امروز چهارشنبه  ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
تلوبیون
ایران صدا
ارتباط با مخاطبان
سپهر
امروز چهارشنبه  ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
نسخه آزمایشی
با خبرنگاران درباره سال خبری پرالتهابی که پشت سر گذاشتیم، به گفت‌وگو نشستیم
با خبرنگاران درباره سال خبری پرالتهابی که پشت سر گذاشتیم، به گفت‌وگو نشستیم

سالِ خبرنگاران رزمنده

۱۴۰۵/۰۵/۱۷- ۰۹:۲۰

سال خبری گذشته برای خبرنگاران، سالی دشوار، پرالتهاب و سرشار از تجربه‌های بی‌سابقه بود. سالی که جنگ و تجاوز دشمنان امریکایی صهیونیستی، بحران‌های متعدد و حضور مستمر در میان مردم، خبرنگاران را بیش از همیشه کارآزموده، آماده و توانمند کرد.

به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، خبرنگاران در خط مقدم روایت حقیقت ایستادند و با گزارش‌های دقیق، خلاقانه و متکی بر فناوری‌های نوین، حضور، همدلی و وحدت مردم ایران را به تصویر کشیدند و این تصویر دشمن را درمانده و محاسباتش را با شکست روبه‌رو کرد. آنان امروز دیگر صرفاً خبرنگارانی پشت میز نیستند، بلکه نیروهایی چندمهارتی‌اند که گاه با یک کوله‌پشتی و ابزارهای در دسترس، از تلفن همراه تا تجهیزات ضروری، به میدان می‌روند و در میانه خطر و اضطراب، راوی حقیقت می‌شوند و از خیابان‌های شهرها و تجمعات مردمی تا مناطق جنگی و قلب خطر، تاریخ این سرزمین را روایت می‌کنند. به‌بهانه روز خبرنگار باید جایگاه این عناصر سرنوشت‌ساز را یادآوری کرد. چراکه بدون روایت دقیق و شجاعانه خبرنگاران، رشادت نیروهای نظامی، ایستادگی مردم و جلوه‌های همدلی و انسجام ملی این‌گونه به چشم نمی‌آمد و در تاریخ ثبت نمی‌شد.

محمدرضا حسینی بای: خبرنگاری در شرایط جنگی نوعی رزم است

محمدرضا حسینی بای، خبرنگار ارشد خبرگزاری صداوسیما درخصوص پوشش اخبار جنگ و چندین ماه پوشش تجمعات مردمی توضیح داد: شرایط در این مدت بسیار دشوار بود. جنگ ۱۲روزه جای خود را داشت، اما تداوم اتفاقات و حملاتی که ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و تهیه گزارش از تجمعات مردمی، آن‌هم به‌نحوی‌که گزارش‌ها دچار تکرار نشوند، بسیار چالش‌برانگیز بود. بسیاری از مواقع، ناچار بودیم با تأمل و تفکر، ایده‌هایی نو ارائه دهیم تا کار دچار تکرار و روزمرگی نشود.

وی افزود: می‌بایست از زوایای مختلف به موضوع نگاه شود. برای نمونه، ارتفاع گرفتن از زمین و تصویربرداری از ساختمان‌های بلند برای نمایش بهتر و باشکوه‌تر جمعیت یا پلاتوهایی از دل مردم برای تنوع‌بخشی به همین گزارش‌ها انجام می‌شد. از فناوری‌های نوین نیز برای پوشش حضور مردم بهره بردیم. استفاده از هلی‌شات در مواردی به ارائه نماهای متفاوت کمک می‌کرد. گاهی نیز خودمان از بالابر استفاده می‌کردیم.

حسینی بای ادامه داد: در شهرهایی همچون ارومیه، بابل، قزوین و همچنین در میدان انقلاب تهران، از ظرفیت فناوری نظیر آنچه اشاره کردم، بهره بردیم و جمعیت به‌خوبی به تصویر کشیده شد. دغدغه‌ ما این بود که هرچه بهتر بتوانیم عمق جمعیت را در قاب تصویر نمایش دهیم.

وی تأکید کرد: در این مدت راهپیمایی‌ها و برنامه‌های متعددی نیز داشتیم ازجمله روز قدس، ۲۲ بهمن، تشییع پیکر شهدا و گمان می‌کنم در طول این بیش از ۱۵۰ شب که همراه مردم در خیابان حضور دارم، تنها یک شب برای سالگرد مادرم به شهرستان رفتم و یک شب نیز در مسیر ارومیه بودم. باقی شب‌ها در محل کار و مأموریت گذشت و تقریباً به‌طور مداوم درگیر کار بودیم.

این خبرنگار پیش‌کسوت با بیان اینکه پیش‌تر در چندین جنگ حضور داشته، گفت: من در جنگ‌هایی ازجمله جنگ ۳۳روزه و ۶۶روزه لبنان، سوریه و جنگ با داعش در عراق حضور داشتم. میان آن جنگ‌ها و نبرد اخیر شباهت‌هایی وجود دارد. در بیروت و منطقه ضاحیه، رژیم صهیونیستی منازل مردم را بمباران می‌کرد و در ایران نیز صحنه‌های مشابهی قابل‌مشاهده بود. این تجربیات به خبرنگار کمک می‌کند تا در مسیر کاری خود کارآمدتر باشد.

حسینی بای با اشاره به اینکه حضور در تجمعات شبانه مردمی، با وجود تمامی سختی‌ها، شیرینی‌هایی دارد، درباره سخت‌ترین تجربه کاری خود در سال خبری گذشته، گفت: با اینکه دیدن مردم خستگی ما را به در می‌کرد، اما پوشش این تجمعات از خبرنگاری معمول فراتر رفته بود. خبرنگاری در چنین شرایطی، نوعی رزم محسوب می‌شود. زیرا ما سلاح نداریم، اما خبرنگار با حضور در خط مقدم، در معرض خطرات جدی قرار می‌گیرد و رزمنده است. ما به‌عنوان خبرنگار، با آگاهی از احتمال هدف قرار گرفتن ساختمان‌ها و محل استقرار، در میدان و اماکن مختلف حاضر می‌شدیم.

