در روزهایی که کشور در هفته کتاب و کتابخوانی قرار دارد و نگاهها بیش از هر زمان دیگری به وضعیت مطالعه و نشر معطوف است، بازار کتاب همچنان با چالشهای ساختاری مهمی روبهرو است که مانع از ارتقای سرانه مطالعه میشود. احسان رضایی، کارشناس کتاب، در گفتوگو با خبرنگار اداره کل روابط عمومی رسانه ملی، با تحلیل وضعیت موجود، از پدیدهای به نام «تورم کتاب» سخن میگوید؛ وضعیتی که در آن با وجود انتشار سالانه شصت هزار عنوان کتاب جدید، تیراژ آثار به طور محسوسی کاهش یافته است. رضایی در این مصاحبه تأکید میکند که تغییر الگوی رفتاری در حوزه کتابخوانی صرفاً با اتکا به رسانهها میسر نیست، بلکه نیازمند اصلاحات جدی در دو منبع کلیدیتر یعنی خانواده و نظام آموزشی است که متأسفانه در اجرای وظایف خود ناقص عمل کردهاند. وی در نهایت، نقش عملی و ویژه رسانه ملی را در طولانیمدت، نه در تبلیغات عمومی، بلکه در تمرکز بر «نقد ادبی» میداند تا چرخه تولید آثار باکیفیت و ارتقای سلیقه مخاطب تقویت شود.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، احسان رضایی، کارشناس کتاب در گفتوگو با خبرنگار اداره کل روابط عمومی رسانه ملی، در پاسخ به این سوال که وضعیت کتاب و کتابخوانی را در جامعه چطور میبینید، اظهار کرد: واقعیت این است که ما دچار تورم کتاب هستیم. طبق آمارها سالانه بهطور متوسط صدهزار عنوان تولید میشود که چهل هزار عنوان آن تجدید چاپ است و شصت هزار عنوان چاپ جدید. وقتی هر سال 60 هزار عنوان به ویترین کتابفروشیها اضافه میشود، طبیعی است که تیراژ پایین بیاید. حتی در حوزههای تخصصی هم همین است. چیزی که دبیرخانه جایزه جلال آلاحمد عنوان میکند این است که در چند سال اخیر هر سال حدود ۹۰۰ تا هزار عنوان رمان و داستان بلند در کشور تولید میشود که این به جز ترجمهها، مجموعههای داستان و ... است.
وی ادامه داد: ما گاهی اوقات میگوییم تیراژ پایین است، گاهی میگوییم سرانه مطالعه پایین است اما در نظر نمیگیریم که تولید کتاب در جامعه ما معقول نیست. وقتی کتابها از کیفیت خوبی برخوردار نباشد تیراژشان پایین میآید، اما در عین حال کتابهای خوب تیراژ خوبی هم دارند.
رضایی در پاسخ به این سوال که به نظر شما رسانه ملی با حمایت از نویسندگان یا موضوع خاص میتواند یک جریانساز فرهنگی باشد و سلیقه عموم مردم را افزایش بدهد یا خیر، گفت: ما برای تغییر الگوی رفتاری چند منبع داریم. اولین سطح آموزش خانواده است، منبع دوم مدرسه و آموزش است و منبع سوم رسانه.
وی ادامه داد: اگر دو منبع اول به خوبی عمل نکنند منبع سوم نمیتواند تغییر عمدهای ایجاد کند. امروزه آمار فروش کتابهای کودک و نوجوان بالاست و با وجود اینکه قیمت متوسط یک کتاب کودک و نوجوان بالاتر از سایر ردههای کتاب است، اما پدر و مادرها فقط برای فرزندانشان کتاب خریداری میکنند. موضوعی که در این بین باید در نظر گرفته شود این است که تا پدر و مادر کتاب نخوانند فرزندان نیز کتابخوان نخواهند شد.
کارشناس کتاب افزود: سطح دوم مدرسه و آموزش است. سالهاست که زنگ کتابخوانی به برنامه درسی مدارس اضافه شده ولی اغلب این زنگ را برای جبران دروس تخصصی استفاده میکنند و مدارس کمی وجود دارد که معلم کتابخوانی دارند، یعنی یک دبیر مخصوص وجود دارد که به بچهها کتاب معرفی کند، راجع به کتاب حرف بزنند و... . بنابراین آموزش در این دو سطح ناقص اجرا شده و نمیتوانیم از منبع سوم که همان رسانه ملی است به تنهایی انتظار داشته باشیم که همه چیز را جبران کند و ابتدا باید دو منبع اول اصلاح شود.
رضایی همچنین در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه رسانههای عمومی مثل صداوسیما چه نقش عملی میتوانند در زمینه کتاب و کتابخوانی ایفا کنند، گفت: در چرخه تولید کتاب چندین مرحله وجود دارد که مرحله اول شامل نگارش و ترجمه است، مرحله دوم آمادهسازی کتاب توسط انتشارات، مرحله سوم توزیع، سپس تبلیغ و در آخر نقد کتاب است.
وی با بیان اینکه نقد کتاب موجب میشود که نویسنده از اثری که تولید کرده بازخورد بگیرد و این چرخه با کیفیت بهتری به کار خود ادامه دهد، عنوان کرد: این دقیقا همان کاری است که رسانه ملی میتواند نقش ویژهای را برایش ایفا کند و ما نیاز به یک برنامه در زمینه نقد ادبی داریم تا باعث ارتقای این فرایند شود.