شهرام منظمی، آهنگساز، در توضیح این مطلب که در ساخت موسیقی میهنی از چه چیز الهام میگیرید، گفت: فارغ از نام ایران بهطورکلی شاخصههای فرهنگی و هنری هر مکان، سرزمین یا قومی میتواند معرّف فرهنگ و آداب همان اقلیم باشد. مثلاً همه ما وقتی نام هندوستان به گوشمان میرسد، بیدرنگ چند شاخصه برجسته از آن سرزمین پهناور و کهن در ذهنمان تجسم مییابد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، وی افزود: در هنر موسیقی صدای طابلا و سیتار و شهنای و آوازهای زیبای هندی را بارها شنیده و در خاطرمان حفظ کردهایم. حال تصور کنید ایران، کشورمان، سرزمینمان، زادگاهمان را بدون فرش، بدون قلمزنی، بدون خط نستعلیق، بدون شعر حافظ، بدون تار شهناز با چه هویتی باید معرفی کنیم؟ پس چه زیباست پرداختن به آنچه از گذشته آمده و روان در زندگیمان جریان دارد. روزی از استاد لطفی که تازه از سفر غرب بازگشته بود، پرسیدم چه شد که برگشتید، استاد فرمود: «ابوعطام نمیاومد»؛ میخواهم بگویم که اساساً اقلیم بسیار مهم است.
وی ادامه داد: شما در سبزهمیدان بازار تهران میتوانی ایران را ببینی ولاغیر. هیچ کجای جهان نمیتواند به این زیبایی ایران را به شما بنمایاند. همه عوامل یک اقلیم در شکلگیری فرهنگ و هنر دخیلاند. مگر میشود موسیقیای ساخت که از ایران بگوید و ساز ایرانی نداشته باشد؟ صرف شعر و کلامِ "ایران من جانم به قربانت" که کار ملی میهنی تولید نمیشود. باید نغمهای از سهتار، تار، نی، سنتور و کمانچه در این موسیقی گنجانده شود؛ بدون سونوریته سازهای ایرانی صدای ایران نمیدهد. هر چقدر هم با سازآرایی کلاسیک تنظیم شده باشد باید نغمهای از موسیقی ایرانی در آن گنجانده شود. این آهنگساز با اشاره به منبع الهام خود برای ساخت آثار ملی و ایرانی اظهار کرد: خوشبختانه ذات موسیقی انتزاعی است، یعنی در وجودش وابستگی دارد به هر چیز؛ یکی به دماوند، آن دیگری به خزر، یکی به خلیج فارس، آن یکی به مقاومت و سلحشوریهای تاریخی ایران. من اصالتاً لک زبان هستم و از اقلیمیکهن آمدهام. در دیار من همواره تفنگ و اسب همچون ناموس با من زاده شده است و در پیرامون خودم دایه دایه، قدمخیر و بوه میری، در گوشم ناله کرده و همیشه الهامبخش ذائقه من بوده است.
منظمی در پاسخ به این سؤال که موسیقی میهنی باید جهانیتر شود یا ریشه در سنتهای ایرانی داشته باشد، گفت: بزرگان این موسیقی همچون مرحوم حنانه، روحالله خالقی، احمد پژمان، سنجری و دیگران در مسیر جهانی شدن آن بسیار کوشیدهاند و همواره نوعی بازگشت به سنت در آثارشان مشهود است، چراکه برای معرفی آن نیاز به شاخصههای این موسیقی دارند، همچون ربع پردهها، مثل «سرود ای ایران» مرحوم خالقی و دستگاهها و آوازهای ردیف دستگاهی - منظور از آواز، خواندن خواننده نیست؛ آواز بخشی از یک دستگاه موسیقی است، مانند آواز ابوعطا که وابسته به دستگاه شور است - و استفاده از سازهای ایرانی در ارکستراسیونهایشان.
وی با اشاره به این موضوع که چه سازها یا سبکهایی برای موسیقی ملی میهنی تناسب بیشتری دارند، افزود: هیچ محدودیتی برای این موضوع قائل نیستم، اساساً موسیقیای که برای میهن و وطن ساخته میشود نمیتواند چارچوب داشته باشد؛ اگر با کلام است که 100 درصد در خدمت کلام و معطوف به واژه واژه و تعابیر شعر است و چه بهتر که آهنگسازان موسیقی باکلام، تسلط بر ادبیات داشته باشند تا بتوانند بهترین بهره را از ترکیب شعر و موسیقی در کارشان ببرند؛ اگر هم بیکلام است که مجدد عرض میکنم نغمههای ایرانی با سازآرایی ایرانی میتواند معرّف هویت آن باشد.
منظمی در توضیح نقش موسیقی در برهههای حساس تاریخی همچون جنگها برای دفاع از سرزمین بیان کرد: خوشبختانه با توجه به تنوع چهاردهگانه زبانهای محلی و چهلگانه گوشههای محلی با انبوهی از ملودیهای زیبای مقامی محلی متنوع با رنگبندی گام یا اسکیل و ریتم و کلام مواجه هستیم. در خراسان «الله مزار» و «سردار عیوض خان»، در لرستان «دایه دایه» و «سوار»، در چهارمحال و بختیاری «سردار بیبی مریم» و «مر جنگه مر جنگه»، در آذربایجان اپرای «کوراغلو» و… که هر کدام از این آثار از درون آن اقلیم سر برآورده و حاوی و راوی حماسههای عظیم بودهاند که به وقتش مجدداً قابل احیا و بازسازی هستند تا بتوان برای نسل امروز متناسب با حالوهوا و ذائقه این نسل پرداخته و تنظیم مجدد شوند و به کار آیند.