تاریخ معاصر ایران عرصه تقابلهای تمدنی و تحولاتی است که هویت امروز ما را پیریزی کرده است. دراین میان، دو رویداد سرنوشتساز همچون ستونهای استوار، مسیر حرکت ملت را ترسیم کردهاند: قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲، که بهعنوان نقطهعطف مبارزه با استبداد، شالوده انقلاب اسلامی را بنا نهاد و رحلت معمار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) که تجلیگاه اوج اقتدار و پیوند قلبی مردم با آرمانهای رهبرشان بود.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، این دو مناسبت، نه دو رویداد گسسته، بلکه حلقههای پیوسته یک زنجیره تاریخی برای بازیابی استقلال و کرامت انسانی هستند؛ پیوندی که امروز در حماسههای منطقه و نبردهای تمدنی، بیش از هر زمان دیگری متبلور است.
تبیین اندیشههای امام (ره) و ریشههای قیام ۱۵ خرداد، یک ضرورت راهبردی برای درک «جنگ ارادهها»ست. در عصری که شاهد صفآرایی جریانهای سلطهگر در برابر ملتهای آزاده هستیم و تجاوز آمریکاییصهیونی علیه کشورمان با ترور رهبر شهید انقلاب، اوج خباثت استکبار علیه ج.ا.ا. را متجلی ساخت، بازخوانی منطق امام مبنیبر «مقاومت فعال» و «ایستادگی در برابر نظم ظالمانه جهانی» نشان میدهد که این تفکر به یک الگوی عملی پیشرو بدل شده و بازتولید همان روحیه «هیهات من الذله» است که امام(ره) با الهام از مکتب عاشورا و قیام خونین ۱۵ خرداد، به کالبد ملت ایران و ملتهای منطقه دمید. برای انتقال این میراث، رسانهها باید از قالبهای کلیشهای فاصله بگیرند و امام را نه یک چهره تاریخی، بلکه «منظومهای زنده» معرفی کنند؛ از آن روزهای سخت خرداد سال ۱۳۴۲، تا پیروزی انقلاب و اقتدار در میدانهای نبرد هشتساله و...، که موتور محرکه پیشرفت و ایستادگی بوده است. هنر رسانه باید بازنمایی این حقیقت باشد که اقتدار دفاعی و حماسههای نوین ملت، امتداد همان ارادهای است که در ۱۵ خرداد نطفه بست و با هدایتهای امام(ره) به بار نشست.
در گفتوگو با کارشناسان و هنرمندان به عمق این پیوندها، درسهای ۱۵ خرداد و تأثیر ماندگار اندیشههای امام(ره) را که حتی پساز رحلتشان نیز جامعه را رهنمون است، میپردازیم.
۱۵ خرداد؛ قیام غیرت دینی در اوج تنهایی
رضا کاشانی اسدی، نویسنده و تاریخپژوه، درباره مهمترین وجه مغفولمانده از شخصیت امام خمینی(ره) که باید در تولیدات رسانه ملی بیشازپیش به آن پرداخته شود، اظهار کرد: یکی از نکاتی که در رسانه ملی کمتر به آن پرداخته شده، نگاه حضرت امام به هستی است؛ نگاهی که فراتر از جهان مادی و امکانات دنیوی است. اگر ما بتوانیم نگاه انسانها نهفقط ایرانیان یا مسلمانان، بلکه تمام انسانها را از آن نگاه صرفاً مادی که متأسفانه امروز بر جهان حاکم است، منصرف و به دیدگاه متعالی امام(ره) معطوف کنیم، این خود آغاز همراهی با ایشان است.
کاشانی اسدی ادامه داد: این کار، ساده نیست و نیاز به گروههای اندیشهورز قوی دارد؛ گروههایی متشکل از حوزویان، اهل قلم، فیلمنامهنویسان و هنرمندان که بنشینند و زوایای این نگاه را استخراج کنند. امام شخصیتی بود که در اوج تنهایی، در حرکت از شهری به شهر دیگر یا در مواجهه با مشکلات بزرگ، تنها حرف خدا را میزد. این «نگاه قیامتمحور»، موتور محرکه حرکت ایشان بود. اگر ما بتوانیم این جنبه را به تصویر بکشیم، آنگاه تمام کنشهای امام(ره) معنای حقیقی خود را پیدا میکند.
وی با بیان اینکه اندیشه حضرت امام مترقیترین نوع اندیشه در قرن حاضر بود، عنوان کرد: شاهد آن هم این است که کشور ما علیرغم تمام فشارهای همهجانبه در نزدیک به ۵۰ سال گذشته، سرپا مانده است. این ایستادگی، نشاندهنده استحکام اندیشه حکومتی ایشان است.
این نویسنده افزود: مردم ما با وجود تمام انتقاداتی که ممکن است به عملکرد مسئولان داشته باشند، پیوند دلی خود را با اصل حاکمیت حفظ کردهاند. این همان اندیشه نوین امام است؛ همان پیوند دنیا و آخرت. امام(ره) به ما آموخت که دنیا مزرعه آخرت است و هر حرکتی که میکنیم، باید با نگاه به فردای قیامت باشد. این لایههای عمیق فکری، چنان ناب است که قابلیت تحقیق و پژوهش در تمام مراکز علمی جهان را دارد.
کاشانی اسدی در ادامه به قیام 15 خرداد نیز اشاره کرد و گفت: برای درک ۱۵ خرداد، باید به عمق فضای آن دوره برویم. در آن روزها هیچ چشماندازی از پیروزی وجود نداشت و هیچ حمایتی نبود. با خانوادهای از شهدای ۱۵ خرداد صحبت میکردم، میگفتند در آن روزها حتی کسی جرئت نداشت به ما تسلیت بگوید!
