پساز شهادت رهبر انقلاب، بیش از هر زمان این پرسش مطرح میشود که رسانه ملی چگونه میتواند تصویری واقعی و ماندگار از شخصیتی ارائه دهد که طی حدود چهار دهه زعامت کشور، نهتنها رهبری سیاسی، بلکه صاحب منظومهای فکری، فرهنگی و راهبردی در مقیاس تاریخ معاصر ایران محسوب میشد.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، شخصیتی که از دل علمآموزی، مبارزه، فرهنگ و هنر، فقاهت و وجاهت دینی و مدیریت کلان کشور، الگویی از حکمرانی و آیندهنگری را شکل داد و در دهههای متمادی برای کشور در حوزههای مختلف از فرهنگ و رسانه تا سیاست و امنیت، چارچوبها و راهبردهایی بلندمدت طراحی کرد. اکنونکه فصل دنیوی زندگی ایشان به شهادت ختم شده است، مخاطب بیش از گذشته نیاز دارد این ابعاد کمترروایتشده را بشناسد و بداند منطق تصمیمهای بزرگ چگونه شکل میگیرد، چطور میان آرمان و واقعیت پیوند برقرار میشود و چگونه یک منظومه فکری منسجم میتواند مسیر تحولات کشور را هدایت کند. روایت این ابعاد، دیگر صرفاً بازگویی خاطرات یا بازنشر سخنرانیها نیست، بلکه تلاشی برای فهم میراث فکری و تمدنی شخصیتی است که بسیاری او را از استراتژیستهای برجسته تاریخ معاصر میدانند. ازهمینرو، میراث امام شهیدمان، حضرت آیتالله خامنهای، اگر با روایتهای عمیق، مستند و چندلایه در رسانه ملی بازخوانی شود، میتواند برای نسل امروز و آینده به یک حافظه تاریخی الهامبخش تبدیل شود. در این گزارش نگاهی داشتیم به اندیشه این فقیه دانشمند و راههای رسیدن به نقطهای برای بازنمایی دقیق شخصیت ذوابعاد قائد شهید امت از دریچه نگاه تنی چند از برنامهسازان، مستندسازان و کارشناسان.
منشور فکری رهبر شهید برای رسانه ملی، منظومهای راهبردی و آیندهنگر
سیدعلیرضا طباطبایی، تهیهکننده برنامه «شاهدان حضور» شبکه تهران که با رویکردی مستند و گفتوگومحور، خاطرات افرادی را روایت میکند که در سالهای گذشته با رهبر شهید انقلاب دیدار داشتهاند، پیرامون چگونگی پرداختن به ذوابعاد بودن شهید آیتالله خامنهای در تولیدات رسانه ملی عنوان کرد: بهنظرم، اکنون بیشتر به برخی از ابعاد شناختهشده و مشهور شخصیت رهبر شهید پرداخته میشود. برای مثال، با ارتباط ایشان با شعر، محافل ادبی، هنر، قرائت قرآن و… آشنا میشویم؛ اما فکر میکنم باید بیشازپیش به ابعاد جامعالاطراف شخصیت ایشان توجه شود.
وی تصریح کرد: از نگاه من، رهبر شهید در چند قرن گذشته، بدون اغراق، یکی از بزرگترین استراتژیستهای تاریخ ایران بودهاند. این بُعد از شخصیت ایشان بسیار مغفول مانده است. اگرچه در جنگ اخیر تا حدی این مسئله روشن شد؛ اما بهدلیل مشغلههای جنگ و درگیریهای رسانهای، هنوز کمتر به این وجوه شخصیتی شهید آیتالله خامنهای اشاره شده است. میبینیم راهبردهای کلان و بلندمدت ایشان، امروز اهمیت خود را نشان دادهاند. اگر آن راهبردها تدوین نشده بود و آن بودجهها و ظرفیتها با سختی فراهم نشده بود، در جنگ ۱۲روزه و جنگ تحمیلی اخیر، کشور با خطرات بسیار جدی مواجه میشد.
طباطبایی افزود: این مسئله نشان میدهد نگاه آیندهنگر ایشان تا چه اندازه تعیینکننده بوده است. به باور من، در ۴۰۰ یا ۵۰۰ سال گذشته، دستکم از زمان صفویه تا امروز، و با در نظر داشتن اینکه امام راحل(ره) آغازگر مسیر بودند، ما رهبری با این میزان از آیندهنگری، درک مسئله و توانایی شناخت دقیق مسائل کشور نداشتهایم. این موضوع باید بهصورت جدی به اسناد تاریخی تبدیل شود و روایت دقیق آن شکل بگیرد.
این تهیهکننده متذکر شد: درباره رهبر شهید انقلاب، دسترسی به آرشیوها و اسناد بسیار مهمتر از برخی چهرههای دیگر است. ما نباید منتظر بمانیم تا مثل روال تاریخی برخی کشورها، هر ۲۰ یا ۳۰ سال یک بار اسناد طبقهبندیشده در اختیار مردم قرار گیرد. البته برخی اسناد مربوط به مسائل دفاعیاند و طبعاً اکنون نمیشود آنها را منتشر کرد؛ اما بسیاری از جزئیات را میتوان گفت. باید این اسناد در دسترس پژوهشگران، مستندسازان و تولیدکنندگان محتوا قرار گیرد. اگر این کار انجام شود، تولیدات بیشتری در شأن این شخصیت بزرگ شکل خواهد گرفت. درباره شهید سپهبد قاسم سلیمانی هم همین مسئله مطرح بود و اگر دادهها، اطلاعات و آرشیوهای دقیقتری در اختیار مستندسازان قرار میگرفت، قطعاً آثار بیشتری در شأن این شهید نیز تولید میشد.
