حنیف غفاری، کارشناس مسائل بینالملل معتقد است که شبکههای برونمرزی توانستهاند در روایتگری از جنگ موفق عمل کنند و ترامپ نیز بهواسطه شکست در نبرد سخت و نرم، اقتدار ایران را به عملیات رسانهای و تبلیغات مرتبط میداند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، غفاری با اشاره به تفاوت روایتگری و روایتسازی از حقیقت بهخصوص در موقعیت جنگی عنوان کرد: ما باید میان روایتگری و روایتسازی تفکیک و تمایز قائل شویم. روایتسازی چیزی است که دشمن انجام میدهد، یعنی تلاش میکند حقایق و واقعیتهای میدان را بهگونهای روایت کند که خودش میخواهد و این نوع روایتسازی با حقیقت و با آنچه واقعاً در صحنه رخ میدهد، در تعارض و تضاد قرار دارد.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: جمهوری اسلامی ایران در جریان جنگ تحمیلی سوم، دست به روایتگری صادقانه زد و همین روایتگری موردپذیرش قرار گرفت. در مقابل، روایتسازی ترامپ و مقامات امریکایی ازآنچه در جنگ تحمیلی سوم میگذشت، حتی از سوی رسانههای خودشان نیز نفی شد. این روایتسازی آنقدر جعلی و آنقدر با واقعیت و حقیقت در تضاد بود که خود رسانههای امریکایی و اروپایی این روایت را زیر سؤال بردند. تا جایی که امروز ترامپ رئیسجمهور امریکا، بهدلیل نوع بازتاب جنگ در رسانههای امریکایی، از همین رسانهها شکایت میکند!
وی تصریح کرد: این مسئله از یکسو نشاندهنده قدرت روایتگری جمهوری اسلامی ایران است که نسبت به جنگ ۱۲روزه، سطح آن ارتقا پیدا کرده است. در این میان، سازمان صداوسیما واقعاً سنگ تمام گذاشت. رسانههای دیگر ما نیز وارد میدان شدند و علاوه بر اینکه برای افکار عمومی داخل کشور، پیروزیها و وقایع میدانی را بهدرستی روایت کردند، توانستند همین روایتگری را در قبال مخاطب خارجی هم انجام دهند.
غفاری با تأکید بر نقش شبکههای برونمرزی صداوسیما بر رسانههای منطقهای و تغییر افکار عمومی نیز بیان کرد: این شبکههای رسانهای که به زبانهای مختلف منطقه فعالیت میکنند، در بستری وارد عمل شدهاند که بهطور کلی در افکار عمومی منطقه، بهویژه پس از رخدادهایی مانند عملیات طوفانالاقصی، تحولی جدی شکل گرفته است. مردم منطقه بهدنبال روایتهای تازه و متمایز از روایتهای غرب هستند.
وی اظهار کرد: امروز این تمایل در افکار عمومی منطقه کاملاً مشهود است که حوادث و واقعیتهای منطقه را با زبان خود منطقه بشنوند و آن را با گفتمان بومی، درک و مشاهده کنند. در چنین اوضاعی، راهاندازی بخشهای رسانههای تازهتر به شبکههای برونمرزی کشور مانند پرس تیوی عبری، ترکی استانبولی و دیگر شبکههای برونمرزی، قطعاً پاسخی است به همین نیازهای جدید مخاطب برای عبور از سد سانسور. پس این شبکهها به روایتگری واقعیتها با زبان کشورهای منطقه کمک میکنند.
در ادامه غفاری به اهمیت هوشمندی رسانهها و آمادگی برای اثرگذاری در بزنگاهها اشاره کرد و توضیح داد: در بازههای زمانی حساسی مانند جنگ ۱۲روزه، جنگ تحمیلی سوم و حتی در موقعیتهای غیرنظامی نظیر مذاکرات و رویدادهای دیپلماتیک، این روایتگری به سبک شبکههای برونمرزی جمهوری اسلامی ایران، خطاب به افکار عمومی منطقه، با زبان، ادبیات و بیان خودشان، بیشترین تأثیر را در دو حوزه جذب و اقناع مخاطب در همراهی با تحولات میدانی و سیاسی دارد.
این کارشناس مسائل بینالملل در بخش دیگری از سخنانش به علت واکنش عصبی ترامپ نسبت به اقتدار ایران و ارتباط دادن پیروزی و اقتدار ایران به عملیاتهای رسانهای و هوش مصنوعی و… اظهار کرد: ترامپ جنگ سخت را عملاً در میدان، به ایران واگذار کرده است. امید او این بود که با روایتسازی از این شکست، بتواند آن را در ذهن افکار عمومی جهان بهعنوان پیروزی جا بزند. باید توجه داشت که بخش مهمی از رویدادها در نظام بینالملل، قبل از آنکه در عالم واقع رخ دهند، در ذهنها و ادراکات روایت میشوند؛ یعنی ابتدا در ذهن افراد شکل میگیرند.
وی متذکر شد: ترامپ بعدازآنکه در این حوزه نیز شکست خورد؛ یعنی پسازآنکه در جنگ نرم و جنگ رسانهای هم نتوانست روایت خود را غالب کند، اکنون به تخریب و حمله به رسانههای امریکایی روی آورده است. او تلاش میکند مسئولیت این شکست را به گردن رسانههای داخلی امریکا بیندازد و بهنوعی آنها را مقصر جلوه دهد.
غفاری ادامه داد: بنابراین، این رفتار عصبی و تا حدی هیستریک ترامپ، ناشی از شکستی است که ایالات متحده بهلحاظ رسانهای و در عرصه جنگ نرم، در جریان این جنگ اخیر متحمل شده است. به بیان دیگر، امریکا نهتنها در زمین بازی نظامی و در جنگ سخت دچار شکست شد، بلکه در جنگ نرم و رسانهای نیز شکست خورد و نشانههای این شکست هم امروز بهروشنی مشهود است.