وی افزود: بحث بر سر حکومت اسلامی نبود؛ بحث فقط بر سرِ غیرت دینی بود که یک مرجع دینی را دستگیر کرده بودند. رسانه باید این عنصر «غیرت دینی» و آن «تنهایی مؤمنانه» را روایت کند. آن مردم نه با تحلیلهای سیاسی مدرن، بلکه با جوهره دینی خود به میدان آمدند. اگر این ریشهها بهدرستی روایت شود، برای جوان امروز هم منبع الهام خواهد بود.
کاشانی اسدی در پاسخ به این سؤال که در تحلیل قیام ۱۵ خرداد، چه تفاوت ماهوی میان نگاه مادی به مبارزه و نگاه قیامکنندگان آن روز وجود دارد، گفت: تفاوت در «تعریف از انسان» است. مکاتب مادی و کمونیستی نیازهای انسان را در سه ساحت «کار، مسکن و آزادی» خلاصه میکنند و مدعیاند که اگر اینها تأمین شود، انسان به مطلوب خود رسیده است؛ اما در نگاه ما، در مکتب تشیع و دیانت اسلامی، منزلت و شأن انسان بسیار فراتر از اینهاست. ما از یک «انسان متعالی» سخن میگوییم که آزادی و کرامتش در ابعاد مختلف هستی تعریف میشود.
این تاریخپژوه ادامه داد: ۱۵ خرداد تجلی همین انسان متعالی بود. آن مردم بصیر، در حالی به میدان آمدند که هیچ چشمانداز مادی و هیچ تضمینی برای پیروزی وجود نداشت. بهزعم من، حضور و شهادت شهدای ۱۵ خرداد، حتی از شهدای دفاعمقدس هم متعالیتر است؛ چراکه رزمندگان ما در دفاعمقدس، بهپشتوانه یک نظام مستقر و با چشمانداز روشن به میدان میرفتند، اما شهدای ۱۵ خرداد در اوج بیپناهی، بدون هیچ حمایت سیاسی و درحالیکه حتی کسی جرئت تسلیت گفتن به خانوادههایشان را نداشت، تنها برای «دفاع از دیانت» و «حمایت از مرجعیت» سینه سپر کردند.
وی با بیان اینکه روایت ۱۵ خرداد برای نسل امروز همچنان یک الگوی ناب احساس مسئولیت اجتماعی و دینی است، گفت: حرکت ۱۵ خرداد «رنگ خدایی» داشت و موتور محرکه آن «خداجویی» بود. آن مردم، عناصری بابصیرت بودند که جان خود را در طبق اخلاص گذاشتند. برای تکتک آن شهدا در ورامین، پیشوا و سایر مناطق، باید سریالها ساخته و شرح زندگیشان نوشته شود. اینها اسطورههای قابلاتکا و الگوهای زندهای هستند که باید به نسل جوان معرفی شوند.
او همچنین تأکید کرد: در آن روزها هیچچیز دنیویای در کار نبود؛ تنها آتش بود و خون و زندان و شکنجه. آنچه آن جمعیت عظیم را در برابر تانکها و سربازان تا بن دندان مسلح رژیم نگه داشت، نه انگیزههای سیاسی صرف، بلکه یک پیوند عمیق دینی با ریشههای استوار اسلام سیاسی و فقاهت ناب شیعه بود. اگر رسانه بتواند همین «رنگ خدایی» قیام را بدون شعارزدگی به تصویر بکشد، ما بزرگترین خدمت را به ماندگاری میراث امام(ره) انجام دادهایم.
ضرورت بازخوانی اندیشههای امام خمینی(ره) متناسب با وقایع روز
حجتالله عدالتپناه، تهیهکننده تلویزیون درباره مهمترین وجه مغفولمانده از شخصیت امام خمینی(ره) که باید در رسانه ملی به آن پرداخته شود، گفت: امام خمینی(ره) شخصیتی چندبعدی و بسیار بزرگ بودند؛ مرجع دینی، مجتهد، فعال سیاسی، عارف و حکیم. طبیعی است که پرداختن به چنین شخصیتی، آنهم سالها پساز رحلت ایشان، نیازمند نگاههای مختلف و عمیق و در میان ابعاد گوناگون شخصیت امام بُعد مقاومت، روحیه استکبارستیزی و نگاه الهی ایشان به تحولات سیاسی و اجتماعی، ازجمله موضوعاتیاند که برای نسل جدید بسیار مهم و الهامبخش خواهد بود.
عدالتپناه ادامه داد: امام خمینی(ره) شخصیتی بودند که در برابر ظلم و زور ایستادند، اما این ایستادگی صرفاً یک موضع سیاسی نبود، بلکه ریشه در باورهای دینی، سیره اهلبیت(ع)، بهویژه قیام امام حسین(ع) و ایمان عمیق ایشان داشت. همین پیوند میان اندیشه امام و معارف دینی، میتواند برای نسل امروز بسیار جذاب و راهگشا باشد.
وی در پاسخ به این سؤال که چه باید کرد که این روایتها کلیشهای نشوند و برای نسل جدید جذابیت داشته باشند، گفت: مهمترین راه این است که اندیشههای امام را در نسبت با وقایع روز بازخوانی کنیم. بسیاری از سخنان و مواضع امام گویا برای همین روزها بیان شدهاند. چون ایشان بر اصولی تکیه داشتند که زمانمند نبود؛ اصولی مثل ایستادگی در برابر ظلم، نترسیدن از تهدید و اتکا به ایمان و مردم.
