موسیقی و شعر، از مهمترین جلوههای فرهنگ و هویت ملی هر کشور به شمار میآیند و نقشی بنیادین در انتقال ارزشها، باورها و تجربههای جمعی مردم دارند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، در ایران، آثار هنری با محوریت میهن، وطن و هویت ملی، همواره توانستهاند احساس تعلق فرهنگی و غرور ملی را تقویت و در مناسبتها و رخدادهای تاریخی، جایگاهی ویژه پیدا کنند. بر اساس اطلاعات موجود، در سامانه جامع آرشیو موسیقی مرکز شعر، موسیقی و سرود، ۱۶۸۰ اثر با موضوع ایران، وطن، میهن و هویت ملی ثبت شده است. این آثار حاصل تلاش و هنرمندی شاعران، خوانندگان و آهنگسازان سراسر کشور و نشاندهنده گستردگی و تنوع فرهنگی ایران است. ازجمله ویژگیهای برجسته این مجموعه، تنوع سبکهای موسیقی، موضوعات شعری متنوع و بازتاب احساسات و ارزشهای جمعی اقوام مختلف کشور است. بررسی این مجموعه امکان شناسایی روندهای تحول هویت ملی در موسیقی معاصر ایران را فراهم میکند و نقش هنر در تقویت انسجام فرهنگی و ترویج مفاهیم ملی را بهروشنی نشان میدهد. آنچه در ادامه میآید، نتیجه گفتوگو با شاعران، آهنگسازان و خوانندگان در مقام فعالان و کارشناسان این عرصه است تا ترسیم تصویری جامع از تأثیر موسیقی و شعر در شکلدهی به هویت ملی ایرانی ممکن شود.
وطن قلب مشترک همه ایرانیان است
سیدحمیدرضا حسینی، شاعر و ترانهسرای نامآشنا با نگاهی شاعرانه و سرشار از حس میهندوستی، ایران را خانه، هویت و مظهر ایثار و سربلندی میداند.
سیدحمیدرضا حسینی، در توضیح این مطلب که با شنیدن واژه «ایران» و «وطن» چه احساسی پیدا میکند، گفت: با شنیدن نام ایران ناخودآگاه در برابر عظمتی قرار میگیرم که از یک سو با قلههای سربلند به پرچمی میرسد که آسمان را نوازش میکند و از سمتی دیگر به دشتهای وسیع حاصلخیز و از سمتی به دریاهای آبی؛ در سمتی گنبدی طلایی دارد که دروازه بهشت را نشان میدهد و از سمتی صف دلاورانی که با تمام وجودشان از مرز و میهن و آرمانهایش دفاع میکنند؛ واژه وطن مهری به شیرینی مهر مادر دارد و مسیری به بلندای تاریخ. ایران یعنی خانه، هویت، ایثار و سربلندی. وطن قلب مشترک همه ایرانیان است.
حسینی در پاسخ به این سؤال که شعر چطور میتواند پل ارتباطی بین نسلهای مختلف درباره مفهوم ایران باشد، اظهار کرد: شعر عصاره شیرینِ زبان فارسی است و مردم ایران با شعر و ترانه الفتی دیرینه دارند، از کودکی با شعر شاعران آشنا میشوند و از دوران حکیم ابوالقاسم فردوسی تا دوره معاصر سرودهایی در وصف وطن را میشناسند و از بر هستند؛ بنابراین مفهوم ایران را در اشعار مختلف و با ادبیات گوناگون شنیدهاند و علاوه بر کتب درسی یا دیوان اشعار ازطریق سرود و موسیقی هم ایران را شنیدهاند و با ایران خواندهاند. از این بابت در همه نسلها گفتمانی مشترک وجود دارد و آن ایران است و ادبیات ایران.
حسینی با تأکید بر اهمیت مسئولیت شاعر در قبال وطن و جامعه توضیح داد: شاعر اگر از جهان پیرامونش غافل شود نمیتواند با مخاطب ارتباط قوی و دوسویه برقرار کند. رهبری معظم در خصوص رسالت شاعران «دغدغهمندی» و «توجه به مسائل روز» را توصیه فرمودهاند. شاعر مانند عضوی از خانواده است که نمیتواند در این خانه یعنی وطن زندگی کند، ولی به آن بیتوجه باشد. شعر و ترانه حتماً میتوانند حس وطندوستی را تقویت کنند و در قالب سرود، همصدایی ایجاد کنند. مقام معظم رهبری در بازدیدی که سال ۱۳۷۵ از سازمان صداوسیما داشتند در دیدار با هنرمندان شعر و موسیقی به سمفونی «شور» فکرت امیروف بهعنوان مثالی اشاره فرمودند که ملتی را به حرکت درآورد.
