همزمان با آغاز جنگ، رادیو تهران با طراحی و تولید برنامه «جان من ایران» تلاش کرد فراتر از پوشش صرف اخبار، روایتگر زندگی، همدلی و امید در متن جامعه باشد. این برنامه که در روزهای نخست جنگ با رویکردی ویژه روی آنتن رفت، ضمن اطلاعرسانی لحظهای، به موضوعاتی همچون سلامت روان خانوادهها، فعالیتهای مردمی، فرهنگ مقاومت و تحلیل تحولات نیز پرداخت.
به گزارش روابط عمومی رسانه ملی، تیم تولید «جان من ایران» و همکارانش این گفتوگو از شکلگیری ایده برنامه، چالشهای تولید در شرایط بحرانی، معیارهای انتخاب مهمانان، تغییر رویکرد برنامه پس از آتشبس و چشمانداز ادامه این برنامه رادیویی سخن گفتهاند.
از میدان خبر تا متن زندگی مردم
مینا نیکانیک، تهیهکننده برنامه «جان من ایران»، در توضیح ایده تولید این برنامه در روزهای آغازین جنگ و ضرورت تولید آن بیان کرد: واقعیت این است که شرایط جنگی، «جان من ایران» را بهعنوان یک ضرورت برنامهسازی برای ما مطرح کرد. وظیفه رسانه صرفاً مخابره اخبار جنگ نیست. مردم در کنار اطلاع از تحولات، به یک همراه نیاز داشتند؛ رسانهای که بتواند فضای جامعه را روایت کند، امید را زنده نگه دارد و درعینحال با اطلاعرسانی دقیق، از شکلگیری شایعات و نگرانیهای بیدلیل جلوگیری کند.
وی افزود: پس به این نتیجه رسیدیم که نباید صرفاً یک برنامه خبری روی آنتن داشته باشیم. رادیو تهران همیشه رسانه زندگی مردم بوده و باید در چنین روزهایی همصدای مردم باقی میماند. به همین دلیل، ساختار برنامه را بهگونهای طراحی کردیم که علاوهبر پوشش لحظهای تحولات، روایتگر زندگی جاری در شهر نیز باشد. گزارشگران ما در سطح تهران حضور پیدا میکردند، از همدلی مردم، فعالیت گروههای جهادی، حضور داوطلبانه شهروندان و فضای عمومی جامعه گزارش تهیه میکردند تا مخاطب احساس کند زندگی متوقف نشده و جامعه، با وجود همه سختیها، با امید و انسجام به مسیر خود ادامه میدهد. درواقع، «جان من ایران» از دل همین نگاه متولد شد؛ اینکه در روزهای سخت، رسانه فقط روایتگر جنگ نباشد، بلکه روایتگر ایستادگی، همبستگی و ادامه زندگی مردم ایران نیز باشد.
نیکانیک با اشاره به چالشهای برآمده از فضای جنگی تصریح کرد: تولید برنامه در روزهای جنگ، با شرایط عادی هیچ شباهتی نداشت. در یک برنامه رادیویی معمول، شما از قبل برای مهمان، آیتمها، گزارشها و حتی زمانبندی برنامه برنامهریزی میکنید، اما در آن روزها گاهی همهچیز ظرف چند دقیقه تغییر میکرد. اگر اتفاقی در کشور رخ میداد، کل ساختار برنامه تحتالشعاع قرار میگرفت؛ بنابراین آمادگی دائمیبرای بازطراحی برنامه در کوتاهترین زمان ممکن، بخش مهمی از کار ما بود. شاید ساعتهای طولانی کار، بیخوابی و تغییرات مداوم برنامه خستهکننده بود، اما وقتی بازخورد مخاطبان را میدیدیم، مطمئن میشدیم که این تلاش ارزشش را داشته است.
وی ادامه داد: اگر قرار باشد تمام آنچه در این مدت گفتهایم، شنیدهایم و روایت کردهایم در یک جمله خلاصه شود، آن پیام این است که ایران در سختترین شرایط نیز با اتکا به مردم خود، با همدلی، آگاهی و امید مسیرش را ادامه میدهد.
نیکانیک با اشاره به چشمانداز این برنامه بیان کرد: «جان من ایران» از ابتدا برنامهای متناسب با نیازهای روز جامعه بوده و طبیعی است که در ادامه مسیر نیز همین رویکرد را دنبال کند. امروز منطقه و جهان با تحولات مهمی روبهرو هستند و بسیاری از این تحولات به شکل مستقیم یا غیرمستقیم بر زندگی مردم تأثیر میگذارند. به همین دلیل، در ادامه برنامه، توجه ویژهای به مسائل راهبردی منطقه، اقتصاد، امنیت انرژی، دیپلماسی، تحولات ژئوپلیتیکی و جایگاه ایران در معادلات جهانی خواهیم داشت. البته این به معنای فاصله گرفتن از هویت فرهنگی و اجتماعی برنامه نیست. همچنان ارتباط با مردم، روایت زندگی روزمره، معرفی کتاب، پرداختن به ادبیات پایداری، گفتوگو با چهرههای فرهنگی و بررسی موضوعات اجتماعی از بخشهای مهم برنامه خواهد بود.