وی با تأکید بر اینکه اسناد باید در قالب برنامهریزیهای متنوع مورد استفاده قرار گیرند، اظهار کرد: فقط برنامههای گفتوگومحور برای شناخت شخصیت رهبر شهید کافی نیست. باید مستند ساخته شود، پژوهشها به مردم معرفی شوند، دانشگاهها فعال باشند و تلویزیون این دست تولیدات را پوشش دهد. این موضوع باید بهشکلهای متنوع فرهنگی و هنری، ازجمله مستند، تئاتر، کتاب و فیلم بازنمایی شود. در چنین حالتی ذوابعاد بودن رهبر شهیدمان در حافظه عمومی ماندگار شده و صرفاً در سطح گفتوگو نمیماند.
طباطبایی اضافه کرد: نسل جدید با نسل گذشته تفاوت دارد. بهنظرم، نسل گذشته آنچنان که بایدوشاید به ابعاد واقعی تاریخ واقف نشده است. در مقابل، بخشی از نسل جدید، باتوجهبه گسترش وسایل ارتباطی، حتی بدون مطالعه عمیق تاریخ، ایشان را شناخته و حس کرده که با شخصیتی متفاوت روبهرو است. برای این نسل باید از قالبهای قابلفهمتر، ازجمله مقایسه تاریخی با پادشاهان و حکام گذشته ایران، نشان دادن نتایج تصمیمها و راهبردها استفاده کرد؛ چراکه روایت تصمیمهای راهبردی رهبر شهید برای آنها اهمیت بیشتری دارد. برای مثال، درباره اهمیت لبنان و سوریه، ایشان بارها هشدار داده بودند. برخی میگفتند این صرفاً یک رویکرد ایدئولوژیک است؛ اما امروز میبینیم که درواقع، رهبر شهید یک راهبرد تاریخی و قدیمی را احیا کردند و این همان راهبردی است که از دورههای باستانی در ایران وجود داشته است.
وی تأکید کرد: اگر مجموعه سخنرانیها و مواضع رهبر انقلاب از دهه ۷۰ درباره رسانه ملی، تصویر، هنر و تلویزیون گردآوری و با هم مقایسه شود، همین اقدام یک برنامه مستقل و جذاب خواهد شد. در این مقایسه میتوان دید که ایشان در دهه ۷۰ و 80 و ۹۰ چه گفتهاند و چگونه سخنانشان بهمرور کاملتر شده، بیآنکه سخن قبلی را نفی کند. این دقت نظر نشان میدهد که نگاه ایشان به رسانه، نگاه راهبردی و دقیق بوده و صرفاً دیدگاه اجرایی یا شعاری نداشتند.
این برنامهساز ادامه داد: من باور دارم که میراث فکری رهبر انقلاب برای رسانه ملی، صرفاً توصیههای اجرایی نیست، بلکه یک منظومه راهبردی، آیندهنگر و فرهنگی است که باید استخراج، مستندسازی و مقایسهپذیر شود و آن را در قالبهای هنری و رسانهای متنوع به مردم ارائه کنیم. این میراث اگر درست فهم شود، میتواند هم در سطح رسانه و هم در سطح تاریخنگاری و فرهنگ عمومی، اثر ماندگار داشته باشد.
بسیاری از ناگفتههای زندگی رهبر شهید اکنون قابلروایت است
سیدمحمدعلی صدرینیا، کارگردان، مجری و مستندساز گفت: با شناختی که ما از ابعاد شخصیتی رهبر شهید انقلاب در این سالها پیدا کردهایم و براساس تولیدات موجود یا روشهای مختلفی که برای شناخت ابعاد شخصیتی ایشان وجود داشته است، میدانیم با شخصیتی مواجهیم که زندگی بسیار غنی و پرحادثهای داشتهاند. ما با شخصیتی مواجهیم که در جوانی علایقی در حوزههای دینی، فرهنگی و هنری داشته و با بخشی از شاعران، نویسندگان و اهالی فرهنگ، ارتباطات نزدیکی داشته است.
صدرینیا تصریح کرد: سپس در روند مبارزات انقلاب اسلامی، شاهد حضور فعال ایشان هستیم که منجر به زندان، تبعید و اتفاقات بسیاری در آن مقطع مبارزات پیشاز انقلاب میشود. پسازآن، شهید خامنهای عضو شورای انقلاب شده و وارد جریان اداره کشور شدند، مسئولیتهای مختلفی را بر عهده گرفتند و دوره ریاستجمهوری ایشان با داستانها و اتفاقات خاص آن مقطع رقم خورد و درنهایت، دوران رهبری شهید خامنهای و اتفاقاتی که سالبهسال و دههبهدهه با آن رویارو بوده و مدیریت کردهاند، نشاندهنده غنای زندگی و شخصیت حکیمشان است.