حسینی بای با تأکید بر اینکه آینده کشور ایران را روشن و روبه‌جلو ارزیابی می‌کند، اظهار کرد: قدرتی که امروز کسب کرده‌ایم و جایگاهی که در منطقه و جهان به دست آورده‌ایم، نشان‌دهنده استقلال کشور است. این مسئله بیش‌ازپیش برای همگان اثبات شده و در آینده برای نسل‌های آتی، به‌مثابه تصویری از ایران قدرتمند باقی خواهد ماند.

وی با اشاره به درگیری در شهرهای جنوبی کشور و حملات دشمن به بنادر نیز گفت: دو هفته پیش در تنگه هرمز حضور داشتیم. آن مأموریت بسیار دشوار و پرمخاطره بود. به دل آب‌های تنگه هرمز زدیم و گزارشی تهیه کردیم درحالی‌که آن منطقه حقیقتاً خطرناک بود. به ما اطلاع داده بودند که قایق‌ها توسط دشمن اسکن می‌شوند و چنانچه تشخیص دهند قایقی حامل نیرو یا تجهیزات نظامی است، ممکن است هدف قرار بگیرد. ما با قایق‌های صیادی به منطقه وارد شدیم و با آگاهی از این خطر، گزارش را تهیه کردیم که خوشبختانه پخش شد.

وی یادآوری کرد: ما توانستیم نشان دهیم تنگه هرمز در اختیار چه کسی است و کشتی‌های خارجی و خلیج‌فارس در آن منطقه حضور دارند. پیامی‌که آن گزارش منتقل کرد، بسیار حائز اهمیت بود و آن را می‌توان یکی از دشوارترین گزارش‌های تهیه‌شده دانست.

مریم جعفری: خبرنگاری در میانه میدان و آرمانمریم جعفری، خبرنگار میز تهران خبرگزاری صداوسیما درخصوص تجربه خبرنگاری در شرایط جنگی و بحران توضیح داد: از اردیبهشت ۱۴۰۴، خبرنگاری و خبر برای ما کاملاً متفاوت شد. با آغاز جنگ ۱۲روزه، با چالش‌های خبری و تجربه‌ای تازه در دوران فعالیت حرفه‌ای‌مان روبه‌رو شدیم. البته از سال ۱۳۹۸تاکنون اتفاقات زیادی را در کشور تجربه کرده‌ایم و از شیوع کرونا و شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی گرفته تا شهادت شهید رئیسی و روزهای عجیبی را پشت سر گذاشتیم.

وی تصریح کرد: سال ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۵ برای خبرنگاران، سالی بسیار پراسترس و پرمشغله بود. جنگ ۱۲روزه که آغاز شد، دشمنان ساختمان شیشه‌ای را هدف قرار دادند و ما تا زمانی که به شرایطی نسبتاً پایدار برسیم، درگیر جابه‌جایی و اسکان بودیم. پس‌ازآن نیز با حوادث و تنش‌های دیگری روبه‌رو شدیم. روزهای سختی را در دی ۱۴۰۴ پشت سر گذاشتیم و که به لطف خداوند، به‌موقع و هدفمند کنترل شد. تصور می‌کردیم پس از ۲۲بهمن فرصتی برای رفع خستگی خواهیم داشت، اما در ۹ اسفند ۱۴۰۴، متأسفانه جنگ دیگری آغاز شد.

جعفری افزود: بدترین خبری که در این سال خبری شنیدیم، همان روزی بود که دشمنان بیت رهبری را هدف قرار دادند. ابتدا باور نمی‌کردیم چنین اتفاقی رخ داده باشد، اما بامداد ۱۰ اسفند، وقتی خبر را اعلام کردند، اشک از چشمانمان جاری شد. بااین‌حال، به خودمان می‌گفتیم باید محکم باشیم. زیرا رسالت خبرنگاری ما چیز دیگری است. در کنار مردم ایستادیم، زیر صدای موشک‌ها و در میان انفجارها کار کردیم و هنوز هم که جنگ ادامه دارد، این روزها از سخت‌ترین روزهای دوران خبرنگاری ما بوده است.

وی با بیان اینکه خبرنگاری دنیایی متفاوت از همه مشاغل دیگر است، اظهار کرد: خبرنگاری تجربه‌ای بسیار بزرگ است. هرقدر تجربه کسب کنیم، باز هم هر مأموریت تازه، تجربه‌ای جدید به اندوخته ما اضافه می‌کند. بااین‌حال، در یک سال اخیر بسیاری از خطوط قرمز برای ما پررنگ‌تر و روشن‌تر شد. البته این خطوط از قبل نیز وجود داشتند، اما در شرایط جدید، ضرورت ایستادگی بیشتر برای امنیت کشور را بهتر درک کردیم.

جعفری اضافه کرد: همان‌طور که مردم در صحنه حضور دارند، رسانه نیز باید در کنار آن‌ها بایستد. در تجمعات شبانه، با وجود اینکه خودم فرزند کوچکی دارم، گاهی کودکم را در آغوش می‌گیرم و با مردم مصاحبه می‌کنم. امروز ما در کف خیابان و میدان حضور داریم و از سوی دیگر باید رسالت رسانه‌ای خود را به‌درستی انجام دهیم. خبرنگاری یعنی لحظه‌به‌لحظه در متن رویدادها زندگی کردن و آنچه را در کشور رخ می‌دهد، روایت کردن و این نگاه و این رسالت، به‌ویژه در روزهای اخیر، در ذهن ما بسیار پررنگ‌تر شده است.

وی ضمن اشاره به اینکه تمام توانش را برای کار خبر گذاشته است، عنوان کرد: همیشه سعی کرده‌ام مأموریتی را که به من محول می‌شود، به بهترین شکل انجام دهم. مدیران بالادستی باید درباره عملکرد ما قضاوت کنند، اما خودم همواره تلاش کرده‌ام هر کاری را که به من سپرده می‌شود، به‌نحو احسن انجام دهم. خبرنگاری در دانشگاه، آموخته نمی‌شود و تا زمانی که در کف خیابان، میدان و دل کار حضور پیدا نکنید، بسیاری از مسائل برایتان روشن نخواهد شد.

