قصه سریال «میراث» با ورود یک روحانی جوان به تهران آغاز میشود؛ روحانیای که سالها گمان میکرد پدرش فوت کرده، اما ناگهان درمییابد او زنده و در کماست و ارثی مهم برایش باقی گذاشته است. میراثی که تنها یک دارایی ساده نیست، بلکه کلید ورود او به دنیایی مملو از پیچیدگیهای اخلاقی، رقابتهای خانوادگی و اجتماعی است.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، نقطه قوت «میراث»، استفاده هوشمندانه از تقابل موقعیتهای طنز و شخصیتهای جدی است؛ ترکیبی که اگرچه ریسک بالایی دارد، اما با انتخاب بازیگران مناسب و هدایت عملکردی هماهنگ، به تعادل رسیده است. حضور همزمان بازیگرانی با پیشینه طنز همچون نصرالله رادش و آرش نوذری در کنار چهرههایی چون ثریا قاسمی، لعیا زنگنه و امیرحسین صدیق، فضایی ایجاد کرده که طنز را نه بهعنوان شوخیهای سطحی، بلکه بهصورت طنز موقعیت و تضاد جهانبینی شخصیتها پیش میبرد.
«میراث» همچنین با نشان دادن فاصله فرهنگی و رفتاری میان روستا و تهران، بخش مهمی از واقعیت امروز جامعه را بازتاب میدهد. تلاش شخصیت اصلی برای سرپا کردن یک کارخانه، آشنایی با مفاهیم کارآفرینی و مواجهه با ساختارهای اداری، سریال را از یک کمدی ساده خانوادگی فراتر برده و به اثری تبدیل کرده که لایههایی از نقد اجتماعی و اقتصادی دارد. سادگی بیان، دوری از تیپسازی و توجه به واقعنمایی، «میراث» را در جایگاهی قرار داده که میتواند با مخاطبان گستردهای ارتباط برقرار کند؛ مخاطبی که در جریان قصه، هم میخندد و هم معنایی درباره روابط، قدرت و مسئولیت به دست میآورد.
تقابل یک روحانی روستازاده با خانوادهای شهری
امین امانی، کارگردان سریال «میراث» درباره ماهیت این قصه گفت: این قصه درباره روحانی جوانی است که همراه مادرش در روستایی خارج از تهران زندگی میکند. او در یک تماس تلفنی مطلع میشود پدری که سالها تصور میکرده فوت شده است، درواقع زنده بوده و اکنون در کماست؛ پدری که حتی برای او وصیت و ارثی نیز در نظر گرفته است. این خبر مسیر زندگیاش را تغییر میدهد و او را راهی تهران میکند؛ جایی که درمییابد حالا با نامادری و خواهر و برادرهای ناتنی روبهروست. ماجراهای مربوط به ارث، کارخانهای که ناگهان به او واگذار شده و دردسرها و حاشیههایی که در این مسیر برایش به وجود میآید، ساختار اصلی قصه را شکل میدهد.
وی ادامه داد: ایده نخست این داستان را کیاوش زارعطلب، نویسنده فیلمنامه مطرح کرد. متن را که خواندم احساس کردم ظرفیت جذابی دارد؛ بنابراین آن را گسترش دادیم و به مرحله تولید رساندیم. برای من، تقابل یک روحانی روستازاده با خانوادهای شهری و پیچیدگیهای اخلاقی و رفتاری آنها جذاب بود. تلاش کردیم با انتخاب درست بازیگران، این تضاد و برخورد جهانها را بهخوبی نمایش دهیم.