این مستندساز اضافه کرد: فارغ از جایگاه رهبری شهید خامنهای، با انسانی دانشمند و شخصیتی ذوابعاد در حوزههای مختلف روبهرو بودیم. طبیعتاً وقتی در عصر خودمان با شخصی با این ویژگیها مواجه شدهایم، حتماً مشتاقیم دور او جمع شویم و درباره آنچه فکر میکند و داستانها و حوادثی که در طول زندگی با آنها روبهرو شده، بشنویم و بدانیم. به همین خاطر، این مجموعه ویژگیها برای انتقال به نسل فعلی و نسلهای آتی بسیار مهم است. بهویژه که در دوره حیات رهبر شهید، نمیتوانستیم بسیاری از مطالب را بیان کنیم. بخشی از تعریفهایی که باید از شخصیت ایشان میشد و ویژگیهایی که لازم بود تبیین شود، در دوره حیات رهبر شهید ممکن نبود؛ چراکه ایشان ملاحظه داشتند و نگاه شخصی و عقیده خودشان این نبود که از ایشان تعریف شود.
کارگردان مستند «غیررسمی» گفت: چهبسا بعضی مطالب اگر در زمان حیات رهبری گفته میشد، این شائبه به وجود میآمد که شاید درحال ساخت یک اثر تبلیغاتی برای یک شخصیت سیاسی در مسند قدرت هستیم؛ اما اکنونکه ایشان به شهادت رسیدهاند، وقتی درباره آن بخشها و ابعاد گفته میشود، تازه معنا پیدا میکند. ضمن اینکه اکنون مردم فصل آخر حیات دنیوی رهبر شهید را هم مردم دیدهاند و همه دنیا شاهد بود که رهبری چگونه ایستادند و برخلاف تمام شایعات و بحثهای مختلف، مقاومت کردند و جان خود را هم در این راه دادند. بنابراین، خیلی از ناگفتهها اکنون میتواند گفته شود و باورپذیر خواهد بود و ملاحظات زمان حیات را ندارد. من فکر میکنم مجموعه اینها نکات مهمی است که باید در طراحی تولیدات رسانهای آتی در نظر گرفته شود.
صدرینیا با اشاره به دیدگاه رهبری به فعالیت رسانهای و منویات ایشان دراینباره اظهار کرد: مجموعهمستند «غیررسمی» به روایت جلسات پنجشنبه رهبر شهید با اهالی هنر، فرهنگ و رسانه میپرداخت، در بخشی از این جلسات که اختصاص به چهرههای رسانهای داشت، یکی از نکاتی که رهبری بر آن تأکید میکردند این بود که دشمنان ما خیلی زودتر و با بودجههای وسیعتر و امکانات بیشتر کار رسانهای را شروع کردند، اما در مقابل آنها، نیروهای خالص رسانهای انقلاب اسلامی هستند که مخلصانه، بدون بودجه و با امکانات بسیار کم، با صفآراییهای دشمن مواجهاند و اتفاقاً در موارد بسیاری بر طراحیهای رسانهای دشمنان فائق میآیند. ایشان مجاهدت و خلوص نیروهای رسانهای انقلاب را مؤثر میدانستند و میگفتند وقتی با چنین مدلی و با چنین مجاهدتی کار شود، خداوند به آن برکت میدهد و باعث میشود بتوانیم در حوزه رسانه بر دشمنان پیروز شویم.
کارگردان مستند «جزیره فارسی» عنوان کرد: رهبر شهید در جلساتی که با اهل کتاب، نویسندگان و اهالی رسانه داشتند، چندین بار تأکید میکردند که خوب پیش رفتهایم؛ اما حجم کار بالاست و باید صدبرابر بیشتر کار کنیم. این فضایی که رهبر شهید ترسیم کردند، اگر در حوزه رسانه بهطورکلی در نظر گرفته شود، به مجاهدتها رنگ جدیتری میدهد. طبیعتاً شهید خامنهای نکات و ملاحظات فنیتر و دقیقتری هم در این سالها و در این جلسات، از دوران ریاستجمهوری تا دوران رهبریشان، داشتند که مجموعه و منشور مفصلی است. وی درخصوص الزامات و روشهای پرداختن به شخصیت رهبر شهید در رسانه ملی اظهار کرد: طبیعتاً معرفی شخصیت ایشان مفید است؛ اما نگاه و خواستههای رهبر شهید بهعنوان دیدهبان انقلاب اسلامی نیز باید در تولیدات برجسته شود. رهبر شهید از یک فراز دیگری به حوادث داخل و خارج کشور، تواناییها، محدودیتها و ملزومات کشور نگاه میکردند و چه در حوزه رسانه و چه غیر رسانه، چارچوبهایی ارائه کردند که در حوادث مختلف کمککننده و پیشبرنده است. بعضی از این محورها محتوایی، بعضی فرهنگی و سیاسی و برخی همان نکاتی است که درباره کلیت فضای رسانه مدنظر ایشان بوده است.
صدرینیا اضافه کرد: قائد شهید امت در جلسات مختلف، ناظر به تولید فیلم و سریال، فعالیت روزنامهها و خبرگزاریها، همیشه مسئله امید را در اولویت قرار میداد. در دیدار با گروههای رسانهای درخصوص اخبار امیدآفرین صحبت میشد. وقتی فیلمسازها میآمدند، رهبر شهید نکاتی پیرامونهالیوود و اینکه چگونه از دل نقد به کشورشان، امید خلق میکنند، متذکر میشدند. درواقع، امید یکی از سرفصلهای مهم منظومه فکری ایشان و چارچوبهایی است که برای تولید محتوا در رسانه مشخص کردهاند. البته چندین موضوع و سرفصل دیگر هم وجود دارد که قطعاً اکنون میتواند بهصورت جدیتری موردتوجه و استفاده قرار بگیرد.
