مدیر گروه تخصصی نقد غرب و هجو غربزدگی بهمناسبت روز دانشآموز و ۱۳ آبان در خصوص اقدامات کارگروه برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی جریان استکبار به هویت نوجوان ایرانی مسلمان گفت: ما سعی کردیم بر چند سرفصل بنیادی تمرکز کنیم. نخست، بازسازی هویت ملی و دینی نوجوان ایرانی با روایت جذاب از مفاهیم ایمان، عزت، مقاومت و امید از زبان خود نوجوانها؛ یعنی تولید آثار نمایشی، پویانمایی و مستندهایی که الگوهای ایرانیِ موفق در عرصه علم، اخلاق و خلاقیت را جایگزین چهرههای غربی کنند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، زینب حاجیعلیمحمدی افزود: دوم، سواد رسانهای و مصونسازی ذهنی؛ آموزش غیرمستقیم به نوجوانان درباره نحوه تشخیص فریبهای تصویری، الگوسازیهای مجازی و مقایسه ارزشمحور میان فرهنگ ایرانی اسلامی و سبک زندگی مصرفگرای غربی.
وی تصریح کرد: در گام بعد، باید سرفصل زیست فرهنگی سالم و مشارکتی تقویت شود؛ یعنی نوجوان صرفاً مخاطب منفعل نباشد، بلکه در مسیر خلق محتوا، قهرمان قصهها و میدان گفتوگوهای تلویزیونی و شبکههای نوجوان حضور فعال بیابد. برنامههای خانوادگی، مسابقات فرهنگی با محور مقاومت و تولیدات دیجیتال با زبان امروزی باید نشان دهند که «مقاومت فرهنگی» نه شعار، بلکه سبک زندگی توانمند ایرانی است. این سرفصلها درمجموع، صداوسیما را از حالت مدافع واکنشی به نقش قرارگاه فرهنگی هدایتگر نسل نوجوان ارتقا میدهد.
مدیر گروه تخصصی نقد غرب و هجو غربزدگی درباره چگونگی ارائه الگوی مناسب به دانشآموزان برای حفاظت از هویت ملی و دینی بیان کرد: روز دانشآموز فرصتی ارزنده برای بازآفرینی تصویر دانشآموز انقلابی ایرانی در ذهن نسل امروز است؛ نسلی که در برابر فشارهای فرهنگی جهانی هم به کنجکاوی و آزادیخواهی تمایل دارد و هم نیازمند ریشهداری در هویت دینی و ملی خود است. صداوسیما باید با بهرهگیری از زبان روایت و تصویر مدرن، دانشآموز انقلابی را نه بهعنوان چهرهای شعاری، بلکه بهعنوان جوانی پویا، پرسشگر، خلاق و استعمارستیز معرفی کند؛ کسی که شور اجتماعی را با اخلاق، علم و مسئولیتپذیری پیوند میدهد. استفاده از فضای جوانانه، همراهی با رسانههای نو و روایتهای مستندنمایشی، میتواند دانشآموز را از شعار به واقعیت زنده معاصر برساند.
علیمحمدی اضافه کرد: در گام دوم، رسانه ملی باید نشان دهد که جذابیت جهانی و هویت ایرانی دو قطب متضاد نیستند، بلکه مکمل هماند. دانشآموز ایرانی میتواند در عین تسلط بر فناوری و علم جهانی، از اصالت فرهنگی خود الهام بگیرد و الگوی مقاومت فرهنگی با نگاه انسانی باشد. تولیدات تلویزیونی و دیجیتال باید به زندگی واقعی نوجوانان ایرانی برگردد: چالشهای تحصیل، دغدغه عدالت و ظلمستیزی، تلاش علمی و شجاعت در انتخاب مسیر درست. این رویکرد تصویر دانشآموز ایرانی را به الگویی بدل میکند که در جهان امروز فهمپذیر، دوستداشتنی و درعینحال ریشهدار است؛ الگویی که در دل رقابت فرهنگی جهانی، از ایمان و عزت ایرانی پاسداری میکند.
