محمدمهدی سیار، شاعر و ترانهسرا که قطعه «بیعت سرخ» را در جنگ تحمیلی سوم سرود و با صدای سیدصادق آتشی پخش شد، درباره تأثیر هنر موسیقی و شعر در افزایش روحیه و استقامت مردم اظهار کرد: جنگ رمضان، جنگی ترکیبی و جنگ ارادههاست و آن ملتی پیروز خواهد شد که ارادهای مستحکمتر داشته باشد. اراده را کلمات میسازند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، سیار افزود: درواقع جملهها، ابیات و فرهنگ، اراده را استحکام میبخشند. انسان وقتی جملهای را میشنود که او را قوی میکند، ارادهاش را بالا میبرد و او را محکم میسازد، درواقع میتواند پیروز شود.
وی تصریح کرد: در جنگ روایتها پیروزی، بیش از آنکه به تجهیزات و سلاح متکی باشد، به تفسیری وابسته است که ما از واقعه داریم. تفسیر ما از واقعه، پیروزیمان را مشخص خواهد کرد. این تفسیر را هنرمندان، شاعران و اهل اندیشه و اهل کلمه میسازند. ما اکنون در تاریخ، این را بهروشنی میبینیم که مثلاً امام حسین(ع) با وجود شهادت خودشان و همه یارانشان، با اینکه بزرگترین مظلوم تاریخاند، بزرگترین پیروز تاریخ هم هستند. این پیروزی از کجا بهدستآمده؟ در کلمات و فرهنگ و تبدیل یک فرد مظلوم و شهید به نماد پیروزی برای کسانی که پیرو او هستند. این نکته نشان میدهد که در این جنگی هم که اکنون در حال رخ دادن است نیز اهمیت هنر و اندیشه بسیار زیاد است.
سیار اضافه کرد: کسانی که خود را در دل یک حادثه تاریخی عظیم میبینند، با شکستهای جزئی و حتی شکستهای عظیم و با شهادتهای بزرگ، نهتنها درهم نمیشکنند، بلکه از این حادثه محکمتر و ارادهشان پولادینتر میشود و همین است که پیروزی را میسازد. واسطه این پیروزی، واسطه این پولادین شدنها به نظر من هنر است؛ یعنی چیزی که میتواند آن اندیشه را در جان مخاطب خود درونی کند.
نویسنده کتاب «دادخواست» تأکید کرد: ممکن است ملتی بسیار والا و متعالی باشند، اما این حقیقت در زبانشان جاری نشود، در گوششان شنیده و تکرار نشود. اینجاست که شعر و شعار نقش جاری کردن اعتقادهای باطنی و بنیادین را بر زبان و گوشها ایفا میکنند و این اعتقادهای باطنی را به آتش تبدیل میکنند و اینجاست که این آتش، هرچه بیشتر، گرمتر میشود و میدانیم که وقتی شعرهای بهتر و نغمههای قویتر تولید میشود، مردم هم دور این نغمهها و شعرها جمع میشوند و میدانها شلوغتر میشود.
این شاعر گفت: درواقع محتوای آثار ادبی و حالوهوای آنها، این حس را القا و این حقیقت را بیان میکند که میان مذهب و ملیت، عشق به میهن وجود دارد و حالا در این اشعار تجلی پیدا کرده است. به نظر میرسد این پیوند ناگسستنی تا امروز مغفول مانده یا چندان برجستهسازی نشده است. در تاریخ ما، برخی سعی کردهاند شکاف و گسستی میان ایده ملیت و ایده دینی ایجاد کنند و این شکاف را گسترش دهند، اما اکنون وضعیت بهگونهای پیش رفته که هیچکس نمیتواند دم از امر ملی و ایده ملی بزند، اما در آنسوی ماجرا در کنار امریکا و اسرائیل بایستد. کسی که حقخواه باشد امروز باید در کنار این مردم و در کنار جمهوری اسلامیبایستد. جمهوری اسلامی و ملت ایران امروز از یکدیگر نیرو میگیرند و استقامت میکنند.
سیار متذکر شد: چیزی که مردم را محکم و استوار میکند، فریادهای دینی و فریادهای متصل به فرهنگ عاشورایی و اهلبیتی است. اینجاست که دیگر کسی نمیتواند بگوید من با ایران هستم، اما با این مردمِ حاضر در خیابان نیستم. اصلاً ایران، جز مردمش، جز نظامش و جز پرچمش، اکنون هویت دیگری ندارد و همه کسانی که به هر یک از این ارکان حمله میکنند، درواقع به هر دو با هم حمله میکنند.