وی یادآوری کرد: در چند ماه اخیر، از مقطع جنگ تاکنون، با حوادث بسیاری از پوشش جنگ و حوادث مرتبط با آن، اخبار حملات دشمن یا پاسخهای نیروهای مسلح، مسئله میدان و حضور در خیابانها، شهادت رهبر انقلاب، شهادت چهرههای نظامی، امنیتی و سیاسی، انتخاب رهبری جدید انقلاب و پرداختن به ابعاد آن مواجه بودیم. بهنظرم، تاکنون رسانه ملی فراتر از پوشش این حوادث که طبیعتاً جدول پخش صداوسیما را پر میکرد، عمل کرده است. هر روز برای رسانه ملی بسیار پراتفاق و پرماجرا بوده و سیری که در آینده هم میتواند کمک کند تا در رویکردهای عمیقتر و تولیدات بزرگتر جاری و ساری باشد، توجه به نکات، دغدغهها و مسیری است که رهبر شهید انقلاب برای فضای رسانهای کشور در این سالها ترسیم کردهاند.
لزوم روایت حکمرانی رهبر شهید با مصادیق عینی در صداوسیما
محمدحسین رجبی دوانی، پژوهشگر و اسلامشناس، درباره نحوه بازنمایی شخصیت و سیره امام شهید انقلاب اسلامی ایران در رسانه ملی اظهار کرد: رسانه ملی اگر گاه با تعارف و احتیاط به روایت شخصیت و عملکرد ایشان بپردازد، نمیتواند ابعاد واقعی اندیشه و سیره قائد شهید امت را برای جامعه و افکارعمومیبهدرستی تبیین کند. درواقع، صداوسیما باید با رویکردی روشن و صریح، ابعاد مختلف شخصیت و رهبری ایشان را روایت کند.
وی افزود: یکی از مهمترین وظایف رسانه ملی دراینزمینه، تبیین دقیق مواضع و رهنمودهای رهبر شهید در عرصه سیاست خارجی است. استکبارستیزی، دفاع از مظلومان جهان و ایستادگی بر اصولی که امام خمینی(ره) برای انقلاب اسلامی ترسیم کرده بودند، ازجمله محورهایی است که باید در برنامهها و تولیدات رسانهای صداوسیما بهطور جدی مورد توجه قرار بگیرد. بازنمایی این اصول میتواند تصویر روشنتری از جایگاه و نقش رهبر شهید انقلاب در تحولات منطقهای و جهانی ارائه دهد.
رجبی دوانی ادامه داد: صداوسیما برای تحقق این هدف باید از ظرفیتهای متنوع رسانهای، بهویژه تولید مستندهای جذاب و روایتهای تصویری بهره بگیرد. شخصیت رهبر شهید دارای ابعاد گوناگون علمی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، مدیریتی و نظریهپردازی تاریخی است و میتوان با روایت دقیق وقایع و تصمیمات مهم دوران رهبری ایشان، تصویری واقعی از صلابت و شجاعت ایشان در مدیریت کشور ارائه کرد.
رجبی دوانی با تأکید بر ضرورت روایت تجربههای راهبردی رهبر شهید در رسانه ملی افزود: ایشان در مقاطعی از الفبای قدرت سخن گفتند و تصریح کردند این امریکاست که به مذاکره نیاز دارد و مذاکره مشکل آنها را حل میکند، نه مشکل ایران را. اگر صداوسیما بتواند چنین تجربهها و تحلیلهای راهبردی را در قالب برنامههای مستند، گفتوگوهای تحلیلی و روایتهای تاریخی بازنمایی کند، مخاطبان بهتر با شیوه نگاه و سبک رهبری ایشان آشنا خواهند شد.
وی ادامه داد: صداوسیما باید با ارائه مصادیق عینی از تصمیمات و مواضع رهبر شهید، تصویر روشنی از سبک حکمرانی ایشان ارائه دهد. یکی از مهمترین ویژگیهای این سبک حکمرانی، تأکید بر نقش مردم در حفظ و پیشبرد انقلاب اسلامیبود. امام شهید همواره بر حضور و نقشآفرینی مردم تأکید داشتند و در عمل نیز نشان دادند که مقاومت و ایستادگی بر اصول، هزینهای کمتر از سازش و عقبنشینی دارد. روایت این تجربه تاریخی در رسانه ملی میتواند به درک بهتر منطق مقاومت در جامعه کمک کند.
این اسلامشناس با اشاره به تداوم مسیر امام خمینی(ره) در دوران رهبری قائد شهید امت گفت: ایشان پساز انتخاب به رهبری انقلاب اسلامی، تصریح کردند که راه ما همان راه امام خمینی(ره) است و در عمل نیز بر همین مسیر حرکت کردند. صداوسیما باید این پیوستگی تاریخی میان مکتب امام خمینی(ره) و رهبری امام شهید را برای مخاطبان بهخوبی تبیین کند.
رجبی دوانی تأکید کرد: یکی از ویژگیهای برجسته امام شهید، صبر و سعهصدر در مواجهه با چالشها بود. رهبر شهید با بردباری و حکمت با بسیاری مسائل مواجه میشدند و همین روحیه بلند گاه باعث میشد برخی جریانهای سیاسی از این صبر سوءاستفاده کنند؛ اما ایشان با متانت و الهام از سیره نبوی با مسائل برخورد میکردند. روایت این جنبه از شخصیت امام شهید نیز میتواند تصویر کاملتری از ایشان در رسانه ملی ارائه دهد.