وی در پاسخ به پرسشی درباره آمادگی نوجوانان و جامعه دانشآموزی پس از تجربه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه برای درک و پذیرش مفاهیم مرتبط با استکبارستیزی اظهار کرد: پس از تجربه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران، بخش درخور توجهی از نوجوانان و جامعه دانشآموزی با واقعیتهای عینی دشمنی استکبار و ماهیت تجاوزگرانه نظام سلطه روبهرو شدند؛ این تجربه میتواند بهعنوان نقطه جهش ذهنی و عاطفی در تربیت رسانهای آنان مورد استفاده قرار گیرد. صداوسیما باید این آمادگی را به بستری برای درک عمیقتر مفهوم استکبارستیزی هوشمندانه تبدیل کند؛ یعنی بهجای بازسازی صرف ادبیات ضد دشمن، پیام آن را در قالب مفاهیم انسانی، دفاع از حقیقت، استقلال علمی و آزادی ملتها بازگو کند. برنامههای ترکیبی، روایتمحور و کوتاهمدت با زبان نوجوان و استفاده از فضای مجازی، میتوانند مفهوم مقاومت را از سطح شعار به تجربه زیسته و افتخار ملی تبدیل کنند.
مدیر گروه تخصصی نقد غرب و هجو غربزدگی ادامه داد: در این میان، کارگروه غربزدگی نقشی راهبردی در پالایش و هدایت محتوای رسانهای دارد. این کارگروه باید با رصد مستمر جریانهای فکری و سبکهای رسانهای غربمحور، عناصر نفوذی در روایتهای تصویری و زبانی را شناسایی و معرفی و خنثی سازد و همزمان الگوهای موفق ترکیب جذابیت جهانی با اصالت ایرانی اسلامی را طراحی و ترویج کند. ازطریق همکاری نزدیک با عوامل تولید برنامههای نوجوان، کارگروه میتواند معیارهایی روشن برای تفکیک مرز میان «جذب نوآوری جهانی» و «آسیب فرهنگی» تعیین کند؛ بهگونهای که جوان ایرانی در فضای پساجنگ، خود را نه در برابر دنیا، بلکه در کنار ارزشهای عدالت و آزادی ببیند و آن را از منظر فرهنگیِ مقاومت ایرانی تفسیر کند.
علیمحمدی درخصوص ارائه روایت رسمی صداوسیما از ۱۳ آبان و تسخیر لانه جاسوسی به گونه مؤثر برای نسل جدید، نوجوانان و دانشآموزان عنوان کرد: روایت رسمی صداوسیما از ۱۳ آبان و تسخیر لانه جاسوسی باید از شکل صرفاً تاریخی و گزارشمحور فاصله بگیرد و به روایت زنده و چندلایه هویت استقلالطلب و استعمارستیز ایرانی تبدیل شود؛ یعنی حادثه ۱۳ آبان نه صرفاً یک اتفاق سیاسی، بلکه نقطه تولد خودآگاهی نسلی معرفی شود که در برابر سلطه بیگانگان با جسارت و منطق ایستاد. آثار نمایشی میتوانند با بازسازی فضای پراضطراب و پرشور آن روزها در قالب داستانهایی انسانی –مثلاً از زاویه دید دانشآموزان، خبرنگاران یا معلمان آن دوران– احساس کنجکاوی و همذاتپنداری نسل امروز را برانگیزند. استفاده از روشهای مدرن تصویری، ترکیب پویانمایی و درام مستند و روایتهای درونی شخصیتها باعث میشود که مخاطب نوجوان و جوان از دل یک حادثه تاریخی، پیام جهانی آزادی و عزت ایرانی را درک کند.
وی تأکید کرد: در گام بعد، این بازآفرینی نباید بر محور تقابل ایدئولوژیک پیش برود، بلکه باید تجربه اجتماعی و فرهنگی آن دوران را با زبان امروز ترجمه کند. صداوسیما میتواند از قالبهای پرمخاطب مانند سریال کوتاه، موشنکامیک، مستند داستانی یا فضای واقعیت افزوده بهره ببرد تا نسل جدید، حس کند که روحیه ضدوابستگی و مطالبهگری جوانان آن زمان، همان روحیهای است که امروز در عرصههای علمی، فناوری و فرهنگی ایران ادامه دارد. بدینترتیب، روایت رسمی از ۱۳ آبان به الگویی الهامبخش برای نسل مشارکتجو و هویتطلب امروز تبدیل میشود؛ نسلی که با زبان هنر، معنا و میراث انقلاب را در جهان امروز بازتعریف میکند. در آثار نمایشی باید نشان داده شود که همان روحیه ۱۳ آبان امروز در قالبِ «عدم تقلید کورکورانه از غرب در سبک زندگی و رسانه» و همچنین «مقابله با نفوذ نرم و فریب الگوریتمی» بروز میکند.