جعفری به اهمیت نگاه تخصصی به خبرنگاری بحران در صداوسیما اشاره کرد و دراین‌باره توضیح داد: ایران کشوری بحران‌خیز است و علاوه‌بر جنگ، با حوادث طبیعی فراوانی نیز روبه‌رو هستیم. خبرنگار بحران باید بتواند در شرایط دشوار، محتوا را به‌درستی تحلیل و کار را مدیریت کند. به نظرم آموزش خبرنگاری بحران به‌صورت ریشه‌ای، همچنان در سازمان مغفول است. در شرایط جنگی اخیر، به دلیل پراکندگی نیروها و استقرار همکاران در مکان‌های مختلف، امکان برگزاری دوره‌های آموزشی منسجم وجود نداشت. پیش‌ازاین نیز آموزش‌های محدودی برگزار شده بود و بخشی از تجربه‌ها را خودمان به‌دست آورده بودیم، اما اکنون نیاز داریم افرادی برای آموزش بیایند که خودشان تجربه حضور در میدان و دل بحران را داشته باشند.

وی درباره دیدگاه خودش نسبت به آینده ایران نیز بیان کرد: قطعاً ما پیروز میدان خواهیم بود و این شعار نیست، چراکه مردم پای کشور ایستاده‌اند. حتی دشمنان نیز به ایستادگی مردم ایران اذعان کرده‌اند و ما در همین سختی‌ها رشد کرده‌ایم. ملت ایران پرچم کشورشان را برافراشته نگه خواهند داشت. ما ملتی با پیشینه تمدنی عظیم هستیم و هیچ‌گاه نباید توان و جایگاه ایران را دست‌کم گرفت.

محبوبه دل‌انگیز: خبرنگاری کوله‌پشتی؛ کلید نجات خبرمحبوبه دل‌انگیز، خبرنگار گروه علم و فناوری خبرگزاری صداوسیما درباره تجربیات خود در سال خبری پرالتهابی که پشت سر گذاشتیم، گفت: از روزهای آغازین جنگ ۱۲روزه به دلیل آسیب دیدن ساختمان شیشه‌ای بر اثر حملات موشکی دشمن، مقر خبرنگاران صداوسیما به خارج از سازمان منتقل شد. این جابه‌جایی، دسترسی به اخباری را که پیش‌تر به‌سرعت به دست می‌آوردیم، به‌ویژه در حوزه دانش‌بنیان که شرکت‌های استراتژیک در عرصه علم و فناوری فعالیت دارند، دشوار کرد. شرایط به‌گونه‌ای بود که پس از آغاز جنگ، بسیاری از این شرکت‌ها یا حاضر به مصاحبه نبودند و یا تأکید داشتند که چهره‌شان پخش نشود و تنها به‌عنوان کارشناس از آن‌ها نام ببریم. این مسائل امنیتی، یکی از دغدغه‌های اصلی ما بود.

وی تصریح کرد: با این وجود، باید بگویم در این سال خبری تجربه‌های ارزشمندی در حوزه فناوری کسب کردم. بسیاری از فناوران، چه در زمان جنگ و چه پس‌ازآن، با جدیت به فعالیت خود ادامه دادند و کارشان را تعطیل نکردند. آن‌ها نه‌تنها از مصاحبه برای محکومیت اقدامات امریکا و اسرائیل استقبال می‌کردند، بلکه دوست داشتند داوطلبانه همکاران خود در شرکت‌های هم‌جوار را نیز برای مصاحبه معرفی کنند.

در ادامه دل‌انگیز با بیان اینکه استقرار در خارج از سازمان به‌واسطه جنگ و عدم دسترسی به فضای کاری معمول، کار خبر را برای من دوچندان دشوار کرده بود، اظهار کرد: هماهنگی با سردبیر، تردد میان مقرهای مختلف و جابه‌جایی گروه خبری، کار را نسبت به دو سال گذشته کاملاً متفاوت و حساس کرده بود. در این وضعیت، فناوران با احساس مسئولیت ملی، بسیار سریع‌تر از قبل برای هماهنگی مصاحبه‌ها پیش‌قدم می‌شدند. درمجموع، فضا پرتنش و پرهیجان بود، اما درعین‌حال، تجربه‌ای جذاب و دشوار محسوب می‌شد.

وی با تأکید بر اینکه خبرنگاران پس از جنگ‌های ۱۲ و ۴۰روزه تأثیر کارشان را بزرگ‌تر از پیش احساس می‌کنند، عنوان کرد: ما در این ایام بیش از قبل متوجه فوریت و حساسیت کار خبر شدیم. سال‌های قبل، هماهنگی برای انجام یک مصاحبه گاه یک هفته زمان می‌برد، اما در برهه جنگ، فناوران با عرق ملی خود، در هر زمان و مکانی برای مصاحبه اعلام آمادگی می‌کردند. ما نیز باید گزارش‌ها را با تلفن همراه تهیه می‌کردیم، تدوین اولیه را در خانه انجام دادیم و برای تنظیمات صدا و تدوین نهایی به بخش مربوطه می‌فرستادیم.

دل‌انگیز درخصوص آموزش‌های خبرنگاریِ کوله‌پشتی معاونت سیاسی، اظهار کرد: این آموزش‌ها مفید بودند، اما ازنظر فنی برای استفاده خانم‌ها با توجه به توان بدنی، همچنان حمل تجهیزات چالش‌هایی دارد. بنابراین خبرنگاری کوله‌پشتی یعنی خبرنگار با امکانات در دسترس مانند تلفن همراه که بتواند در لحظه، گزارش‌های قابل‌انتشار برای تلویزیون و فضای مجازی تولید کند. تدوین اولیه و تنظیمات صدا توسط خود خبرنگار با تلفن همراه انجام شود و ما در جنگ فهمیدیم که این مهارت‌ها چقدر کلیدی است و آن روزها به کارمان آمد.

وی درباره پراسترس‌ترین لحظات خبری سالی که پشت سرگذاشته است، بیان کرد: حضور در ساختمان شیشه‌ای در جریان جنگ ۱۲روزه از پراسترس‌ترین لحظات خبری بود. از ابتدای روز ۲۶ خرداد شایعاتی درباره احتمال حمله به صداوسیما وجود داشت و درنهایت هنگام ظهر، دستور تخلیه سریع ساختمان صادر شد. همچنین در جنگ ۴۰روزه، زمانی که مقرمان خارج از ساختمان بود، در حین کار با امکانات محدود، صدای حملات را از نزدیک می‌شنیدیم. آن لحظات، تجربه دفاع مقدس و روایت‌های پدران و برادران بزرگ‌ترمان از جنگ تحمیلی هشت ساله را برای ما تداعی می‌کرد.