این کارگردان تلویزیونی تصریح کرد: یکی از مشکلات مهم کار، ایجاد موقعیت طنز در کنار شخصیتهایی جدی بود. قرار دادن بازیگرانی مانند یوسف تیموری، نصرالله رادش یا آرش نوذری در مقابل چهرههای جدیای همچون ثریا قاسمی و لعیا زنگنه، نیازمند ظرافت بود. باید داستانی روایت میکردیم که هم لحظات طنز داشته باشد و هم وجوه کاملاً جدی؛ و تماشاگر بتواند این تقابل را باور کرده و جدی بگیرد. در انتخاب بازیگران، قصد داشتیم چهرههای بیشتری داشته باشیم و درنهایت حدود ۲۰ بازیگر سرشناس در این طرح حضور پیدا کردند. تقریباً هر بازیگری با خواندن قصه احساس میکرد میتواند با نقش ارتباط بگیرد. مشکلات ناشی از تفاوتهای فرهنگی میان تهران و روستا و همچنین بازتاب روابط اجتماعی، ازجمله عناصری بود که کار را برای بازیگران جذاب میکرد.
امانی با اشاره به مفاهیمیکه سریال مطرح میکند، یادآور شد: به دلیل کارخانهای که باید دوباره سرپا شود و اینکه کاراکتر ما متخصص نیست، فرصت خوبی ایجاد شد تا قصه وارد موضوعاتی نظیر کارآفرینی، شرکتهای دانشبنیان و نقشآفرینی نخبگان شود.
وی افزود: در مراحل تولید، تغییرات زیادی اعمال شد؛ هم تحتتأثیر انتخاب بازیگران و هم اصلاحاتی که از سوی برخی نهادها صورت گرفت. اما درمجموع تلاش کردیم فضا پیچیده و غیرواقعی نشود. مردم روستا ساده و صمیمیاند و ما هم تعمداً به سمت تیپسازی یا فانتزینمایی نرفتیم، چون میخواستیم شخصیتها شبیه آدمهای واقعی جامعه باشند. هدف این بود که مخاطب بتواند خودش یا اطرافیانش را در داستان ببیند و با آن ارتباط برقرار کند. به نظر من، طنز زمانی ارزشمند است که واقعی و بیپیرایه باشد؛ همانطور که آثار رضا عطاران ماندگار شدند، چون با نگاه کاملاً واقعی به طنز نزدیک میشود.
هدف اصلی خلق امید بود
کمیل سوهانی، تهیهکننده سریال «میراث» در توضیح ایده ساخت این مجموعه گفت: ایده نخست «میراث» از دو نیاز اساسی نشئت گرفت، نخست، ضرورت پرداخت هنری و نمایشی به مسئله «تولید» که در سالهای اخیر به دغدغهای ملی تبدیل شده است و دوم، نیاز رسانهای کشور به آثاری که بتوانند مفاهیم بزرگ اجتماعی را در قالبی شیرین، مردمی و قابل فهم روایت کنند. «میراث» بهدلیل پیوند میان هویت ایرانی، اقتصاد مردمی و روایت قصهمحور جایگاه ویژهای پیدا کرده است. این اثر میخواهد یک جای خالی را در سبد محتوایی رسانه ملی پر کند؛ یعنی طرح موضوعات بسیار جدی، اما در قالبی شاد، امیدآفرین و قابل ارتباط برای مردم.
وی افزود: هدف اصلی ما خلق «قصه امید» بود. میخواستیم نشان دهیم که تولید، صرفاً یک مفهوم اقتصادی نیست، بلکه رفتاری فرهنگی، عقلانی و تمدنی است که به رشد جامعه و هویت فردی کمک میکند. طنز اجتماعی را انتخاب کردیم، چون باور داشتیم مردم امروز بیش از هرچیز نیاز دارند در فضایی گرم و صمیمانه با این دغدغهها مواجه شوند، نه در قالبی خشک و شعاری. میخواستیم بگوییم توسعه، یک مسیر شدنی است؛ البته اگر با خرد، تلاش و همکاری جمعی همراه شود.