وی در ادامه به مدیریت بحران در دوران رهبری امام شهید انقلاب اشاره کرد و گفت: صداوسیما باید بهطور جدی به بازخوانی تجربههای مدیریتی ایشان در بحرانهای مهم کشور بپردازد. مدیریت فتنههای سالهای ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ و فتنه امریکایی صهیونیستی سال ۱۴۰۱ و دی سال ۱۴۰۴ همچنین جنگ تحمیلی ۱۲روزه، نمونههایی از بحرانهایی است که رهبر شهید با تدبیر و حکمت آنها را مدیریت کردند. بازنمایی این تجربهها میتواند الگویی از مدیریت بحران در نظام اسلامی را برای جامعه و حتی برای مخاطبان خارج از کشور تبیین کند.
این پژوهشگر افزود: یکی از مهمترین مسئولیتهای صداوسیما در مقطع کنونی، روایت درست و جامع از شخصیت، اندیشه و کارنامه رهبر شهید انقلاب است. اگر رسانه ملی بتواند با بهرهگیری از قالبهای متنوع رسانهای، روایتهای مستند، برنامههای تحلیلی و آثار نمایشی به این موضوع بپردازد، تصویر واقعی و تاریخی از این دوره مهم در اختیار افکارعمومی قرار خواهد گرفت؛ تصویری که نهتنها برای امروز جامعه ایران، بلکه برای قضاوت آیندگان نیز اهمیت فراوانی دارد.
هنوز ابعاد مهم عقلانیت راهبردی قائد شهید امت روایت نشده است
مهدی مهدیقلی، مجری برنامه تلویزیونی «رهنما» که حکمرانی در اندیشه شهید آیتالله خامنهای را مورد بررسی قرار داده است، درخصوص بخشهای مغفول از منظومه فکری ایشان در تصویر رهبر شهید در رسانه ملی اظهار کرد: بهگمانم، مهمترین بخش مغفول، منطق تولید تصمیم در منظومه فکری ایشان است. ما طی سالیان گذشته عمدتاً به بازنمایی مواضع، سخنرانیها و نتایج تصمیمات پرداختهایم؛ اما کمتر به این پرسش توجه کردیم که شهید آیتالله خامنهای چگونه به تصمیم میرسیدند و چگونه میان آرمان و واقعیت، میان اصول و مصلحت، میان هویت و کارآمدی جمع میکردند. فهم یک شخصیت بزرگ و تاریخساز صرفاً ازطریق خروجیهای رفتاری ایشان ممکن نیست، بلکه باید به الگوهای ذهنی و سازوکارهای تصمیمسازیشان نزدیک شد. معتقدم هنوز ابعاد مهمی از عقلانیت راهبردی، نظام اولویتبندی، روش تحلیل مسائل و معماری ذهنی ایشان برای نسل جدید روایت نشده است.
وی افزود: همچنین، بخش دیگری که کمتر مورد توجه قرار گرفته، ساحت فرهنگی و زیباشناختی و نسبت ایشان با شعر، ادبیات، رمان، هنر، زبان، روایت و نیز قدرت نرم شخصیت رهبر شهید است. این وجه در فهم کامل شخصیت ایشان اهمیت بنیادین دارد، زیرا بسیاری از تحلیلهای سیاسی و اجتماعی رهبر شهید بر یک زیرساخت عمیق فرهنگی استوار بود.
این مجری تلویزیون درخصوص احساس مسئولیت خود بهعنوان مجری پساز شهادت رهبری برای روایت ذوابعاد بودن ایشان بیان کرد: اکنون قطعاً احساس مسئولیت بیشتری دارم. پیشازاین، ما درباره رهبری سخن میگفتیم که میان ما حاضر و بر موضوعات مسلط بودند و کنش داشتند؛ اما اکنون ضمن اینکه معتقدیم همچنان زنده و در جایگاه شهید، ناظر بر ما هستند، با یک شخصیت تاریخی هم مواجهیم.
مهدیقلی تأکید کرد: دانشمندان علم ارتباطات معتقدند میان اطلاعرسانی درباره یک شخصیت و ساخت حافظه تاریخی درباره او تفاوت وجود دارد. امروز مسئولیت رسانه صرفاً انتقال اطلاعات نیست، بلکه مشارکت در شکلدهی حافظه جمعی یک ملت است. به همین دلیل احساس میکنم وظیفه ما از بازتاب رویدادها بهسمت روایتسازی مسئولانه تغییر کرده است.
این مجری و کارشناس رسانه متذکر شد: خطر بزرگ در این مرحله آن است که شخصیتهای تاریخی یا به اسطورههای دستنیافتنی تبدیل شوند یا در سطح خاطرات پراکنده تقلیل پیدا کنند. مأموریت ما باید حفظ تعادل میان این دو، یعنی ارائه تصویری واقعی، انسانی، عمیق و درعینحال الهامبخش باشد. برنامه «رهنما» نیز دقیقاً با همین رویکرد شکل گرفت و تلاشی برای عبور از روایتهای سطحی و نزدیک شدن به فهمی عمیقتر از یک تجربه تاریخی و تمدنی است.