وی با اشاره به تجربه شخصی خود که شعر ایشان واکنش یا انگیزه خاصی را در مردم برانگیخته بود، عنوان کرد: شخصاً از بین آثاری که برای ایران سرودهام چهار عنوان در مناسبتهای ملی باعث انگیزش روح ملی و افتخار شده است؛ سه عنوان برای مسابقات ورزشی بوده است که معمولاً بعد از پیروزی تیمهای ملی در مقابل حریفهایشان پخش میشود و یک عنوان با نام «آهنگ همزبانی» برای انتخابات سال ۱۳۹۶ بود که پربسامد شد و مرتب از رادیو و تلویزیون پخش میشد در حدی که بی.بی.سی در گزارش خبری خود به این آهنگ اشاره کرد و گفت صداوسیما برای رونق انتخابات، همه داشتههایش را به میدان آورده است.
حسینی در پاسخ به این سؤال که شعر میهنی امروز چه تفاوتی با اشعار حماسی یا عاشقانه قدما دارد، گفت: شعر امروز زبان روانتر و واژگان امروزیتری دارد. درک و دریافتش برای مخاطب سریعتر و سادهتر است و به همین دلیل زودتر در حافظه جامعه ثبت میشود. هرچند هنوز هم شاعران فرهیختهای هستند که آثار فاخری میآفرینند. نسل جوان با ترانه ارتباط بهتری برقرار میکند، اما زبان کلاسیک هم ارج و اعتبار خاص خودش را دارد. میتوانیم با سرودن اشعار فخیم از فرهنگ و ادبیات فارسی صیانت کنیم و برای جلب و جذب مخاطب امروز در قالبهای سرود، ترانه یا حتی نماهنگ و تیتراژ از موسیقی شیوا و خوانندگان توانمند کمک بگیریم تا آثار پرمخاطبی برای رسانه و جامعه تولید شود.
این کارشناس ادبی در توضیح این مطلب که آیا شاعران امروز همچنان میتوانند با زبان کلاسیک ایراندوستی را بیان کنند یا باید به سراغ زبان و فرم مدرن رفت، تصریح کرد: تحولات منطقه، موقعیت و ایستادگی ایران و لزوم همبستگی و مقاومت بهترین مشوق برای ماست که از ایران بنویسیم و ترانههایی را به مردم هدیه دهیم که عشق وطن و اهمیت پاسداشت آرمانهای ایران و قهرمانان وطن را تقویت میکند.
وی ادامه داد: بیش از ۲۰ سال در کانون تولید و تأمین موسیقی برای رسانهها بودهام، بنابراین برای اغلب تحولات اجتماعی، رویدادهای منطقهای و جایگاه ایران در جهان شعر نوشته، ترانه سرودهام یا برای تولید آن طراحی و ضبط یا نظارت کردهام؛ برای ایجاد ارتباط میان جوانان و اشعار میهنی باید بستر مناسبتری فراهم شود. شعر به تنهایی یک ماده ارزشمند است، اما برای اثرگذاری نیاز به فرآوری و عرضه مناسب دارد؛ هنوز هم مطبوعات، رسانهها و مناسبات اجتماعی به قدر لازم به شعر توجه ندارند. این در حالی است که به تعبیر رهبری شعر ثروت ملی ایرانیان است و باید آن را در بستهبندی با کیفیت ارائه کرد. طراحی، برنامهریزی، نوآوری و عرضه کیفی شعر در زمان مناسبتها باعث میشود تا این کالا بهتر شنیده و درک شود و به مخاطب حس شاعرانهای بدهد.
این شاعر در پاسخ به این سؤال که برای آینده شعر میهنی ایران چه چشماندازی دارید، بیان کرد: هرچند تشکیلات و برنامهریزی ویژهای برای شعر و شاعران در کشور وجود ندارد، اما همواره به خلق سرودههای فوقالعاده و به شکفتن استعدادهای نو امیدواریم.
نغمههای ایرانی با سازآرایی ایرانی
شهرام منظمی، آهنگساز، در توضیح این مطلب که در ساخت موسیقی میهنی از چه چیز الهام میگیرید، گفت: فارغ از نام ایران بهطورکلی شاخصههای فرهنگی و هنری هر مکان، سرزمین یا قومی میتواند معرّف فرهنگ و آداب همان اقلیم باشد. مثلاً همه ما وقتی نام هندوستان به گوشمان میرسد، بیدرنگ چند شاخصه برجسته از آن سرزمین پهناور و کهن در ذهنمان تجسم مییابد.