تلاش برای دعوت به همدلی و آرامش
سارا عشقینیا، گوینده برنامه رادیویی «جان من ایران»، با تشریح تجربه حضور در روزهای آغازین جنگ، از شکلگیری اتاق فکر، استقرار در استودیوهای جایگزین و تلاش برای حفظ جریان اطلاعرسانی و تقویت روحیه عمومی مردم سخن گفت.
وی درباره فعالیت خود در نخستین روزهای جنگ اظهار کرد: از همان لحظات ابتدایی که صدای حملات دشمن در سازمان صداوسیما شنیده شد، به ما ابلاغ کردند به استودیوی معین رادیو جوان منتقل شویم و فعالیت خود را از آنجا ادامه دهیم. به دلیل شرایط جنگی و ترافیک سنگین، رسیدن به استودیو حدود چهار ساعت زمان برد و حوالی ساعت دو بعدازظهر توانستیم کار خود را آغاز کنیم.
وی افزود: در ساعات نخست، اطلاعات دقیقی از ابعاد حوادث در اختیار نداشتیم؛ بنابراین تلاش کردیم ضمن دعوت مردم به آرامش، همدلی و حفظ انسجام، اطلاعرسانی دقیق و مسئولانه را در اولویت قرار دهیم. همان روز با حضور مدیر و قائممقام شبکه، اتاق فکری تشکیل شد و با رصد مستمر منابع خبری داخلی و خارجی، آخرین تحولات را در اختیار مخاطبان قرار میدادیم.
عشقینیا ادامه داد: در همان ساعات ابتدایی، حجم قابلتوجهی از پیامکها و بازخوردهای مردمیبه برنامه ارسال شد که نشان میداد مخاطبان، رادیو را بهعنوان یکی از منابع اصلی دریافت اخبار دنبال میکنند.
این گوینده رادیو درباره اهداف شکلگیری این برنامه گفت: هدف اصلی از تولید برنامه در دقایق نخست بحران، آرامسازی فضای عمومی، افزایش آگاهی مخاطبان و اطلاعرسانی به مردم تهران و سایر نقاط کشور بود. میدانستیم که شنوندگان از سراسر ایران برنامه را دنبال میکنند و به همین دلیل تلاش کردیم ضمن حفظ آرامش، اطلاعات موردنیاز آنان را بهموقع ارائه دهیم.
عشقینیا با اشاره به روند تولید برنامه اظهار کرد: این برنامه در ابتدا با عنوان «پاسدار ایران» آغاز شد و ما بهعنوان سرباز رسانه کار خود را انجام دادیم. در ادامه و به دلیل آسیبدیدگی استودیوی معین بر اثر حملات، ناچار شدیم فعالیت خود را به استودیوهای دیگر منتقل کنیم و گروههای مختلف برنامهسازی با محورهای مقاومت، ایستادگی، امیدآفرینی و اطلاعرسانی، تولید برنامه را ادامه دادند.
عشقینیا در پاسخ به این پرسش که یک گوینده رادیو در شرایط جنگی باید چه ویژگیهایی داشته باشد، گفت: فعالیت رسانهای در چنین شرایطی نیازمند هوشیاری، سرعت عمل و مدیریت احساسات است. گوینده باید در هرلحظه آمادگی روایت دقیق وقایع را داشته باشد و درعینحال بتواند احساسات خود را کنترل کند تا پیام را به بهترین شکل به مخاطب منتقل کند.
وی افزود: البته بهشخصه هنگام اعلام شهادت رهبر و در برخی گفتوگوها، بهویژه هنگام صحبت با خانوادههای شهدا و آسیبدیدگان جنگ، کنترل احساسات بسیار دشوار بود و گاه تحت تأثیر فضای عاطفی قرار گرفته و نتوانستم جلوی گریهام را بگیرم.
عشقینیا با اشاره به شرایط کاری عوامل برنامه گفت: همه اعضای گروه میدانستیم که ممکن است هر لحظه استودیو هدف حمله قرار گیرد اما با وجود همه مخاطرات، کار اطلاعرسانی را ادامه دادیم. گروه اجرایی ما متشکل از سه بانوی رسانهای بود که با تمام توان در میدان حضور داشتند و تلاش کردند جریان اطلاعرسانی متوقف نشود. در کنار مسئولیت خود بهعنوان مدیر گروه در ایرانصدا، حضور میدانی و همراهی مردم بزرگترین انگیزه برای ادامه کار بود. هر بار که ایستادگی مردم را در صحنه میدیدم، این باور در من تقویت میشد که اگر آنان در میدان از کشور دفاع میکنند، ما نیز وظیفه داریم در میدان رسانه با تمام توان به رسالت خود عمل کنیم.