سوهانی با اشاره به روند انتخاب کارگردان و گروه نویسندگی و معیارهای آن تصریح کرد: از ابتدا روشن بود که این طرح نیازمند گروهی است که هم توان روایت طنز را داشته باشد و هم قدرت پرداختن به مسئله تولید را. فیلمنامه نخست توسط کیاوش زارعطلب نوشته شد؛ نویسندهای که بهخوبی میان طنز، مسائل اجتماعی و لایههای انسانی روایت، تعادل ایجاد میکند. کارگردانی این اثر را هم امین امانی به عهده گرفت، چون تجربه، نگاه انسانی و توانایی هدایت کارهای بزرگ را دارد. معیارهای اصلی ما برای انتخاب عوامل توانایی تعریف قصه در بستر طنز موقعیت، دوری از اغراق و شعار، شناخت ساختار روایی مردمپسند، توان مدیریت طرحی با مقیاس بزرگ و در لوکیشنهای متعدد بود.
سوهانی در پاسخ به این سؤال که در انتخاب بازیگران مطرح این سریال، چه عواملی برای شما بهعنوان تهیهکننده اهمیت بیشتری داشت، بیان کرد: اصل نخست ما ترکیب تجربه و تازگی بود. ما نیاز داشتیم چهرههای شناختهشده طنز را در کنار بازیگران جدی قرار دهیم تا لحن سریال به تعادل برسد. چند معیار مهم، توانایی بازیگران در انتقال «طنز موقعیت» نه طنز کلامی، قدرت ایجاد همذاتپنداری، هماهنگی میان نقشها و شخصیتهای متنوع سریال، ظرفیت حضور در اثری که هم جنبه سرگرمی داشته و هم پیام اجتماعی در آن باشد. به همین دلیل، جمعی از بهترین هنرمندان کشور مانند لعیا زنگنه، داریوش کاردان، آرش نوذری، ثریا قاسمی، امیرحسین صدیق، آرام جعفری، رامین راستاد و ... انتخاب شدند.
این تهیهکننده تلویزیون تأکید کرد: بزرگترین مشکل ما در تولید «میراث» همان بود که در خود داستان سریال هم به آن پرداختهایم؛ یعنی این حقیقت که تولید در ایران دشوار است. مشکل بزرگ دیگر ما حفظ لحن طنز در کنار پیامهای جدی بود که نیاز به دقت، بازنویسیهای متعدد و همکاری نزدیک میان نویسنده، کارگردان و گروه تدوین داشت.
وی ادامه داد: برای هر تولید موفقی باید از ابتدا ساختار تولید را بر پایه همافزایی و جلسات منظم بینبخشی بنا کرد. باید قبل از آغاز فیلمبرداری، جلسات مشترک میان دپارتمانها، از طراحی صحنه تا صدابرداری و تدوین، برگزار شود تا همه روی یک جهان مشترک به توافق برسند. در طول تولید نیز باید با استفاده از گزارشهای روزانه، نمونههای تدوین اولیه و بررسی مشترک سکانسها کمک کرد تا جریان کار روان پیش برود. این نوع الگوی مدیریت تولیدی، باعث میشود که گروهها نه بهصورت جزیرهای، بلکه بهصورت یک «بدنه واحد» عمل کنند.
سوهانی افزود: مرکز سیمرغ در سالهای اخیر تلاش کرده است تا رویکردی حرفهایتر، چابکتر و متناسب با نیازهای جدید مخاطب داشته باشد. در سریال «میراث»، این مرکز نقش پشتیبان و تسهیلکننده را ایفا کرد.
وی در پاسخ به این سؤال که اگر قرار باشد فصل بعدی یا طرحی مشابه تولید کنید، چه تجربههایی از «میراث» برایتان تعیینکننده خواهد بود، گفت: سه تجربه کلیدی برای ما روشن شده است: نخست اینکه طنز اجتماعی زمانی اثرگذار است که بر پایه واقعیتهای جامعه بنا شود، نه اغراق. دوم، اگر گروه نویسندگی و کارگردانی از ابتدا در کنار هم باشند، کیفیت اثر چند برابر میشود؛ و درنهایت اینکه مردم تشنه امید و روایتهای بومیِ مبتنیبر تلاش و عمل هستند. اگر فصل دوم یا کاری مشابه تولید شود، تلاش میکنیم جهان سریال را توسعه دهیم، شخصیتها را عمیقتر کنیم و از ظرفیت طنز و درام برای بیان دغدغههای امروز کشور بیشتر بهره ببریم.