تهیهکننده برنامه «جماران» افزود: اگر این اندیشهها را درست استخراج و متناسب با مسائل امروز بیان کنیم، قطعاً برای نسل جدید جذاب خواهد بود. نسل جوان باید بفهمد که یک ملت چگونه میتواند بر پایه یک نگاه الهی و انقلابی، در برابر استکبار بایستد، حتی اگر طرف مقابل ازنظر ظاهری قدرتمندتر باشد. امام خمینی(ره) این روحیه را از مکتب «هیهات من الذله» امام حسین(ع) گرفته بودند و همین رویکرد بود که در انقلاب اسلامی و سپس در مسیر رهبری انقلاب هم ادامه پیدا کرد؛ بنابراین اگر ما بتوانیم این پیوستگی فکری را درست توضیح بدهیم، برای نسل جدید بسیار اثرگذار خواهد بود.
عدالتپناه اضافه کرد: اگر نشان بدهیم که این اندیشهها چگونه در مواجهه با تحریم، تهدید نظامی، فشارهای خارجی و حتی درخصوص موضوع خودکفایی و مقاومت ملی معنا پیدا میکنند، آنوقت جوان امروز بهتر با آن ارتباط برقرار میکند، مثلاً وقتی امام بر این نکته تأکید میکردند که ملتی که فرهنگ شهادت را دارد، از دشمن هم هراسی ندارد، این فقط یک شعار نبود، بلکه یک مبنای فکری و اعتقادی بود. همین منطق است که باعث میشود ملتی در برابر زورگویی بایستد، هزینه بدهد، اما مسیر الهی خود را ادامه دهد.
وی پیام اصلی امام راحل را آن دانست که در جهان امروز هم میتوان مستقل بود، میتوان در برابر نظم ظالمانه جهانی ایستاد و میتوان بر پایه ایمان، مردم و باورهای الهی پیش رفت. شاید این مسیر سختیهایی هم داشته باشد؛ اما درنهایت به استحکام و رشد یک ملت منجر میشود. ما باید به نسل جدید نشان بدهیم که انقلاب اسلامی فقط یک رخداد سیاسی نبوده، بلکه یک تغییر در نگاه به جهان بوده است؛ نگاهی که میگوید تسلیم و تحمیل راهی به نگاه مترقی خمینی کبیر ندارد.
مردم، ایمان و رهبری؛ سه ستون قیام ۱۵ خرداد
جواد منصوری، نویسنده و تاریخپژوه، درباره اهمیت قیام 15 خرداد اظهار کرد: واقعه ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ یکی از مهمترین وقایع تاریخ معاصر ایران است. شاید پیشتر، عمق، اهمیت و ریشههای آن بهخوبی شناخته نشده بود و بیشتر بهعنوان یک قیام یا حرکت اعتراضی عمومی تلقی میشد، اما با گذر زمان روشن شد که این اتفاق ریشههایی عمیق در باورهای اعتقادی، اسلامی و مردمی دارد.
منصوری ادامه داد: این حرکت درحقیقت بهرهبری مرجعیت شیعه و در پاسخ به یک ضرورت تاریخی شکل گرفت؛ ضرورتی برای ورود ایران به مرحلهای تازه و رهایی از سلطه غرب، بهویژه آمریکا. شعارهایی که در روز ۱۵ خرداد سر داده شد، فراتر از شعارهای اعتراضی و مقطعی بود. به همین دلیل، پساز پیروزی انقلاب، حضرت امام (ره) ۱۵ خرداد را بهعنوان مبدأ انقلاب اسلامی معرفی کردند.
وی افزود: ازآنپس، پژوهشگران و تحلیلگران سیاسی تازه به این جریان توجه کردند و کوشیدند آن را از منظر ریشهها و پیامدهایش بررسی کنند که به یک نکته بسیار مهم رسیدند: در ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲، یک نیروی جدید در صحنه سیاسی ایران ظاهر شد؛ نیرویی که در فرهنگ سیاسی جهان تا حد زیادی ناشناخته بود، اما بسیار قدرتمند و اثرگذار ظاهر شد. این نیرو از اعتقادات مردم، انسجام اجتماعی، وحدت ملی و پیوند مردم با اسلام و رهبری دینی شکل گرفته بود.
این تاریخپژوه درخصوص آنکه رسانه ملی چطور میتواند قیام ۱۵ خرداد را بهگونهای روایت کند که برای مخاطب امروز، مفهوم «قیام ملت» را ملموس و قابلدرک کند، عنوان کرد: دراینزمینه باید دستکم سه موضوع را در نظر گرفت. نخست، فرهنگ انقلاب شیعی است؛ فرهنگی که بهطور جدی از عاشورا و روحیه شهادتطلبی تأثیر گرفته و بسیار تعیینکننده است.
منصوری ادامه داد: حضرت امام(ره) هم در وصیتنامه خود میفرمایند: «هرچه داریم از محرم و صفر داریم.» این یعنی جریان عاشورا یکی از مهمترین عوامل تداوم اسلام و مبارزه با نظامهای ظلم و نفاق در طول ۱۴ قرن گذشته بوده است. این پشتوانه فکری و اعتقادی باید برای مخاطب امروز بهخوبی تبیین شود.