وی درخصوص چگونگی ایجاد تعادل بین روایت سوگوارانه از شهادت رهبری و بازخوانی میراث فکری و تاریخ زندگی ایشان در رسانه ملی توضیح داد: در تجربههای جهانی، شخصیتهای بزرگ زمانی در حافظه تاریخی ملتها ماندگار میشوند که سوگواری به فهم و فهم به کنش اجتماعی تبدیل شود. مانند آنچه در شهادت جانسوز امام حسین(ع) و فرهنگ عاشورا رخ داده و این مصیبت عظمیبه یک رستاخیز معظم انسانی مبدل شده است. سوگ، نقطه آغاز است؛ نقطه پایان نیست. اگر روایت ما صرفاً بر فقدان متمرکز شود، نسلهای بعدی بیش از آنکه با اندیشه و میراث آن شخصیت آشنا شوند، با احساس فقدان او مواجه خواهند شد؛ درحالیکه هدف اصلی باید انتقال سرمایه فکری و فرهنگی باشد.
مهدیقلی یادآوری کرد: از این منظر، در طراحی برنامه «رهنما» تلاش کردیم ضمن آنکه سوگ را از حافظه تاریخی جدا نمیکنیم، آن را به تنها محور روایت نیز تبدیل نکنیم. عزاداری و فقدان، دروازه ورود مخاطب است؛ اما مقصد نهایی باید شناخت اندیشه، سلوک، سبک مدیریت و میراث تمدنی رهبر شهید باشد. به تعبیر دیگر، اگر سوگ احساس ما را درگیر میکند، روایت میراث باید فهم ما را درگیر کند و این دو در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
وی در پاسخ به این سؤال که رسانه ملی در سالهای آینده برای روایت و بازخوانی شخصیت و اندیشه شهید آیتالله خامنهای باید بهسراغ چه قالبها و زبانهای تازهای برود تا این میراث برای نسلهای بعدی زنده بماند، گفت: نسل جدید بیش از آنکه با گزارهها ارتباط برقرار کند، با روایتها ارتباط برقرار میکند. به همین دلیل، تصور میکنم رسانه ملی ناگزیر است از بازنشر سخنان به بازآفرینی تجربه زیسته عبور کند. در سالهای آینده نیازمند روایتهای چندلایهایم که باید شامل مستندهای روایی، تاریخ شفاهی نخبگان، روایتهای مسئلهمحور، آثار نمایشی مبتنیبر بزنگاههای تصمیمگیری، پادکستها، محصولات تعاملی و قالبهایی باشد که بتوانند ذهن مخاطب را وارد فرایند کشف و فهم کنند.
مهدیقلی اظهار کرد: مخاطب صرفاً دریافتکننده پیام نیست، بلکه در ساخت معنا مشارکت میکند. بنابراین، هرچه بتوانیم شخصیت رهبر شهید را در قالب تجربههای عینی، روایتهای انسانی و موقعیتهای واقعی بازنمایی کنیم، امکان انتقال این میراث به نسلهای آینده بیشتر خواهد شد. به اعتقاد من، مهمترین تحول موردنیاز، عبور از روایتهای صرفاً توصیفی بهسمت روایتهای تبیینی و تجربهمحور است.
وی درخصوص تغییر در شناخت خود قبل و بعداز حضور در برنامه «رهنما» از رهبر شهید و شخصیت چندوجهی ایشان توضیح داد: بیتردید شناخت من در جریان تولید و اجرای برنامه «رهنما» عمیقتر و متفاوتتر شد. پیشازاین، مانند بسیاری افراد، بیشتر با وجه سیاسی و مدیریتی ایشان آشنا بودم؛ اما در جریان گفتوگو با دهها شخصیت سیاسی، فرهنگی، علمی، حوزوی، نظامی، اقتصادی، بینالمللی و هنری، بهتدریج با لایههای دیگری از شخصیت ایشان مواجه شدم. آنچه برای من بیش از همه شگفتآور بود، انسجام میان این ابعاد مختلف بود؛ گویی در پسِ همه این عرصهها، یک منظومه فکری واحد از شعر و ادبیات گرفته تا سیاست خارجی، از اقتصاد تا فرهنگ، از مدیریت بحران تا مجالس روضه اهلبیت(ع) وجود داشت.
این مجری و کارشناس رسانه تأکید کرد: صادقانه معتقدم هیچ برنامهای نمیتواند مدعی روایت همه ابعاد چنین شخصیتی باشد. «رهنما» را بیشتر باید نقطه آغاز یک مسیر دانست. مسیری برای نزدیک شدن به فهمی عمیقتر از شخصیتی که امروز دیگر تنها یک رهبر سیاسی نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و هویت تمدنی ایران معاصر به شمار میآید. اگر این برنامه توانسته باشد مخاطب را به طرح پرسشهای عمیقتر درباره اندیشه، سلوک و میراث رهبر شهید ترغیب کند، میتوان گفت بخشی از مأموریت خود را انجام داده است.
ظرفیت تمدنسازی نوین اسلامی مکتب فکری رهبر شهید
عاطفه خادمی، عضو هیئتعلمیپژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی، درخصوص تصویری که از قائد شهید امت در رسانه ملی ترسیم میشود و برجستهترین ویژگیهای رهبر شهیدمان اظهار کرد: در بازنمایی رسانه ملی از قائد امت، به نظر میرسد چند مفهوم کلیدی از اندیشه ایشان بیشتر برجسته شده است. ازجمله این مفاهیم، مقاومت در برابر نظام سلطه است که ریشه در نگاه قرآنی ایشان دارد. همچنین، مفهوم تمدنسازی نوین اسلامی و لزوم تحقق گام دوم انقلاب برای تحقق آن، از دیگر محورهای اصلی بیانات ایشان بوده که رسانه ملی بر آن تأکید داشته است.