این خبرنگار درخصوص دیدگاهش نسبت به آینده ایران نیز اظهار کرد: نگاهم به آینده ایران روشن است و معتقدم اقتدار کشور در دستان مردم قرار دارد. مردم ایران که در تمام این مدت در گرما و سرما ایستادگی کردند، تنها یک پیام دارند، اینکه ما یک وجب از خاک خود را به دشمن نمی‌دهیم. این مردم، با هر دین، زبان و قومیتی، حول محور ایران متحد هستند. در مورد عملکرد خودم نیز باید بگویم، علی‌رغم ترس طبیعی که در لحظات دشوار به هر انسانی غلبه می‌کند، تمام تلاشم را به کار بستم تا اخبار امیدآفرین حوزه علم و فناوری را با دقت و سرعت به مردم منتقل کنم.

عطیه رضایی: تولد جسارت در قلب تپنده حادثه

عطیه رضایی، خبرنگار هنر و سینما در خبرگزاری صداوسیما درخصوص تجربیاتش در این سال خبری پرالتهاب گفت: یکی از دشوارترین روزهای کاری من در عرصه خبرنگاری، روزی بود که خبر شهادت رهبر انقلاب اعلام شد. فکر می‌کنم ساعت چهار صبح به ما اطلاع دادند و ما دقیقاً در ساعت پنج صبح خود را به مقر تعیین‌شده رساندیم و قرار شد در سطح شهر حضور پیدا کنیم و در آن سحرگاه شاهد بودیم مردم سراسیمه و اندوهگین در حال حرکت بودند.

وی تصریح کرد: ما کار را برای تهیه گزارش آغاز کردیم، اما همگی در شوک عجیبی فرو رفته بودیم. مردم به‌راحتی قادر به عزاداری و گریستن بودند، اما ما به‌عنوان خبرنگار، گویی بهت‌زده شده بودیم. شخصاً دلم می‌خواست فقط گریه کنم، اما نمی‌توانستم چراکه احساس می‌کردم رسالتی بر دوش دارم و باید در آن لحظات، به‌جای تماشای صرف، به مخابره صدای مردم و به تصویر کشیدن این غم جهانی بپردازم.

رضایی تأکید کرد: نگاه من به شغلم از همان زمان تغییر کرد. پیش‌تر نگاه متفاوتی داشتم، اما پس از شهادت رهبر انقلاب، این حس مسئولیت در من تقویت شد که دینی بر گردن دارم و باید آن را ادا کنم. تا زمانی که رهبر شهیدمان حضور داشتند، حضورشان مایه دلگرمی‌بود و اکنون احساس می‌کنم ما باید این مسیر را ادامه دهیم و قابی برای مخابره حق بر باطل باشیم. رسانه در این میان اولویت نخست است و می‌تواند تأثیر عمیقی بر نگاه مخاطبان، چه در سطح داخلی و چه در عرصه بین‌المللی داشته باشد. برای من این اثرگذاری حرفه خبرنگاری بسیار جذاب‌تر شد، چراکه در حین تولید محتوا و پوشش اخبار، هراسی به دل راه نمی‌دادم.

وی ادامه داد: به یاد می‌آورم در روز قدس در میدان فلسطین بودم که موشک به زمین اصابت کرد؛ شدت لرزش به‌گونه‌ای بود که گویی زلزله‌ای رخ داده است، اما من و تصویربردارم حتی از جای خود تکان نخوردیم و به این اقدامات دشمن می‌خندیدیم. ما همگی به این باور رسیده‌ایم و آماده شهادت هستیم و دوست داریم در این مسیر به فیض برسیم. دشمن چرا فکر می‌کند ما می‌ترسیم؟ این اتفاقات باعث شد که من بسیار جسورتر و شجاع‌تر شوم و نگاهم نسبت به مرگ تغییر کند.

رضایی متذکر شد: نسل ما جنگ را تجربه نکرده بود و شرایط جنگ ۱۲روزه با آنچه در جنگ ۴۰روزه تجربه کردیم، متفاوت بود. اکنون اگر بگویند برای رزم تن‌به‌تن آماده شوید، با تمام وجود آماده‌ام تا مقابل دشمن بایستم. واقعاً باور دارم تا زمانی که امام زمان(عج) ظهور کنند، التهاباتی وجود دارد و دشمنان می‌خواهد با هر بهانه‌ای به ما ضربه بزند.

وی افزود: معتقدم باید از همین حالا برای همه خبرنگاران کلاس‌های تخصصی‌تری در نظر گرفته شود، چراکه خبرنگار امروز باید اصول خبرنگاری کوله‌پشتی را کامل بداند. منظورم از خبرنگار کوله‌پشتی، صرفاً حمل دوربین سنگین در سطح شهر نیست. بلکه توانایی تهیه گزارش و تدوین با ابزارهای در دسترس، ازجمله موبایل است. در طول این مدت، ما خودمان با مطالعه و تمرین، روش‌ها را آموختیم تا باری از دوش همکارانمان برداریم، چراکه شرایط بسیار بحرانی و حساس بود.

این خبرنگار درباره آینده کشور نیز بیان کرد: اگر دشمن تابه‌حال توانایی پیروزی داشت، قطعاً پیروز می‌شد، اما اکنون در حال دست‌وپا زدن است. کسی که مدعی بود طی ۲۴ تا ۷۲ ساعت کشور را تصاحب می‌کند، اکنون پس از شش ماه چه به دست آورده است؟ من معتقدم آینده درخشانی در انتظار ماست، چراکه نتیجه صبر و ایمان، همیشه همان است که امام حسین(ع) به ما آموخته است.

وی درباره عملکرد خود در شرایط سخت گفت: می‌دانستم شرایط چقدر سخت است و پیش‌تر خودم را فردی محتاط می‌دانستم، اما در شرایط جنگی دیدم که چطور ایستادگی کردم و کارم را با نهایت توانم انجام دادم. واکنش بدن در برابر هراس، واکنشی طبیعی است و همه انسان‌ها برای بقا تلاش می‌کنند، اما این شرایط باعث شد بسیاری، حتی در زندگی روزمره خود، نترس بودن را تجربه کنند.