وی افزود: در هنر موسیقی صدای طبل و سیتار و شهنای و آوازهای زیبای هندی را بارها شنیده و در خاطرمان حفظ کردهایم. حال تصور کنید ایران، کشورمان، سرزمینمان، زادگاهمان را بدون فرش، بدون قلمزنی، بدون خط نستعلیق، بدون شعر حافظ، بدون تار شهناز با چه هویتی باید معرفی کنیم؟ پس چه زیباست پرداختن به آنچه از گذشته آمده و روان در زندگیمان جریان دارد. روزی از استاد لطفی که تازه از سفر غرب بازگشته بود، پرسیدم چه شد که برگشتید، استاد فرمود: «ابوعطام نمیاومد»؛ میخواهم بگویم که اساساً اقلیم بسیار مهم است.
وی ادامه داد: شما در سبزهمیدان بازار تهران میتوانی ایران را ببینی ولاغیر. هیچ کجای جهان نمیتواند به این زیبایی ایران را به شما بنمایاند. همه عوامل یک اقلیم در شکلگیری فرهنگ و هنر دخیلاند. مگر میشود موسیقیای ساخت که از ایران بگوید و ساز ایرانی نداشته باشد؟ صرف شعر و کلامِ "ایران من جانم به قربانت" که کار ملی میهنی تولید نمیشود. باید نغمهای از سهتار، تار، نی، سنتور و کمانچه در این موسیقی گنجانده شود؛ بدون سونوریته سازهای ایرانی صدای ایران نمیدهد. هر چقدر هم با سازآرایی کلاسیک تنظیم شده باشد باید نغمهای از موسیقی ایرانی در آن گنجانده شود. این آهنگساز با اشاره به منبع الهام خود برای ساخت آثار ملی و ایرانی اظهار کرد: خوشبختانه ذات موسیقی انتزاعی است، یعنی در وجودش وابستگی دارد به هر چیز؛ یکی به دماوند، آن دیگری به خزر، یکی به خلیج فارس، آن یکی به مقاومت و سلحشوریهای تاریخی ایران. من اصالتاً لک زبان هستم و از اقلیمیکهن آمدهام. در دیار من همواره تفنگ و اسب همچون ناموس با من زاده شده است و در پیرامون خودم دایه دایه، قدمخیر و بوه میری، در گوشم ناله کرده و همیشه الهامبخش ذائقه من بوده است.
منظمی در پاسخ به این سؤال که موسیقی میهنی باید جهانیتر شود یا ریشه در سنتهای ایرانی داشته باشد، گفت: بزرگان این موسیقی همچون مرحوم حنانه، روحالله خالقی، احمد پژمان، سنجری و دیگران در مسیر جهانی شدن آن بسیار کوشیدهاند و همواره نوعی بازگشت به سنت در آثارشان مشهود است، چراکه برای معرفی آن نیاز به شاخصههای این موسیقی دارند، همچون ربع پردهها، مثل «سرود ای ایران» مرحوم خالقی و دستگاهها و آوازهای ردیف دستگاهی - منظور از آواز، خواندن خواننده نیست؛ آواز بخشی از یک دستگاه موسیقی است، مانند آواز ابوعطا که وابسته به دستگاه شور است - و استفاده از سازهای ایرانی در ارکستراسیونهایشان.
وی با اشاره به این موضوع که چه سازها یا سبکهایی برای موسیقی ملی میهنی تناسب بیشتری دارند، افزود: هیچ محدودیتی برای این موضوع قائل نیستم، اساساً موسیقیای که برای میهن و وطن ساخته میشود نمیتواند چارچوب داشته باشد؛ اگر با کلام است که 100 درصد در خدمت کلام و معطوف به واژه واژه و تعابیر شعر است و چه بهتر که آهنگسازان موسیقی باکلام، تسلط بر ادبیات داشته باشند تا بتوانند بهترین بهره را از ترکیب شعر و موسیقی در کارشان ببرند؛ اگر هم بیکلام است که مجدد عرض میکنم نغمههای ایرانی با سازآرایی ایرانی میتواند معرّف هویت آن باشد.