وی افزود: دوم، حضور مردم آگاه، مسئول، مؤمن و حاضر در صحنه است. مردم، در اینگونه رخدادها، یک نیروی بسیار تعیینکنندهاند. اگر پیشتر نمونههای عینی این حضور را بهطور کامل مشاهده نکرده بودیم، در تجربههای اخیر هم دیدیم که چگونه حضور مردم در شهرهای مختلف، بسیاری از محاسبات سیاسی را در سطح منطقه و حتی جهان دگرگون میکند. این مردم براساس احساس مسئولیت، اعتقاد و حضور فعال در صحنه، معادلات را تغییر میدهند.
این تاریخپژوه عنوان کرد: سوم، رهبری دینی و سیاسی ویژه است؛ همان جایگاهی که در اندیشه سیاسی ما با عنوان مرجعیت و ولایتفقیه شناخته میشود. این نوع رهبری با رهبریهای معمول دنیا تفاوت اساسی دارد. در اینجا مسئله ریاستطلبی، قدرتخواهی، ثروت یا جایگاه دنیایی مطرح نیست، بلکه نوعی پیوند میان مکتب، مذهب و هدایت جامعه براساس موازین دینی شکل میگیرد.
منصوری بیان کرد: اگر پیشاز انقلاب اسلامی تجربه مستقیم این الگوی رهبری را نداشتیم، پساز انقلاب بهخوبی دیدیم که چگونه توانست کشور ایران را طی نزدیک به پنج دهه، از فرازوفرودهای متعدد عبور دهد و به پیش ببرد. امروز نیز محافل سیاسی و بینالمللی این پدیده را یک امر جدید، ناشناخته و درعینحال اثرگذار میداند؛ بنابراین، برای فهم درست ۱۵ خرداد باید بتوانیم شعارهایی مانند «یا مرگ یا خمینی» و «تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست» را درست تجزیهوتحلیل کنیم و معنای تاریخی، اجتماعی و اعتقادی آنها را به مخاطب نشان دهیم. در گذشته درک این موضوع دشوارتر بود؛ اما امروز زمینه فهم بهترش فراهم شده است.
وی گفت: واقعیت این است که تلاشهایی در صداوسیما شده و قابلانکار نیست؛ اما اینکه این تلاشها تا چه حد توانستهاند اثرگذار و قانعکننده باشند، جای بحث دارد. بهنظرم، مشکل اصلی فقط رسانه نیست. در نظام آموزشی ما، یعنی در آموزشوپرورش و دانشگاهها، نیز دراینزمینه بهاندازه کافی و متناسب با اهمیت موضوع کار نشده است.
این نویسنده با بیان اینکه بسیاری از مردم ما هنوز ۱۵ خرداد و حتی دیگر پدیدههای مهم تاریخ معاصر را بهدرستی نمیشناسند، اظهار کرد: اگر این شناخت از مسیر آموزش، پژوهش و رسانه بهصورت پیوسته و عمیق شکل بگیرد، میتوان امیدوار بود که نسل امروز این رخدادها را دقیقتر درک کند.
منصوری ادامه داد: تاکنون دو کتاب تحتعنوان «قیام ۱۵ خرداد بهروایت اسناد ساواک» به چاپ رساندهام. اساساً، رویکرد ما در این دو جلد کتاب، اتکا به اسناد ساواک بود؛ اسنادی که برای اولینبار در کشور منتشر شد و بخشی از اطلاعات وزارت اطلاعات بود که ما موفق شدیم برای این پژوهش به دست آوریم. بهنظرم، استفاده از این اسناد، زاویهنگاهی کاملاً نو و عمیق به قیام ۱۵ خرداد میبخشد. این اسناد، پشتپرده وقایع، دیدگاههای رسمی و تحلیلهای امنیتی آن دوران را آشکار و به ما کمک میکنند تا بفهمیم چگونه یک حرکت مردمی، تا این اندازه برای ساختار وقت، حائزاهمیت و البته نگرانکننده بوده است. مطمئناً، مطالعه این اسناد، کار پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ را بسیار تسهیل و غنی خواهد کرد.
وی در پاسخ به این سؤال که مهمترین رسالت رسانه در قبال امام چیست، گفت: نکتهای که بسیار اثرگذار است و باید در رسانه ملی برجسته شود، ایمان عمیق امام به خداوند است. امام(ره) فقط خدا را در برابر خود میدیدند و او را منشأ همه امور و تنها مسئول سرنوشت خود و جامعه میدانستند. در دنیای امروز، افراد معمولاً براساس شهرت، ثروت یا رضایت شخصی حرکت میکنند؛ اما حضرت امام(ره) واقعاً «لله» حرکت میکردند. هیچ عاملی غیر از خدا برایشان تعیینکننده نبود که موجب شجاعت بینظیری در ایشان شده بود.
منصوری با بیان اینکه امام(ره) از هیچ قدرتی نمیترسیدند و در برابر هیچ سختیای عقبنشینی نمیکردند، گفت: رضایت به قضای الهی، یکی از ویژگیهای بارزشان بود. به یاد بیاورید زمانی را که در سال ۱۳۵۷، با همان هواپیمای معروف به تهران بازمیگشتند؛ وقتی از ایشان پرسیدند چه احساسی دارید و پاسخ دادند: «من تا الان به وظیفهام عمل کردهام و از این بهبعد هم عمل خواهم کرد؛ برنامه خاصی نداشتم.» این جمله، نمادی از اخلاص و عدمتعلق ایشان به دنیاست.