محمدجواد رضاسلطانی: انباشت تجربه در نسل تازه خبرمحمدجواد رضاسلطانی، خبرنگار حوزه امنیت خبرگزاری صداوسیما درباره سالی که پشت سر گذاشتیم و مواجهه‌اش با خبرهای جنگ و پوشش اتفاقات در این مدت عنوان کرد: سالی بسیار عجیب، پر از حادثه و متفاوت بود. به‌جرئت می‌توانم بگویم برای ما خبرنگاران، این سال نه‌تنها ازنظر حرفه‌ای، متفاوت، بلکه ازنظر تجربه‌های میدانی، بسیار خاص و غریب بود. ما نسلی بودیم که پس از ادغام باشگاه خبرنگاران جوان با واحد مرکزی خبر و شبکه خبر، وارد خبرگزاری صداوسیما شدیم و دقیقاً در همان زمان، جریان‌های خبری جدیدی آغاز شد.

وی تصریح کرد: شاید همه اتفاقات امروز از ماجرای طوفان‌الاقصی تأثیر گرفته تا وعده‌های صادق یک، دو و سه و ما بی‌وقفه درگیر اخبار بودیم. شرایط به‌گونه‌ای بود که گزارش پشت گزارش و خبر پشت خبر تهیه می‌کردیم. حتی گاهی در کارهای تدوین و پخش هم به همکاران کمک می‌کردیم و شب‌ها در کنار بچه‌های پخش بیدار می‌ماندیم. این تجربه برای ما بسیار هیجان‌انگیز بود.

رضاسلطانی ادامه داد: از سوی دیگر باید گفت ریشه تجربه‌ها و وقایع این روزها به حادثه ملارد و شهادت حاج‌حسن تهرانی‌مقدم برمی‌گردد. از آن زمان تا شهادت حاج‌قاسم سلیمانی و ترورهای پی‌درپی که تا به امروز ادامه داشته، روند کاری ما را سرعت داد. این وقایع، نسل ما را از یک خبرنگار مبتدی به سطحی که امروز مخاطبان بر روی آنتن می‌بینند، رساند. قطعاً کیفیت کارهای امروز ما با چهار سال پیش قابل‌مقایسه نیست و  این انباشت تجربیات، در پیشرفت ما مؤثر بوده است.

خبرنگار امنیتی خبرگزاری صداوسیما در مورد آموزش‌ها، دوره‌هایی که در باشگاه خبرنگاران جوان دیده و نقش این آموزش‌ها در نشان دادن واکنش سریع به اخبار این روزهای کشور گفت: شاید آنچه ما آن زمان آموزش دیدیم، ابتدایی‌ترین مراحل کار بود و برای شروع کار می‌توانست مفید باشد، اما آنچه واقعاً امروز به ما کمک می‌کند، انباشتِ همان تجربه‌های عملی است. رفت‌وآمدهای کاری و تجمیع شدن همکاران باشگاه خبرنگاران جوان و خبرگزاری، بحث‌های جدی و حتی تنش‌هایی که بر سر اصول خبری میان من به‌عنوان تازه‌کار با همکاران باسابقه که ۱۵ یا ۲۰ سال پیشینه کار خبری دارند، پیش می‌آمد، بسیار مؤثرتر از آموزش‌های آکادمیک بود. آن تعاملات، نوع ادبیات نوشتن و نحوه گزارش‌نویسی را به ما آموخت.

وی در رابطه با سخت‌ترین لحظه خبری از سال گذشته تاکنون داشته نیز گفت: سخت‌ترین لحظه برای من حمله به ایران و صداوسیما در جریان جنگ ۱۲روزه بود. آن لحظه، واقعاً سخت‌ترین تجربه بود. ما تقریباً دو دقیقه قبل از اصابت موشک به ساختمان شیشه‌ای، در آنجا حضور داشتیم. همراه با چند نفر از همکاران هنوز در ساختمان شیشه‌ای بودیم و تنظیم بیانیه شورای عالی امنیت ملی و ستادکل نیروهای مسلح را انجام می‌دادیم که صدای جنگنده را شنیدیم. بلافاصله به محوطه ساختمان آمدیم و همان موقع بود که حادثه رخ داد.

رضاسلطانی افزود: این تجربیات، سطح جدیدی از توانمندی را به ما افزود. حتی باعث شد در شرایطی که امکانات کم بود، خودکفا شویم و خبرنگارانی که پیش‌تر تدوین بلد نبودند، در آن شرایط به این مهارت مسلط شوند. درواقع به‌صورت جدی تبدیل به خبرنگار کوله‌پشتی شدیم.

این خبرنگار درخصوص نگاهش به آینده ایرانی که این روزها در مقابل دشمنان امریکایی صهیونیستی ایستادگی می‌کند، اظهار کرد: درباره آینده ایران، با اطمینان می‌گویم در حوزه نظامی، امنیتی و دفاعی هیچ‌گونه نگرانی وجود ندارد. به‌عنوان خبرنگار این حوزه می‌گویم که نیروهای مسلح و سربازان گمنام امام زمان(عج)، وظایف خود را به‌نحو احسن انجام داده‌اند و عملیات‌ مختلف بسیار موفقی داشته‌ و دارند. اگر در حوزه اقتصاد نیز همان همت و نگاه نظامی و امنیتی وجود داشته باشد، آینده بسیار خوبی در انتظار کشور خواهد بود.

رضاسلطانی درباره عملکرد خودش در شرایط جنگی نیز با وجود تمام دشواری‌ها، فشارها و گاهی دلزدگی‌هایی که در محیط‌های کاری اجتناب‌ناپذیر است، بیان کرد: شاید برای خودم امتیاز ۷۰ تا ۸۰ را در نظر می‌گیرم. این نمره‌ای است که به مجموعه خبرنگارانی که درگیر جنگ بودند، می‌دهم. شاید مردم نمره دیگری بدهند، اما به نظرم تلاش ما راضی‌کننده بود. من به‌واسطه جنگ شخصاً به‌صورت لحظه‌ای با روابط‌عمومی نیروهای مسلح در ارتباط بودم و آنچه دریافت می‌کردیم، بلافاصله روی آنتن می‌رفت و این هماهنگی دقیق میان ما و بچه‌های شبکه خبر، نتایج محسوسی در جریان اطلاع‌رسانی داشت و دست‌اول و برتر امروز با رسانه ملی است.