«جان من ایران» نوای اقتدار ملی
الهام شوقی، گوینده برنامه رادیویی «جان من ایران» در بیست و هشتمین سال اجرای خود معتقد است گوینده در شرایط بحرانی باید خود را در متن جامعه ببیند و صدای مردم باشد. او میگوید رسالت «جان من ایران» از روزهای جنگ تاکنون، آگاهیبخشی، همدلی و ایستادن در کنار مردم برای حفظ سرمایهای به نام ایران بوده است.
وی درباره تفاوت اجرای خود پس از تغییر فضای برنامه از دوران جنگ به تحلیل مسائل روز اظهار کرد: اجرای یک گوینده، متأثر از احوال عمومی جامعه است. جنگ، موضوع مهمی در بر هم زدن شکل عادی زندگی است و اگر گوینده خود را در بافت واقعی جامعه قرار دهد، نمیتواند جدای از آنچه مردم بابت آن در رنج و اضطرار هستند، اجرا کند. نادیده گرفتن این مهم، گوینده را در نظر مخاطب تنزل میدهد و او را بیگانهای در لباس آشنا معرفی میکند.
وی درباره پیام امروز برنامه «ایران جان» گفت: «جان من ایران» تنها یک برنامه در شرایط حساس جنگ نبود. قلب زخمخورده مردم بابت از دست دادن بزرگان و عزیزانشان، مسیر برنامه را با بنمایه آگاهی و اقتدار به سمت همدلی بیشتر هدایت میکرد. پیام ما ایستادن با هم و در کنار هم بود؛ برای سرمایهای به نام وطن؛ سرمایهای که هر ایرانی در آن سهمی داشته و دارد. بانک این سرمایه، جان تکتک ماست. با کلام، ترانه، آگاهی و تکیهبر توان دلیرمردانمان توانستیم پیام اصلی برنامه را به گوشهای شنوا برسانیم و این برای من کار کمی نبود.
شوقی درباره ویژگیهای اجرای برنامهای با موضوعات سیاسی و اقتصادی نیز بیان کرد: این موضوع بستگی به اعتباری دارد که گوینده برای خودش قائل است. در زمانهای که ثانیهبهثانیه اطلاعات بهروز میشود، غفلت از چگونگی اجرای یک برنامه خاص، میتواند همان سقوط ناگهانی گوینده باشد. بنابراین حتی اگر موضوع اقتصاد و سیاست، تخصص تحصیلی گوینده نباشد، بر او واجب است که با ذهنی آگاه، برنامه را از قله آغاز کند، نه از دامنه.
وی با تأکید بر اهمیت بیطرفی در اجرا افزود: بیطرفی، دغدغه همیشگی من در اجراست، زیرا من یک پیامرسانم، نه تولیدکننده پیام. دخل و تصرف غیرحرفهای گوینده در مسیر انتقال پیام، ممکن است چیزی از آن کم یا چیزی بر آن اضافه کند که نه شایسته باشد و نه بایسته. بیطرفی در اجرا، ریشه در فهم گوینده دارد و آنتن زنده به گویندگانی نیاز دارد که مشق خود را بدانند و در نقطهای از اجرا بایستند که نه خشمی را برانگیزند و نه رخوت و سکونی در جامعه شنیداری ایجاد کنند. بیطرفی، تمرین همیشگی من است.
وی درباره تأثیر اجرای «جان من ایران» بر نگاه شخصی خود نیز گفت: بیشک این تجربه، نگاه مرا تغییر داده است. من نیز همچنان به دنبال پاسخ پرسشهای خودم هستم و آنچه دیدم، شنیدم و با تمام وجود در کنار مردم تجربه کردم، بر نگرشم اثر گذاشته است. این تأثیر در سطوح مختلف اجرای برنامه با من خواهد ماند و چهبسا باعث شده باشد بتوانم زوایای تازهای از کارم را به مخاطب نشان دهم.
این گوینده رادیو در پایان، «جان من ایران» را اینگونه معرفی کرد: «جان من ایران» نوای اقتدار ملی است؛ فرش دستباف زن عشایر ایرانی است؛ تفنگ مرد لر برای دفاع از میهن است؛ کمر خمشده زن شالیکار گیلانی هنگام نشای برنج است؛ صوت خوش مؤذنزاده اردبیلی وقت دعاست؛ احساس مسئولیت پرستاری است که برای در آغوش گرفتن کودکان شیرخوار، زیر آتش دشمن میایستد؛ پزشک متعهد، مهندس دلسوز و خبرنگار صریحاللهجه زیر آوار جنگ است. «جان من ایران» همه ایران است؛ همان ایرانی که نام دماوندش از شعرها فراتر رفته و امروز صلابتش، مثال بارز وجود زن و مرد ایرانی است.