نویسنده فیلمنامه مجموعه نمایشی «گذرگاه» درباره طراحی و نوشتن این قصه گفت: یک سؤال بزرگ در زندگی هر انسانی وجود دارد: اینکه «چقدر از عمرت را وقفِ رسیدنِ به حقیقت میکنی؟». ممکن است جواب بسیاری از آدمها به این سؤال صفر باشد، آدمهایی که پول و چیزهای مشابه را انتخاب میکنند و حقیقت را کنار میگذارند.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، امین حسینیون افزود: بعضیها ممکن است جوابشان «مقدار کمی» باشد، کسانی که اندکی در راه حقیقت قدم برمیدارند، ولی وقتی راه سخت میشود، کنار میکشند. این سؤالِ بنیادین اساسِ ایده «گذرگاه» است که البته اسمش در آغاز «گذرگاه باد» بود. کفاشی در محل ما بود، به اسم آقای حقیقت، از آن کفاشهای قدیمیکه کارِ تعمیر کفش هم انجام میدهند. او به امانتداری، راستگویی و صداقت شهرت داشت. بسیار به این فکر میکردیم اگر این کفاش، وارد یک پرونده کارآگاهی میشد، چه اتفاقی برایش میافتاد؟ وقتی این شخصیت با آن اندیشه پیوند خورد، این داستان شکل گرفت.
این نویسنده در پاسخ به این سؤال که چرا بازه قبل و بعد از انقلاب برای روایت داستان، موردتوجه شما بوده است، تصریح کرد: چون انقلاب یک تحول بزرگ در تاریخ و جامعه ایران بوده و از بهترین مقاطع زمانی برای ارزیابی آدمها چنین دورانهایی است. یعنی ما آدمهایی را در گذر زمان دنبال میکنیم؛ آدمهایی که در طول حوادث بزرگ اجتماعی و انسانی بر اصول خودشان پایدار میمانند و همچنان دنبال حق هستند و در طرف مقابل، آدمهای منفی که با وجود تحول جامعه، دچار تحول نشدهاند و همان کارهای سابق را انجام میدهند. این راهبرد روایی را در بسیاری از رمانهای مشهور تاریخ ادبیات و آثار نویسندگان بزرگ میبینیم، مثلاً ویکتور هوگو در «بینوایان» شخصیتهایش را در بستر تحولات تاریخی فرانسه دنبال میکند، یا تولستوی در «جنگوصلح» مقطع تاریخی حمله ناپلئون به روسیه را برای دنبال کردن شخصیتهایش انتخاب کرده است.
وی با اشاره به وجه تسمیه عنوان سریال گفت: یک بیت از حافظ هست که میگوید «هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید/ در رهگذار باد نگهبان لاله بود»؛ یعنی اگر مهر نکاریم و آدم خوبی نباشیم مثل این است که در این دنیایِ فانی سعی کنیم گلِ کوتاهعمر لاله را آنهم در برابر باد زنده نگه داریم که طبیعتاً فایده ندارد. اسم سریال در ابتدا «گذرگاه باد» بود که در ادبیات فارسی استعارهای از جهان گذراست. به قول رودکی «جهان نیست جز فسانه و باد». بهتدریج، «گذرگاه باد» خلاصه و تبدیل به «گذرگاه» شد. البته اصل موضوع همان است، اینکه در این جهانی که بهجز افسانه و باد نیست، آیا دنبال کاشتن مهر هستیم، یا کینه؟
حسینیون با اشاره به پیامهای «گذرگاه» برای مخاطب گفت: به نظرم هر مخاطبی بسته به روحیاتش، از داستانی که خوب تعریف شده باشد، برداشتی خواهد کرد. درست نیست که نویسندگان درباره پیام داستان حرفی بزنند. بهتر است بنشینیم و ببینیم که مخاطبان چه میگویند. سه سال کار منسجم و پیوسته روی این فیلمنامه صورت گرفته و چندین مشاوره تخصصی درخصوص مسائل حقوقی برای آن گرفته شده است.
وی با اشاره به چالشهای نوشتن قصه «گذرگاه» گفت: چه میشود گفت؟ به قول حافظ «ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال/ مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش/ ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند؟ دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش». در یک کلام سالهای سختی را پشت سر میگذاریم، ولی باید ادامه داد.