منظمی در توضیح نقش موسیقی در برهههای حساس تاریخی همچون جنگها برای دفاع از سرزمین بیان کرد: خوشبختانه با توجه به تنوع چهاردهگانه زبانهای محلی و چهلگانه گوشههای محلی با انبوهی از ملودیهای زیبای مقامی محلی متنوع با رنگبندی گام یا اسکیل و ریتم و کلام مواجه هستیم. در خراسان «الله مزار» و «سردار عیوض خان»، در لرستان «دایه دایه» و «سوار»، در چهارمحال و بختیاری «سردار بیبی مریم» و «مر جنگه مر جنگه»، در آذربایجان اپرای «کوراغلو» و… که هر کدام از این آثار از درون آن اقلیم سر برآورده و حاوی و راوی حماسههای عظیم بودهاند که به وقتش مجدداً قابل احیا و بازسازی هستند تا بتوان برای نسل امروز متناسب با حالوهوا و ذائقه این نسل پرداخته و تنظیم مجدد شوند و به کار آیند.
موسیقی روایتگر خاطرههای جمعی
حسین شریفی، آهنگساز و رهبر ارکستر سمفونیک رسانه ملی در پاسخ به این سؤال که در ساخت موسیقی میهنی از چه چیز الهام میگیرد، بیان کرد: الهام در ساخت موسیقی میهنی تنها یک برداشت ساده از آهنگ یا شعر نیست، بلکه پیوندی عمیق میان تاریخ، فرهنگ و احساس جمعی است که اثر را به تجربهای احساسی و جمعی تبدیل میکند.
این آهنگساز با اشاره به این موضوع که موسیقی چه نقشی در انتقال هویت ایرانی دارد، توضیح داد: موسیقی ایرانی در بازنمایی و انتقال هویت ملی، کارکردی علمی و قابل تحلیل دارد که بدین شرح است: نظام مدال، ریتم و متر، تمهیدات ملودیک و تزئینی. در کارکرد بیننسلی موسیقی باید گفت موسیقی ایرانی نقش حافظه فرهنگی را ایفا میکند و از راه آموزش و اجرا به نسلهای تازه منتقل میشود. در توضیح نقش نمادین، موسیقی بهعنوان یک نظام نشانهای، هویت جمعی و ملی را رمزگذاری و در موقعیتهای تاریخی و اجتماعی بازتولید میکند.
شریفی در توضیح این که موسیقی میهنی باید جهانیتر شود یا ریشه در سنتهای ایرانی داشته باشد، خاطرنشان کرد: موسیقی میهنی باید همواره ریشه در سنتهای ایرانی داشته باشد، زیرا هویت فرهنگی، ساختار مدال، ریتمهای محلی و فنهای اجرایی ویژه، عناصر اصیل و غیرقابل جایگزین موسیقی ایرانیاند. در عین حال، برای ارتباط با مخاطب جهانی میتوان از سازبندیهای بینالمللی، هارمونی مدرن و فرمهای جهانی بهره برد، اما این تغییرات نباید باعث حذف یا تحریف ریشههای سنتی شوند.
وی تأکید کرد: موسیقی میهنی وقتی مؤثر است که هویت ایرانی خود را حفظ کند و همزمان به زبان جهانی موسیقی پاسخ دهد؛ این تعامل هوشمندانه هم وفاداری به سنت را تضمین میکند و هم امکان شنیده شدن فراتر از مرزها را فراهم میآورد.
شریفی با اشاره به همکاری با مرکز موسیقی صداوسیما در تولید آثار میهنی تصریح کرد: این همکاری برای من تجربهای گرانبها، بسیار ارزشمند و آموزنده بوده است. از ابتدای شروع، شکلگیری و تشکیل ارکستر، ابتدا بهعنوان نوازنده و سپس در مقام آهنگساز و تنظیمکننده، فرصتی فراهم شد تا مسیرهای مختلف اجرایی و هنری را تجربه کنم. در طول این سالها، با حضور در ارکسترهای رسمی مانند ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر موسیقی ملی ایران بهویژه ارکستر سازمان، نهتنها با فرایندهای پیچیده ارکسترال و جزئیات اجرایی آشنا شدم، بلکه ارتباط نزدیک رهبران مختلف در هر سه ارکستر همچنین با نوازندگان، کادر اجرایی و خود ارکستر از همان ابتدا انگیزه جدی و اشتیاق بسیار عمیقی در من ایجاد کرد.
وی افزود: تمام این تجربیات، بالغ بر 30 سال و اندی، از نوازندگی تا آهنگسازی و تنظیمکنندگی، زمینهای قوی برای هدایت ارکستر فراهم کرد و باعث شد امروز، بهعنوان رهبر ارکستر، بتوانم با استفاده از تجربیات این سالها، با دقت، هماهنگی و درک کامل از عملکرد هر ساز و بخش، اجرای آثار را با توجه به توان شخصی، قابلیتها و شرایط موجود، با سعی فراوان و ممارست جدی هدایت کنم.