وی افزود: همین رویکرد باعث شد تا ایشان خود را «خدمتگزار» مردم بدانند، نه «رهبر». در استقبال میلیونی مردم از ایشان در بدو ورود به ایران و همچنین در تشییع میلیونی پساز رحلتشان (حتی پساز ۱۰ سال پرفرازونشیب)، شاهد بودیم که مردم واقعاً به این شخصیت مؤمن و خدمتگزار، ایمان آورده بودند. حتی یک خبرنگار آمریکایی پساز بازدید از منزل امام در جماران، در گزارشی نوشت که اگر امام دستور میدادند، مردم ایران خانهای از طلا برایشان میساختند؛ اما او به خانهای زیر متوسط قناعت کرده بود.
این نویسنده معتقد است: مطالعه سرگذشت و عملکرد مردان بزرگ تاریخ، بسیار درسآموز و هدایتکننده بهسوی کمال است. این مسئله، بهویژه درباره امام خمینی(ره) مصداق پیدا میکند. مطالعه زندگی و افکار ایشان، صرفاً یک مطالعه تاریخی نیست، بلکه به انسان، هویت، اهداف بلندمرتبه، صبر و مقاومت ویژه و روحی قوی برای مقابله با مشکلات میبخشد. بازگشت به اندیشههای امام، که برپایه عقلانیت، معنویت، عدالت و استقلال بنا شدهاند، راهگشاست. اندیشههای امام، محدود به زمان و مکان خاصی نیست، بلکه چارچوبی برای زیست عقلانی و طی مسیر کمال ارائه میدهند.
وی عنوان کرد: برای معرفی این اندیشهها به نسلی که تجربه حضور مستقیم ایشان را نداشته است، چند نکته ضروری است: اول، استفاده از زبان روز و ابزارهای هنری است. باید اندیشههای امام را بهزبان نسل جدید و با استفاده از ابزارهایی که برایشان جذاب است، مانند مستندهای جذاب، فیلمهای کوتاه، محتوای شبکههای اجتماعی ترجمه کرد. مورد دوم، تأکید بر جنبههای عملی و انسانی است و صرف بیان نظریات کافی نیست. باید نشان داد که چگونه این اندیشهها درعمل، زندگی فردی و اجتماعی را متحول کردهاند؛ چگونه امام با قاطعیت مقابل سختیها ایستادند و چگونه مردم را به مشارکت و خودباوری دعوت کردند.
وی گفت: مورد سوم، ارتباط دادن اندیشهها با مسائل روز است، باید نشان داد که چگونه آموزههای امام مانند استکبارستیزی، عدالتخواهی، خودکفایی همچنان برای حل مشکلات امروز ایران و جهان، راهحل ارائه میدهند. مورد آخر نیز ارجاع به منابع مستند است؛ همانطور که در کتابهایمان تلاش کردیم، اتکا به اسناد و مدارک معتبر، اعتبار این معرفی را افزایش میدهد.
منصوری در پایان تأکید کرد: مهمترین رسالت رسانه ملی این است که این اخلاص، مردمداری، شجاعت برخاسته از ایمان و قناعت را بهدرستی به مخاطب امروز، بهویژه نسل جدید، منتقل کند.
الگویی ماندگار برای روایتهای نوین رسانهای
محمد رستمپور، دکترای علوم سیاسی و فعال رسانه و فرهنگ، درباره مهمترین وجه مغفولمانده از شخصیت امام خمینی(ره) در تولیدات صداوسیما گفت: به نظرم مهمترین خلأ این است که ما در تصویرسازی از امام، کمتر توانستهایم ایشان را بهعنوان صاحب اراده برای تحقق یک امر ممکننما، ولی درواقع ناممکن نشان دهیم.
رستمپور ادامه داد: کاری که امام انجام داد، هم در سرنگونی حکومت پهلوی و هم در تأسیس حکومتی که بتواند در برابر مستکبران مقاومت کند، در نگاه بسیاری یک امر ناممکن بود؛ اما امام با ارادهای پولادین، برنامهریزی منسجم و شناخت دقیق از اوضاع، این مسیر را پیش برد.
وی افزود: ما معمولاً در روایتهای رسانهای تلاش کردهایم ضعف رقیب را نشان بدهیم و قدرت خودمان را برجسته کنیم؛ شبیه برخی آثار دفاعمقدس که میخواستند حکومت بعث را ضعیف و خودمان را قوی نشان دهند، اما دراینمیان، مسیر واقعی غلبه بر اراده رقیب و چگونگی تحقق این پیروزی کمتر تصویر شده است. حکومت پهلوی حکومت کوچک و کماهمیت نبود و اگر امام با آن اراده، تدبیر و انسجام فکری و عملی وجود نداشت، بعید بود فرد دیگری بتواند چنین نظامی را شکست دهد.
این فعال رسانه گفت: ما نباید امام را فقط در یک قالب محدود کنیم. نسلهای مختلف یکی پس از دیگری آمدهاند و اگر ما فقط یک بار درباره امام گفته باشیم، یعنی عملاً بازنمایی راه و اندیشه او را برای نسلهای بعدی فراموش کردهایم؛ درحالیکه امام یک شخصیت تاریخی مربوط به گذشته نیست، بلکه اندیشه و زیست او هنوز برای امروز ما مسئلهساز و راهگشاست. به همین دلیل، معرفی امام باید در قالبهای متنوع اعم پویانمایی، موشنگرافیک، اینفوگرافیک، پادکست تصویری، مستند کوتاه، برنامههای ترکیبی و حتی روایتهای خلاقانه در شبکههای مختلف انجام شود.