وی تصریح کرد: بااینحال، کیفیت این بازنمایی نیازمند تعمیق بیشتری است. همانطور که خود ایشان شخصاً رسانهها را رصد میکردند و بر دقت در محتوا تأکید داشتند، انتظار میرود رسانه ملی فراتر از بازتاب سطحی اخبار، به تبیین شبکهای و مفهومی از اندیشه ایشان بپردازد تا بتواند هدایتگر تحولات در گام دوم انقلاب باشد.
خادمی ادامه داد: امام شهید را بیشک باید ادامهدهنده راه امام خمینی(ره) دانست؛ درعینحال، ایشان با خوانش خاص خود، منظومه فکری مستقلی را پدید آوردند که میتوان آن را «مکتب شهید خامنهای» نامید. این مکتب در حوزه حکمرانی ولایی به نظریهای نوین دست یافته که مبتنیبر قرآن بهعنوان نهتنها کتاب هدایت فردی، بلکه آیین حکمرانی و سند راهبردی اداره جامعه است. این حکمرانی بر دو پایه «کتاب»، یعنی قرآن بهمثابه جهانبینی و «میزان» در ساحت ولایت بهمثابه معیار عدالت استوار است و اهدافی چون انسانسازی و جامعهسازی برای تحقق نظام توحیدی را دنبال میکند.
دبیر اسبق شورای فرهنگ عمومیکشور تأکید کرد: رسانه ملی برای برجستهسازی این مکتب، باید بر جنبههای تمدنسازی، انسانسازی و سبک زندگی ولایی در اندیشه ایشان تمرکز کند. همچنین، نشان دادن اینکه چگونه ایشان باتکیهبر این اندیشه، بهدنبال تعالی بخشیدن به سبکهای رایج مدیریتی در قالب یک سبک متعالیترند، میتواند بسیار اثرگذار باشد.
خادمی متذکر شد: امام شهید در طول سالیان رهبری خود، با بحرانهای پیچیده و هجمههای بیرحمانه زیادی مواجه بودند. رویکرد ایشان در این بزنگاهها، تلفیقی از مدیریت هوشمندانه و راهبردی بود که در تاریخ انقلاب کمنظیر است. قائد شهید امت باتکیهبر اصول ولایت و با درک عمیق از شرایط، توانستند از بحرانهای بزرگی عبور کنند و پژوهشها نشان میدهد شش سطح مدیریتی «بینشی»، «قانونی»، «قدرتی»، «سازمانی»، «عمومی» و «مردمی»، کارآمدی نظام را تضمین کرده است.
مشاور اجتماعی و دبیر ستاد جمعیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیزدهم بیان کرد: رسانه ملی میتواند با تولید محتوای تحلیلی و مستند، این مدیریت بحرانها را بهصورت روایتهای الهامبخش بازگو کند تا الگویی برای نسلهای آینده باشد. وقایعنگاری دقیق و بازخوانی رهنمودهای ایشان در آن مقطع، میتواند بهعنوان یک منبع غنی برای مطالعه راهبردهای مقاومت و پیشرفت عمل کند.
وی تأکید کرد: ماندگاری میراث امام شهید خامنهای درگرو حفظ انسجام ملی و وحدت است که ایشان همواره بر آن تأکید داشتند. برای بازتولید این میراث در سالهای آینده، باید موازینی چند رعایت شود. ازجمله مردمباوری که ستون اصلی بقای انقلاب ازنظر ایشان، باور به مردم و مشارکت آنهاست. موضوع دیگر وحدت ملی است. این وحدت نه یک راهبرد مقطعی، بلکه مقدمهای برای شکلگیری تمدن نوین اسلامی محسوب میشود. همچنین تحول و پویایی به این معنا که بازتولید اندیشه ایشان نباید به تکرار کلیشهها منجر شود، بلکه باید با نگاهی نو، مفاهیم را برای نسل جدید تبیین کرد.
عضو هیئتعلمیپژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی افزود: سیره امام شهید خامنهای، استکبارستیزی را از یک شعار به یک دکترین حکمرانی تبدیل کرد. ایشان با نگاهی لایهبندی شده به این مسئله، مقاومت در برابر دخالت و شرارت قدرتهای استکباری را بهعنوان یک اصل حیاتی مطرح کردند. این رویکرد، علیرغم تحریمها و فشارهای نظامی و فرهنگی، توانست جایگاه ایران را در منطقه و جهان ارتقا دهد. ایشان با دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر زیادهخواهیها، نگاه سلطهگرانه استکبار را به چالش کشیدند و به ایران اسلامی هویتی مستقل و اثرگذار بخشیدند. این نگاه، نهتنها کشور را از انفعال نجات داد، بلکه آن را بهعنوان یک قدرت مقاوم و تأثیرگذار در معادلات جهانی مطرح ساخت که میتواند الگویی برای سایر ملتهای مظلوم باشد.
سالها میتوان درباره دوران زعامت رهبر شهید مستند ساخت
مهدی مطهر، تهیهکننده مستند «ضیاءالدین» که حقایقی ناگفته از زندگانی رهبر شهید انقلاب را از دوران کودکی تا جوانی ایشان روایت میکند، درخصوص تصویری که از شهید آیتالله خامنهای در رسانه ملی ارائه میشود، بیان کرد: صداوسیما بهعنوان رسانهای با مرجعیت بسیار بالا باید در تولید محتوا بهگونهای عمل کند که به روحیه و تواضع رهبر شهید نزدیک باشد. ایشان باور داشتند که آنتن تلویزیون نباید صرف توصیف زندگی شخصی رهبر شود و به همین دلیل، دفترشان سختگیریهایی داشت تا در زمان حیاتشان، فیلمهای محدودی از ایشان در رسانه پخش شود. بااینحال، در آثار معدودی مانند «غیررسمی»، تلاش شد بیشتر به زیست فرهنگی، هنری، کتابی و تمدنی رهبری پرداخته شود.
