سریال «سرخدار» نقش مادر «مازیار» را بازی میکند؛ شخصیتی که عمار تفتی ایفاگر آن است. اگرچه او اصالتاً گیلانی است، اما برای جان بخشیدن به این شخصیت باید با لهجه مازندرانی مقابل دوربین میرفت؛ تجربهای که به گفته خودش، در آغاز کار ساده نبود.
دریامج در این باره عنوان کرد: صحبت کردن با لهجه مازندرانی در ابتدا برایم چالشبرانگیز بود، اما تمرینهای مستمر و همراهی گروه باعث شد این دشواری به مرور برطرف شود.
به گفته وی، سلمان خطی که خود از اهالی مازندران است، نقش مهمی در شکلگیری این لهجه داشت و نهتنها به او، بلکه به همه بازیگرانی که اهل این منطقه نبودند، کمک کرد تا لحن و گویش شخصیتها طبیعی و باورپذیر از آب دربیاید.
آنچه یک نقش را ماندگار میکند
دریامج با بیان اینکه انتخاب نقش بیش از هر چیز وابسته به کیفیت شخصیت و فیلمنامه است، گفت: پیش از هر تصمیمیباید بتوان با شخصیت ارتباط برقرار کرد تا احساس کنیم آن نقش حرفی برای گفتن دارد.
به باور وی، شخصیتی که قرار است مقابل دوربین جان بگیرد، باید برای مخاطب قابل لمس باشد؛ شخصیتی که مردم بتوانند با او همذاتپنداری کنند و احساساتش را بفهمند.
وی در کنار فیلمنامه، کارگردان را مهمترین عامل انتخاب یک اثر عنوان کرد و گفت: اعتماد به نگاه کارگردان، تجربه همکاریهای گذشته یا دیدن آثار موفق او، همیشه در تصمیمگیریاش نقش تعیینکننده داشته است. حضور بازیگران حرفهای و فضای سالم و صمیمیپشت صحنه نیز از دیگر عواملی است که برایش اهمیت دارد.
این بازیگر باسابقه در عین حال اعتقاد دارد تکرار نسبی برخی نقشها، موضوع مهمی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، کیفیت روایت و قدرت قصه است. به گفته وی، اگر داستان جذاب باشد، حتی نقشهایی با شباهتهای ظاهری نیز میتوانند تجربهای تازه برای بازیگر و مخاطب رقم بزنند.
صبوری برای رسیدن به نتیجه
به گفته دریامج، روند تولید سرخدار در مجموع بدون مشکل جدی پیش رفت و تنها وقفههایی که گاهی در فرآیند فیلمبرداری ایجاد شد، کار را برای گروه دشوار میکرد.
وی با اشاره به همین موضوع گفت: هر پروژهای ممکن است با چنین شرایطی روبهرو شود، اما شناختی که از کارگردان و گروه داشته، باعث شده با صبوری و آرامش در کنار عوامل بماند و همه تلاش خود را برای به ثمر رسیدن پروژه انجام دهد.
«سرخدار» و زخمیکه بر تن طبیعت نشسته است
بخش مهمی از صحبتهای دریامج به پیام اصلی سریال اختصاص دارد؛ پیامیکه به اعتقاد وی، بیش از هر زمان دیگری جامعه امروز به شنیدن آن نیاز دارد و معتقد است سالهاست جنگلها، رودخانهها، تالابها و دریاهای ایران قربانی بیتوجهی انسان شدهاند.
دریامج در این باره عنوان کرد: هر بار که مسافران را در شمال کشور میبیند، از حجم زبالههایی که در دل جنگلها و کنار جادهها رها میشود، دلش به درد میآید؛ صحنههایی که، زیبایی طبیعت را زیر انبوهی از بیمسئولیتی پنهان کرده است.
وی ادامه داد: درختها را میشکنند، آتش روشن میکنند و گاهی بدون خاموش کردن آن محل را ترک میکنند. بعد هم وقتی جنگلها میسوزند، همه ناراحت میشوند؛ در حالی که بسیاری از این اتفاقها نتیجه رفتار خود ماست.
این بازیگر با بیان اینکه طبیعت تنها مجموعهای از درخت و آب و خاک نیست؛ موجودی زنده است که باید با احترام با آن رفتار کرد، گفت: این همه نعمت، امانتی است که خداوند در اختیار ما گذاشته است. جنگلها، دریاها، تالابها و همه این زیباییها متعلق به ما نیست؛ متعلق به نسلهایی است که بعد از ما زندگی خواهند کرد. ما فقط امانتدار هستیم.
هنوز برای قضاوت زود است
دریامج درباره بازخوردهای سرخدار نیز ابراز امیدواری کرد که مخاطبان با داستان و پیام این سریال ارتباط برقرار کنند و زحمات نویسنده، کارگردان، بازیگران و دیگر عوامل این مجموعه به ثمر بنشیند.
به اعتقاد این بازیگر، اگر سرخدار بتواند حتی بخشی از مخاطبان را نسبت به اهمیت حفاظت از طبیعت حساستر کند، به هدف خود رسیده است؛ چرا که گاهی ارزش واقعی یک اثر هنری نه در تعداد مخاطبان، بلکه در تأثیری است که بر نگرش و رفتار آنان بر جای میگذارد.