مهدی ضیایی: پوشش خبری از دل میدان

مهدی ضیایی، خبرنگار ورزشی خبرگزاری صداوسیما درباره تجربه خود از شرایط جنگی و پوشش وقایع کشور در سال خبری ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ توضیح داد: در این مدت فرازونشیب‌های بسیاری داشتیم که ازجمله آن‌ها جنگ ۱۲روزه‌ای بود که به کشورمان تحمیل شد. این جنگ به‌صورت ناگهانی رخ داد و شرایط خاصی ایجاد کرد. مردم نیز پس از سال‌ها، برای نخستین‌بار چنین شرایطی را تجربه می‌کردند و شاید روزهای ابتدایی برایشان دشوار بود، اما ایستادگی در برابر ابرقدرت‌ها و کشورهای زورگو، نوعی وفاق و همدلی میان مردم ایجاد کرد.

وی افزود: خبرنگاران، مانند نیروهای مسلح، آتش‌نشانان و نیروهای اورژانس، به‌محض وقوع حادثه در خط مقدم قرار می‌گیرند و برای اطلاع‌رسانی باید در محل حاضر شوند. جنگ ۱۲روزه، اگرچه ازنظر زمانی طولانی نبود، ازنظر کمی و کیفی تجربه‌ای برای خبرنگاران به همراه داشت که باعث شد برای روزهای سخت‌تر آماده شوند.

این خبرنگار ورزشی گفت: در جریان اصابت به ساختمان شیشه‌ای، من مأموریت بودم، اما دو یا سه نفر از همکارانمان در این ساختمان به شهادت رسیدند. این اتفاق روزهای بسیار سختی را برای ما رقم زد. پس‌ازآن نیز در روزهای تلخ دی ۱۴۰۴، همکارانمان برای اطلاع‌رسانی و مقابله با فضاسازی رسانه‌های بیگانه، که نقاط مختلف ایران را ملتهب نشان می‌دادند، در مسیرها و محل‌های مختلف حضور پیدا می‌کردند و صحت اخبار را می‌سنجیدند.

ضیایی ادامه داد: پس از پایان آن روزهای جنگی، حملات دیگری از سوی دشمن انجام شد و ۹ اسفند فرا رسید که به سالروز شهادت رهبر انقلاب تبدیل شد. آن روز در سازمان بودم. خبرنگاران ورزشی مشغول گزارش بازی استقلال و مسابقات لیگ برتر فوتبال بودند که موشک‌های تاماهاوک امریکایی از شمال تهران آمدند. پس‌ازآن، تجمعات شبانه شکل گرفت و خبرنگاران، حتی در جریان بمباران، شبانه‌روز برای پوشش این تجمعات پای‌کار بودند.

وی یادآوری کرد: در روزهای جنگ، برای تهیه گزارش، گروهی تشکیل دادیم و به‌صورت شبانه‌روزی آنلاین بودیم. بیشتر ما به خانواده‌هایمان گفته بودیم که برای مدتی در دسترس نیستیم و از آن‌ها خواسته بودیم به محلی کم‌خطرتر بروند. هرجا اصابتی رخ می‌داد، سریع به آن منطقه می‌رفتیم. در یکی از همان روزها، به‌محض وقوع اصابت، به ورزشگاه ۱۲هزارنفری آزادی رفتم. آن روز یکی از تلخ‌ترین روزهای کار خبرنگاری من بود. ما در این ورزشگاه مسابقات لیگ ملت‌های والیبال، بسکتبال و فوتسال را پوشش داده و خاطرات بسیار خوبی داشتیم، اما دیدن زبانه‌های آتش در آن مکان خاطره‌انگیز، بسیار تلخ بود.

این خبرنگار عنوان کرد: پس‌ازآن، ورزشگاه‌های مختلف تهران نیز مورد اصابت قرار گرفتند. درحالی‌که مراکز ورزشی، اورژانس، بیمارستان‌ها و آتش‌نشانی باید از مصونیت برخوردار باشند و نباید هدف حمله قرار گیرند. حتی جایی را هدف قرار دادند که نشان هلال‌احمر داشت. در یکی از روزهای جنگ، به خیابان دانشگاه جنگ رفتم. همان روز اعلام شده بود که هواپیماهای بسیاری وارد منطقه شده‌اند و حدود ساعت پنج‌ونیم صبح، دیوار صوتی شکسته شده بود. منطقه بیت رهبری، خیابان دانشگاه جنگ و بخش‌هایی از مراکز ارتش و سپاه هدف قرار گرفت. حدود ساعت هفت‌ونیم صبح برای تهیه گزارش به آنجا رفتیم. حملات ادامه داشت و هرچند لحظه یک‌بار، نقطه‌ای هدف قرار می‌گرفت. مانند همیشه، ارتباط زنده با آنتن را هماهنگ کردیم.

وی اضافه کرد: به‌محض اینکه یک دقیقه از گزارش من گذشت، در فاصله‌ای نزدیک، جنگنده‌ای نقطه‌ای را هدف قرار داد. این یکی از خاطرات دوران جنگ بود و فیلم آن لحظه نیز بسیار بازنشر شد. برخی رسانه‌ها واکنش و شجاعت خبرنگار صداوسیما را با فرار خبرنگاران خارجی مقایسه کردند.

ضیایی تأکید کرد: برای پوشش جنگ، از تجربه‌هایی که در رویدادهای بزرگ ورزشی به دست آورده بودم، استفاده کردم. ما پیش‌تر پوشش برنامه با تلفن همراه، قاب‌بندی با موبایل و تنظیم صدا را آموخته بودیم. آموزش‌ها و تجربه تدوین با تلفن همراه نیز به عملکرد ما در بحران کمک کرد. اکنون بسیاری از همکاران، نرم‌افزارهای تدوین را روی تلفن همراه خود دارند و محتوای رسانه‌ای با سرعت آماده تحویل می‌شود.

وی درخصوص دیدگاهش نسبت به آینده کشور نیز توضیح داد: من آینده ایران را به‌واسطه مقاومت مردم روشن می‌بینم. ما مقاومت کردیم و حتی ترامپ هم اذعان کرد ایرانی‌ها مردمی سرسخت هستند. با وجود تحریم‌های اقتصادی، شرایط خاص کشور و شهادت رهبرمان، همین‌که اعتراف می‌کنند ایرانی‌ها سرسخت هستند، ارزش بسیاری دارد. مقاومت مردم ایران باعث می‌شود در سال‌های آینده بهترین روزها را تجربه کنیم.