وی تصریح کرد: در برخی دیگر از تولیدات مانند «در لباس سربازی» به تجربه زیست رهبر شهید در جنگ هشتساله و حضور ایشان در جبهههای دفاعمقدس و نیز موضوعاتی مانند ولایتمداری، صبوری، توجه به زبان فارسی و اهتمام به هویت ایرانی پرداخته شده است. ما در مقطعی تصمیم گرفتیم فیلمی درباره کودکی رهبر شهید و تجربه زیست قرآنی ایشان بسازیم. در آن دوره با وجود درخواست کمک از دفترشان، همکاری لازم صورت نگرفت؛ اما با پیگیری و کمک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین یافتن افرادی که در دهههای ۳۰ و ۴۰ در مشهد با ایشان ارتباط داشتند، توانستیم درباره اهتمام ایشان به جلسات قرآن، تأثیرشان در رواج قرائت و صوت و لحن مصری و نیز تأثیرپذیری انقلابی ایشان از تفسیر قرآن فیلمی تولید کنیم. این اثر با وجود محدودیتها و دسترسیهای موجود، به کار قابلقبولی تبدیل شد. حتی در خلاصه فیلم نیز نام رهبر شهید ذکر نشده بود و تنها از زیست قرآنی پیشاز انقلاب در مشهد سخن گفته شد. نام اثر، یعنی «ضیاءالدین» نیز بهدلیل شهرت ایشان با این نام در مشهد انتخاب شد.
این تهیهکننده ادامه داد: بهدلیل سختگیری دفتر و نیز اهتمام رهبر شهید به تواضع زیستی، در زمان حیات ایشان تعداد کمی فیلم دربارهشان ساخته شد. بااینحال، فیلمها، تصاویر، اصوات و محتوای مرتبط با ایشان در آرشیو وجود دارد و ظرفیت آن هست که سالها درباره این شخصیت، مستند و آثار داستانی تولید شود. مستندسازان مانند پژوهشگران عمل میکنند و با بررسی جزئیات تاریخی به روایتهای دقیق میرسند؛ ظرفیتی که درباره شخصیت رهبری نیز بسیار اهمیت دارد. ۳۶ سال زعامت پرافتخار قائد شهید امت میتواند برای سالها موضوع تولید آثار مستند باشد.
مطهر با بیان اینکه در تاریخ معاصر برای بسیاری از چهرهها روایت ساخته شده است، گفت: برای نادرشاه، شاهعباس، امیرکبیر و مدرس مستندهای متعددی تولید شده و درباره رهبر شهید نیز باید چنین روایتی شکل بگیرد؛ اما این کار نیازمند زمان است. هرچه زمان میگذرد، ابعاد کار ایشان روشنتر میشود؛ مانند جزیرهای که با پایین رفتن آب آرامآرام نمایان میشود. بهنظرم، روش و فضای فکری رهبر شهید شبیه حضرت نوح بود؛ کشتیای ساختند که بسیاری آن را درک نمیکردند، اما حوادث بعدی نشان داد آن کشتی محکم و نجاتبخش بوده است.
وی بیان کرد: هرچه اسناد، روایتهای شفاهی و تاریخهای مرتبط با رهبر شهید که اکنون در برخی موارد محرمانه یا در دسترس نیستند، بیشتر منتشر شود، عمق تحرکات و اثرگذاری ایشان بهتر به جامعه و حتی رسانههای خارجی منتقل خواهد شد. رسانه ملی نیز باید در روایت این موضوعات از هیجانزدگی پرهیز کند؛ چراکه در موضوع رهبری، صرف واکنش احساسی کافی نیست و باید روایتها با آرامش، عقلانیت و طمأنینه شکل بگیرد.
مطهر ادامه داد: من توفیق داشتم در دیدارهای مختلف ازجمله سفر بجنورد، دیدار دانشگاه افسری و نشستهای دانشجویی، بهعنوان مستندساز همراه رهبر شهید باشم. آنچه برایم اهمیتی ویژه داشت، منشور مستندسازان بود که ایشان نوشته بودند و بعدها توسط حوزه هنری منتشر شد. این منشور نشان میدهد که ایشان به روایت دقیق تاریخی در مستندها، بهویژه روایتهایی که عزت ایران و آینده کشور را نشان دهد، اهمیت زیادی میدادند. ایشان درخصوص روایت تاریخ دوره پهلوی، جنگ و مستندهای مربوط به قهرمانان دفاعمقدس حساس و پیگیر بودند و حتی کتابهای مرتبط با این حوزهها را توشیح میکردند.
مطهر گفت: میراث رهبر شهید برای مستندسازان و رسانه یک معدن عظیم روایت است؛ اما این روایت باید پژوهشمحور باشد، زمان کافی برای پختگی داشته باشد، از هیجانزدگی دور بماند و برپایه اسناد و تاریخ شفاهی شکل بگیرد تا شخصیت و منظومه فکری ایشان نهفقط در قالب یک فرد، بلکه بهعنوان یک مکتب و یک جریان تاریخی روایت شود.