شریفی با بیان اینکه اجرای آثار کلاسیک و ملی میهنی در کنسرتهای ارکستر بخش مهمی از مسیر است، گفت: اجرای زنده امکان ارتباط مستقیم با مخاطب و ایجاد حس همبستگی ملی را فراهم میکند و شور و هیجان جمعی به موسیقی جان میبخشد؛ نمونه بارز آن اجرای ارکستر سمفونیک و گروه کُر سازمان روبهروی ساختمان شیشهای بود. هر کنسرت فرصتی است برای به نمایش گذاشتن تلفیق موسیقی ایرانی و ارکسترال با استاندارد جهانی و انتقال پیام فرهنگی و احساسی موسیقی میهنی به شنوندگان و مخاطبان.
این هنرمند در پاسخ به این سؤال که نقش موسیقی در مدیریت احساسات مردم، آرامسازی آنها و تقویت شور حماسی در برهههای حساس مانند جنگ ۱۲ روزه چگونه است، گفت: موسیقی در برهههای حساس، مانند جنگ، نقش راهبردی و روانشناسانه دارد. شریفی تأکید کرد: تلفیق سنتهای ایرانی با استانداردهای جهانی ارکستراسیون باعث میشود موسیقی هم هویت ملی خود را حفظ کند و هم برای مخاطب بینالمللی قابل فهم و اثرگذار باشد. به این ترتیب، اجرای ارکستر در جنگ و برهههای بحرانی، نهتنها ابزاری برای هدایت احساسات و آرامسازی مردم است، بلکه وسیلهای برای تقویت شور حماسی و همبستگی ملی نیز به شمار میآید.
میهن مادر ماست
غلامرضا صنعتگر، خواننده، در توضیح این مطلب که مردم امروز به چه نوع ترانههای میهنی بیشتر واکنش نشان میدهند، بیان کرد: مردم همیشه هر ترانهای که غرور ملی و احساس وطندوستیشان را تهییج کند، میپسندند. میهن ما مادر ماست و ملت شریف ایران مادر خود را خیلی دوست دارند و هر ترانهای که عشق و محبت به وطن را به تصویر بکشد، قطعاً واکنش برانگیز است.
وی با تأکید بر اینکه در میان آثارش قطعه «میهن عزیزم ایران» برایش شکل خاصتری دارد، در توضیح تجربه شخصیاش از پخش اثری از تلویزیون و ماندگاری و دیده شدن آن کار بیان کرد: هنگامیکه کار «ایران سبز» و «میهن عزیزم ایران» را ساختم و از صداوسیما پخش شد، رسانه ملی خیلی پربیننده بود، چون فضای مجازی و انواع شبکههای مجازی وجود نداشت و همین تکرار اثر و توجه، واقعاً مؤثر بود و نمیشود این بدیهیات را کتمان کرد؛ البته نباید نقش اثر خوب و مردمپسند را هم نادیده گرفت.
صنعتگر در پاسخ به این سؤال که برای جذب نسل جوان به آثار میهنی، چه تغییراتی در لحن و شیوه اجرا پیشنهاد میکنید، گفت: طبق فرمایش آقا امیرالمؤمنین علی (ع) باید فرزند زمانه خود باشیم و در موسیقی هم باید به این مهم توجه کرد. نسل جدید از پیچیدگی بیزار است و سادگی را در کلام بیشتر میپذیرد و شیوه اجرا هم به همین صورت است. البته این نظر شخصی بنده است و بهطورکلی سادگی همیشه زیباست. درواقع نسل جدید از ارتباط مستقیم و همدلی صادقانه استقبال میکند.
این خواننده در توضیح نقش موسیقی در مدیریت احساسات مردم، آرامسازی آنان و یا تقویت شور حماسی در وجود ایشان در برهههای حساسی چون جنگ 12 روزه عنوان کرد: موسیقی مهمترین عامل مؤثر در احساسات است. فارغ از جنگ، موسیقی میتواند در شرایط روحی و روانی مختلف نقش داشته باشد. موسیقی شور میآفریند، غرور ملی و عزت نفس را برمیانگیزد، طنین موسیقی حماسی وقتی با نام ایران در گوش مخاطب میپیچد به جانش هم مینشیند و در سلول سلول پیکر هر ایرانی آزادهای احساس حفظ خاک و ایستادگی در مقابل دشمنان احیا میشود.
وی تأکید کرد: گاهی یک اثر خوب حماسی میتواند یک فرد عادی را به سربازی فداکار تبدیل کند که بدون هیچ چشمداشتی با تمام وجود حاضر است جانش را فدای کشور و ملتش کند.