رستمپور همچنین عنوان کرد: ما نباید تصور کنیم که پرداختن به امام فقط باید منحصر به ایامی خاص، مثل نزدیک به ۱۴ خرداد، باشد، آنهم با تصویری تکراری و محدود، مثلاً از امامیکه ساده غذا میخورد، مانده لیوان آب را در گلدان میریخت یا رابطه خوبی با خانواده داشت. اینها البته بخشی از شخصیت ایشان است؛ اما اگر کل تصویر امام به این موارد تقلیل پیدا کند، نوعی ابتذال یا تقلیل جایگاه امام(ره) اتفاق میافتد.
وی در ادامه با تأکید بر آنکه این مسئله به این دلیل دارای اهمیت است که مسائل امروز ما همچنان با همان مسائلی گره خورده که امام دربارهشان هشدار داده بود، بیان کرد امروز هم تجربه نشان داده که آنچه امام درباره اعتماد نکردن به آمریکا و نسبت به تصور زندگی عادی و بیدغدغه در کنار یک قدرت مستکبر میگفتند، درست بود.
این فعال رسانه افزود: بعضیها آن مواضع را صرفاً نوعی لجبازی ایدئولوژیک یا تعصب سیاسی میدانستند؛ اما واقعیت این است که امام نیز شناختی عمیقتر و دقیقتر از بسیاری از سیاستمداران و حتی برخی اندیشمندان علوم سیاسی جهان، به آمریکا داشت. ازاینحیث، بازخوانی اندیشه امام ضروری است، چون ما هنوز درگیر همان مسئلهها هستیم و تجربه تاریخی هم نشان داده که آن تحلیلها بیراه نبودهاند. رستمپور با بیان اینکه جمهوری اسلامیبرآمده از نگاه امام است، عنوان کرد: اگر امروز با برخی مسائل، مشکلات یا حتی اختلافنظرها روبهروییم، باید برگردیم و ببینیم این نهاد، این نهال و این بنیان، اصلاً برای چه تأسیس شده است. نمیشود به ریشههای فکری جمهوری اسلامیبیتوجه بود و بعد انتظار داشت مسئلهها درست فهمیده شوند.
وی تصریح کرد: باید هر نسل را دوباره با امام آشنا و در این مسیر، از شکلهای متنوع رسانهای استفاده کنیم تا هم محتوا جذاب باشد و هم ارتباط آن با مخاطب بیشتر شود. مشکل اینجاست که گاهی یک قالب را برای همه موضوعات تکرار میکنیم، درحالیکه هر موضوع زبان خودش را میخواهد. رستمپور همچنین با تأکید بر اینکه ما درزمینه تولید محتوا درباره امام(ره) عقب هستیم، گفت: نباید فقط به مصاحبه با اطرافیان امام که متأسفانه بسیاری از آنها دیگر در میان ما نیستند بسنده کرد. درخشش امام در بطن حوادث و تصمیمات سخت ایشان نمایان میشود، مثلاً باید درباره اوضاع بحرانی دوران جنگ صحبت کنیم تا مشخص شود امام در آن وضعیت پیچیده، چگونه تصمیم گرفت و کشور را هدایت کرد. اینکه فقط یک جمله ادبی زیبا از امام را تقطیع کنیم و پخش کنیم، کافی نیست؛ اهمیت کلام امام، در درک «بستر وقوع» آن حادثه است. وی در پایان با تأکید بر اینکه نگاه شبکهای به موضوع امام(ره) باید تغییر کند، گفت: همانطور که درباره قرآن تذکر داده شده بود که نباید محصور در یک شبکه باشد، درباره امام هم همینطور است. همه شبکهها باید با زبان خودشان و با خلاقیتهای هنری از مستند، موشنگرافیک و پادکست تصویری گرفته تا پویانمایی و...، به موضوع بپردازند. نباید اجازه دهیم این موضوع از جدولپخش هیچ شبکهای حذف شود. باید ساختار فعلی تولید و پخش را بازنگری کنیم و بهجای اکتفا به گزارشهای خبری کلیشهای که صرفاً تأییدات جهانی از امام را بازخوانی میکنند، به عمق راهبردی تصمیمات ایشان ورود کنیم.
مردی که معمار تمدنسازی در آینه تاریخ بود
مهدی سجادهچی، فیلمنامهنویس سینما و تلویزیون، نیز گفت: واقعیت این است که زندگی امام(ره) سرشار از ظرفیتهای نمایشی است که متأسفانه در خلال سالیان اخیر کمتر به آنها پرداخته شده است. مشکل اصلی در روایتهای شرححالنگارانه از شخصیتهای بزرگی مانند ایشان، یک خطای رایج است: نادیده گرفتن «جایگاه تاریخی».
سجادهچی افزود: بسیاری تصور میکنند امام(ره) در خلوت خود تصمیم به تشکیل حکومت اسلامیگرفتند؛ درحالیکه چنین نیست. برای کارهای بزرگ، انسانها «برانگیخته» میشوند. امام خمینی(ره) محصول لحظهای از تاریخ است که ایران بزرگ و یک امپراتوری کهن، به خاک نشسته بود و زمان احیای دوبارهاش فرارسیده بود.
وی ادامه داد: وقتی از احیای این تمدن صحبت میکنیم، مرزهای جغرافیایی مطرح نیست، بلکه قدرت «نفوذ فرهنگی» مدنظر است. جمهوری اسلامی نتیجه این برانگیختگی تاریخی است که در وجود ایشان متبلور شد و رسانه اگر بتواند این پیوندِ شخصیت با بستر تاریخ را روایت کند، مخاطب میفهمد که چطور یک رژیم بهظاهر مستحکم، در برابر این اراده تاریخی فروپاشید.