ضیایی در مورد میزان رضایتش از عملکرد خود در جنگ نیز اظهار کرد: در حد توان و بضاعت خودم تلاش کردم و هر کاری از دستم برمی‌آمد، برای کشورم انجام دادم. ما در دوران بحران و جنگ در میدان حضور داشتیم، چراکه همیشه مدیون ایران اسلامی هستیم. بنابراین در جنگ تلاش کردیم هر کاری انجام می‌دهیم، برای کشورمان و در مسیر خدمت به آن باشد.

مریم فدایی: تحلیل بحران با سلاح مهارت

مریم فدایی، خبرنگار بورس خبرگزاری صداوسیما درباره تفاوت‌های فعالیت خبری در شرایط جنگی و بحران بیان کرد: تجربه خبرنگاری در این شرایط برای من بسیار چالش‌برانگیز بود. ما از روز نهم اسفند، زمانی که حملات دشمن آغاز شد، تجربه‌ای تازه‌ای کسب کردیم و با نگاهی دیگری به شغل خبرنگاری نگاه می‌کنیم.

فدایی افزود: با توجه به نشانه‌ها و وقایع قبلی ما آمادگی لازم را داشتیم. از همان روزی که حمله دشمن صورت گرفت، کار ما نیز مطابق با شرایط به شکل دیگری آغاز شد. من، به‌طور خاص، در دوران جنگ و طی آن ۴۰ روز، بسته‌های خبری مختلفی تهیه می‌کردم. ازجمله، جاذبه‌هایی را که در فضای مجازی از تجمعات منتشر می‌شد، پوشش می‌دادم و تهیه گزارش‌های مربوط به تجمعات شبانه را بر عهده داشتم.

وی تأکید کرد: ما گزارش‌هایی نیز درباره تأثیر بسته شدن تنگه هرمز بر بازارهای جهانی تهیه کردیم ازجمله اینکه این موضوع چه تأثیری بر نفت، بنزین و همچنین بازارهای مالی آن‌ها گذاشته است و این بسته‌های خبری و گزارش‌ها برای مخاطب جذابیت خاصی داشت. همچنین در مواردی در جمع‌آوری بسته‌های مربوط به تجمعات استان‌ها نیز به همکاران کمک می‌کردم.

این خبرنگار تأکید کرد: از ۳۰ استان مختلف، ویدئوهای گوناگونی از مراسم و مصاحبه‌هایی که در تجمعات انجام می‌شد، برای ما ارسال می‌کردند. در ابتدا، چون این نخستین تجربه ما در پوشش تجمعات بود، مصاحبه‌ها را همراه با نماهنگ‌های حماسی که در اختیار داشتیم، آماده می‌کردیم، اما پس‌ازآن، کار به‌صورت سناریومحور پیش رفت. استان‌ها مصاحبه‌های خود را به‌صورت جداگانه ارسال می‌کردند و ما نیز براساس آن مصاحبه‌ها، بسته‌های مربوط به تجمعات را تهیه می‌کردیم.

وی اضافه کرد: یکی از دوره‌های بسیار خوبی که برای خبرنگاران برگزار شد، دوره تدوین بود. این دوره پیش از جنگ برگزار شده بود و زمانی که جنگ آغاز شد و شرایط ما تغییر کرد، تأثیر مثبتی بر کار خبرنگاران داشت. در ابتدای جنگ، همین آموزش باعث شد خودمان بتوانیم تدوین انجام دهیم و گزارش‌ها را به آنتن برسانیم. این موضوع روند کار را بسیار سریع‌تر کرد و باعث شد منتظر تدوینگر نمانیم.

فدایی یادآوری کرد: دوره فیلم‌برداری نیز واقعاً مؤثر بود به‌ویژه برای پوشش مراسم تشییع رهبر شهید. فکر می‌کنم سه جلسه آموزش برای ما برگزار شده بود که البته به سال پیش از جنگ مربوط می‌شد. در این دوره به ما آموزش دادند که چگونه برای تهیه ویدئو، کادربندی کنیم و تصویر بگیریم. همین آموزش‌ها واقعاً در جنگ به کارمان آمد و به نظرم باید تکمیل شود.

این خبرنگار متذکر شد: در مراسم تشییع رهبر شهید، من با تلفن همراه شخصی‌ام تصویربرداری می‌کردم. همچنین با مردم مصاحبه‌های کوتاه انجام می‌دادیم که بسیار تأثیرگذار بود. حتی در تجمعات شبانه نیز، زمانی که قرار بود پوشش خبری داشته باشیم، بسیاری از همکاران با همان تلفن همراه خود با شبکه خبر ارتباط زنده برقرار کردند. این ارتباط‌های زنده با تلفن همراه نیز بسیار تأثیرگذار بود.

فدایی در مورد چشم‌اندازی که برای ایران آینده متصور است، گفت: با توجه به اتفاقاتی که رخ داد، در ابتدا افق و نگاه من نسبت به آینده تا این اندازه مثبت نبود، اما اقتداری که نیروهای مسلح نشان دادند، هواپیماهای اف-۳۵ که در چند روز گذشته هدف قرار گرفتند و همچنین قدرت‌نمایی ایران، به ایجاد این نگاه مثبت کمک کرد. به نظر من، مردم اکنون افق بسیار روشن‌تری را برای آینده متصور هستند.

این خبرنگار درخصوص میزان رضایت خودش از عملکردی که در جنگ داشته نیز عنوان کرد: شرایط بسیار سخت، عجیب و پیچیده بود، اما وقتی عملکرد خودم را مرور می‌کنم، با وجود اینکه تمام توانم را به کار گرفتم، از خودم راضی هستم. در روزهای جنگ از ساعت هشت صبح و زمانی که به محل کار می‌آمدم، ابتدا در بخش استان‌ها فعالیت می‌کردم و سپس یک گزارش اقتصادی را پیش می‌بردم. اگر بسته‌ای درباره جاذبه‌های فضای مجازی یا محتوای مرتبط با آن وجود داشت، آن را نیز آماده می‌کردم و شب‌ها هم به محل تجمعات می‌رفتم. ازاین‌رو همین‌که توانستم وظایفم را با تمام توان انجام دهم احساس رضایت می‌کنم.