این نویسنده به بیان رسالت رسانه ملی در قبال میراث امام(ره) پرداخت و گفت: مهمترین رسالت رسانه این است که ابتدا خودش، جایگاه تاریخی این شخصیت را بشناسد و سپس آن را به مردم معرفی کند. اگر رسانه بتواند این هویت تاریخی را بهدرستی تبیین کند، تازه درک میکنیم که این انقلاب چگونه رقم خورده است. تاریخ، ظرفیتی برای تغییر و بازگشت ایران به شکوه دوران کهن خود ایجاد کرده بود و امام(ره) معمار این بازگشت بود. این همان نکتهای است که روایتهای فعلی ما نیازمند ترسیم آن است.
سجادهچی در پاسخ به این سؤال که چرا بازخوانی اندیشههای امام(ره) برای حل مسائل امروز جامعه ضرورت دارد، گفت: ما نمیتوانیم مسائل امروز را بدون فهم ریشههای فکری تأسیس نهاد جمهوری اسلامی حل کنیم. همانطور که گفتم، این مسیر، یک ضرورت تاریخی بوده است. اگر ما امام(ره) را صرفاً بهعنوان یک شخصیت محترم متعلق به گذشته ببینیم، او را تقلیل دادهایم. اندیشه امام(ره) نهتنها تاریخمصرف ندارد، بلکه کلید درک پیچیدگیهای سیاسی و فرهنگی امروز ماست و بازخوانی آن بازخوانی فرمول موفقیت برای «احیای هویت ملی» است و رسانه باید این حقیقت را بهزبان روز و با ابزارهای هنری برای نسل جدید روایت کند.
این نویسنده با تأکید بر اینکه نگاه تقویمی، بزرگترین آفت فرهنگ ماست، گفت: اینکه بنشینیم و دو هفته مانده به ۱۵ خرداد فکر کنیم چه بسازیم، از اساس غلط است. این رفتار نشان میدهد که ما برای شخصیتهای محوری تاریخی، هیچ «برنامهریزی بلندمدتی» نداریم. برای ساخت یک اثر تحقیقی، نمایشی یا مستند تراز اول درباره شخصیتی مانند امام خمینی(ره)، باید سالها وقت صرف کرد تا بتوان محصولی درخورِ مخاطب ارائه داد.
سجادهچی در پاسخ به این سؤال که بهعنوان یک فیلمنامهنویس، فکر میکنید هنوز نکتهای در زندگی ایشان باقی مانده که به کار نمایشی تبدیل نشده باشد، گفت: زندگی امام(ره) همچنان معدنی از موضوعات بکر برای فیلم سینمایی و مجموعههای نمایشی است، اما مشکل اینجاست که ما بهجای درک هویت تاریخی ایشان، درگیر ظاهر ماجرا شدهایم.
وی خاطرنشان کرد: در همهجای دنیا برای کارهای بزرگ فرهنگی، برنامهریزیهای دقیق راهبردی میشود. ما باید از این رویکرد مناسبتی و رفعتکلیفی فاصله بگیریم و با نگاه عمیق هنری و پژوهشی، بهسراغ روایت ناگفتههای اثرگذار برویم. تا زمانی که این نگاه تغییر نکند، تولیدات ما همچنان در سطح باقی خواهند ماند و نمیتوانند آن ارتباط عمیق و لازم را با نسل جدید برقرار کنند.
گشاینده قفلهای بسته، نهفقط یک چهره تاریخی
ایمان رضوانینیا، تهیهکننده تلویزیون، در گفتوگو با خبرنگار هفتهنامه صداوسیما، درباره مهمترین رسالت رسانه ملی در قبال میراث امام خمینی(ره) اظهار کرد: گذشت زمان همواره عامل تهدیدکنندهای برای فراموشی ریشهها و بنیانهای هر انقلاب و تحول اجتماعی بزرگی در مقیاس جهانی است. رهبر شهید انقلاب در طول حیات خود، همواره با اشراف بر این موضوع، تلاش کردند تا اندیشه و آرمانهای امام خمینی(ره) نه بهعنوان یک تاریخِ ایستا، بلکه بهعنوان یک منظومه پویا زنده بماند و تجلی مستمر داشته باشد.
رضوانینیا تأکید کرد: رسانه ملی نیز باید بهتأسی از همین نگاه، وظیفه خود را تبیین میراث امام بهعنوان یک سرمایه «جاودان و کاربردی» برای تمام نسلهای این سرزمین بداند. ما باید امام(ره) را از حصار زمان خارج و در متن مسائل امروز مردم تعریف کنیم.
وی افزود: اگرچه ابعاد مختلفی از شخصیت امام موردتوجه بوده، من معتقدم بخش مهمی از ساختار فکر فقهی امام و نوآوریهای ایشان در ابعاد فقه سیاسی و اجتماعی همچنان مهجور مانده است. این تحولات فکری، افق جدیدی در منطق فکر شیعه در قرون اخیر گشود و موجب شد منظومه موضوعی نوینی از حکمرانی و حکومتداری وارد عرصه اندیشه شیعی شود. رسانه ما هنوز هم جای آن را دارد که این منطقِ حکمرانی را بهشکلی جذاب و فهمپذیر برای مخاطب امروز رمزگشایی کند.
این تهیهکننده تلویزیون با بیان اینکه کلیدواژه اصلی در اینجا «تطبیق» است؛ یعنی ایجاد پیوند میان اندیشه ایشان و نیازهای واقعی و روز جامعه، ادامه داد: اگر اندیشه امام را برای ارائه راهکارهایی درراستای حل مشکلات امروز (اعم از مسائل فرهنگی، اقتصادی یا مدیریتی) بهکار بگیریم، دیگر دچار نگاه تاریخی و موزهای به ایشان نخواهیم شد. زمانی که مخاطب حس کند راهکار امام(ره) گرهی از زندگی امروز او باز میکند، آن را با جانودل میپذیرد و روایت نیز از حالت کلیشه خارج میشود.
وی با بیان اینکه جمهوری اسلامی محصول فکر و اندیشه امام است، عنوان کرد: برای تداوم و ارتقای این نظام هیچ راهی جز مراجعه به زیربناهای فکری ایشان نداریم. بازخوانی اندیشه امام یک ضرورت سیاسی یا تشریفاتی نیست، بلکه یک «نیاز راهبردی» برای فهم مسائل امروز و دستیابی به راهکارهای اصولی برای عبور از معضلات است.
این تهیهکننده تلویزیون خاطرنشان کرد: هنوز ظرفیتهای مغفول از زندگی امام(ره) به جا مانده است، برای مثال، «سازشناپذیری امام در برابر جریانهای سیاسی» که سعی داشتند از اصول انقلاب عبور کنند، دستمایه یک اثر نمایشی واقعی و جذاب است.
وی ادامه داد: همچنین دیدگاههای ایشان در باب استکبارستیزی، آرمان فلسطین و نوع مواجهه ایشان با رژیم صهیونیستی، اگر با نگاهی هنری به تصویر کشیده شود، بسیار تماشایی خواهد بود. علاوهبر این، مفهوم «جایگاه مردم» در اندیشه ایشان، ظرفیت عظیمیبرای تولید مستندهای ساختارشکن و اثرگذار دارد که میتواند لایههای پنهان باور امام به جمهوریت را بهخوبی عیان کند.
«زندگی خانوادگی امام (ره)»؛ حلقه مفقوده روایتهای رسانهای از انقلاب
عباس رافعی، کارگردان سینما و تلویزیون، درباره مهمترین وجه از شخصیت امام خمینی(ره) که باید بیشتر به آن پرداخته شود، اظهار کرد: به اعتقاد من، مهمترین نکتهای که از آن غفلت شده، بازگشت به ریشههای انقلاب، یعنی سالهای ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ است. پرسش اساسی نسل امروز این است که «چرا انقلاب اسلامیشکل گرفت؟»، «بر اساس چه خواستههایی این حرکت همهگیر شد؟» و «چه نیازهایی پیروزی آن را رقم زد؟» متأسفانه، آنچه اغلب دیدهایم، روایتهای کلیشهای از ساواک و مسائل امنیتی بوده که گاهی ازنظر هنری نیز بسیار ضعیف عمل کردهاند. ما از تحلیلِ «چراییِ شکلگیری این وفاق ملی» غافل شدهایم. در جهانی که رهبران مخالفان نظام دچار تشتت هستند، امام(ره) شخصیتی بود که کل ملت را پشتسر خود بسیج کرد؛ نه با تبلیغات مدرن، بلکه با منش و رفتارش. این خصوصیت رهبری، هنوز در رسانه ما آنگونه که باید و شاید، رمزگشایی نشده است.
وی در پاسخ به این سؤال که چرا بازخوانی اندیشههای امام (ره) برای حل مسائل امروز جامعه، بهویژه برای نسل جوان، ضرورت دارد، گفت: دلیل اصلی این ضرورت، «صراحت» امام(ره) است. ایشان مسائل را تعارفآمیز و در لفافه مطرح نمیکردند و نگران دل هیچ جناح یا گروهی نبودند.
این کارگردان ادامه داد: همین بیپردهگویی، امروز برای نسلی که با هجمههای گسترده رسانههای بیگانه روبهروست، بسیار جذاب است. مشکل وقتی ایجاد میشود که در رسانه، بهجای «نیازسنجی»، گرفتار «مصلحتسنجی» شویم و فکر کنیم باید چیزی را که بهصلاح مخاطب است، به او ارائه دهیم؛ درحالیکه باید پاسخ «نیازهای روز» نوجوان و جوان درگیر بحران هویتی را براساس اندیشههای امام(ره) استخراج کنیم.
رافعی همچنین با بیان اینکه رسانه هرروز مدرنتر میشود و قالبهای روایی جدیدی میطلبد، گفت: باید از داستانسراییهای سنتی فاصله بگیریم و بهسمت روایتهای مینیمال برویم. امروز یک نماهنگ دودقیقهای با گرافیک و موسیقی درست، میتواند مفاهیمی را منتقل کند که یک سریال ۳۰قسمتی شعارزده از انتقال آن عاجز است. احترام به وقت و شعور مخاطب مدرن، اصل اول این تغییر است.
وی در پایان ضمن اشاره به اینکه همچنان موضوعاتی از زندگی امام(ره) هستند که ظرفیت تبدیل شدن به اثر نمایشی را دارند، گفت: زندگی خانوادگی امام؛ این همان حلقه مفقوده است. وقتی ما به پشتصحنه سیاست برویم و وجوه انسانی، عارفانه و عاشقانه زندگی ایشان را به تصویر بکشیم، آنوقت رفتار ایشان بهعنوان یک پدر در خانه، تبدیل به نمادی از رفتار یک رهبر در جامعه میشود. این کار هم شعاری نیست و هم مخاطب امروز را که تشنه روایتهای اصیل است، بهشدت جذب میکند.