فاطمه فرامرزی: چشم بیدار در آشوب خیابان‌هافاطمه فرامرزی، خبرنگار حوزه سلامت خبرگزاری صداوسیما و پرستار، در رابطه با آنچه در سال خبری گذشته تجربه کرده است، گفت: با توجه به اینکه امسال کشورمان آشوب‌ها، سختی‌ها، جنگ‌ها و فتنه‌های بسیاری را پشت سر گذاشت، تمام همکاران من در صداوسیما، به‌ویژه خبرنگاران، روزهای بسیار پرکار، پرمشقت و سرشار از رویدادهای خبری را پشت سر گذاشتند. من نیز مانند سایر همکاران، به‌خصوص با توجه به وقایع روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، آسیب دیدم.

وی تصریح کرد: در روز ۱۸ دی، در حال تهیه خبر بودم و در همان زمانی که افرادی که به‌نوعی تحت تأثیر رسانه‌های معاند و کشورهای بیگانه قرار گرفته و فریب خورده بودند، علیه کشورمان به خیابان‌ها آمده و با تخریب اموال عمومی، تصاویر ناپسندی از این اقدامات رقم زده بودند، من را دچار آسیب کردند. درواقع من برای تهیه گزارشی درباره مساجد آتش‌گرفته، قرآن‌های سوزانده شده، فروشگاه‌ها و اموال عمومی و وسایل نقلیه مردم که همگی به آتش کشیده شده بودند، گزارش تهیه می‌کردم و متأسفانه در روز ۱۹ دی، از ناحیه صورت و چشم مورد هدف قرار گرفتم. این اتفاق هم برای من و هم برای همسرم شرایط بسیار سختی را رقم زد، چراکه حدود ۲۰۰ ساچمه در صورت و چشم من بود.

فرامرزی ادامه داد: آن روز بسیار دشوار بود؛ اما من به‌عنوان یک خبرنگار که وظیفه دارد چشم و گوش مردم باشد و از طریق دوربین، وقایع را منتقل کند، به خیابان‌ها رفته بودم تا به مردم نشان دهم آنچه در خیابان‌ها در حال رخ دادن است، با یک مخالفت یا اعتراض ساده فرق می‌کند. آنچه در خیابان‌ها اتفاق افتاده بود، یک مخالفت ساده نبود، بلکه یک اغتشاش و آشوب و اقدامی‌برای برهم زدن نظم و ایجاد ناامنی بود. این اتفاقات، نقشه‌ها و افکار بیهوده‌ای بود که به لطف خداوند به هیچ نتیجه‌ای نرسید.

این خبرنگار تأکید کرد: با وجود اینکه اتفاق بسیار وحشتناکی برای سر، صورت و چشم من رخ داد، اصلاً ناراحت نیستم. چراکه هدف مشخصی داشتم و اکنون هم با اراده‌ای راسخ‌تر، مقاوم‌تر و با انرژی و انگیزه‌ای مضاعف فعالیت می‌کنم. نه‌تنها من، بلکه تمام همکارانم، پس از حملات ۹ اسفند شاید بیش از ۱۶۰ شب است در میدان‌ها حضور داشتیم و داریم.

وی اضافه کرد: کار میدانی در خیابان‌ها و میدان‌ها آسان نیست، اما نشان دادن وحدت، انسجام و یکپارچگی، موجب شکست و درماندگی دشمن شده است. دشمن بارها به اشتباه افتاده است. یک روز درخواست مذاکره می‌کند و روز دیگر درخواست صلح یا آتش‌بس و این نشان می‌دهد که آن‌ها مردم ما را نشناخته‌اند و اکنون فهمیده‌اند که توان مقابله با ما را ندارند.

فرامرزی در مورد سخت‌ترین روز خبری خود در یک سال اخیر نیز گفت: برای من، سخت‌ترین لحظه، زمانی نبود که به چشمم تیر خورد یا ساچمه در چشمم بود، یا زمانی که همسرم از ناحیه چشم آسیب دید. بلکه سخت‌ترین لحظه برای من زمانی بود که خبر هدف قرار گرفتن مدرسه شجره طیبه را شنیدم. این خبر برای من بسیار دشوار بود، چراکه من مادر هستم و شنیدن اینکه ۱۶۸ کودک بی‌گناه جان خود را از دست داده‌اند، بسیار دردناک است. وقتی موشک به مدرسه و صداوسیما اصابت می‌کند، نشان می‌دهد که دشمن تنها با نظام مشکل ندارد، بلکه نمی‌تواند موفقیت‌های ایران را تحمل کند و نمی‌خواهد آینده ایران را ببیند.

این خبرنگار یادآوری کرد: من ۲۴ سال است که در بخش خبر صداوسیما فعالیت می‌کنم و ساختمان شیشه‌ای صداوسیما برای همه ما مانند خانه است. ما آن‌قدر زمان خود را در اینجا گذرانده‌ایم که این ساختمان برایمان خانه محسوب می‌شود. آسیب دیدن و هدف قرار گرفتن خانه دوم ما، که درواقع خانه اولمان بود، برایم بسیار دردناک بود. در آن لحظه احساس کردم ساختمان شیشه‌ای مانند عزیزی است که از دست داده‌ام؛ ساختمانی که درست جلوی چشمانم در حال سوختن بود، به‌ویژه اینکه من آن روز در آنجا حضور داشتم.

فرامرزی ضمن اشاره به نقش خبرنگاری کوله‌پشتی در جنگ توضیح داد: در اتفاقات مختلف، خبرنگاران موبایلی و کوله‌پشتی فعالیت بسیاری داشتند. از ۱۲ گزارشی که به همراه دو همکارم درباره تشییع رهبر شهیدمان تولید کردم، ۹ گزارش با تلفن همراه تهیه شد. ما با تلفن همراه توانستیم در شرایطی که امکان جابه‌جایی دوربین وجود نداشت، گزارش استاندارد تهیه کنیم و این دستاورد آموزش‌هایی است که از قبل دیده‌ایم.

امتیاز شما

آبادان
مجموعه مستند «کوهستان شرقی» با روایتی از طبیعت گردی در ایران روی آنتن شبکه مستند می رود.

تماس با ما

rss

نقشه سایت

درباره ما